تاریخ انتشار:1404/12/19
چرا امریکا ناوگان دریایی متردد تنگه هرمز را اسکورت نکرد

چرا امریکا ناوگان دریایی متردد تنگه هرمز را اسکورت نکرد

اقتصادسرآمد- امید عباسی - تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت انرژی جهان به شمار می‌رود و بر اساس برآوردهای بین‌المللی حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان از این مسیر به بازارهای جهانی منتقل می‌شود؛ از این رو هرگونه اختلال در تردد کشتی‌ها در این آبراه می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر بازار جهانی انرژی و تجارت دریایی داشته باشد.بررسی آخرین داده‌ها و اطلاعات سامانه‌های بین‌المللی رصد تردد کشتی‌ها کاهش قابل توجه ترافیک دریایی در تنگه هرمز را همزمان با تشدید تنش‌ها و درگیری‌های نظامی در منطقه نشان می دهد. به طور مثال روز ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ عبور کشتی‌ها در یک شبانه‌روز از ۱۴۰ کشتی به فقط ۲ کشتی رسید.

به گزارش اقتصادسرآمد، بر اساس گزارشی که MarketWatch با استناد به داده‌های رهگیری کشتی‌ها منتشر کرده، تعداد شناورهایی که روزانه از تنگه هرمز عبور می‌کنند در روزهای اخیر به طور متوسط به سمت صفر در حال حرکت است.این در حالی است که در شرایط عادی تا ۱۴۰ فروند کشتی در روز از این مسیر عبور می‌کنند. این آمار نشان می‌دهد تردد کشتی‌ها در این گذرگاه راهبردی حدود ۹۴ درصد کاهش یافته است.
این آمار بر پایه داده‌های سامانه‌های رهگیری دریایی مبتنی بر سیستم AIS و اطلاعات پلتفرم‌های تخصصی پایش ترافیک دریایی از جمله MarineTraffic استخراج شده است؛ سامانه‌ای که موقعیت کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها را به صورت لحظه‌ای در آبراه‌های بین‌المللی ثبت و پایش می‌کند.
همچنین گزارش‌های تحلیلی شرکت‌های اطلاعات دریایی از جمله Windward و Kpler نیز نشان می‌دهد بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی به دلیل افزایش ریسک‌های امنیتی عبور از این مسیر را متوقف کرده یا کشتی‌های خود را در بنادر و آب‌های خلیج فارس نگه داشته‌اند.بر اساس گزارش‌ منتشر شده خبرگزاری رویترز حاکی از آن است که در برخی مقاطع زمانی حتی عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز به طور کامل متوقف شده و تعدادی از شناورها در دو سوی خلیج فارس منتظر عادی شدن شرایط امنیتی منطقه مانده‌اند.
و اما چرا نفتکش های غول پیکر و کشتی عظیم حمل ال ان جی دیگر مثل سابق از تنگه هرمز تردد نمی‌کنند، مگر ترامپ با ناوهایش قرار نشد این تنگه را دست بگیرند وتردد را عادی کنند. برای پاسخ به این پرسش بهتر است کمی به قبل تر برگردیم.
نیروی زمینی سپاه ازاوایل جنگ تحمیلی صهیونی امریکایی بر علیه ایران تمرکز قابل توجهی بر هدف قرار دادن ناوهواپیمابر و شناورهای امریکایی در منطقه خلیج فارس گذاشت. نشانه رفتن یک شناور جنگی آمریکایی با استفاده از موشک‌های «قدر ۳۸۰» و «طلاییه» از فاصله حدود ۶۰۰ کیلومتری در شمال اقیانوس هند. آن هم در شرایطی که این شناور در حال سوخت‌گیری بود باعث رعب و وحشت در بین ناوگان کشتیرانی نظامی ایالات متحده در منطقه شد.
نکته مهم اینجاست که این موشک‌ها بردی بیش از هزار کیلومتر دارند. بنابراین نیروی دریایی سپاه برای هدف قرار دادن شناورها الزاماً نیازی ندارد که در نزدیکی سواحل مستقر شود؛ بلکه می‌تواند پرتابگرهای موشکی را در عمق خاک کشور مستقر کند و از آنجا اهداف دریایی را مورد اصابت قرار دهد.
در همین راستا آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند که حاضرند نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری را در تنگه هرمز اسکورت کنند؛ اما به نظر می‌رسد خود آن‌ها نیز می‌دانند که اجرای چنین طرحی در عمل بسیار دشوار است. اگر ناوهای آمریکایی واقعاً وارد تنگه هرمز یا خلیج فارس شوند، به اهدافی آسان برای نیروهای دریایی ایران تبدیل خواهند شد.
 اظهارات فرمانده سنتکام مبنی بر اینکه آمریکا ۱۷ شناور ایرانی را منهدم کرده و ایران دیگر شناور فعالی در منطقه ندارد، بیشتر به یک جنگ روانی شباهت دارد. بخشی از شناورهایی که هدف قرار گرفته‌اند احتمالاً شناورهای پشتیبانی بوده‌اند و برخی نیز ممکن است شناورهای رزمی بوده باشند که در اسکله قرار داشته‌اند. اما بخش اصلی توان دریایی ایران بر شناورهای تندرو استوار است؛ شناورهایی که مقابله با آن‌ها برای ناوهای بزرگ بسیار دشوار است و در محیط بسته خلیج فارس برای عملیات سریع، مانور بالا و شلیک انبوه موشک‌های کروز بسیار کارآمدند.
در واقع یکی از دلایل اصلی اینکه آمریکایی‌ها حتی به سواحل ایران در دریای عمان نزدیک نمی‌شوند، همین توان دریایی است؛ چه برسد به اینکه بخواهند وارد تنگه هرمز شوند. 

