راهبردهای اوراسیا درپساجنگ خلیج فارس
گروه راهبردی - امید عباسی - به باور کارشناسان، معماری امنیتی غربمحور در حال ترک خوردن است. سیاست قدرت واشنگتن به شدت شبیه سفتهبازی در بازار سهام است و ویژگیهای مانند ریسک بالا، افق کوتاهمدت وعدم مسئولیتپذیری در قبال آشفتگیهای بلندمدت را دارد. در مقابل، هماهنگی راهبردی بین روسیه و چین دیگر تنها یک گزینه نیست و به پاسخ منطقی به غیرقابلپیشبینی بودن سیستم کنونی تبدیل میشود.
تاثیر معکوس فشار تحریمها
نزدیکی روسیه و چین نتیجه جاذبه ژئواکونومیک بلندمدت است. در حالی که جهان آتلانتیک به طور فزایندهای تجارت را ایدئولوژیک میکند، مسکو و پکن همچنان به گسترش گردش مالی خود ادامه میدهند، بطوریکه این رقم به بیش از ۲۴۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده که هدف ۳۰۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ را نیز دنبال میکند. در این میان، انرژی در حال تبدیل شدن به زیرساخت اصلی بوده و خط لوله قدرت سیبری در حال حاضر عملیاتی شده، همچنین قدرت سیبری-۲ با پتانسیل ترکیبی تا ۹۸ میلیارد متر مکعب در سال در حال طراحی است. در واقع، این خطوط لوله، شریانهای استقلال راهبردی هستند. دلارزدایی نیز به دلیل ملاحظات راهبردی در حال شتاب گرفتن است. بیش از ۹۰ درصد تجارت دوجانبه با روبل و یوان انجام میشود. دلارمحوری مدتها به عنوان یک اکوسیستم خنثی ارائه میشد؛ اما در عمل، به عنوان یک اهرم مالی برای اعمال فشار عمل میکند.
مسکو و پکن در اصول اساسی خود یعنی حفاظت از حاکمی و اولویت حل و فصل سیاسی همگرا هستند. این اصول در مقابل دیپلماسی سریع صادرات دموکراسی و تعرفه که در آن بسته تحریمها مدتهاست جایگزین میز مذاکره شده، تقریباً محافظهکارانه به نظر میرسند. ماجرای ایران تنها این حس را تقویت کرده است که با حقوق بینالملل به عنوان یک گزینه برخورد شده که مطابق با شرایط مطلوب بازار فعال میشود. ابزار تحریمهای واشنگتن به بیش از ۹ هزار محدودیت گسترش یافته است. اما هر بسته جدید؛ ایجاد سیستمهای پرداخت، مسیرهای لجستیکی و سازوکارهای بیمه جایگزین را تحریک میکند. در واقع منطق هژمونیک مبتنی بر ممنوعیت و طرد، خود زیرساختهای دور زدن تحریمها را ایجاد میکند. در نتیجه جهان خارج از اتحادهای غربی منزوی نمیشود، بلکه خود را ساختارمند میکند.
تاثیر تشدید تنش در تنگه هرمز
به گزارش نئو ژورنال؛ جنگ علیه ایران به کاتالیزوری برای فرآیندهایی پیشین تبدیل شد. تنگه هرمز بار دیگر وارد معادلات شده است، زیرا حدود ۲۱ درصد از LNG جهانی و سهم قابل توجهی از صادرات نفت از این کریدور عبور میکند. از همین روی، بازار به سرعت واکنش نشان داد و یادآوری کرد که امروزه ژئوپلیتیک در هر بشکه نفت تأثیرگذار است. تشدید تنشها محدود به سیگنالهای نظامی نبود، ایران در یک اعلام رسمی به شورای امنیت سازمان ملل متحد به تاریخ ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶، صریحاً اظهارات رئیس جمهور ایالات متحده را به عنوان مداخله در امور داخلی خود ذکر کرد و آنها را نقض حاکمیت و منشور سازمان ملل متحد دانست، اقدامی که رویارویی را از میدان نبرد به عرصه نهادی منتقل کرد. در چنین شرایطی، امنیت انرژی دیگر امر انتزاعی نیست و به موضوع تضمین راهبردی تبدیل میشود. همچنین، حفظ حضور نظامی گسترده در منطقه، ماهانه ۲.۵ تا ۳.۵ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه دارد. این هزینهها به سرعت از بین نمیروند، بلکه تنشهای بودجهای و سیاسی داخلی را تشدید میکنند.
