«سرآمد» بررسی میکند؛
تبعات اقتصادی جنگ رمضان برای منطقه و جهان
اقتصادسرآمد- نیما ایران دوست- در میان بیخبریِ غافلگیرکنندهای که بر جهان حاکم بود، اسفند ۱۴۰۴ به نقطه عطفی در تاریخ معاصر خاورمیانه تبدیل شد. آنچه تا دیروز تنها در سناریوسازیهای اتاقهای فکر محتمل به نظر میرسید، در یک صبحگاه سرد زمستانی به واقعیتی تلخ بدل گشت؛ شعلههای جنگی که میتوان آن را «جنگ رمضان» نامید، نه تنها آسمان منطقه را دگرگون کرد، بلکه زلزلهای عمیق بر پیکره اقتصاد جهانی انداخت. اولین و مهمترین پیامد این درگیری، نه برخورد مستقیم ارتشها، که در قلب زیرساختهای انرژی جهان رخ داد. تنگه هرمز، این حلقه باریک و حیاتی، به محض آغاز درگیریها به روی جریان عادی نفت و گاز بسته شد و جهان را با معمایی تازه روبهرو کرد؛ معمایی که نام آن «امنیت انرژی» بود و بهای آن، جهش قیمتها به ارقامی حیرتانگیز.
شوک نفتی و بحران انرژی در منطقه؛ پیامدهای ژئواکونومیک بسته شدن تنگه هرمز
سپیدهدم آن روز اسفندماه، هنگامی که نخستین موشکها از آسمان عبور کردند، جهان متوجه شد که دیگر با یک تنش معمولی منطقهای مواجه نیست. در نخستین ساعات اعلام جنگ، کلید راهبردی تنگه هرمز چرخید و این آبراه حیاتی که روزانه حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، به روی کشتیها و نفتکشها بسته شد. این رویداد که پیشتر در هیچ سناریوی نظامیای جدی گرفته نشده بود، اکنون به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل گشته و معادلات انرژی جهان را دستخوش تحولی شگرف ساخته است. نفتکشهای غولپیکری که تا دیروز مقصدی مشخص در بنادر چین، هند یا ژاپن داشتند، اکنون سرگردان در آبهای بینالمللی به نظاره نشستهاند و کشورهای حاشیه خلیجفارس، از قطر و کویت گرفته تا امارات و بحرین و عراق، با معضلی بزرگ مواجه شدهاند؛ آنها که فاقد ظرفیت ذخیرهسازی طولانیمدت هستند، عملاً تولید نفت و گاز خود را متوقف یا به شدت کاهش دادهاند.
پیامد این توقف تولید، موجی از شوک قیمتی بود که در کمتر از ۷۲ ساعت نفت را به مرز ۱۰۰ دلار رساند و بر اساس پیشبینی معتبرترین نهادهای اقتصادی، با ادامه وضعیت موجود و طولانی شدن بسته بودن مسیر تردد، عبور از سد ۱۵۰ دلاری در هر بشکه کاملاً محتمل به نظر میرسد. این جهش قیمتی اما تنها دغدغه مصرفکنندگان عادی یا رانندگان تاکسی در اروپا و آمریکا نیست؛ بلکه زنگ خطری جدی برای صنایع پتروشیمی و پالایشگاهی جهان محسوب میشود. تعلیق تولید LNG در قطر، به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع جهان، بازار انرژی را با کمبودی بیسابقه روبهرو کرده است. از سوی دیگر، افزایش قیمت خوراک پالایشگاهها و به تبع آن رشد قیمت محصولات استراتژیکی نظیر اوره، زنجیره تامین جهانی را با اختلال مواجه ساخته و کشورهای دوردستی همچون هند را که به شدت به واردات این مواد وابسته هستند، در آستانه بحران تولید قرار داده است. آنچه در تنگه هرمز میگذرد، صرفاً یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه روایتی از تغییر ژئواکونومی انرژی و تولد نظمی جدید در بازارهای جهانی است که در آن امنیت مسیرهای عبور، به مراتب از خود نفت گرانبهاتر میشود.
