تاریخ انتشار:1404/11/1
«سرآمد» تحلیل میدهد؛
درک فرهنگ دریایی از لفظ تا باور درونی
اقتصادسرآمد- امید متین - مدتهاست ما در روزنامه دریایی «سرآمد» در باره «فرهنگ دریایی و ضرورت توسعه آن در سطح ملی» بحث میکنیم؛ اما کمتر دیده یا شنیده میشود که مفهوم عینی و واقعی آن در بین مسئولان دریایی کشور حس شود و اقدامی جدی در راستای «نهادینه کردن فرهنگ دریایی در فرهنگ عمومی کشور» رخ دهد. چرا چنین است؟
به گزارش اقتصادسرآمد، واقعیت این است که درک فرهنگ برای اکثر مسئولان دریایی کشور ممکن یا آسان نیست. فرهنگشناسی خود یک تخصص است که با تخصص اغلب فنی و مهندسی کارگزاران دریایی چندان همراهی و مطابقت ندارد. نمیتوان باور کرد که یک مسئول فنی در حوزه دریا، هفتهای یک کتاب در باره فرهنگ و مسائل مرتبط با آن بخواند و یا در منابع در باره آن کنجکاوی کند. این است که نمیشود انتظار داشت درک فرهنگی به خودی خود پدید آید.
روابط عمومیهای دریایی
انتظار می رود که روابط عمومی سازمانها، ارگانها و نهادهای دریامحور، دروازه ورود سازمانها به مباحث فرهنگی باشند؛ اما این گونه نیست و معمولا این ساختارها که پیرو ساختار کلان سازمان هستند، معمولا در وادی فرهنگ و فرهنگسازی سیر نمیکنند. با توجه به تجاربی که سالها در تدریس روابط عمومی برای سازمانهای مختلف دارم، میتوانم گفت که این بخش سازمانی، گوش و چشم و دهان به رییس سازمان و دیگر مسئولان عالی میسپارند و در این رابطه مهمترین کار آنها برگزاری یک نشست خبری یا یک برنامه جشن یا مراسم رسمی است و نهایت درک فرهنگی و هنری آنها در سفارش یک پوستر است و بس. مرور بر فعالیت حدود نیم قرن بعد از انقلاب اسلامی در روابط عمومیهای سازمان ها ثابت میکند که در این بخش هیچ درک و تحرک فرهنگی به معنای خاص آن وجود نداشته و ندارد. اغلب مسئولان روابط عمومیها هم بیشتر افراد اجرایی هستند تا فکری. منتظر امر روسا هستند تا برنامه ای را پیگیری کنند. هیچ راهبرد فرهنگی که در تراز درک عمیق فرهنگ و اقدام در رابطه با فرهنگسازی باشد، برای آنها تعریف نشده است. بدتر آن که در برخی سازمانها، کمکارترین افراد به بخش روابط عمومی منتقل میشوند. انگار روابط عمومی یک تبعیدگاه افراد کوتاه ذهن و کم کار است و نهایت هنر آنها جابجایی میز و میکرفون و نصب چند پوستر است.
بنابراین، با این برداشت از روابط عمومیها نمیتوان از آنها انتظار درک فرهنگ و سپس فرهنگسازی داشت. مگر این که تحولی ایجاد شود و روابط عمومیها با جذب فرهنگشناسان خبره، خود و سازمان خود را در مسیر فرهنگشناسی و فرهنگسازی قرار دهند.
البته باید تاکید کرد که ضعف اصلی روابط عمومیها نه به خاطر افراد، بلکه به خاطر نگرش غیرفرهنگی کل سازمان است. کما این که در روابط عمومی یک سازمان، افراد قوی و خبره هم باشند، اما ذات و ماهیت سازمان به نحوی است که ذهن و دست آنها را میبندد.
