گزارش «اقتصادسرآمد» از پیامد های رشد حاشیه نشینی درایران
از حاشیه نشینی تا کانکس خوابی
گروه جامعه- مهدی بیرانوند روژمان: گرانی واژه ای ترسناک در ادبیات سال ، ماه و روزهای اخیر بوده و هست. این پدیده که با تحریم های غرب تشدید وبا شیوع ویروس عالم گیر کرونا به اوج رسید. «تورم» اکنون در تمام سطوح جامعه و اقتصاد کشور تاثیر گذاشته و پیکان فشار خودرا مستقیم روی سینه ملت قرار داده است. ضعف بازار کشاورزی و دامپروری باعث مهاجرت روستا به شهرستان ها شد و نبود بازار کار مناسب در شهرستان ها و شهرهای کوچک مهاجرت کاری را ازشهرستان به کلان شهرها افزایش داده و سبب رشد حاشیه نشینی درایران شد. هماهنگ نبودن جیب با بازار معشیت و مسکن هم در کند شدن رشد جمعیت اثرگذاشته وهم حاشیه نشینی را تا پشت بام خوابی و خانه های ۲۵ متری و درحالت بدتر به گورخوابی سوق داده است. با این روند امید به زندگی کاهش یافته خودکشی افزایش و ازدواج به صفر رسیده است.
زندگی را بجز عشق چه چیزی می گرداند ؟ پول
بله! پول گرداننده اصلی تمامی چرخهای زندگی و حتی زمین است؛ هرآن کس که همچنان شعار علم بهتراز ثروت است را می دهد یا درخواب است یا خودرا برای منفعت شخصی و ساختن برج ها بر روی اعتقادات و زندگی مردم به خواب زده است!
اوضاع نابسامان بازار مسکن و گرانی خانه ،زمین،مصالح و نبود کنترل درقیمت گذاری ها مردم را با آرزوی مرگ مواجه کرده است. نبود توسعه پایدار احتماعی ،اقتصادی،آموزشی در کشورمان و عدم توجه به ایجاد امنیت شغلی دوراز تفکر اقتصاد فسیلی ازعوامل این مشکل اجتماعی و اقتصادی بوده و هست .
براساس مستندات تاریخی، حاشیهنشینی در ایران از دهه 30شمسی و هم زمان با آغاز مهاجرت روستاییان به سوی شهرها آغازو از دهه40 به بعد بهدلیل سیاستهای حکومت مبنی بر اصلاحات ارضی، سرعت آن بیشتر شد و روند مهاجرت تا امروز نیز ادامه دارد.
حاشیهنشینان پس از مهاجرت، فرهنگ و سبک زندگی جدیدی را ایجاد کردند که نه مشابه زندگی شهرنشینی است و نه شبیه زندگی روستاییان. آنها از طریق اقتصاد شهری گذران زندگی میکنند اما از اجتماع و فرهنگ و زیرساختهای کلان شهرها بیبهرهاند و به نوعی محرومترین بافت شهری را تشکیل میدهند. حاشیهنشینی پدیده ملی و بومی نیست و بسیاری از کشورهای در حال توسعه با آن دست به گریبانند اما عوامل اقتصادی، اجتماعی و همچنین شکاف طبقاتی در گسترش آن نقش بهسزایی دارد. حاشیهنشینی چالشهای فراوانی دارد، مشکلاتی مانند بینظمی در ساختوساز، آلودگیهای زیست محیطی، نزاعهای خیابانی و اختلالات اجتماعی و روانی برخی از این چالشهاست. التهابات سال گذشته در شهرها و شهرکهای اطراف پایتخت بهدلیل گران شدن بنزین نشان داد که گسترش بیرویه جمعیت حاشیهای تهران و شهرهای بزرگ مانند باروتی است که هر لحظه امکان انفجار دارد.
