«سرآمد» بررسی کرد؛
سناریوهای چهارگانه درگیری دریایی در خلیج فارس
گروه راهبردی - مهدی عجمی – در شرایط کنونی کشور و حمله وحشیانه صهیونی – امریکایی به سناریوهای چهارگانه درگیری دریایی در خلیج فارس پرداخته ایم. جمهوری اسلامی ایران با داشتن بیش از ۵۸۰۰کیلومتر سواحل در شمال و جنوب و معادل ۴۰درصد مرزهای خود که در مجاورت آبهای آزاد قرار دارد، بهواقع کشوری «دریایی» محسوب میشود. از این رو، دریای عمان، تنگههرمز و خلیجفارس که از حیاتیترین مسیرهای انرژی جهان هستند، همزمان بهترین فرصتها و جدیترین چالشها را برای کشور ایجاد کردهاند.
به گزارش اقتصادسرآمد، دکتر مهدی عجمی، عضو هیأت علمی گروه سواحل، بنادر و سازههای دریایی دانشگاه صنعتی شاهرود و رئیس پیشین انجمن مهندسی دریایی ایران، در مطلبی تحلیلی درباره سناریوهای احتمالی درگیری دریایی به اقتصادسرآمد آورده است:
باتوجه به پیچیدگی روابط منطقهای و حضور قدرتهای بزرگ، میتوان چند سناریوی محتمل نبرد دریایی را ترسیم کرد. این سناریوها از یک زدوخورد محدود تا جنگی تمامعیار را شامل میشوند:
•سناریوی اول: رویارویی محدود ایران و آمریکا در خلیجفارس. مثلاً برخوردی محلی (ضربه موشکی به قایق سپاه یا سرنگونی پهپاد) میتواند درگیری محدودی را آغاز کند. در این جنگ موضعی، آمریکا با ناوشکنها و ناوهای هواپیمابر به حمله مستقیم به سکوی موشکی و سازههای ساحلی ایران میپردازد. ایران نیز با مینریزی تنگههرمز و ارسال حملات زنبوری (پهپاد/قایق انفجاری) سعی میکند قطب سیاسی و اقتصادی هرمز را برای چند روز عملاً مسدود کند. تحلیلگران غربی هشدار دادهاند که امکان مینگذاری گسترده و تلهانداختن ناوهای دشمن در هرمز واقعاً وجود دارد. در این سناریو، ایران تلفات مادی (از دست دادن شناورها و تأسیسات) خواهد داشت، اما فشار روانی قابلتوجهی به آمریکا وارد میشود. از نظر اقتصادی این جنگ کوتاه، قیمت نفت به سرعت صعود کرده و جهان را وارد چالشی میکند که احتمالاً سرعت مذاکره برای آتشبس را افزایش میدهد. کشورهای حوزه خلیجفارس عمدتاً نقش لجستیکی به عهده دارند و در صورت ادامهدارشدن جنگ، چاه نفت آمریکا و متحدان اروپایی در خلیجفارس از ترس گسترش تنش از حمله خودداری میکنند. پیام کلیدی این سناریو آن است که تنگههرمز به برگی کلیدی در دست ایران تبدیل میشود و آمریکا با وجود ناوگان اقیانوسی قدرتمند، از ورود بدون تهدید به آبهای عمیق ایران باز میماند.
•سناریوی دوم: جنگ گسترده ایران و ائتلاف غربی-عربی. مثالی از این حالت ممکن است در واکنش به یک حمله بسیار بزرگ (مانند تخریب یک تأسیسات هستهای) رخ دهد. در این جنگ بزرگ، یک ائتلاف شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه و چند کشور عربی منطقه علیه ایران تشکیل میشود. نبرد در سه جبهه خلیجفارس، دریای عمان و احتمالاً دریای سرخ گسترش مییابد. ایران به دو بخش تقسیم میشود: سپاه با قایقها و موشکهای ساحلی در خلیجفارس میجنگد تا ناوگان دشمن را فرسوده کند و نیروی دریایی ارتش به سوی دریای عمان میگریزد تا یگانهای خود را پراکنده و زنده نگه دارد. ممکن است نبرد به بیرون از حوزه منطقه نیز کشیده شود؛ بهویژه در دریای سرخ (با کمک متحدان مانند حوثیهای یمن) تا خطوط تدارکاتی دشمن را مورد حمله قرار دهد. اسرائیل احتمالاً در این جنگ مستقیماً وارد خلیجفارس نمیشود، اما ناوگان زیردریاییاش در دریای سرخ به مبارزه اطلاعاتی و حمله دریایی پنهان ادامه میدهد. در چنین نبردی، برتری فناوری و هوایی کامل در اختیار ائتلاف خواهد بود و عملیات مشترک آبی-خاکی علیه جزایر ایرانی محتمل است. عواقب اقتصادی این جنگ جهانی انرژی، تخریب عظیم زیربناهای نفتی و گازی ایران و چندبرابرشدن قیمت نفت خواهد بود؛ شاید حتی سازمان ملل مجبور به صدور قطعنامه آتشبس فوری شود. این سناریو شدیدترین حالت ممکن است و هم برای ایران و هم جهانیان پیامدهای وخیم و بلندمدتی به همراه خواهد داشت.