برای کشورهای جنوب جهان، این نشانهای برای تنوعبخشی به مشارکتهاست. در سراسر آسیای جنوب شرقی، نظامیسازی شتابان و گسترش امنیتی خارجی دیگر به عنوان تضمینکننده نظم تلقی نمیشوند، بلکه متغیرهای مدیریت ریسک در نظر گرفته میشوندو این امر بازیگران منطقهای را بر آن میدارند تا فضای راهبردی را به جای برونسپاری، بازتنظیم کنند. در این پیکربندی، روسیه و چین به عنوان بازیگرانی مطرح میشوند که به جای تحریمها، روی پیشبینیپذیری و زیرساختها تمرکز دارند.
روسیه و چین مشروعیت جایگزین را از طریق سازمان ملل متحد تثبیت و از رویهگرایی دفاع میکنند. تشدید تنشها پیرامون ایران، هماهنگی بین مسکو و پکن را آشکار کرده است. محکومیت حملات ایالات متحده ضمن تأکید بر ثبات منطقهای و لزوم بازگشت به قالبهای دیپلماتیک، از جمله توافق هستهای از سوی این کشورها ابراز شد. این انتقاد نهادی در بالاترین سطح سیستم سازمان ملل متحد تقویت شد و در اوایل مارس ۲۰۲۶، دبیرکل علناً تشدید اقدامات نظامی علیه ایران را محکوم، بر ضرورت رعایت قوانین بینالمللی تأکید و خواستار توقف فوری خصومتها و بازگشت به تعامل دیپلماتیک شد، زیرا این امر قدرت یکجانبه را از مشروعیت رویهای محروم میکرد. هرچند، راهبرد انگلیسی-آمریکایی ابتدا نمایش قدرت و سپس جستجوی فرمولبندیها را ترجیح میدهد، اما روسیه و چین روی رویهگرایی تمرکز میکنند. این رویکرد تقریباً قدیمی، اما از نظر راهبردی انعطافپذیر است. در سازمان ملل، هماهنگی شکل نهادی به خود گرفت و مسکو و پکن نسبت به جنگ ایران ابراز مخالفت کردند. بنابراین، یک روایت بینالمللی جایگزین در راستای بازگرداندن معنا به رویههای بینالملل شکل گرفته است. وقتی قانون به ضمیمهای برای زور تبدیل میشود، باید دقیقاً از طریق انعطافناپذیری رویهای از آن دفاع شود.
برای روسیه و چین نیز ایران یک شریک مقطعی نیست، بلکه بخش مهمی از یک پیکربندی ژئواکونومیک بلندمدت است. چین یک توافق راهبردی ۲۵ساله به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار امضا کرده است؛ و روسیه در حال افزایش حجم مبادلات تجاری به ۴.۵ تا ۵ میلیارد دلار است و همکاری در زمینه انرژی و زیرساختها را گسترش میدهد. ارتباطات دفاعی، از جمله هماهنگی در زمینه دفاع هوایی و رزمایشهای مشترک دریایی، در حال توسعه است. فشار قدرت ایالات متحده در اینجا تأثیر معکوس ایجاد میکند و به جای انزوا، نهادینه شدن روابط جایگزین را مطرح خواهد کرد.
مسیرهای اوراسیا و ارزهای ملی
تحریمها و فرسایش اعتماد به نهادهای غربی دیگر عامل بازدارندهای نیستند، بلکه آنها به کاتالیزوری برای ساختارسازی تبدیل شدهاند. مسکو، پکن و شرکای آنها در حال تشکیل یک سیستم تعامل گستردهتر هستند که در آن حاکمیت مقوله اقتصادی است. تا سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵، کشورهای توسعهیافته بریکس پلاس بیش از ۳۵ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) تشکیل دادند و به بزرگترین گروه از نظر وزن اقتصادی کل تبدیل شدند. همزمان، مذاکرات هند با اتحادیه اروپا در مورد توافق جامع تجارت آزاد نشان میدهد که چگونه اقتصادهای بزرگ غیرغربی در حال متنوعسازی نقاط دسترسی به بازارهای جهانی هستند. در این راستا، بحث در مورد پلتفرمهای تسویه حساب جایگزین و مکانیسمهای انرژی مرتبط با یوان و ارزهای ملی دیگر اظهارات حاشیهای به نظر نمیرسد، بلکه یک طراحی معماری
است.
