تاریخ انتشار:1405/5/14
«ماهی ارزان است» چرا به سفره مردم نمی‌رسد؟

«سرآمد» بررسی می‌کند؛

«ماهی ارزان است» چرا به سفره مردم نمی‌رسد؟

روایت آمارها در برابر واقعیت بازار آبزیان

اقتصادسرآمد- امید اسماعیلی- سال‌هاست که مسئولان حوزه شیلات از افزایش تولید، توسعه آبزی‌پروری، رشد صید، تنوع گونه‌های آبزی و ضرورت افزایش مصرف ماهی سخن می‌گویند. در تازه‌ترین موضع‌گیری‌ها نیز تأکید شده که ادعای گرانی ماهی نسبت به سایر منابع پروتئینی چندان دقیق نیست و حتی در برخی موارد، گوشت ماهی از گوشت قرمز ارزان‌تر تمام می‌شود. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ اگر ماهی ارزان‌تر شده و تولید نیز افزایش یافته است، چرا سهم آن در سفره بسیاری از خانوارهای ایرانی همچنان محدود باقی مانده است؟

اقتصادسرآمد معتقد است پاسخ این پرسش را باید نه در آمارهای تولید، بلکه در واقعیت بازار، قدرت خرید خانوار و الگوی مصرف جست‌وجو کرد.

تولید افزایش یافته، اما مصرف چه؟
سازمان شیلات طی سال‌های اخیر بارها از رشد تولید آبزیان و افزایش عرضه سخن گفته است. حتی بر اساس آمارهای رسمی، سرانه عرضه آبزیان در کشور به بیش از ۱۴ کیلوگرم در سال رسیده و برنامه‌هایی برای افزایش مصرف نیز در دستور کار قرار دارد. اما واقعیت این است که افزایش تولید الزاماً به معنای افزایش مصرف نیست. تجربه بازار نشان می‌دهد میان «تولید»، «عرضه» و «مصرف واقعی» فاصله قابل توجهی وجود دارد. بسیاری از خانوارها در شرایطی قرار دارند که حتی اگر ماهی نسبت به برخی اقلام پروتئینی ارزان‌تر باشد، همچنان توان خرید مستمر آن را ندارند.

معیار ارزانی چیست؟
شیلات در دفاع از سیاست‌های خود می‌گوید قیمت ماهی قزل‌آلا از گوشت قرمز پایین‌تر است و برخی گونه‌های صیدی حتی با قیمت‌های بسیار کمتر در بازار عرضه می‌شوند.این استدلال از منظر آماری قابل دفاع است؛ اما از نگاه مصرف‌کننده، معیار ارزانی چیز دیگری است.
برای خانواده‌ای که با محدودیت درآمد مواجه است، مقایسه قیمت گوشت خالص ماهی با گوشت خالص گوساله چندان تعیین‌کننده نیست. آنچه اهمیت دارد مبلغی است که در لحظه خرید از جیب پرداخت می‌شود. خانوار هنگام مراجعه به بازار با قیمت نهایی فروشگاه روبه‌رو است، نه قیمت مزرعه، اسکله یا آمارهای تولید.
به همین دلیل است که گاهی یک کالای «ارزان‌تر» در محاسبات رسمی، در عمل به کالایی کم‌مصرف در سبد خانوار تبدیل می‌شود.

ماهی ارزان کجاست؟
یکی از محورهای اصلی جوابیه سازمان شیلات، وجود گونه‌های ارزان‌قیمت همچون کیلکا، ساردین، گواف و برخی گونه‌های بومی جنوب کشور است.
اما اینجا یک پرسش مهم مطرح می‌شود؛ آیا این گونه‌ها در سراسر کشور به آسانی در دسترس مردم قرار دارند؟
واقعیت بازارهای مصرف در شهرهای مرکزی و غیرساحلی کشور نشان می‌دهد بسیاری از مصرف‌کنندگان اساساً با این گونه‌ها آشنایی ندارند یا دسترسی مستمر به آن‌ها ندارند. در چنین شرایطی، استناد به وجود ماهی ارزان در آمار تولید الزاماً به معنای حضور آن در سبد خرید خانوار نیست.
اقتصادسرآمد معتقد است موفقیت سیاست‌های شیلات زمانی قابل اندازه‌گیری است که آبزیان ارزان‌قیمت در شبکه توزیع کشور به سادگی قابل دسترس باشند، نه صرفاً در گزارش‌های تولید.
زنجیره‌ای که هنوز کامل نشده است
یکی از چالش‌های قدیمی صنعت شیلات، فاصله میان تولیدکننده و مصرف‌کننده است. هزینه حمل‌ونقل، نگهداری سردخانه‌ای، فرآوری، بسته‌بندی، توزیع و واسطه‌گری باعث می‌شود قیمت نهایی محصول در بازار تفاوت قابل توجهی با قیمت اولیه داشته باشد.در چنین شرایطی، حتی افزایش تولید نیز الزاماً به کاهش قیمت برای مصرف‌کننده منجر نمی‌شود.
این همان حلقه مفقوده‌ای است که سال‌هاست درباره آن صحبت می‌شود؛ حلقه‌ای که اگر اصلاح نشود، رشد تولید نمی‌تواند به افزایش مصرف منجر شود.