راه کار برون رفت از این ضعف بزرگ، ابتدا تغییر و تحول در نگاه سران سازمانها و سپس آموزش و انگیزش مسئولان روابط عمومی است.
درک فرهنگ از لفظ تا باور
تحول در نگاه مدیران سازمانها و دستگاهها کار آسانی نیست؛ زیرا ماهیت فرهنگ از جنس «سهل الممتنع» است. به ظاهر آسان است و با هر مسئولی که صحبت کنید، کلی در فضائل فرهنگ و اهمیت آن برای شما سخن خواهد راند؛ اما زمانی که پای چه بایدکردها و عمل عینی برای فرهنگسازی پیش میآید، کمیتشان بدجوری لنگ میزند. به لفظ بلد کار هستند و در باور عمیق و درک مطلق و فهم روشهای کار بسیار ناتوان. بین لفظ و عمل، فاصله از ثری تا ثریاست.
ایجاد درک فرهنگی در بین مدیران سازمانها میتواند به صورت دستوری و از بالا به پایین باشد. به عبارتی، باید آنها را وادار به صدور دستور برای فرهنگسازی کرد و همین مقدار برای شروع یک حرکت فرهنگی در یک سازمان کافی است و باقی راه را باید با روابط عمومی پیش گرفت. روسای سازمانها همان مقدار که به این باور اولیه برسند که کار فرهنگی ضرورت دارد، کافی است و سپس میتوان با استفاده از خبرگان فرهنگی به مرور زمان و طی برنامههای متعدد، آگاهی فرهنگی را افزایش داد تا لفظ به معنی برسد و شعار به باور
بنشیند.
به هر روی، کار فرهنگی کار آسانی نیست و از عهده هر کسی بر نمیآید. درک فرهنگی از کار فرهنگی سختتر و نیاز به مطالعه و زمان زیاد دارد. تخصصها معمولا مانع از درک فرهنگ هستند زیرا فرصت مطالعات فرهنگی و اجتماعی را از متخصص میگیرد. در دنیای امروز، فرصتها کمتر از آن هستند که یک متخصص بتواند علاوه بر کتابهای دانشی رشته خود، به دیگر رشتهها هم ورود
کند.
فرهنگ نرم افزار ذهن
فرهنگ نرم افزار ذهن است. هم مادی است و هم غیرمادی. مانند یک برنامه است که روی یک کامپیوتر نصب میشود. اگر کامپیوتر قابلیت نصب برنامه را داشته باشد، میتواند از آن بهرهمند شود و اگر قابلیت نداشته باشد، یا باید از نصب این برنامه صرف نظر کرد و یا کامیپیوتر را ارتقاء داد.
انسان و جامعه مصداق همان کامپیوتر(رایانه) را دارند. در برخی افراد قابلیت نصب برنامه فرهنگ وجود دارد و به سرعت آن را به کاربری میرساند و در برخی افراد نه! همچنین است سازمانها، دستگاهها و... همه مواردی که به نحوی به مثابه انسان هستند، به مثابه همان رایانه هم هستند.
فرهنگ نرم افزار ذهن است که تمامی پندار، گفتار و کردار را راهنمایی میکند. طبق نرم افزار فرهنگ است که یک انسان میتواند طبق یک قاعده خاص فکر کند، حرف بزند و عمل کند. تغییر در این نرم افزار به منزله تغییر در تمامی افکار، گفتار و رفتارهاست.
دین و مذهب از جمله نرم افزارهای معروف و مقتدر فرهنگی هستند که وقتی روی فرد یا جامعه نصب شوند، دگرگونی بزرگ خلق میکنند. مانند برنامه اسلام که روی یک گروه وحشی با هنرمندی پیامبر مکرم اسلام نصب شد و وحوش را به سمت آدمیت حرکت داد. سایر ادیان و مذاهب هم به همین صورت، مسیر فکر و گفتار و رفتار جمع زیادی را تعیین کردهاند.