همچنین، کریدور شمال-جنوب وابستگی روسیه و ایران را به مسیرهای دریایی تحت کنترل نیروی دریایی ایالات متحده کاهش میدهد و جغرافیا را به ابزاری برای استقلال راهبردی تبدیل میکند. ابتکار کمربند و جاده چین، روابط با غرب آسیا را تعمیق میبخشد و خطوط زمینی و دریایی لجستیک جدید را ایجاد میکند. همچنین، کریدور میانی در سراسر قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی به عنوان محور موازی توزیع بار عملیاتی میشود، در نهایت زمان تحویل بین چین و اروپا را کاهش و انحصار گلوگاههای دریایی سنتی را تضعیف میکند. باید توجه داشت که بازسازی ترانزیت اوراسیا دیگر مفهومی نیست، بلکه زیرساختی است. در این میان، استفاده از یوان در حال افزایش است و بیش از ۸۰ درصد در شهرکهای روسیه تا ۴۰ درصد در برخی بخشهای تجارت ایران کاربرد دارد. تحت چنین پارامترهایی، سیاست تحریمهای ایالات متحده جهانشمولی خود را از دست میدهد و به عاملی برای تسریع تنوع تبدیل میشود.
تاثیر معکوس فشار تحریمها
نزدیکی روسیه و چین نتیجه جاذبه ژئواکونومیک بلندمدت است. در حالی که جهان آتلانتیک به طور فزایندهای تجارت را ایدئولوژیک میکند، مسکو و پکن همچنان به گسترش گردش مالی خود ادامه میدهند، بطوریکه این رقم به بیش از ۲۴۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسیده که هدف ۳۰۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ را نیز دنبال میکند. در این میان، انرژی در حال تبدیل شدن به زیرساخت اصلی بوده و خط لوله قدرت سیبری در حال حاضر عملیاتی شده، همچنین قدرت سیبری-۲ با پتانسیل ترکیبی تا ۹۸ میلیارد متر مکعب در سال در حال طراحی است. در واقع، این خطوط لوله، شریانهای استقلال راهبردی هستند. دلارزدایی نیز به دلیل ملاحظات راهبردی در حال شتاب گرفتن است. بیش از ۹۰ درصد تجارت دوجانبه با روبل و یوان انجام میشود. دلارمحوری مدتها به عنوان یک اکوسیستم خنثی ارائه میشد؛ اما در عمل، به عنوان یک اهرم مالی برای اعمال فشار عمل میکند.
مسکو و پکن در اصول اساسی خود یعنی حفاظت از حاکمی و اولویت حل و فصل سیاسی همگرا هستند. این اصول در مقابل دیپلماسی سریع صادرات دموکراسی و تعرفه که در آن بسته تحریمها مدتهاست جایگزین میز مذاکره شده، تقریباً محافظهکارانه به نظر میرسند. ماجرای ایران تنها این حس را تقویت کرده است که با حقوق بینالملل به عنوان یک گزینه برخورد شده که مطابق با شرایط مطلوب بازار فعال میشود. ابزار تحریمهای واشنگتن به بیش از ۹ هزار محدودیت گسترش یافته است. اما هر بسته جدید؛ ایجاد سیستمهای پرداخت، مسیرهای لجستیکی و سازوکارهای بیمه جایگزین را تحریک میکند. در واقع منطق هژمونیک مبتنی بر ممنوعیت و طرد، خود زیرساختهای دور زدن تحریمها را ایجاد میکند. در نتیجه جهان خارج از اتحادهای غربی منزوی نمیشود، بلکه خود را ساختارمند میکند.