ناکامی ناو آبراهام لینکلن در کنترل تنگه هرمز 
تاکنون چندین حمله علیه  ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ــ چه از سوی ارتش و چه از سوی سپاه پاسداران ــ انجام شده و همین مسئله باعث شده آمریکایی‌ها نتوانند این ناو را از محدوده شمال اقیانوس هند به سمت منطقه تنگه هرمز نزدیک‌تر کنند.
شدت و تداوم این فشارها به گونه‌ای بوده که ایالات متحده ناچار شده ناو هواپیمابر جرالد فورد را نیز برای تقویت حضور خود به منطقه اعزام کند. بر اساس برخی تصاویر و گزارش‌های منتشرشده، گفته می‌شود این ناو در حال عبور از کانال سوئز است. همچنین گزارش‌هایی مطرح شده که ممکن است ناو جورج اچ. دبلیو. بوش نیز به منطقه اعزام شود. در همین حال، فرانسوی‌ها نیز اعلام کرده‌اند که ناو هواپیمابر شارل دوگل در دریای مدیترانه در حالت آماده‌باش قرار دارد.
به نظر می‌رسد در این شرایط نوعی تقسیم کار میان آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در حال شکل‌گیری است؛ به این معنا که ناوگان آمریکایی بیشتر در منطقه دریای عمان و خلیج فارس متمرکز شود و ناوگان برخی کشورهای اروپایی در دریای مدیترانه حضور داشته باشند تا از رژیم صهیونیستی حمایت کنند.
 با این حال، تجربه روزهای اخیر نشان داده که این ناوها هنوز نتوانسته‌اند از محدوده مشخصی جلوتر بیایند. همزمان نیز کنترل هوشمند سپاه بر تنگه هرمز روزبه‌روز شدت بیشتری پیدا کرده است. حتی امروز نیز گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه یک نفتکش متخلف در این منطقه مورد هدف قرار گرفته است.
 در مجموع، همزمان با افزایش سطح کنترل ایران بر تنگه هرمز و محدود شدن تحرک ناوگان آمریکا در منطقه، شاهد آن هستیم که قیمت نفت نیز به‌صورت تصاعدی در حال افزایش است؛ موضوعی که نشان‌دهنده پیوند مستقیم تحولات امنیتی منطقه با بازار جهانی انرژی است.
قیمت نفت برنت، علی‌رغم تلاش‌هایی که آمریکایی‌ها برای کنترل آن انجام داده‌اند، تقریباً در محدوده ۱۱۰ دلار تثبیت شده است، در داخل ایالات متحده نیز قیمت گازوئیل پس از حدود دو سال و نیم بار دیگر افزایش یافت. مسائلی که می‌تواند تبعات قابل‌توجهی برای اقتصاد آمریکا به‌همراه داشته باشد.
کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت در این منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی، کویت و تا حدی قطر، در مجموع ظرفیتی در حدود ۱۰۰ میلیون بشکه برای ذخیره نفت دارند که از این مقدار حدود ۸۰ درصد آن، یعنی نزدیک به ۸۰ میلیون بشکه، ظرفیت عملیاتی محسوب می‌شود، پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، این مخازن طی حدود سه هفته آینده کاملاً پر خواهند شد،
در چنین شرایطی، اگر مخازن ذخیره پر شوند و همچنان امکان عبور نفتکش‌ها فراهم نشود، این کشورها ناچار خواهند شد تولید نفت خود را متوقف کنند.
نکته مهم اینجاست که توقف تولید در میادین نفتی به این معنا نیست که بتوان بلافاصله با فشردن یک دکمه تولید را دوباره از سر گرفت؛ راه‌اندازی مجدد این میادین زمان‌بر است و تبعات اقتصادی و فنی سنگینی دارد، از این جهت، حتی توقف موقت تولید نیز می‌تواند پیامدهایی بسیار گسترده‌تر نسبت به صرفاً انباشته شدن حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت در مخازن داشته باشد،
از سوی دیگر، همین ذخایر انباشته‌شده خود می‌تواند به یک هدف بالقوه تبدیل شود. تجربه چند روز گذشته نشان داده است که احتمال دارد آمریکایی‌ها بار دیگر دست به اقداماتی تحریک‌آمیز بزنند؛ مشابه اتفاقی که پیش‌تر برای تأسیسات آرامکو رخ داد. ممکن است تلاش شود با القای این تصور که زیرساخت‌های نفتی کشورهای عربی در معرض تهدید قرار گرفته‌اند، آن‌ها را به‌سمت همراهی بیشتر با سیاست‌های آمریکا سوق دهند و حمایت این کشورها را جلب کنند.