اوره و امنیت غذایی؛ افزایش قیمت نهادههای کشاورزی در سایه درگیری منطقهای
در حالی که چشمها به نفت و نوسانات قیمتی آن دوخته شده بود، زنجیرهای از پیامدهای خاموش اما ویرانگر در بخش دیگری از اقتصاد جهانی در حال شکلگیری بود. با تعلیق تولید الانجی در قطر و اختلال در خطوط پتروشیمی منطقه، ماده استراتژیکی به نام «اوره» ناگهان در مرکز طوفانی تازه قرار گرفت. این ماده که شاید برای عموم مردم نامی ناآشنا باشد، در حقیقت قلب تپنده امنیت غذایی جهان محسوب میشود. اوره به عنوان مهمترین کود شیمیایی نیتروژنه، نقشی حیاتی در افزایش بهرهوری محصولات کشاورزی ایفا میکند و هرگونه اختلال در تولید یا عرضه آن، مستقیماً زنجیره تأمین غذا از مزارع گندم پاکستان تا شالیزارهای هند و برنجکاریهای ویتنام را هدف میگیرد. افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمت جهانی اوره در پی بحران منطقه، زنگ خطری بود که نه در تالارهای بورس، که در سفرههای غذای میلیونها انسان در سراسر جهان طنین انداز خواهد شد.
تبعات این شوک قیمتی، نخستین قربانیان خود را در شبهقاره هند یافت؛ کشوری که به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات کشاورزی، وابستگی عمیقی به واردات اوره دارد. پالایشگاهها و واحدهای تولیدی هندی که با خوراک وارداتی کار میکنند، ناگهان با جهش نجومی هزینهها و کمبود مواد اولیه مواجه شدند و بسیاری از آنها ناگزیر به تعلیق خطوط تولید یا کاهش چشمگیر ظرفیت عملیاتی خود شدند. این بحران در حالی رخ میدهد که ذخایر استراتژیک غذایی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، به دلیل خشکسالیهای پیدرپی و تنشهای پیشین، در پایینترین سطح خود قرار دارد. کارشناسان هشدار میدهند که تداوم این وضعیت، میتواند موجی از ناآرامیهای اجتماعی را در کشورهای وابسته به واردات مواد غذایی برانگیزد. آنچه در سایه جنگ منطقهای رخ داده، صرفاً یک نوسان قیمتی در بازار کالاهای پایه نیست، بلکه گسستی عمیق در زنجیره تأمین نهادههای کشاورزی است که پیامدهای آن تا ماهها و حتی سالهای بعد، در قالب افزایش قیمت مواد غذایی و تهدید امنیت غذایی میلیونها انسان خود را نشان خواهد داد.
ریزش همزمان بازارهای مالی؛ از والاستریت تا توکیو و تأثیرپذیری از بحران خاورمیانه
در آن سوی میدان نبرد، جایی که به جای موشک، اعداد و ارقام بر صفحههای مانیتور رژه میروند، فاجعهای به همان اندازه خونین در حال رقم خوردن بود. نخستین ساعات گشایش بازارهای والاستریت، خبر از کشتاری هولناک میداد؛ شاخصهای سهام چنان سقوط آزادی را تجربه کردند که گویی وزنهای سنگین از فراز آسمان منهتن بر سر آنها فرود آمده است. آمار نهایی در پایان آن روز سیاه، چیزی نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار زیان انباشته را نشان میداد؛ رقمی که برای درک عظمت آن، کافی است بدانیم از تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشورهای توسعهیافته بیشتر است. این اما تنها آغاز یک واکنش زنجیرهای بود. با بسته شدن بازارهای نیویورک، هراس عمیقاً ریشهدار شده بود و سرمایهگذاران در توکیو، هنگکنگ و سئول بامداد خود را با تصاویر دلهرهآوری از فروپاشی شاخصها آغاز کردند. بورسهای اروپایی نیز در ادامه روز، صحنه فرار سرمایهها به سوی پناهگاههای امن بودند؛ گویی یک زلزله اقتصادی، کف تمام تالارهای معاملاتی جهان را لرزانده است.
