در پاسداشت میانهروی و اجتماعی و ناسازگاری با معدلگرایی اجتماعی
و راه میانه را در فرار از راههای دیگر بیچونوچرا بستایند. ناهمسانی میان این دو را آنجا میتوان دریافت که بدانیم معدلگرایی ، برخلاف میانهروی، به غورهای ژرفاندیشانه و باریکبینیهای تیزبینانه نمیانجامد و سادهاندیشی را بازارگرمی میکند، در حالیکه میانهروی در پی پشتگرمی دلیرانه به خرد انتقادی و رویکرد جانانه به آن فراهم میآید. جان کلام آنجاست که معدلگرایی دلبسته با خردورزی نیست، بلکه گویای فروشد و شامگاه آن است.
شگرف آنکه امروزهروز بسیاری معدلگرایی از برهمکنشهای اجتماعی و اندیشههای در میان را راه و منش خردورزی انگاشتهاند. فروکاست میانهروی به معدلگرایی از سخنگردانیهای نابهنجاری است که میان ما روادانسته شده است و زهر ناراستیاش، در همهمههای رویکرد به آن، گم و پنهان گردیده است. بسیار اینجا و آنجا میشنویم که این و آن، دانسته یا نادانسته، میانه کاری یا نگاهی را مییابند و، در اوج گرانسری و خودپسندی، این منش را نشانه خردورزی و این رویکرد را آرنگ آگاهی میانگارند. رهیافتی از این دست به سوی میانهروی راستین پنجرهای نمیگشاید و نگاره روشنی از چهره درخشان میانهروی پیشرویمان نمینماید. این رویکرد، که شوربخانه در جامعه ما فراگیر و همهگیر است، در نهاد خود نادرست و در نمود خویش کجنما است.
روشن است که رویکرد میانهروانه و روادارانه، به فراخور نیاز آن به ژرفبینی و تیزاندیشی، ساده نیست. آری این راه ناهموار است و پر پیچوخم، ولی گریزی از آن نیست و تنها گذرگاه پیشروی جامعه بهسوی پیشرفت و پیشگامی است. بر ما است که از یک سوی کمر به گسترش میانهروی بربندیم و از سوی دیگر میانهروی اجتماعی را به معدلگرایی اجتماعی فرونکاهیم.