•سناریوی سوم: نبرد دریایی نامتقارن ایران و اسرائیل. در ماههای اخیر دیدهایم که حملات پنهان به کشتیهای حامل نفت ایران و ضربههای متقابل به کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی در دریا رخ داده است. اگر کشمکش سیاسی ایران و اسرائیل (مثلاً در محور سوریه یا یمن) به نقطه انفجار برسد، جنگ دریایی سایه ممکن است علنیتر شود. جبهه اصلی در این نبرد دریای سرخ و عمان خواهد بود؛ اسرائیل از تنگه بابالمندب برای هدف قرار دادن نفتکشهای ایرانی بهره برده و شاید با ناوچههای سطحی خود تا حد حمله به سواحل هم پیش رود. فرماندهان ایرانی نیز ناوگروههای خود را بهسمت خلیج عدن گسیل کرده یا از گروههای نیابتی (حوثیها) درخواست میکنند علیه کشتیهای اسرائیلی وارد عمل شوند. آمریکا ممکن است فقط از پشت صحنه حمایت اطلاعاتی کند. کشورهای حوزه خلیجفارس بهرهمند از این تقابل مستقیماً وارد نخواهند شد تا خود را در تیررس پاسخ احتمالی ایران قرار ندهند. به نظر میرسد این جنگ نیز فرسایشی خواهد بود و برخلاف سناریوی قبل، برنده روشن و مشخصی ندارد؛ دوطرف به کشتیهای تجاری هم امتیاز میدهند تا تنش از حد مشخصی فراتر نرود. این وضع شاید هزینه بیمه و حملونقل دریایی در منطقه را بالا ببرد، ولی دامنه جنگ محدود میماند.
•سناریوی چهارم: بحران دریایی منطقهای چندجانبه. در این حالت، ممکن است بحرانی در دریای مدیترانه یا شرق دریای سرخ پیش بیاید (بهعنوان مثال اختلاف بر سر منابع لیبی یا دریای مدیترانه) که تمام بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را وارد ماجرا کند. ایران میتواند در جبههای محوری سیاسی (مثلاً در جنگ لیبی به نفع ترکیه یا سوریه و مصر) قرار گیرد یا حتی نقش میانجیگر در مناقشه آبی فرامنطقهای (مانند بحران سد النهضه اتیوپی-مصر) ایفا کند. در هر صورت، چنین جنگهای چندجانبهای - هرچند مستقیماً جنگ ایران نباشد- بر امنیت مسیرهای دریایی همه کشورها تأثیر میگذارد و ایران را ناگزیر به واکنش دیپلماتیک و اطلاعاتی در سطح منطقه میکند. شرایطی شبیه این را در صورت درگیری هند و پاکستان در دریای عمان هم میتوان متصور بود؛ هرچند این جنگی مستقیم بین دو دشمن ایران نیست، اما ایران باید ضمن حفظ بیطرفی نسبی، توان رزمی دریایی خود را در آمادهباش نگه دارد تا از آسیبپذیری جلوگیری شود.
