تاریخ انتشار:1405/1/15
چرا اقتصاد جهانی به تنگه هرمز گره خورده است

«سرآمد» بررسی می‌کند؛

چرا اقتصاد جهانی به تنگه هرمز گره خورده است

اقتصادسرآمد- حمید الماسی نیا- تنگه هرمز فقط یک آب‌راه باریک در جغرافیای خاورمیانه نیست؛ بلکه به معنای واقعی کلمه، « شاهرگ حیاتی انرژی جهان» است و گره خوردن اقتصاد بین‌الملل به این باریکه ۵۴ کیلومتری، دلایل استراتژیک و اقتصادی عمیقی دارد که بیش از یک‌پنجم (حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد) کل مصرف نفت جهان از این تنگه عبور می‌کند و کشورهای بزرگی مانند عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، کویت و ایران، بخش اعظم صادرات نفت خود را از این مسیر به بازارهای جهانی (به‌ویژه آسیا) می‌رسانند و اگر این مسیر مسدود شود، جایگزین‌های زمینی (خط لوله‌ها) توان جابه‌جایی حتی نیمی از این حجم عظیم را هم ندارند.

به گزارش اقتصادسرآمد، حمید الماسی نیا؛ فعال رسانه ای در نوشتاری به سرآمد آورده است: با توجه به تحولات بحرانی اخیر یعنی آغاز تجاوزات رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک جمهوری اسلامی ایران در اسفند ۱۴۰۴ و استمرار آن در فروردین ۱۴۰۵ (مقارن با ماه مبارک رمضان) تنگه هرمز دیگر یک مسیر تجاری ساده نیست، بلکه به «قلب تپنده نبرد فرسایشی» تبدیل شده است و بازبینی وضعیت این تنگه در سایه «جنگ رمضان» و توقف صادرات انرژی، ابعاد هولناکی برای اقتصاد جهانی دارد.
تبدیل تنگه از معبر به «گره‌گاه امنیتی»
در پی تجاوز نظامی به ایران و شهادت رهبر فقید، ایران از اهرم حاکمیتی خود بر تنگه هرمز به عنوان ابزاری برای بازدارندگی استفاده کرده است و توقف یا اختلال جدی در صادرات کشورهای منطقه (عربستان، امارات، کویت و عراق) به این معناست که بخش بزرگی از عرضه جهانی نفت (حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز) از مدار خارج شده است و این یعنی خلیج فارس که زمانی منبع ثروت بود، اکنون به یک «دریاچه بسته» تبدیل شده که خروجی آن به اراده نظامی ایران و شرایط جنگی بستگی دارد.

 شوک خفگی به اقتصاد آسیا (بحران بقا)
بزرگترین بازنده‌ی انسداد یا ناامنی در هرمز در جریان این جنگ، غول‌های آسیایی هستند که چین و هند بیشترین وابستگی را به نفت منطقه دارند، اکنون با اختلال در زنجیره تأمین انرژی روبرو شده‌اند. برای چین، این به معنای کند شدن موتور تولیدی است که کل جهان را تأمین می‌کند و ژاپن و کره جنوبی کشورها ذخایر استراتژیک دارند، اما با توقف صادرات از هرمز، ذخایر آن‌ها به سرعت تمام می‌شود و با بحران خاموشی و توقف صنایع سنگین مواجه خواهند شد.

فشار مضاعف بر اروپا؛ از چاله به چاه
اروپا که پیش از این به دلیل جنگ اوکراین از گاز روسیه محروم شده بود، امید زیادی به گاز قطر (LNG) و نفت خاورمیانه داشت و با ورود به فروردین ۱۴۰۵ و تشدید جنگ رمضان، توقف صادرات گاز قطر از مسیر هرمز، تیر خلاصی بر امنیت انرژی اروپا است که قیمت سوخت و گرمایش در اروپا ممکن است به ارقامی برسد که پیش از این غیرقابل تصور بود که هزینه حمل و نقل کالا از آسیا به اروپا (که از مسیر دریای عمان و هرمز می‌گذرد) به دلیل ریسک جنگی به شدت بالا رفته و باعث جهش تورمی در منطقه یورو شده 
است.
سقوط بازارهای مالی و کالایی
قیمت نفت در این شرایط از مرزهای تاریخی (احتمالاً بالای ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار) عبور کرده است و این موضوع نه تنها باعث سقوط شاخص بورس‌های جهانی (وال استریت، نیکی، دکس) شده، بلکه قیمت مواد غدایی را هم به دلیل وابستگی کشاورزی به انرژی، به شدت افزایش داده است و غرب اکنون متوجه شده است که حمله به ایران، هزینه‌ای فراتر از یک درگیری نظامی ساده دارد و پایداری کل سیستم سرمایه‌داری را تهدید می‌کند.
اقتصاد جهانی به «ثبات قیمت انرژی» حساس است که هرگونه تنش در تنگه هرمز، بلافاصله باعث بالا رفتن «حق بیمه ریسک» برای کشتی‌های نفت‌کش می‌شود و وقتی قیمت نفت بالا برود، هزینه حمل‌ونقل جهانی افزایش می‌یابد که با بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل یعنی همه‌چیز؛ از مواد غذایی گرفته تا قطعات الکترونیکی گران می شود.
بنابراین، ناامنی در هرمز مستقیماً به سفره‌های مردم در دورترین نقاط جهان (از توکیو تا نیویورک) فشار می‌آورد.

تنگه هرمز اهرم چانه‌زنی در میدان دیپلماسی جنگ
ایران با تسلط بر پهنه شمالی تنگه، عملاً نبض انرژی جهان را در دست دارد و در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال ضربه زدن به زیرساخت‌های ایران هستند، ایران با استفاده از نفوذ خود بر این گلوگاه، فشار را به شکلی کاملاً ملموس به خانه‌های شهروندان در پاریس، لندن و دهلی منتقل کرده است که این «فشار نامتقارن» باعث شده تا فشارهای بین‌المللی بر آمریکا برای توقف تجاوزات افزایش یابد، چرا که جهان تاب تحمل یک انسداد طولانی‌مدت در هرمز را ندارد.
نتیجه گیری:
اگر اقتصاد جهان را یک بدن تصور کنیم، تنگه هرمز مثل دریچه‌ی اصلی قلب عمل می‌کند و گرفتگی این دریچه، حتی برای مدتی کوتاه، می‌تواند کل بدن (اقتصاد جهانی) را دچار سکته قلبی کند که به همین دلیل است که کوچکترین خبری از این منطقه، لرزه بر اندام بازارهای بورس جهانی می‌اندازد و تنگه هرمز اکنون به مرزی میان «ثبات جهانی» و «فروپاشی اقتصادی» تبدیل شده است و تا زمانی که تجاوزات نظامی متوقف نشود و امنیت ایران تضمین نگردد، این گره کور باز نخواهد شد، اروپا و آسیا اکنون بیش از هر زمان دیگری درک می‌کنند که امنیت آن‌ها به شدت به ثبات در خلیج فارس و احترام به حاکمیت ایران گره خورده است.

برچسب ها : تنگه هرمز اقتصادسرآمد خلیج فارس

اخبار روز
ضمیمه