ادامه از صفحه 1
اول: آنکس که دارایی خود را به صورت ارز خارجی ذخیره یا از کشور خارج می کند در واقع تلاش می کند اثر منفی تلاطمهای اقتصادی کشور که نتیجه تصمیمات سیاسی و اقتصادی حاکمیت است را بر ارزش دارایی هایش کاهش دهد.اگر حاکمیت دارایی های او از طریق مقررات گذاری در داخل کشور حبس کند؛ در واقع او را مجبور به شراکت در پرداخت هزینه تصمیمات اقتصادی و سیاسی خود کرده است.اما اگر فرد دارایی خود را از راه صحیح بدست آورده و مالیات آن را نیز پرداخته نموده؛ ما چه حقی داریم که اختیارات او برای تصمیم گیری در مورد اموالش را محدود و مخدوش کنیم و در واقع او را وادار کنیم هزینه تصمیمات دولت را بپردازد؟! آن هم در شرایطی که این دولت با شعار برداشتن بار هزینه های سیاست از دوش اقتصاد بر سرکار آمد
دوم: از منظر اجتماعی و سرمایه های انسانی نیز، این رفتار اثر بسیار وخیمی دارد زیرا به کارآفرینان علامت می دهد؛ تلاش و خطرپذیری اقتصادی در کشور بیحاصل است؛ چون همانطور که در بند قبلی اشاره شد دولت با سواستفاده از قدرت مقررات گذاری هر لحظه ممکن است شریک ناخوانده و غیرمنتظره سفره دارایی شما شود. در این شرایط حتی اگر صاحبان سرمایه و کارآفرینان، قادر به خارج کردن سرمایه خود از کشور نباشند؛ خود به فکر مهاجرت و رفتن به کشوری که در آن حقوق مالکیت محترم شمرده می شود خواهند افتاد و به این ترتیب هزینه حفظ کوتاه مدت ذخایر ارزی کشور در میانمدت با مهاجرت ذخیره بسیار ارزشمندتری یعنی سرمایه انسانی مدیریت و کارآفرینی پرداخت می شود.
سوم: از منظر کیفیت حکمرانی؛ این رفتار حاکمیت، نقض معنا و روح حاکمیت قانون از طریق وضع قوانین بد است. بخش مهمی ارزش حاکمیت قانون، پیش بینی پذیر کردن اثرات تصمیمات و رفتارهاست. مقرراتی که به صورت خلق الساعه ساختارهای کلان مالی و اقتصادی کشور را تغییر می دهند؛ فضای ریسک سیاسی را تبدیل به فضای نااطمینانی سیاسی می کند که طبیعتا در این فضا هر آدم عاقلی از ریسک اقتصادی می پرهیزد. روح حاکمیت قانون پیش بینی پذیر کردن فضای جامعه از طریق رفتار مسئولانه حاکمیت در مقررات گذاری است. جالب است بدانید زمانی که حدود ۲۰۰ سال پیش برده داری در بریتانیا لغو شد دولت به صاحبان سابق بردگان خسارت ناشی از این لغو مالکیت
را نقدا پرداخت کرد.
چهارم: از منظر تنظیم انتظارات اقتصادی؛کسانی که سرمایه خود را از ایران خارج می کنند یا آن را در قالب ارزهای خارجی محبوس می کنند در واقع روی آسیب پذیری شدید اقتصاد ایران و نابودی تولید ملی شرط بسته اند. وقتی حاکمیت با استفاده از هر اهرم و ابزاری سعی در ممنوع کردن این شرطبندی دارد در واقع دارید به افکار عمومی می گوید: اوضاع آنقدر خراب است که اگر ما جلوی رفتن سرمایه ها و فعالان اقتصادی را نگیریم بخش بزرگی از آنها کشور را ترک می کنند و اقتصاد ایران به شدت آسیب می بیند. دولتمردان در تمام این ماههای گذشته از بی اثری و کم ارزشی تحریمها گفته اند اما این عملکرد روی اصلاح مثبت انتظارات نظام اقتصادی تقریبا کاملا بی تاثیر بوده.مثلی هست که می گوید رفتارت آنچنان در گوشم فریاد می زند که اجازه نمی دهد صدای صحبت کردنت را بشنوم.