گزارش اقتصادسرآمد از پیامدهای ساخت و آبگیری سد کمال خان برای ایران
عزم جدی افغان ها برای خاموشی هامون
گروه انرژی - اعظم زندیه - خبر آب گیری سد کمال خان در ولایت نیمروز افغانستان که آغاز شد نگرانیهای زیادی را برای فعالان محیط زیست به همراه داشته است. البته پیش از این رئیس جمهور افغانستان در بازدید خود از این سد گفته بود: «سد کمالخان بعد از سلما، کجکی و بخش آباد از سلسله سدهای ما ست، آب ما هدر نخواهد رفت.» و با این صحبتها بین المللی بودن رودخانه هیرمند را نقض کرده است، اما این سخنان هیچ واکنش قابل تاملی از سوی مقامهای کشورمان نداشت و شاید همین انفعال باعث شد آنها به آب گیری سد کمال خان که در 100 کیلومتری خاک ایران زده شده اقدام کنند. به گزارش اقتصادسرآمد، حالا سد کمالخان آبگیری شده تا همان سیلابهایی که تالاب هامون را پر میکرد و به کشاورزی سیستان رونق میداد، دیگر به سمت ایران راهی نداشته باشند. موضوعی که در کنار خطرات زیست محیطی همچون ریزگردها، باعث بیکاری و کوچ مردم منطقه خواهد شد. هرچند خطرات پروژه گاپ و ابر پروژههای سد سازی دیگر ترکیه را هم که باعث بروز مشکلات محیط زیستی برای غرب کشور شد، نباید نادیده گرفت، اما یکی دیگر از پروژههایی که در افغانستان در حال اجراست و ۶۰ درصد آن تکمیل شده سد پاشدان است که در بالادست هیرمند قرار دارد. این سد مشابه سایر سدهای دیگر افغانستان، مطالعات زیستمحیطی ندارد و آبگیری این سد اثرات جدی بر شمال شرق کشور خواهد داشت.
نوبت به زورگویی افغانستان به ایران رسید
یاسر فیضی رییس کمیسیون مرزنشینان اتاق تعاون ایران در گفت و گو با روزنامه اقتصاد سرآمد، درباره مخاطرات ایجادشده از قِبل ساخت سد کمال خان در کشور افغانستان بر کشوارزی شمال شرق سیستان به خبرنگار ما، گفت: زمانی که سد کمال خان ایجاد میشود و اشرف غنی رئیس جمهور این کشور دریافت نفت را شرط ارائه آب به منطقه ایرانی می کند، بدیهی است که باید منتظر تاثیرگذاری این سد سازی براقتصاد دامداری و کشاورزی منطقه بود چرا که کمبود آب قطعا مهاجرت از این بخش ها را شدت می بخشد. وی با جدی دانستن خطر مهاجرت از منطقه مرزی شمال شرق سیستان در پی ساخت سد کمال خان و تبع ان کاهش آب ورودی به هامون، گفت: وقتی مردم امکان کسب درآمد از محل کشاورزی و دامداری را نداشته باشند چرا که معاش آن ها به خطر می افتد، بدون شک این راه حل مهاجرت است. مردم مناطق مرزی از امکانات معیشتی زیادی برخوردار نیستند، صنایع و بازرگانی چندان در این مناطق فعال نبوده و امکاناتی وجود ندارد و لذا آینده ای برای ساکنان این مناطق نمی توان متصور بود.
پیامدهای ساخت و آبگیری سد
کمال خان برای ایران
فیضی با اشاره به پیامدهای بعدی مهاجرت مرزنشینان گفت: بسیاری از کسانی که از مناطق مرزی مهاجرت میکنند وارد کار کارگری ساختمانی، کار در مرغداریها و کورههای آجرپزی میشوند. در گذشته هم شرکتهای هرمی در کلانشهرها ایجاد شده بود که باعث آسیب زیادی به مرزنشینان شد. پیامد مهاجرت حاشیهنشینی در کلانشهرها است که امکان بزه را افزایش میدهد علاوه بر مواردی که به آن اشاره شد مهاجرت مرز نشین ها به دلیل ایجاد سدهایی مانند کمال خان حاشیه نشینی اطراف شهرها را افزایش می دهد که اقتصاد کشور را متاثر از خود خواهد کرد.
عزم جدی افغانستان برای خاموشی هامون
وی با اشاره به این مطلب که، خشک شدن هامون آسیبهای جدی از جمله طوفانهای شن برای مردم در هر دو سوی مرز در پی خواهد داشت، اظهار کرد: یکی دیگر از عوارض سد کمال خان این است که روند سرازیر شدن آب هیرمند، یکی از تامینکنندههای اصلی آب دریاچه هامون را مختل کند و سومین دریاچه بزرگ ایران بعد از خزر و ارومیه به مرور خشک شود؛ رخدادی که معضلی جدی برای تامین آب شهرهای بزرگ استان سیستان و بلوچستان و معضل زیست محیطی ایجاد خواهد کرد.
سقوط شمال شرق سیستان و ساخت سدکمال خان افغان ها
رییس کمیسیون مرزنشینان اتاق تعاون ایران متذکر شد: افغانستان سد کمالخان در نزدیکی سیستان و سد سلما را در نزدیکی خراسان تاسیس کرده است، مسلما این موضوع مشکلات مردم این مناطق را تشدید میکند. بنابراین اقتصاد سیستان و بلوچستان باید براساس شرکتهای دانش بنیان تحول یابد علاوه بر این باید تاکید ما بر استفاده از ظرفیتهای بالقوه و تبدیل آن به ظرفیتهای بالفعل باشد.ابنجا است که باید بر لزوم به کارگیری دیپلماسی فعال در این بخش تاکید کرد و با توجه به نظام حقوقی تعریف شده بین ایران و افغانستان، اقدامات وزارت خارجه در خصوص تامین حق آبه ایران، رایزنی و دیپلماسی فعال این وزارتخانه میتواند تهدید ایجاد سد کمال خان را به فرصت مغتنمی برای استفاده از آب آن برای کشور ایجاد کند در غیر این صورت سد کمال خان به کابوسی برای ایران و خصوصا مردم منطقه سیستان تبدیل خواهد شد. گرفتن حقابه و احیای دریاچه هامون نیاز به دیپلماسی عمومی و فعال دارد و اگر این دیپلماسی نباشد قطعا به مشکل برخواهیم خورد. البته شواهد حاکی از آن است که دولتهای مختلف تلاشهایی را داشته اند، اما نتوانسته اند با استفاده از گفتگو و فشارهای بین المللی سهم حقابه ایران را به طور کامل و مستمر از رودخانه هیرمند بگیرند. البته باید این نکته را هم مد نظر داشت که موضوع افغانستان معادله چند وجهی است که ملاحظات و مسائل سیاسی گاه اولویت بیشتری نسبت به جوانب دیگر دارد. اما آسیب شناسی در این مورد همراه با دیپلماسی را نباید نادیده گرفت و باید چرایی آن مشخص شود که چطور شد که افغانستان در اشفته بازار جنگ این کشور چنین ظلمی را درباره ایران رقم زد؟.