بر اساس آمارهای غیر رسمی که مشرق نیوزبه آن اشاره کرده، بهطور متوسط 3 تا 7میلیون نفر حاشیهنشین در کشور وجود دارد که به دلایل مختلف در این مناطق ساکن شدهاند. بیکاری، وضعیت نامناسب کشاورزی در شهرها و روستاهای کوچک مانند خشکسالی، سیل، زلزله و مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگ از مهمترین علل مهاجرت به حاشیه شهرهای بزرگ در ایران است. این افراد بهدلیل نداشتن توانایی اقتصادی این اقشار برای خرید خانه یا اجاره مسکن در شهرهای بزرگ، اقامت در حاشیه شهرها را انتخاب میکنند.
حاشیهنشینی فرهنگ خاص خود را دارد، چرا که در یک محله یا کوچه، افراد متفاوتی از اقوام مختلفی اقامت میگزینند و همچنین افراد مهاجر غیر ایرانی با خرده فرهنگها و پاره فرهنگهای مختلف در کنار یگدیگر قرار میگیرند و از همین جا تقابل خورده فرهنگها هم دآغاز می شود.
تهران بهدلیل آنکه از سالیان دور پایتخت کشور بوده و بیشترین منابع اقتصادی و تکنولوژی را داراست، بیشترین جذب مهاجر را داشته است. مناطقی مانند ملارد، اشتهارد، شهریار، شهر قدس، پردیس، پرند، بومهن، رودهن، اسلامآباد و شهرکهای اطراف کرج روزبهروز گستردهتر شده و از جمعیت مهاجران شهرها و روستاهای دیگر اشباع شدهاند. بهطور مثال شهرستان شهریار که زمانی بهدلیل باغهای سرسبزش در کشور مشهور بود اکنون از تراکم انسانی بالا رنج میبرد بهطوریکه این شهرستان در آمار سرشماری سال75 بالاترین نرخ رشد جمعیت را در میان 316شهرستان کشور از آن خود کرد و در سرشماری سال85 نیز در حالی که میانگین نرخ رشد جمعیت در کشور معادل 2تا 3درصد بود، نرخ رشد 8.7درصدی را نصیب خود کرد.
البته نباید ازاین نکته غافل شد که حاشیه نشینی و پشت بام خوابی مربوط به پایتخت نیست، بلکه نیمی ازشهرها با گرانی مسکن و نبود بازار کار مناسب در سایه شیوع کرونا درگیر این موضوع شده اند .
بیشترین نیاز حاشیهنشینان اشتغال و ایجاد فضای تولید است. این جمله را عضو مجمع نمایندگان استان تهران در مجلس به «صبحنو» میگوید و ادامه میدهد: متاسفانه در این سالها بهدلیل اعمال تحریمها به کشور نتوانستیم به میزان جمعیت فعال کشور اشتغال و کار تولیدی ایجاد کنیم و همین امر باعث بحران بیکاری بهویژه در حاشیه شهرها شده است. به گفته محمدی در اطراف شهریار، ملارد، استان کرج و بهویژه در شهرقدس، بیشترین مهاجرتها را از اقوام مختلف و خرده فرهنگهای متفاوت داشتهایم که همین امر سبب شده تا این مناطق را با بحرانهای بیشتر فرهنگی و اجتماعی روبهرو کند.
البته باید توجه داشت که بحران ها ایجادشده که نتیجه آن حماسه پشت بام خوابی ، آلونک های ۲۵متری ، در مواردی قبرستان خوابی، کانکس نشینی یا همان بدمسکنی بوده است.
طبق اعلام آمار وزير راه و شهرسازي، ١٩ميليون نفر در ايران بدمسكن هستند. سه ميليون بدمسكني كه در وضعيتهاي غير قابل تصور در حاشيه كلانشهرها زندگي ميكنند. آن چنان كه علي چگني، دبيركل دفتر برنامهريزي و اقتصاد مسكن وزارت راه و شهرسازي مي گويد:«عليرغم آنكه برخي شاخص هاي مسكن روند رو به رشدي را نشان ميدهد؛ اما حدود يك سوم جمعيت شهرنشين كشور با پديده «بدمسكني» مواجه هستند و در سرپناههاي نامناسب در بافت هاي فرسوده و حاشيه شهرها و سكونتگاههاي غيررسمي زندگي ميكنند. همچنين بخشي از خانوارهاي تحت پوشش نهادهاي حمايتي و اقشار كمدرآمد نيز از نظر مسكن دچار مضيقه هستند.
