کلید مبارزه با رشد حاشیهنشینی چیست؟
حاشیه نشینی و علل آن سالها است که از سوی اندیشمندان در رشته های مختلف علمی مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. حاشیه نشینی که در پیوند با شهرنشینی و در قالب شیوه سکونتی متفاوت (در داخل یا خارج شهرها) ظهور یافته است، به عنوان یک امر نامطلوب از سوی جوامع و اندیشمندان معرفی شده است.مناطق حاشیه نشین، چهره شهر را زشت می سازند. از این رو لازم است که ساماندهی این مناطق در دستور کار قرار گیرد. دوم از منظر امنیتی است که در این منظر، به واسطه شواهدی که پیوند میان محلات حاشیه ای و نرخ بالای جرم را نشان می دهد، لزوم مداخله و ساماندهی این مناطق آشکار میگردد.
البته باید گفت مسائل حاشیه نشینان از یک سو مربوط به عدم استانداردهای کمی و کیفی واحد سکونتی می باشد و از سوی دیگر به پدیده تجمیع فقرا در آن محله باز می گردد. به نظر میرسد مناطق حاشیه نشین و فضاهای نامتعارف زیستی، همگی بازتاب اقتصاد بیمار و مدیریت ناتوان است که با نابرابری اجتماعی گسترش می یابند.نکته جالب در این میان آن است که برنامه هایی که با هدف ساماندهی مناطق حاشیه ای به اجرا درآمده، عمدتاَ ناموفق بوده یا آنکه نتایج مورد انتظار را در پی نداشته است. زیرا هر یک از این برنامهها از تحلیل خطی برآمده و توانایی بررسی تاثیر توامان و همچنین پویایی سیستم پس از عملی شدن راهکارها به وجود نیامده است.در این میان به عنوان یک مقوله اجماعی انکارنشدنی می توان گفت که مدیریت حاشیه نشینی با شناسایی مشاغل مناسب برای ساکنان سکونتگاههای حاشیهای پیوند دارد؛ زیرا در جامعه جدید، اقتصاد و به تبع آن شغل عامل تعیین کننده شرایط زندگی افراد شده است و بنابراین شناسایی مشاغل متناسب برای حاشیه نشینان می تواند مسیر مطلوبی برای مداخله در جهت بهبود شرایط زندگی حاشیه نشینان فراهم کند. این همان ارتباطی است که میتواند ما را از یک اقتصاد بیمار به سمت یک پدیده اجتماعی به نام حاشیه نشینی هدایت کند.اساسا اقتصاد بیمار به اقتصادی اطلاق میشود که نقش بنگاه مولد را در نظر نگیرد، اگر بنگاه مولد نداشته باشیم، نیروی کاری به سر فعالیت دعوت نمیشود و همین نوع فعالیت و کاهش درآمد خانوار منتج به حاشیهنشینی خواهد شد.موضوع هنگامی پیچیدهتر میشود که بدانیم نبود شغل مناسب و در نتیجه درآمد ناکافی سبب حاشیه ای شدن زیست انسان ها شده است که این مسئله به معنی تاثیر و هم افزایی متقابل حاشیه نشینی و اشتغال است.در نظر داشته باشید، آن چه مهمتر از فهم اهمیت اشتغال برای رفع یا حل مسئله حاشیه نشینی است، دستیابی به یک شناخت، ادراک، پیش بینی و کنترل در خصوص پویاییهایی است که بر آینده بازار کار حاکم است و روابط مندرج در آن را در ید دارد.قطعا این نکتهای است که بی توجهی به آن بسیاری از فعالیتهای اشتغال محور در نواحی حاشیهنشین را بر هم زده است. همچنین نکته قابل توجه دیگر در خصوص آینده بازار کار آن است که «مهارت های لازم برای تصدی مشاغل»، بسیار پیچیده تر و دشوارتر از وضع کنونی خواهد بود و متقاضیان ورود به کار در آینده نیاز بیشتری به کسب مهارت دارند. یعنی یک شخص اگر بتواند با مهارت یکساله صاحب کسب و کار شود، در سالهای آینده باید با مدت آموزش بیشتری برای تصدی تعداد شغل کمتری تلاش کند.
سه روند مهم در آینده بازار کار شامل موارد زیر است؛ نخست آن که در آینده نه چندان دور، شاهد ترافیک ربات ها در کارخانهها یا کارگاههای تولیدی خواهیم بود. شما نگاه کنید به اینکه یک ویروس بیولوژیک نظیر کرونا تا چه اندازه میتواند، این روند صنعتی شدن و استفاده بیش از پیش از رباتها را تسریع کند. البته این امر یک گزینه مطلوب، مفید و ممکن برای شرکتها و کشورهایی خواهد بود که سرمایه گذاری در این امر برایشان مقدور باشد اما توجه کنید، صنعتیسازی رباتها به منزله حذف نیروی انسانی است که پیشتر برای انجام کار ربات حقوق دریافت میکرده است.
آقای فورد با طراحی فرایند کار و ساختاردهی به تولید، امکان تولید استاندارد و انبوه را تسهیل کرد اما در آینده کسانی که امکان خرید دارند، سفارش خاص و یونیک خواهند داشت. این امر نیز به نوبه خود از نیاز کارگاه ها و کارخانه ها به شمار زیادی از کارگران ساده یا نیمه ماهر خواهد کاست. از این رو موفقیت در یک رقابت برای تصدی شغل، نیازمند توانمندی، مهارت و کارکرد خاص و عالی خواهد بود.وضعیت حاشیه نشین ها برای تصدی شغل به منظور کنترل وضعیت فقر و حرکت به سمت خروج از فقر با ارتقای مهارت ممکن خواهد بود. این یعنی تنها راه پیش رو برای افزایش سطح درآمدی خانوارهای مستقر در حاشیه شهرها همین ارتقای دانش و مهارت فنی است و گرنه باید شاهد مناطقی با کارکردهای ضد اجتماعی همچون محل اضافه شدن مناطق حاشیهای به جای تجمیع فقرا بوده و گسترده شدن مناطق حاشیهای را علی رغم تلاشهای جمعی نهادهای دولتی و غیر دولتی باشیم.
* کارشناس حوزه حاشیه نشینی