چرا حرف ترامپ درباره اسکورت ناوها غیرواقعی بود؟
هدف قرارگرفتن ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» با پهپاد انتحاری و عقب‌نشینی این ناو به‌همراه ناوشکن‌های همراه آن تا فاصله‌ای بیش از یک‌هزار کیلومتر از مرزهای آبی ایران، نشانه‌ای مهم از وضعیت میدانی است.
 این اتفاق نشان می‌دهد ادعایی که مقامات آمریکایی مطرح می‌کردند ــ مبنی بر اینکه اگر شناوری بخواهد از تنگه هرمز عبور کند، نیروی دریایی آمریکا آن را اسکورت خواهد کرد ــ در عمل با چالش جدی مواجه شده است، در زمان حاضر نیز به‌نظر می‌رسد بسیاری از شناورها از عبور از این مسیر خودداری می‌کنند،
این مسئله همچنین نشان می‌دهد به‌خلاف ادعاهایی که برخی مقامات آمریکایی مطرح می‌کنند ــ از جمله اینکه گفته می‌شود تعداد زیادی از شناورهای ایرانی منهدم شده است و ایران دیگر توان کنترل یا حضور مؤثر در تنگه هرمز را ندارد ــ واقعیت میدانی متفاوت است،
حتی اگر تعدادی از شناورهای ایرانی آسیب دیده یا از بین رفته باشند، این موضوع به‌معنای تضعیف کامل توان دریایی ایران، چه در ارتش جمهوری اسلامی ایران و چه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیست و این نیروها همچنان ظرفیت عملیاتی و تهاجمی خود را حفظ کرده‌اند.
 از سوی دیگر، عملیاتی که علیه ناو «آبراهام لینکلن» انجام شد، پیش از این نیز در رزمایش‌ها تمرین شده بود. اگر اشتباه نکنم، در رزمایش «پیامبر اعظم ۱۴ یا ۱۵» سپاه سناریوی مشابهی با استفاده از ماکت ناو هواپیمابر اجرا کرده بود. در آن تمرین‌ها تمرکز صرفاً بر انهدام کامل ناو هواپیمابر نبود، بلکه بر هدف قرار دادن پل فرماندهی ناو با استفاده از پهپادهای انتحاری تأکید شده بود.
اگر پل فرماندهی یک ناو مورد اصابت قرار بگیرد، عملاً مرکز هدایت و فرماندهی آن مختل می‌شود و ناو برای مدت قابل‌توجهی از چرخه عملیات خارج خواهد شد.مجموع این موارد نشان می‌دهد سناریوهایی که نیروی دریایی ایران برای مقابله با نیروهای آمریکایی طراحی کرده است، پیش‌تر در رزمایش‌ها تمرین شده و تا حد زیادی متناسب با شرایط واقعی میدان در نظر گرفته شده است. 

برچسب ها : ناوگان دریایی اقتصادسرآمد تنگه هرمز

اخبار روز
ضمیمه