با این مثالها می خواهم بگویم وقتی از «فرهنگ دریایی» یاد میکنیم، درست منظورمان همین نرم افزار برای ذهن مردم ایران است. ذهنی که چندان آماده نصب برنامههای دریایی نیست و باید آن را تغییر داد، دگرگون کرد و ارتقاء داد تا آمادگی نصب و جذب کامل نرم افزار فرهنگ دریایی را داشته باشند. آن گاه، فکر و گفتار و کردار جامعه رنگ و بوی دریایی میگیرد و غیر از این، همواره دریاگریزی، هراس از زندگی در ساحل و عدم تمایل به سرمایه گذاری در مباحث دریایی در اکثر مردم ایران وجود خواهد داشت.
تحول در فرهنگ
ما در روزنامه دریایی «سرآمد» بر این باوریم که در حوزه دریا به طور خاص، تحول در حوزه فرهنگ دریایی به نفع کشور باید از روسای سازمانها آغاز شود و با روابط عمومیها ادامه پیدا کند. یعنی باید تلاش کرد که نرم افزار فرهنگ روی ذهن مسئولان نصب شود. آنها درک شفاف تر و مشترکی از فرهنگ دریایی پیدا کرده و به ضرورت آن به معنای واقعی رسیده و رسالت و مسئولیت اجتماعی خود در این باره را درک کنند. این باعث حرکت در تمامی بخش های سازمان به خصوص بخش های فرهنگی آن خواهد شد. آن گاه تعامل بین سازمان ها در نهایت به تعامل فرهنگی بین ایرانیان تبدیل خواهد شد.
روابط عمومیهای دریایی
انتظار می رود که روابط عمومی سازمانها، ارگانها و نهادهای دریامحور، دروازه ورود سازمانها به مباحث فرهنگی باشند؛ اما این گونه نیست و معمولا این ساختارها که پیرو ساختار کلان سازمان هستند، معمولا در وادی فرهنگ و فرهنگسازی سیر نمیکنند. با توجه به تجاربی که سالها در تدریس روابط عمومی برای سازمانهای مختلف دارم، میتوانم گفت که این بخش سازمانی، گوش و چشم و دهان به رییس سازمان و دیگر مسئولان عالی میسپارند و در این رابطه مهمترین کار آنها برگزاری یک نشست خبری یا یک برنامه جشن یا مراسم رسمی است و نهایت درک فرهنگی و هنری آنها در سفارش یک پوستر است و بس. مرور بر فعالیت حدود نیم قرن بعد از انقلاب اسلامی در روابط عمومیهای سازمان ها ثابت میکند که در این بخش هیچ درک و تحرک فرهنگی به معنای خاص آن وجود نداشته و ندارد. اغلب مسئولان روابط عمومیها هم بیشتر افراد اجرایی هستند تا فکری. منتظر امر روسا هستند تا برنامه ای را پیگیری کنند. هیچ راهبرد فرهنگی که در تراز درک عمیق فرهنگ و اقدام در رابطه با فرهنگسازی باشد، برای آنها تعریف نشده است. بدتر آن که در برخی سازمانها، کمکارترین افراد به بخش روابط عمومی منتقل میشوند. انگار روابط عمومی یک تبعیدگاه افراد کوتاه ذهن و کم کار است و نهایت هنر آنها جابجایی میز و میکرفون و نصب چند پوستر است.
بنابراین، با این برداشت از روابط عمومیها نمیتوان از آنها انتظار درک فرهنگ و سپس فرهنگسازی داشت. مگر این که تحولی ایجاد شود و روابط عمومیها با جذب فرهنگشناسان خبره، خود و سازمان خود را در مسیر فرهنگشناسی و فرهنگسازی قرار دهند.
البته باید تاکید کرد که ضعف اصلی روابط عمومیها نه به خاطر افراد، بلکه به خاطر نگرش غیرفرهنگی کل سازمان است. کما این که در روابط عمومی یک سازمان، افراد قوی و خبره هم باشند، اما ذات و ماهیت سازمان به نحوی است که ذهن و دست آنها را میبندد.