از بررسی این سناریوها چند نکته کلی حاصل میشود. نخست آنکه تنگههرمز کانون مشترک اکثر شرایط بحرانی است؛ چه در تقابل با آمریکا و چه در تقابل با کشورهای منطقه، این گذرگاه تنگ یا هدف فشار اصلی ایران یا دشمن قرار میگیرد. دوم اینکه ورود قدرتهای فرامنطقهای (بهویژه آمریکا و ناتو) تعیینکننده سرنوشت است؛ بدون مشارکت آنها، درگیریها محدود و منطقهای باقی میماند، اما در صورت مداخله آنها، نبرد به مرحلهای خطرناکتر میرسد. سوم، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی عمیقاً در این معادلات درگیر است؛ هر جنگ دریایی در خلیجفارس بلافاصله ابعاد یک بحران انرژی جهانی را پیدا خواهد کرد. چهارم، ایران عملاً در همه سناریوها به تاکتیکهای جنگ نامتقارن خود اتکا دارد تا کمبودهای سختافزاری را جبران کند؛ موشکها، پهپادها، قایقها و مینهای دریایی بخش اعظم بازدارندگی ایران را تشکیل میدهند. در مقابل، دشمنان معمولاً بر فناوری برتر و برتری هوایی - ماهوارهای خود تکیه دارند. نکته پایانی آنکه بازدارندگی دریایی ایران اگر به اندازه کافی قدرتمند باشد، میتواند از بروز بسیاری از این سناریوها جلوگیری کند. بهترین نتیجه این است که با نمایش اقتدار و شفافسازی خطوط قرمز، دشمن را از آغاز جنگ منصرف کنیم و مسیر را به سود صلح پایدار در دریاها باز نگه داریم. در بخش بعدی، پیشنهادهای عملیاتی برای تقویت چنین بازدارندگی و حفظ امنیت دریاهای پیرامونی تشریح خواهند شد.
به گزارش اقتصادسرآمد، دکتر مهدی عجمی، عضو هیأت علمی گروه سواحل، بنادر و سازههای دریایی دانشگاه صنعتی شاهرود و رئیس پیشین انجمن مهندسی دریایی ایران، در مطلبی تحلیلی درباره سناریوهای احتمالی درگیری دریایی به اقتصادسرآمد آورده است:
باتوجه به پیچیدگی روابط منطقهای و حضور قدرتهای بزرگ، میتوان چند سناریوی محتمل نبرد دریایی را ترسیم کرد. این سناریوها از یک زدوخورد محدود تا جنگی تمامعیار را شامل میشوند:
•سناریوی اول: رویارویی محدود ایران و آمریکا در خلیجفارس. مثلاً برخوردی محلی (ضربه موشکی به قایق سپاه یا سرنگونی پهپاد) میتواند درگیری محدودی را آغاز کند. در این جنگ موضعی، آمریکا با ناوشکنها و ناوهای هواپیمابر به حمله مستقیم به سکوی موشکی و سازههای ساحلی ایران میپردازد. ایران نیز با مینریزی تنگههرمز و ارسال حملات زنبوری (پهپاد/قایق انفجاری) سعی میکند قطب سیاسی و اقتصادی هرمز را برای چند روز عملاً مسدود کند. تحلیلگران غربی هشدار دادهاند که امکان مینگذاری گسترده و تلهانداختن ناوهای دشمن در هرمز واقعاً وجود دارد. در این سناریو، ایران تلفات مادی (از دست دادن شناورها و تأسیسات) خواهد داشت، اما فشار روانی قابلتوجهی به آمریکا وارد میشود. از نظر اقتصادی این جنگ کوتاه، قیمت نفت به سرعت صعود کرده و جهان را وارد چالشی میکند که احتمالاً سرعت مذاکره برای آتشبس را افزایش میدهد. کشورهای حوزه خلیجفارس عمدتاً نقش لجستیکی به عهده دارند و در صورت ادامهدارشدن جنگ، چاه نفت آمریکا و متحدان اروپایی در خلیجفارس از ترس گسترش تنش از حمله خودداری میکنند. پیام کلیدی این سناریو آن است که تنگههرمز به برگی کلیدی در دست ایران تبدیل میشود و آمریکا با وجود ناوگان اقیانوسی قدرتمند، از ورود بدون تهدید به آبهای عمیق ایران باز میماند.
