تاریخ انتشار:1405/1/17
چشم در چشم تنگه هرمز

روایت «سرآمد» از جامعه محلی جنگ زده جزیره قشم

چشم در چشم تنگه هرمز

اقتصادسرآمد- اصغر بشارتی - صبح یکشنبه نهم فروردین ماه ۱۴۰۵ به عادت همیشگی و به عنوان یک عکاس ماجراجوی جنوبی دوستدار وطن، داشتم دنبال رد پای جنگ و جنایت های جنگ افروزان آمریکایی- صهیونیستی در بزرگترین جزیره خلیج فارس می گشتم؛ قشم سرزمین زادگاهی م و همسایه دیوار به دیوار تنگه هرمز، یکماه است که چشم در چشم ناوگان ویرانگر دشمن قسم خورده ایران قرار گرفته است.

به گزارش اقتصادسرآمد، اصغر بشارتی، عکاس و فیلمساز خلیج فارس در نوشتاری به سرآمد آورده است: از ساحل جنوبی قشم به سمت ژئوسایت معروف دره ستاره ها و جزایر ناز در حال رانندگی بودم؛ در میانه راه، چشمم به چند صیاد افتاد که داشتند در حوضچه بندرگاه صیادی روستای رمچاه قطعه های پراکنده شده چند قایق صیادی منفجر شده را جمع می کردند؛ تقریبا نزدیک همان‌ ساحلی که اخیرا یک کشتی تایلندی حادثه دیده در تنگه هرمز به دلیل توفان های نوروزی خلیج فارس به گل نشسته بود.  به سمت جاده داخلی حوضچه اسکله صیادی تغییر مسیر دادم. 
در نگاه اول، یک صندلی پلاستیکی سوخته را دیدم که بر صخره‌های سنگی موج شکن اسکله جا خوش کرده بود؛ اما وقتی یکی از صیادان روی آن صندلی سوخته نشست، برایم سیر تا پیاز ماجرای فاجعه شب گذشته را روایت کرد که چگونه جنگنده های دشمن برخی مناطق ساحلی و پایگاه های دریایی غیرنظامی را هدف قرار داده اند؛ می گفت که چون از اوایل اسفند تا میانه فروردین دریابست اعلام شده، صیادان قایق هایشان را در حوضچه پهلو داده اند تا یکی دو هفته دیگر امکان دریاروی داشته باشند. 
او که به عنوان یک مالباخته، حرف هایش را با چاشنی اندوه و رنج درون از پشت چهره ای سراسر خشم و انتقام بیان می نمود، مرا درگیر رسالتی بزرگ کرد تا چهره پنهان جنگ در جزیره را از زاویه دید لنز دوربین کشف و ضبط کنم. 
همین دغدغه مندی سبب شد تا با ثبت اینچنین عکس هایی تلاش کنم تا هر تکه از این قطعه فایبرگلاس دفرمه شده قایق صیادی، را تبدیل به سندی از یک واقعه برای مخاطبان کنم. 
این صندلی نیمه سوخته، قطعه ای بازمانده‌ از شناور صیادی از نوع قایق تشتی فایبرگلاس است که شعله‌های آتش، آن را از پیکره‌ قایق جدا کرده است.
اینگونه شد که در آن بندرگاه روستایی واقع در جنوب قشم با صیادی رنج دیده مواجه شدم که با نگاهی مصمم به افق تنگه هرمز خیره شده بود؛ اشاره‌ انگشت او به سمتی نامعلوم، تنها نشان دادن یک جهت جغرافیایی نیست؛ بلکه تاکیدی است بر حق حاکمیت و پیوندی ناگسستنی با آبیِ بیکران خلیج‌فارس. 
او با زبان ساده و صمیمی یک جزیرتی به من گفت که: «حتی اگر تمام باقی مانده دارایی‌م، همین صندلی سوخته قایق تکه پاره باشد، از وجب به وجب این دریا و جزیره و مرزهای آبی تنگه هرمز پاسداری می‌کنیم.» 
تضاد میان قایق‌های پهلو گرفته در آرامش حوضچه بندرگاه در پس‌زمینه و صندلی سوخته در پیش‌زمینه و مرد صیاد را زده به افق، در ذهن من هنگام عکاسی به استعاره‌ای تبدیل شد از آرامشی که به بهای ایستادگی مردمان جزیرتی و تحمل سختی‌ها در شرایط جنگی به دست آمده است.

برچسب ها : تنگه هرمز اقتصادسرآمد خلیج فارس

اخبار روز
ضمیمه