سایه سهمگین تورم اسمی بر سر معیشت کارگران
بر اساس آمارهای بانک مرکزی از ابتدای سال شیب نمودار نرخ تورم همواره صعودی بوده است و این افزایش، رکورد ۱۵ ساله اخیر خود را شکسته است. بنا بر محاسبات انجام گرفته نرخ نقطه به نقطه به ۲۱ درصد رسیده است اما این در حالی است که بر اساس افزایش قیمت در تمامی حوزه ها، نرخی در حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد را برای تورم اعلام می شود .باتوجه به اینکه نرخ تورم بالا بوده است بنابراین برای حفظ سطح زندگی و معیشت کارگران باید نرخ دستمزدها نیز حداقل به همان اندازه افزایش پیدا کند.ز سویی دیگر افزایش سطح دستمزدها خطر افزایش نقدینگی و در نهایت افزایش دوباره نرخ تورم را در پی دارد. به همین دلیل این ابهام وجود دارد که دولت کدام گزینه را بر دیگری ترجیح دهد ، افزایش دستمزد کارگران و حفظ سطح معیشت و یا اینکه تغییر ندادن حداقل دستمزد برای جلوگیری از افزایش نقدینگی.البته هر افزایش حقوقی منجر به افزایش قدرت خرید و در نتیجه تورم می شود. بنابراین باید به میانگینی از افزایش حقوق فکر کرد که نه منجر به افزایش نرخ تورم و تعطیلی کارخانه ها شود و نه به کاهش قدرت خرید روز افزون کارگران بیانجامد.اما آنچه که در این بین مهمتر است حفظ شان زندگی کارگران است؛ چرا که با افزایش سطح قیمت ها و کاهش قدرت خرید طبقه کارگر همواره بیم آن می رود که شان این طبقه زحمتکش زیر سوال برود از سویی دیگر هرگونه بیتوجهی در این بخش باعث ایجاد شرایط تضعیف تولید و مشکلات معیشتی کارگران میشود.موضوعی که در آن دولت، مجلس و سایر بخش ها اتفاق نظر دارند بالا بردن سطح زندگی کارگران است و این گویا محقق نمی شود جز با بالا بردن سطح دستمزدها. اما از طرفی دیگر افزایش مستقیم دستمزدها به افزایش نقدینگی و در نهایت تورم منجر خواهد شد. در این میان دولت می تواند برای کمک به قشر کارگران و حفظ قدرت خرید آنها راه های دیگری غیر از افزایش مستقیم دستمزدها به کار گیرد و آن ارائه بن های کارگری و مزایایی از این قبیل است.در تمامی کشورهای پیشرفته اتحادیه های قدرتمند کارگری در نشستی با دولت و البته اقتصاددانان به یک جمع بندی می رسند اما در ایران، وزارت کار به تنهایی این مبلغ را به تصویب می رساند. یکی از راه هایی که در کشور های پیشرفته در این خصوص اجرا می شود اخذ مالیات از درآمدهای بالا است که از این طریق یک تناسبی در افزایش قدرت خرید و تورم ایجاد می کنند.البته دولت باید دنبال راهکارهایی برای کاهش نرخ تورم باشد. افزایش حقوق می تواند منجر به افزایش نرخ تورم شود. دولت می بایست به فکر دریافت مالیات از درآمدهای بالا و از این طریق متناسب سازی قدرت خرید مردم با نرخ تورم باشد.
حفظ قدرت خرید کارگران باید از اولویت های دولت باشد؛ چرا که بخش زیادی از جامعه ما در طبقه کارگر قرار دارد و به نوعی بیانگر سطح معیشت بخش عظیمی از جامعه است. از سویی دیگر میزان حقوق و دستمزد کارگران ارتباط مستقیمی به سطح تولید و کیفیت تولید دارد؛ چرا که می تواند بر روحیه و توان کارگران تاثیر گذار باشد. بنابراین انتظار می رود دولت با برنامه ریزی صحیح به گونه ای عمل کند که سطح زندگی کارگران پایین نیاید و حتی افزایش نیز یابد از سوی دیگر بتواند میزان نقدینگی و تورم را کنترل و به سطح قابل قبولی برساند. * اقتصاددان و پژوهشگر اقتصادی