•سناریوی دوم: جنگ گسترده ایران و ائتلاف غربی-عربی. مثالی از این حالت ممکن است در واکنش به یک حمله بسیار بزرگ (مانند تخریب یک تأسیسات هستهای) رخ دهد. در این جنگ بزرگ، یک ائتلاف شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه و چند کشور عربی منطقه علیه ایران تشکیل میشود. نبرد در سه جبهه خلیجفارس، دریای عمان و احتمالاً دریای سرخ گسترش مییابد. ایران به دو بخش تقسیم میشود: سپاه با قایقها و موشکهای ساحلی در خلیجفارس میجنگد تا ناوگان دشمن را فرسوده کند و نیروی دریایی ارتش به سوی دریای عمان میگریزد تا یگانهای خود را پراکنده و زنده نگه دارد. ممکن است نبرد به بیرون از حوزه منطقه نیز کشیده شود؛ بهویژه در دریای سرخ (با کمک متحدان مانند حوثیهای یمن) تا خطوط تدارکاتی دشمن را مورد حمله قرار دهد. اسرائیل احتمالاً در این جنگ مستقیماً وارد خلیجفارس نمیشود، اما ناوگان زیردریاییاش در دریای سرخ به مبارزه اطلاعاتی و حمله دریایی پنهان ادامه میدهد. در چنین نبردی، برتری فناوری و هوایی کامل در اختیار ائتلاف خواهد بود و عملیات مشترک آبی-خاکی علیه جزایر ایرانی محتمل است. عواقب اقتصادی این جنگ جهانی انرژی، تخریب عظیم زیربناهای نفتی و گازی ایران و چندبرابرشدن قیمت نفت خواهد بود؛ شاید حتی سازمان ملل مجبور به صدور قطعنامه آتشبس فوری شود. این سناریو شدیدترین حالت ممکن است و هم برای ایران و هم جهانیان پیامدهای وخیم و بلندمدتی به همراه خواهد داشت.
•سناریوی سوم: نبرد دریایی نامتقارن ایران و اسرائیل. در ماههای اخیر دیدهایم که حملات پنهان به کشتیهای حامل نفت ایران و ضربههای متقابل به کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی در دریا رخ داده است. اگر کشمکش سیاسی ایران و اسرائیل (مثلاً در محور سوریه یا یمن) به نقطه انفجار برسد، جنگ دریایی سایه ممکن است علنیتر شود. جبهه اصلی در این نبرد دریای سرخ و عمان خواهد بود؛ اسرائیل از تنگه بابالمندب برای هدف قرار دادن نفتکشهای ایرانی بهره برده و شاید با ناوچههای سطحی خود تا حد حمله به سواحل هم پیش رود. فرماندهان ایرانی نیز ناوگروههای خود را بهسمت خلیج عدن گسیل کرده یا از گروههای نیابتی (حوثیها) درخواست میکنند علیه کشتیهای اسرائیلی وارد عمل شوند. آمریکا ممکن است فقط از پشت صحنه حمایت اطلاعاتی کند. کشورهای حوزه خلیجفارس بهرهمند از این تقابل مستقیماً وارد نخواهند شد تا خود را در تیررس پاسخ احتمالی ایران قرار ندهند. به نظر میرسد این جنگ نیز فرسایشی خواهد بود و برخلاف سناریوی قبل، برنده روشن و مشخصی ندارد؛ دوطرف به کشتیهای تجاری هم امتیاز میدهند تا تنش از حد مشخصی فراتر نرود. این وضع شاید هزینه بیمه و حملونقل دریایی در منطقه را بالا ببرد، ولی دامنه جنگ محدود میماند.
•سناریوی چهارم: بحران دریایی منطقهای چندجانبه. در این حالت، ممکن است بحرانی در دریای مدیترانه یا شرق دریای سرخ پیش بیاید (بهعنوان مثال اختلاف بر سر منابع لیبی یا دریای مدیترانه) که تمام بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را وارد ماجرا کند. ایران میتواند در جبههای محوری سیاسی (مثلاً در جنگ لیبی به نفع ترکیه یا سوریه و مصر) قرار گیرد یا حتی نقش میانجیگر در مناقشه آبی فرامنطقهای (مانند بحران سد النهضه اتیوپی-مصر) ایفا کند. در هر صورت، چنین جنگهای چندجانبهای - هرچند مستقیماً جنگ ایران نباشد- بر امنیت مسیرهای دریایی همه کشورها تأثیر میگذارد و ایران را ناگزیر به واکنش دیپلماتیک و اطلاعاتی در سطح منطقه میکند. شرایطی شبیه این را در صورت درگیری هند و پاکستان در دریای عمان هم میتوان متصور بود؛ هرچند این جنگی مستقیم بین دو دشمن ایران نیست، اما ایران باید ضمن حفظ بیطرفی نسبی، توان رزمی دریایی خود را در آمادهباش نگه دارد تا از آسیبپذیری جلوگیری شود.