«فرهنگ مصرف» همه ماجرا نیست
یکی دیگر از استدلال‌های مطرح‌شده، ضعف فرهنگ مصرف آبزیان در کشور است. بدون تردید این موضوع واقعیت دارد. هنوز در بسیاری از مناطق کشور مصرف ماهی به اندازه گوشت مرغ و گوشت قرمز رایج نیست.اما پرسش اینجاست که آیا می‌توان همه مسئله را به فرهنگ مصرف تقلیل داد؟
اگر فرهنگ مصرف ضعیف است، طی سال‌های گذشته چه برنامه فراگیر و مستمری برای آموزش، تبلیغ و ترویج مصرف آبزیان اجرا شده است؟ چه میزان سرمایه‌گذاری برای معرفی گونه‌های ارزان‌قیمت، آموزش روش‌های پخت و توسعه بازار مصرف صورت گرفته است؟
تجربه جهانی نشان می‌دهد افزایش مصرف آبزیان تنها با افزایش تولید محقق نمی‌شود؛ بلکه به شبکه توزیع کارآمد، قیمت قابل دسترس، آموزش مصرف و سیاست‌های حمایتی نیاز دارد.

فاصله با استانداردهای جهانی
اگرچه سرانه مصرف آبزیان در ایران طی دهه‌های گذشته رشد کرده، اما همچنان با میانگین جهانی فاصله دارد. برخی گزارش‌ها میانگین جهانی مصرف آبزیان را بالاتر از سطح مصرف در ایران اعلام می‌کنند.این فاصله نشان می‌دهد هنوز ظرفیت بزرگی برای توسعه مصرف داخلی وجود دارد؛ ظرفیتی که تحقق آن تنها با افزایش تولید امکان‌پذیر نخواهد بود.

«سفره مردم» مهم‌ترین شاخص موفقیت
واقعیت این است که هیچ شاخصی به اندازه سفره مردم نمی‌تواند موفقیت یا ناکامی یک سیاست را نشان دهد. اگر تولید افزایش یافته است، باید در مصرف دیده شود. اگر ماهی ارزان‌تر شده است، باید در سبد خانوار دیده شود. اگر سیاست‌های توسعه‌ای موفق بوده‌اند، باید در سرانه مصرف نمایان شوند.
اقتصادسرآمد بر این باور است که میان آمارهای تولید و واقعیت بازار هنوز فاصله وجود دارد؛ فاصله‌ای که تا رفع آن، نمی‌توان از تحقق کامل هدف افزایش مصرف آبزیان سخن گفت.
جمع‌بندی اقتصادسرآمد: سازمان شیلات در یک نکته درست می‌گوید؛ ماهی قربانی تورم عمومی اقتصاد کشور است و این بخش نیز از فشار هزینه‌ها مصون نمانده است. اما در مقابل، جامعه نیز یک پرسش کاملاً منطقی دارد؛ چرا با وجود افزایش تولید، تنوع گونه‌ها و برنامه‌های متعدد توسعه‌ای، ماهی هنوز برای بخش قابل توجهی از مردم به یک کالای کم‌مصرف تبدیل شده است؟
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تمرکز صرف بر آمار تولید، شاخص دیگری نیز مبنای ارزیابی قرار گیرد؛ شاخصی به نام «سهم واقعی ماهی در سفره
 مردم».
زیرا برای مصرف‌کننده، ارزان‌ترین ماهی آن ماهی نیست که در گزارش‌های تولید ثبت شده باشد؛ ارزان‌ترین ماهی، همان ماهی است که بتواند بدون دغدغه وارد سبد خرید خانواده شود.

برچسب ها : بازار آبزیان اقتصادسرآمد ماهی قزل

اخبار روز
ضمیمه