راه کار برون رفت از این ضعف بزرگ، ابتدا تغییر و تحول در نگاه سران سازمانها و سپس آموزش و انگیزش مسئولان روابط عمومی است.
درک فرهنگ از لفظ تا باور
تحول در نگاه مدیران سازمانها و دستگاهها کار آسانی نیست؛ زیرا ماهیت فرهنگ از جنس «سهل الممتنع» است. به ظاهر آسان است و با هر مسئولی که صحبت کنید، کلی در فضائل فرهنگ و اهمیت آن برای شما سخن خواهد راند؛ اما زمانی که پای چه بایدکردها و عمل عینی برای فرهنگسازی پیش میآید، کمیتشان بدجوری لنگ میزند. به لفظ بلد کار هستند و در باور عمیق و درک مطلق و فهم روشهای کار بسیار ناتوان. بین لفظ و عمل، فاصله از ثری تا ثریاست.
ایجاد درک فرهنگی در بین مدیران سازمانها میتواند به صورت دستوری و از بالا به پایین باشد. به عبارتی، باید آنها را وادار به صدور دستور برای فرهنگسازی کرد و همین مقدار برای شروع یک حرکت فرهنگی در یک سازمان کافی است و باقی راه را باید با روابط عمومی پیش گرفت. روسای سازمانها همان مقدار که به این باور اولیه برسند که کار فرهنگی ضرورت دارد، کافی است و سپس میتوان با استفاده از خبرگان فرهنگی به مرور زمان و طی برنامههای متعدد، آگاهی فرهنگی را افزایش داد تا لفظ به معنی برسد و شعار به باور
بنشیند.
به هر روی، کار فرهنگی کار آسانی نیست و از عهده هر کسی بر نمیآید. درک فرهنگی از کار فرهنگی سختتر و نیاز به مطالعه و زمان زیاد دارد. تخصصها معمولا مانع از درک فرهنگ هستند زیرا فرصت مطالعات فرهنگی و اجتماعی را از متخصص میگیرد. در دنیای امروز، فرصتها کمتر از آن هستند که یک متخصص بتواند علاوه بر کتابهای دانشی رشته خود، به دیگر رشتهها هم ورود
کند.
فرهنگ نرم افزار ذهن
فرهنگ نرم افزار ذهن است. هم مادی است و هم غیرمادی. مانند یک برنامه است که روی یک کامپیوتر نصب میشود. اگر کامپیوتر قابلیت نصب برنامه را داشته باشد، میتواند از آن بهرهمند شود و اگر قابلیت نداشته باشد، یا باید از نصب این برنامه صرف نظر کرد و یا کامیپیوتر را ارتقاء داد.
انسان و جامعه مصداق همان کامپیوتر(رایانه) را دارند. در برخی افراد قابلیت نصب برنامه فرهنگ وجود دارد و به سرعت آن را به کاربری میرساند و در برخی افراد نه! همچنین است سازمانها، دستگاهها و... همه مواردی که به نحوی به مثابه انسان هستند، به مثابه همان رایانه هم هستند.
فرهنگ نرم افزار ذهن است که تمامی پندار، گفتار و کردار را راهنمایی میکند. طبق نرم افزار فرهنگ است که یک انسان میتواند طبق یک قاعده خاص فکر کند، حرف بزند و عمل کند. تغییر در این نرم افزار به منزله تغییر در تمامی افکار، گفتار و رفتارهاست.
دین و مذهب از جمله نرم افزارهای معروف و مقتدر فرهنگی هستند که وقتی روی فرد یا جامعه نصب شوند، دگرگونی بزرگ خلق میکنند. مانند برنامه اسلام که روی یک گروه وحشی با هنرمندی پیامبر مکرم اسلام نصب شد و وحوش را به سمت آدمیت حرکت داد. سایر ادیان و مذاهب هم به همین صورت، مسیر فکر و گفتار و رفتار جمع زیادی را تعیین کردهاند.