در این میان، بازار ارزهای دیجیتال که خود را به عنوان یک دارایی مستقل و غیرهمبسته با اقتصاد سنتی تعریف کرده بوند، نه تنها پناهگاهی امن از آب درنیامد، بلکه به کانون اصلی طوفان بدل گشت. رمزارزها که به واسطه ماهیت غیرمتمرکز و معاملات شبانهروزی خود، نخستین بازاری بودند که واکنش نشان دادند، با ریزشی سقوطآسا مواجه شدند و هزاران میلیارد دلار از ارزش آنها در دم تبخیر شد. آنچه رخ داد، فراتر از یک اصلاح ساده قیمتی یا نوسان عادی بازار بود. این یک شوک روانی عمیق ناشی از گسستن اعتماد به آینده اقتصاد جهانی بود. سرمایهگذاران خرد و کلان، از صندوقهای بازنشستگی در کانادا گرفته تا معاملهگران خرد در کره جنوبی، همگی در محاسبات خود عاملی به نام «جنگ گسترده در خاورمیانه» را وارد نکرده بودند. این غافلگیری، همراه با ابهام در مورد طول مدت بحران و دامنه گسترش آن، باعث شد تا منطق تحلیل جای خود را به هراس و رفتار تودهوار بدهد. اکنون دیگر کسی به سودآوری شرکتها یا نسبتهای مالی نگاه نمیکرد؛ تنها یک پرسش در ذهن همه میچرخید: «آیا وقت نجات باقی مانده است؟»
معمای تابآوری اقتصادی ایران در برابر طوفان بحران؛ تجربه دو دهه تحریم چگونه کارساز شد؟
در میان این همه آشوب و بیثباتی، تصویری شگفتانگیز و تا حدی متناقض از ایران به چشم میخورد. تصویری که نه با پیشبینیهای مرسوم تحلیلگران بینالمللی همخوانی دارد و نه با تجربههای رایج کشورهای درگیر در بحرانهای منطقهای. در حالی که بورسهای توکیو و فرانکفورت یکی پس از دیگری سقوط میکنند و بانکهای مرکزی اروپا جلسات اضطراری تشکیل میدهند، اقتصاد ایران با آرامشی غریب و شگفتآور به مسیر خود ادامه میدهد. نرخ ارز که همواره به عنوان مهمترین دماسنج سنجش سلامت اقتصادی و اولین قربانی تنشهای سیاسی شناخته میشود، در این بحران نه تنها دچار جهش نشد، بلکه با ثباتی پایدار در محدودهای معقول باقی ماند. تورم نیز که در تجربه تمامی کشورهای درگیر جنگ، اسب سرکش اقتصاد را به پرتگاه ابرتورم میافکند، در این سرزمین مهار شده و آرام به نظر میرسد. شاید برای ناظران خارجی، این ثبات در میان طوفان منطقهای، معمایی لاینحل و باوری نکردنی باشد.
اما راز این تابآوری شگفتانگیز را باید در سپری به نام «تحریم» جستجو کرد؛ سپری که نه از آهن، که از جنس تجربه، انعطاف و نوآوری در شرایط سخت ساخته شده است. جمهوری اسلامی ایران بیش از دو دهه است که زیر شدیدترین و فراگیرترین تحریمهای اقتصادی تاریخ مدرن زندگی میکند. تحریمهایی که هر یک به تنهایی میتوانست کشوری را به زانو درآورد، اما در اینجا به دانشگاهی برای آموختن فنون بقا تبدیل شد. اقتصاد ایران در این سالها آموخته است که چگونه با حداقل وابستگی به خارج، چگونه با تکیه بر توان داخلی، چگونه با ایجاد شبکههای جایگزین تولید و توزیع، و چگونه با مدیریت منابع ارزی در شرایط فقدان دسترسی به سیستم بانکی جهانی، به حیات خود ادامه دهد. سفری کوتاه به هر یک از شهرهای ایران، از تهران و اصفهان گرفته تا تبریز و شیراز و مشهد، این حقیقت را آشکار میسازد: مغازهها پر از کالا، بازارها شلوغ و پررونق، و مردم با آرامشی نسبی در حال خرید مایحتاج روزانه خود هستند. این تصویر، که در رسانههای جهان کمتر دیده شده، روایتی است از مردمی که بحران را نه از کتابهای اقتصاد، که از زندگی روزمره خود به خوبی میشناسند و آموختهاند که چگونه در سختترین شرایط، معیشت خود را از طوفان آسیبها در امان نگاه دارند.