وقتي روستانشينان و حتي ساكنان شهرستانها راهي شهرهاي بزرگ و كلانشهري چون تهران شدند. متوجه شدند كه توان پرداخت اجارهبها را به دليل پايين بودن دستمزد و ركود اشتغال ندارند، پس به سوي حاشيه هاي شهر روانه شدند. در اين ميان اما كانكسنشيني اتفاق به نسبت تازهاي است. هر چند كانكسنشيني نيز يكي از انواع حاشيهنشيني و سكونت موقت است، اما بر اساس اين تفكر كه هر مكان داراي سقفي، خانه ميشود براي جمعيت حاشيه نشين پايتخت از امنيت و آسايش بيشتري به نسبت زاغه نشيني برخوردار است. بنابراين كانكس ها خانه جمعيت حاشيهنشين مرفهتر است كه البته معضل سكونت براي بيخانمان ها مشكلات و آسيبهاي متعدد حاشيهنشيني را براي ساكنان كانكس ها حل نميكند. اين مساله تبديل به زخمي شده كه به آسيبهاي مختلف اجتماعي دامن ميزند.
هر چند برخي مسئولان هم چنان در وضعيت انكار به سرميبرند و معتقدند چنين نوع سكونتي در تهران شايع نيست، اما هشدار مسعود رضايي، نايب رئيس كميسيون اجتماعي مجلس نسبت به خطر شيوع كانكسنشيني در پايتخت نشان ميدهد اين آسيب را بايد جدي گرفت.
وقتی پشت بام و کانکس ها پناه بی پناهان می شود!
در کنار همه آنچه در بالا در خصوص مهاجرت و مشکل مسکن مهاجران گفته شد باید پدیده ای جدید را نیز به این مساله اضافه کرد. کانکس خوابی در کنار گور خوابی و پشت بام خوابی اکنون در حال رواج است. مالكان آژانسهاي مسكن تهران مي گويند که اين پديده شيوه تازهاي از سكونت در تهران است. فروشندگان و نصابان كانكس نيز ميگويند اين پديده بيشتر در حومه شهر متقاضي دارد. برخي مشاوران املاك تهران از وجود محدود اين كانكسها در مناطق مياني شهر و ازجمله منطقه ٢٢ هم خبر ميدهند.
در حال حاضر در منطقه 22 شهرداري تهران، شهرك هاي اطراف آن و اطراف درياچه خليج فارس و مناطق پيراموني شهرك هشتگرد، كارگران بامخوابي را تجربه ميكنند، مسئلهاي كه نقطه آغاز كانكسنشيني و حاشيهنشيني است .
رئيس اتحاديه مشاوران املاك ايران ميگويد:«زندگي در فضاهاي مشاع در كانكسها قانوني نيست و خريداران تنها ميتوانند از اين كانكسها در زمين شخصي خودشان استفاده كنند.»
حسام عقبايي تاكيد مي كند كه كانكس ها سند مالكيت ندارند و انجام معاملات در واحدهاي صنفي مشاوران املاك براي خريد يا رهن و اجاره آنها قانوني نيست. سازندهها و فروشنده ها اما ميگويند، بيشتر كانكسهاي مسكوني دست دوم را به دهكهاي پايين جامعه با نرخهاي نازل اجاره دادهاند و معمولا براي اجاره اين واحدها از مبادي رسمي اقدام نميكنند. البته مورد اجارهاي در چنين مواردي كمتر پيش ميآيد و همه به دنبال خريد اين واحدهاي سيار هستند. به گفته يك فعال بازار مسكن:«اين پديده در برخي مناطق تهران به صورت اجاره كانكس ديده ميشود اما ايجاد كانكس در پشت بام خانهها و فضاي مشاع غيرقانوني است. با اينحال برخورد جدي با اين موارد غيرقانوني در ساختار شهر انجام نميشود و با پرداخت پول توسط مالكان به سادگي قابل حل است.»