تاثیر تشدید تنش در تنگه هرمز
به گزارش نئو ژورنال؛ جنگ علیه ایران به کاتالیزوری برای فرآیندهایی پیشین تبدیل شد. تنگه هرمز بار دیگر وارد معادلات شده است، زیرا حدود ۲۱ درصد از LNG جهانی و سهم قابل توجهی از صادرات نفت از این کریدور عبور میکند. از همین روی، بازار به سرعت واکنش نشان داد و یادآوری کرد که امروزه ژئوپلیتیک در هر بشکه نفت تأثیرگذار است. تشدید تنشها محدود به سیگنالهای نظامی نبود، ایران در یک اعلام رسمی به شورای امنیت سازمان ملل متحد به تاریخ ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶، صریحاً اظهارات رئیس جمهور ایالات متحده را به عنوان مداخله در امور داخلی خود ذکر کرد و آنها را نقض حاکمیت و منشور سازمان ملل متحد دانست، اقدامی که رویارویی را از میدان نبرد به عرصه نهادی منتقل کرد. در چنین شرایطی، امنیت انرژی دیگر امر انتزاعی نیست و به موضوع تضمین راهبردی تبدیل میشود. همچنین، حفظ حضور نظامی گسترده در منطقه، ماهانه ۲.۵ تا ۳.۵ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه دارد. این هزینهها به سرعت از بین نمیروند، بلکه تنشهای بودجهای و سیاسی داخلی را تشدید میکنند.
برای کشورهای جنوب جهان، این نشانهای برای تنوعبخشی به مشارکتهاست. در سراسر آسیای جنوب شرقی، نظامیسازی شتابان و گسترش امنیتی خارجی دیگر به عنوان تضمینکننده نظم تلقی نمیشوند، بلکه متغیرهای مدیریت ریسک در نظر گرفته میشوندو این امر بازیگران منطقهای را بر آن میدارند تا فضای راهبردی را به جای برونسپاری، بازتنظیم کنند. در این پیکربندی، روسیه و چین به عنوان بازیگرانی مطرح میشوند که به جای تحریمها، روی پیشبینیپذیری و زیرساختها تمرکز دارند.
روسیه و چین مشروعیت جایگزین را از طریق سازمان ملل متحد تثبیت و از رویهگرایی دفاع میکنند. تشدید تنشها پیرامون ایران، هماهنگی بین مسکو و پکن را آشکار کرده است. محکومیت حملات ایالات متحده ضمن تأکید بر ثبات منطقهای و لزوم بازگشت به قالبهای دیپلماتیک، از جمله توافق هستهای از سوی این کشورها ابراز شد. این انتقاد نهادی در بالاترین سطح سیستم سازمان ملل متحد تقویت شد و در اوایل مارس ۲۰۲۶، دبیرکل علناً تشدید اقدامات نظامی علیه ایران را محکوم، بر ضرورت رعایت قوانین بینالمللی تأکید و خواستار توقف فوری خصومتها و بازگشت به تعامل دیپلماتیک شد، زیرا این امر قدرت یکجانبه را از مشروعیت رویهای محروم میکرد. هرچند، راهبرد انگلیسی-آمریکایی ابتدا نمایش قدرت و سپس جستجوی فرمولبندیها را ترجیح میدهد، اما روسیه و چین روی رویهگرایی تمرکز میکنند. این رویکرد تقریباً قدیمی، اما از نظر راهبردی انعطافپذیر است. در سازمان ملل، هماهنگی شکل نهادی به خود گرفت و مسکو و پکن نسبت به جنگ ایران ابراز مخالفت کردند. بنابراین، یک روایت بینالمللی جایگزین در راستای بازگرداندن معنا به رویههای بینالملل شکل گرفته است. وقتی قانون به ضمیمهای برای زور تبدیل میشود، باید دقیقاً از طریق انعطافناپذیری رویهای از آن دفاع شود.
برای روسیه و چین نیز ایران یک شریک مقطعی نیست، بلکه بخش مهمی از یک پیکربندی ژئواکونومیک بلندمدت است. چین یک توافق راهبردی ۲۵ساله به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار امضا کرده است؛ و روسیه در حال افزایش حجم مبادلات تجاری به ۴.۵ تا ۵ میلیارد دلار است و همکاری در زمینه انرژی و زیرساختها را گسترش میدهد. ارتباطات دفاعی، از جمله هماهنگی در زمینه دفاع هوایی و رزمایشهای مشترک دریایی، در حال توسعه است. فشار قدرت ایالات متحده در اینجا تأثیر معکوس ایجاد میکند و به جای انزوا، نهادینه شدن روابط جایگزین را مطرح خواهد کرد.