نتیجه گیری و جمعبندی
در یک جمعبندی نهایی میتوان گفت آنچه در اسفند ۱۴۰۴ در خاورمیانه روی داد، فراتر از یک درگیری منطقهای و محدود بود؛ این واقعه به مثابه زلزلهای چندبعدی، تمام ساختارهای اقتصاد جهانی را به لرزه درآورد. از شوک قیمتی نفت و بسته شدن تنگه هرمز گرفته تا انفجار قیمت اوره و تهدید امنیت غذایی کشورهای پرجمعیتی چون هند، و از ریزش همزمان بورسهای بزرگ جهان تا فرار سرمایهها از بازارهای پرریسک، همگی حاکی از ظهور نظمی جدید در معادلات ژئواکونومیک جهان است. نظمی که در آن امنیت مسیرهای عبور انرژی، به مراتب از خود نفت گرانبهاتر شده و زنجیرههای تأمین کالاهای استراتژیک، به شدت آسیبپذیر و شکننده جلوه میکنند. در میان این طوفان بیامان اما، ایران تصویری متفاوت و شگفتانگیز از تابآوری به نمایش گذاشت؛ تصویری که ریشه در دو دهه زندگی در شرایط تحریم و تبدیل این محدودیتها به فرصتی برای کسب تجربهای کمنظیر در مدیریت بحران دارد. آنچه ایران را در این طوفان سرپا نگاه داشت، نه معجزه، که حاصل انعطافپذیری اقتصادی، اتکا به توان داخلی و شناخت عمیق از سازوکارهای بقا در شرایط محاصره بود.
برچسب ها : جنگ رمضان اقتصادسرآمد اقتصاد منطقه
-
تمدید خودکار قراردادهای اجاره با سقف ۲۵ درصد به تصویب سران قوا رسید
-
نقش مهم جامعه محلی در ارتقای جایگاه ژئوپارک جزیره قشم
-
کمبود سرمایه گذاران در ایجاد زیرساختهای توریسم دریایی
-
اعلام مهمترین مأموریتهای معاونت برنامهریزی، توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر
-
انتصاب مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی به عنوان رئیس کمیته حمل و نقل دریایی مدیریت بحران
-
توسعه بازار سرمایه اولویت محوری وزارت اقتصاد است
-
هدفگذاری تولید ۹۵۰ هزار تن آبزی پرورشی در افق برنامه هفتم پیشرفت
-
انجام ۲۶۶ هزار سفر دریایی در مرکز هرمزگان طی جنگ رمضان
-
تداوم خدمت در بنادر شهید باهنر، جاسک، سیریک و تیاب همزمان با مساعدتر شدن شرایط
-
نقشآفرینی راهبردی بندر چابهار در حفظ جریان تجارت دریایی کشور
-
بازدید مدیران ارشد اقتصادی و برنامهریزی مازندران از بندر نوشهر
-
لقمان پارسی نیا سرپرست معاونت برنامهریزی، توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر و دریانوردی شد
-
پیام مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی به مناسبت روز جهانی هیدروگرافی
-
آمادهباش شبکه ریلی برای خدمترسانی به عزاداران
-
عمان به دنبال ایجاد هاب صنعت بانکرینگ سبز
-
«جزایر خلیج فارس» موتور بازسازی اقتصاد ایران در پساجنگ
-
تغییرات در خصوص اصلاح بخشی از ریز ساختارهای معاملاتی در بازار سهام عادی و مرحله معاملات پایانی TAL
-
برای بردن فقط بازیکنان نمیدوند؛ ما هم سهمی داریم
-
برق ۶۲ اداره تهران قطع شد
-
مانور سراسری مدیریت هوشمند تلفات انرژی برق «پروژه ملی مهتاب»