از بررسی این سناریوها چند نکته کلی حاصل میشود. نخست آنکه تنگههرمز کانون مشترک اکثر شرایط بحرانی است؛ چه در تقابل با آمریکا و چه در تقابل با کشورهای منطقه، این گذرگاه تنگ یا هدف فشار اصلی ایران یا دشمن قرار میگیرد. دوم اینکه ورود قدرتهای فرامنطقهای (بهویژه آمریکا و ناتو) تعیینکننده سرنوشت است؛ بدون مشارکت آنها، درگیریها محدود و منطقهای باقی میماند، اما در صورت مداخله آنها، نبرد به مرحلهای خطرناکتر میرسد. سوم، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی عمیقاً در این معادلات درگیر است؛ هر جنگ دریایی در خلیجفارس بلافاصله ابعاد یک بحران انرژی جهانی را پیدا خواهد کرد. چهارم، ایران عملاً در همه سناریوها به تاکتیکهای جنگ نامتقارن خود اتکا دارد تا کمبودهای سختافزاری را جبران کند؛ موشکها، پهپادها، قایقها و مینهای دریایی بخش اعظم بازدارندگی ایران را تشکیل میدهند. در مقابل، دشمنان معمولاً بر فناوری برتر و برتری هوایی - ماهوارهای خود تکیه دارند. نکته پایانی آنکه بازدارندگی دریایی ایران اگر به اندازه کافی قدرتمند باشد، میتواند از بروز بسیاری از این سناریوها جلوگیری کند. بهترین نتیجه این است که با نمایش اقتدار و شفافسازی خطوط قرمز، دشمن را از آغاز جنگ منصرف کنیم و مسیر را به سود صلح پایدار در دریاها باز نگه داریم. در بخش بعدی، پیشنهادهای عملیاتی برای تقویت چنین بازدارندگی و حفظ امنیت دریاهای پیرامونی تشریح خواهند شد.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
تقابل ظرفیت و خدمات در عصر بی ثباتی
-
روایت ملتِ ایستادگی، همبستگی و امید از رمضان تا محرم
-
تا پایان امسال؛ ایجاد اسکله تفریحی در بندر ماهشهر
-
برات الکترونیک بانک تجارت؛ همچنان بر مدار خدمت
-
تلاش مضاعف همکاران، ضامن حرکت پرشتاب بانک سرمایه در مسیر رشد و توسعه
-
تاکید مدیرعامل بانک سینا بر نهادینهسازی ابزارهای نوین مالی در فرایند تامین مالی واحدهای تولیدی
-
سهم ۶۶ هزار میلیارد ریالی تسهیلات ساخت و ودیعه مسکن در بانک اقتصادنوین
-
ثبت نام خودروی وارداتی در بانک ایران زمین آغاز شد
-
مجوز تاسیس نخستین صندوق سرمایه گذاری ارزی به بانک ملت اعطا شد
-
بانک مهر ایران در مسیر تبدیل شدن به بانک عامل اصناف کشور
-
«وینگر» ۱۳۰۰۰ تایی شد
-
استفاده از بازارهای بورس و سرمایه برای رونق بخشی به صنعت ساختمان ضروری است
-
سود بانک ملت در پایان سال مالی ۱۴۰۴ با جهش ۹۰ درصدی به ۲۶۱ همت رسید
-
ارائه خدمات چک در بستر اپلیکیشن «سرمایه»
-
امکان ثبتنام در دور جدید فروش خودروهای وارداتی در بانک اقتصادنوین فراهم شد
-
«بازارگاههای دیجیتال» میزبان نسخه جدید همراهبانک سپه شدند
-
ورود پساب کشاورزی و خانگی؛ معضل اصلی محیط زیست تالاب بین المللی انزلی
-
چرا سرزمین ۱۰۰۰برکه جنوب میزبان «آتوسا مومنی» شد؟
-
ابر بدهکاران صنعت برق صنایع فولادی و آلومینیوم هستند
-
مراسم تکریم مدیرکل پیشین و معارفه سرپرست جدید دفتر مرکزی حراست توانیر برگزار شد