با این مثالها می خواهم بگویم وقتی از «فرهنگ دریایی» یاد میکنیم، درست منظورمان همین نرم افزار برای ذهن مردم ایران است. ذهنی که چندان آماده نصب برنامههای دریایی نیست و باید آن را تغییر داد، دگرگون کرد و ارتقاء داد تا آمادگی نصب و جذب کامل نرم افزار فرهنگ دریایی را داشته باشند. آن گاه، فکر و گفتار و کردار جامعه رنگ و بوی دریایی میگیرد و غیر از این، همواره دریاگریزی، هراس از زندگی در ساحل و عدم تمایل به سرمایه گذاری در مباحث دریایی در اکثر مردم ایران وجود خواهد داشت.
تحول در فرهنگ
ما در روزنامه دریایی «سرآمد» بر این باوریم که در حوزه دریا به طور خاص، تحول در حوزه فرهنگ دریایی به نفع کشور باید از روسای سازمانها آغاز شود و با روابط عمومیها ادامه پیدا کند. یعنی باید تلاش کرد که نرم افزار فرهنگ روی ذهن مسئولان نصب شود. آنها درک شفاف تر و مشترکی از فرهنگ دریایی پیدا کرده و به ضرورت آن به معنای واقعی رسیده و رسالت و مسئولیت اجتماعی خود در این باره را درک کنند. این باعث حرکت در تمامی بخش های سازمان به خصوص بخش های فرهنگی آن خواهد شد. آن گاه تعامل بین سازمان ها در نهایت به تعامل فرهنگی بین ایرانیان تبدیل خواهد شد.
برچسب ها : فرهنگ دریایی اقتصادسرآمد مسئولان دریایی کشور
اخبار روز
-
بارش برف در تمام مناطق تهران
-
توسعه شبکه ریلی مشترک ایران و عراق با محوریت شلمچه ـ بصره
-
وقتی تصمیمها به زمین مینشینند
-
رشد ۱۱۰ درصدی حمل کالاهای اساسی در بندر چابهار
-
اعزام حدود ۱۳۱ هزار نفر به حج عمره تا پایان دیماه
-
بهرهبرداری و آغاز عملیات اجرایی ۱۴ پروژه زیرساختی و تجهیزاتی بندر چابهار به ارزش ۹۸۰۰ میلیارد تومان
-
آغاز عملیات اجرایی ریل گذاری در بندر شهید بهشتی چابهار
-
ثبت رکورد بیش از ۳۵۰ کیلومتر ریلگذاری در کمتر از یک سال در راه آهن چابهار- زاهدان
-
پیشرفت فیزیکی ۸۸ درصدی راه آهن چابهار-زاهدان
-
مسیرهای رفت و برگشت محور چالوس و آزادراه تهران - شمال مسدود است
-
بازدید وزیر راه و شهرسازی از پروژه کریدور شرق به غرب در جنوب استان سیستان و بلوچستان
-
سواحل مَکُران آیندهدارترین پهنه سرمایهگذاری دریامحور کشور است
-
وزیر راه و شهرسازی وارد ایرانشهر شد
-
سرمایهگذاران ریلی در انتظار مشوقهای سوختی
-
راه اندازی «مارینای بندرعباس» به کجا رسید؟
-
پیامدهای حقوقی توقیف امریکایی نفتکش «ساگیتا»
-
آیل دوران افول حکمرانی دلار رسیده است؟
-
غولهای کشتیرانی جهان روی مدار سودآوری
-
«سقوط تاریخی صادرات فرش» صنعت هویتساز ایران در آستانه فروپاشی
-
«فرهنگسازی دریایی»در گرو فهم توسعه دریاپایه