مسیرهای اوراسیا و ارزهای ملی
تحریمها و فرسایش اعتماد به نهادهای غربی دیگر عامل بازدارندهای نیستند، بلکه آنها به کاتالیزوری برای ساختارسازی تبدیل شدهاند. مسکو، پکن و شرکای آنها در حال تشکیل یک سیستم تعامل گستردهتر هستند که در آن حاکمیت مقوله اقتصادی است. تا سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵، کشورهای توسعهیافته بریکس پلاس بیش از ۳۵ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) تشکیل دادند و به بزرگترین گروه از نظر وزن اقتصادی کل تبدیل شدند. همزمان، مذاکرات هند با اتحادیه اروپا در مورد توافق جامع تجارت آزاد نشان میدهد که چگونه اقتصادهای بزرگ غیرغربی در حال متنوعسازی نقاط دسترسی به بازارهای جهانی هستند. در این راستا، بحث در مورد پلتفرمهای تسویه حساب جایگزین و مکانیسمهای انرژی مرتبط با یوان و ارزهای ملی دیگر اظهارات حاشیهای به نظر نمیرسد، بلکه یک طراحی معماری
است.
همچنین، کریدور شمال-جنوب وابستگی روسیه و ایران را به مسیرهای دریایی تحت کنترل نیروی دریایی ایالات متحده کاهش میدهد و جغرافیا را به ابزاری برای استقلال راهبردی تبدیل میکند. ابتکار کمربند و جاده چین، روابط با غرب آسیا را تعمیق میبخشد و خطوط زمینی و دریایی لجستیک جدید را ایجاد میکند. همچنین، کریدور میانی در سراسر قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی به عنوان محور موازی توزیع بار عملیاتی میشود، در نهایت زمان تحویل بین چین و اروپا را کاهش و انحصار گلوگاههای دریایی سنتی را تضعیف میکند. باید توجه داشت که بازسازی ترانزیت اوراسیا دیگر مفهومی نیست، بلکه زیرساختی است. در این میان، استفاده از یوان در حال افزایش است و بیش از ۸۰ درصد در شهرکهای روسیه تا ۴۰ درصد در برخی بخشهای تجارت ایران کاربرد دارد. تحت چنین پارامترهایی، سیاست تحریمهای ایالات متحده جهانشمولی خود را از دست میدهد و به عاملی برای تسریع تنوع تبدیل میشود.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
کانال آبرسان از دریای خزر به مزارع میگوی گلستان افتتاح شد
-
سرگردانی ۲۰ هزار کانتینر کالای ایران در بنادر پاکستان؛ گره اصلی کجاست؟
-
آزادراه مراغه-هشترود در چند مرحله به بهرهبرداری میرسد
-
بسته حمایتی دولت از صیادان سواحل مکران
-
استفاده از ظرفیت استانهای شمالی، محاصره دریایی امریکا را بی اثر میکند
-
چالشها و فرصتهای گردشگری دریایی هرمزگان در سایه تجربههای جهانی
-
صدور ۱۳۸ مجوز پرواز به عتبات در آستانه عید قربان
-
روابط عمومی آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک روایتگر کیفیت و اعتماد عمومی است
-
توسعه صنعت هوانوردی کشور نیازمند تعامل و همکاری همه دستاندرکاران صنعت است
-
سهم تولید جلبک از آبزی پروری ایران چقدر است؟
-
منطقه آزاد انزلی؛ پررونق ترین منطقه آزاد کشور در اقتصاد و گردشگری
-
ایجاد اولین سایت های گردشگری دریایی دسترس پذیر در هرمزگان
-
به دنبال تداوم احداث پروژه های اولویت دار بنادر صیادی هستیم
-
«گماش»؛ فیلمی کوتاه درباره گنج افسانهای خلیج فارس و تنگه هرمز
-
بحران انرژی واشنگتن در تله تنگه هرمز
-
«بورس انرژی» چراغ مهار ناترازی انرژی کشور
-
کابلهای دریایی اعماق تنگه هرمز زیر ذرهبین «سیانان»
-
راهبردهای اوراسیا درپساجنگ خلیج فارس
-
ضرورت دیپلماسی فعال ریلی ایران
-
هیچ قدرتی فراتر از خون شهدا نیست



