پشت پرده میانجیگری عمران خان  و عادل عبدالمهدی 


ادامه از صفحه اول
بعد از حمله به تاسیسات نفتی آرامکو، بستری را ایجاد کرد که ریاض به این باور رسیده بود که می تواند با پررنگ کردن موج ایران‌هراسی و اتهام زنی به جمهوری اسلامی ایران، وضعیت را به سود خود تمام کند، اما با انجام عملیات "نصر من الله" انصارالله یمن و نابودی ۳ تیپ رزمی، به غنیمت گرفتن صدها دستگاه خودروری نظامی و زرهی و اسارت سه هزار مزدور عربستانی،  کشته شدن چندین نفر و اسارت تعداد زیادی از نیروهای وابسته به سعودی تحولات میدانی به شدت متفاوت از گذشته رقم خورد. یعنی اکنون جنگ یمن عملاً از دست ریاض و ابوظبی خارج شده است. همین مسئله موجب آن شد تا تمامی برنامه‌ریزی‌های اخیر عربستان سعودی ضد جمهوری اسلامی ایران به محاق رود، آن هم در شرایطی که به واسطه حمله انصارالله یمن به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان، عملاً ۵۰ درصد تولید و صادرات نفت این کشور از بین رفته که خود ضربه بسیار مهلکی به حیات اقتصادی عربستان زده است. 
پس سینرژی دو عملیات اخیر انصارالله یمن در خاک عربستان (حمله به تاسیسات نفتی آرامکو و عملیات نصر من الله) سبب شده است که دیگر ریاض در آستانه پنجمین سالگرد تجاوز به یمن خود را در یک شکست کامل ببیند. در کنار آن اکنون وضعیت دیگر حامیان منطقه‌ای از سودان و مصر گرفته تا امارات متحده عربی و بحرین هم چندان مناسب نیست که عربستان سعودی بخواهد روی کمک های آنان حساب باز کند. به موازات آن وضعیت بسیار متشتت سیاسی در سرزمین های اشغالی و احتمال ناکامی و شکست بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در تشکیل کابینه و کشیده شدن به انتخابات زودهنگام سوم موجب شده است تا تل آویو هم نتواند در این دوره حمایت هایی را از عربستان سعودی داشته باشد. اما مهمترین حامی سیاست‌های متجاوزانه محمد بن سلمان، یعنی دونالد ترامپ نیز در وضعیت چندان خوبی در آمریکا قرار ندارد، چون با کلید خوردن پروسه استیضاح رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، آن هم در ماه های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰، شرایط به گونه ای رقم زده است که اکنون ولیعهد سعودی خود را در یک انزوا و تنهایی جدی می بیند. 
بنابراین تحت الشعاع قرار گرفتن وضعیت اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و حتی امنیتی عربستان سعودی به واسطه تداوم تجاوزات به یمن و نیز نبود همراهی، همسویی و حمایت دیگر کشورها و بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از ریاض سبب شده است تا ورق به ضرر سعودی ها برگردد. لذا این روزها جنگ یمن به کابوس بزرگ بن سلمان بدل شده است. در این شرایط طبیعی است که عربستان سعودی به هر وسیله ای، ولو درخواست از دیگر بازیگران مورد قبول جمهوری اسلامی ایران به دنبال مذاکره و پایان دادن به این کابوس باشد.
موج سینوسی اخیری که در مواضع و آرای سران و مقامات عربستان سعودی و امارات متحده عربی شکل گرفت به واسطه برآورد اشتباه ریاض و ابوظبی بود. آنها بر این باور بودند که وضعیت میدانی و سیاسی بعد از حمله به تاسیسات نفتی آرامکو می‌تواند ایران را در منطقه و جهان منزوی کند. اما معادلات میدانی در جنگ یمن بعد از عملیات نصر من الله تمام برنامه‌های آنان را به هم ریخت. لذا اکنون عربستان سعودی و امارات متحده عربی به این باور رسیده اند که توان غیر قابل انکار انصارالله یمن به نقطه بی بازگشتی رسیده است که می تواند تهدیدات بسیار پررنگ تری از گذشته را برای امنیت و اقتصاد ریاض و ابوظبی رقم بزند، آن هم در شرایطی که 10 دیگر عربستان سعودی باید امنیت در کشور خود را به نقطه ای برساند که نشست سران جی ۲۰ را در آن برگزار کند. پس اکنون این موج سینوسی به این واسطه است که ریاض از یک طرف با متهم کردن تهران وجهه تخریب شده خود را نزد افکار عمومی منطقه و جهان ترمیم کند، چون به هر حال تحت الشعاع قرار گرفتن امنیت و اقتصاد عربستان سعودی و امارات متحده عربی توسط یک کشور فقیر که نزدیک به ۵ سال آماج تمام تجاوزات بوده و در همین مدت شاهد قحطی و گرسنگی بی سابقه ای است، می تواند تحقیر کامل عربستان و امارات را رقم بزند. 
پشت پرده میانجیگری عمران خان  و عادل عبدالمهدی 
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه