تاریخ انتشار:1404/9/17
جوان‌گرایی و نوسازی؛ «درس» حکمرانی از شاهنامه

جوان‌گرایی و نوسازی؛ «درس» حکمرانی از شاهنامه

به گزارش اقتصادسرآمد، محمدجعفر محمدزاده- شاهنامه فردوسی را از هر زاویه‌ای که بنگریم، دریای بیکرانی است از حکمت و عبرت؛ از درس زندگی و حکمرانی تا ناپایداری و فریبندگی دنیای مادی و آموزه‌های ژرف اخلاقی چون مرگ‌اندیشی، پرهیز از آزمندی و دنیادوستی و افسوس بر کسانی که از تاریخ نمی‌آموزند و پند نمی‌گیرند.
جهان سربسر حکمت و عبرت است
چرا بهره ما همه غفلت است؟
این بیت فردوسی، انسان را به اندیشیدن در پیوستگی زندگی و سرنوشت‌های آن‌ها دعوت می‌کند. شاهنامه تنها حماسه تاریخی نیست، بلکه در کنار آن راهنمای اخلاقی و فلسفی برای حکمرانان و کشورداران است.
جوان‌سازی توان کشور
در داستان پادشاهی زوِ طهماسب، پس از مرگ او، تورانیان که همواره در کمین برای دستبرد به مرزهای ایران بودند، به‌ سرعت برای حمله به ایران آماده شدند. در آن شرایط، سپهسالاری کشور ایران با زال بود. زال، حکیم‌پهلوان بلندپایه کشور است. او با درک ژرفی که از روزگار و چالش‌های پیش‌ روی ایران دارد، نخستین گام را برای رویارویی با دشمن آزمند و تیزدندان، جوان‌گرایی و نوسازی توان نظامی می‌داند. او آگاه است که برای ماندن و پایداری ایران، تنها داشتن سپاهیان فراوان و تکیه بر زور بازوی یک پهلوان کهنسال چون او، کافی نیست، بلکه باید نفَس و نیروی جوانی در سپاهیان بدمد.
زال که خود سال‌ها در میدان جنگ برای ایران و حکمرانی بر زابلستان عمر گذرانده و تجربه اندوخته، تصمیم می‌گیرد فرماندهی سپاه ایران را به فرزند جوان و توانمندش رستم بسپارد. جسارت او در این تصمیم نه‌تنها آینده کشور را تضمین کرد، بلکه با آگاهی از گذر زمان و گذشت زمانه می‌گوید:
شب و روز در جنگ یکسان بُدم
ز پیری همه‌ساله ترسان بُدم
کنون چَنبری گشت پشت یلی
نتابم همی خنجر کاولی
کنون گشت رستم چو سرو سهی
 برو بر برازد کلاه مهی
این تصمیم به‌روشنی بیانگر آن است که برای اداره‌ کشور در کنار تجربه پیری چون او، هیچ ‌چیز مهم‌تر از تجدید نیرو و انتقال قدرت به نسل‌های جدید نیست. زال با نگاهی واقع‌بینانه، از صف اول جنگ کنار رفت و قدرت را به دست رستم سپرد، پهلوانی که در آینده نه‌تنها در جنگ‌ها، بلکه در سیاست و کشورداری نیز ایران را یاری کرد.
نوسازی ابزار جنگ
با ظهور رستم، فردوسی در شاهنامه نشان می‌دهد که در نبردهای پیش‌ رو دیگر با شیوه‌ها و ابزارهای قدیمی جنگ نمی‌توان بر دشمن پیروز شد. حتی قهرمانی چون رستم برای پیروزی بر دشمن نیازمند به ابزار و امکان و تدابیر نو است. فردوسی در اینجا به این نکته کلیدی اشاره می‌کند که