تاریخ انتشار:1404/12/23
«مرثیه میراث» در مدرسه میناب

«سرآمد» تحلیل می دهد؛

«مرثیه میراث» در مدرسه میناب

اقتصادسرآمد- مهدی ده دار - خورشید میناب دو ساعت مانده به هنگامه ظهر روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، جور دیگری می‌تابید؛ گویی می‌دانست قرار است بر تن لرزان خاک، ردپایی از آتش بماند که تا قرن‌ها پاک نشود. در حیاط مدرسه «شجره طیبه»، باد میان شاخه‌های نخل می‌پیچید و بوی شکوفه درختان انبه‌ با صدای خنده کودکانی گره خورده بود که داشتند واژه «وطن» را بخش می‌کردند. ناگهان، آسمان فیروزه‌ای، رنگ سربِ مذاب به خود گرفت. سایه سهمگین پرنده‌ای آهنی که از فراز آب‌های نیلگون خلیج فارس برخاسته بود، بر سرِ کودکان سایه انداخت. در یک آن، زمان ایستاد. صدای مهیب انفجار، لالایی مرگ شد و مدادهای رنگی، در میان آوار، به جادویی سیاه بدل شدند؛ نوک مدادها که قرار بود آبی دریا را بکشند، در سرخی خون غوطه‌ور شدند و کیف‌های کوچکی که بوی نان تازه می‌دادند، پر از ترکش‌های داغ شدند. آن لحظه، فاجعه تلخ تنگه هرمز رقم خورد: کتاب‌های فارسی در هوا پرواز کردند و چون پرندگانی سوخته بر زمین نشستند، در حالی که خون معصوم‌ترین فرزندان این خاک، جوهرِ ابدی تاریخ معاثر هرمزگان شد.

 

 

 

به گزارش اقتصادسرآمد، سرمایه‌گذاری روی «دارایی‌های نامشهود رنج»
مهدی ده دار، پژوهشگر و فعال رسانه ای در نوشتاری به سرآمد آورده است: اگر از منظر میراث فرهنگی به این رخداد بنگریم، فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب تنها یک تراژدی انسانی نیست؛ بلکه «سند قطعی هزینه‌کرد ملی» برای رسیدن به استقلال مقابل استعمار مدرن است. 
اعلام خبر تشکیل پرونده ثبت ملی این مدرسه توسط علی دارابی (قائم‌مقام وزیر میراث فرهنگی) و تأکید عادل شهرزاد (سرپرست اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری هرمزگان) بر پاسداری از آن، نشان‌دهنده یک گردش استراتژیک در مدیریت «سرمایه‌های نمادین» کشورمان است. 
در اقتصاد سیاسی حافظه، ثبت یک «مکان-رویداد»، تبدیل یک ارزش عاطفی به یک «دارایی نهادی» است. دولت‌ها با ثبت مکان‌هایی که شاهد جنایات جنگی بوده‌اند، در واقع از «فرسایش حقیقت» جلوگیری می‌کنند. این مدرسه اکنون به یک «نهاد ناظر» بدل شده است؛ نهادی که نرخ بازگشت آن، نه پول حاصل از غرامت جنگی یک ارتش خونخوار و متجاوز، بلکه «تولید آگاهی و بازدارندگی» است.

وقتی ویرانه‌ها سخن می‌گویند
یونسکو در کنوانسیون‌های خود، به‌ویژه در طبقه‌بندی میراثی که روایتگر رنج‌های بشری است، استانداردهای دقیقی برای ثبت چنین بناهای جنگ زده ای دارد. متولیان امر در ثبت ملی «شجره طیبه» می‌توانند از دو الگوی موفق جهانی الهام بگیرند:
دهدار تحریریه بندرعباس دریا: ۱. الگوی هیروشیما (گنبد گنباکو): ژاپن با حفظ اسکلت فلزی ذوب‌شده ساختمانِ مرکز ترویج صنعتی، اجازه نداد جنایت اتمی آمریکا به فراموشی سپرده شود. مدرسه میناب نیز باید با همان رویکرد «سایت-موزه یادمانی»، کالبد مجروح خود را حفظ کند تا هر آجرِ ترک‌خورده، شاهدی بر نقض حقوق بین‌الملل باشد.
۲. تجربه یادمان‌های یونسکو در رواندا: در سایت‌های میراثی رواندا، اشیاءِ به‌جامانده از قربانیان (کفش‌ها و لباس‌ها) به بخشی از معماری روایت، بدل شده‌اند. 
طبق پیشنهاد معاونت میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی و‌ گردشگری ایران، تبدیل این مدرسه به «سایت‌موزه شهدای دانش‌آموز»، دقیقاً گامی در مسیر استانداردهای «میراث سخت» است؛ جایی که معماری، وظیفه دارد «ترومای جمعی» را به «حکمت تاریخی» تبدیل کند.

جغرافیای حقیقت و شواهد جنایت جنگی 
در همین راستا، تأکید استاندار به عنوان نماینده عالی دولت در استان هرمزگان بر لزوم پیگیری این پرونده، نشان‌دهنده درک عمیق از اهمیت «روایت‌گری میدانی» است. 
ثبت این اثر به‌عنوان سندی از «جنایت جنگی آمریکایی-صهیونیستی»، یک کنش حقوقی در کالبد میراث فرهنگی است.
در جهان امروز که زرادخانه‌های موشکی با پشتیبانی عملیات روانی و رسانه‌ای تلاش می‌کنند در مجامع بین المللی و افکار عمومی، جای «شاکی» و «متهم» را عوض کنند، وجود کالبد فیزیکی مدرسه‌ای که سقفش زیر سنگینی بمب‌های اهداییِ مدعیان حقوق بشر فرو ریخته، قدرتمندتر از هر بیانیه سیاسی است. این دیوارهای ترک‌خورده، «دی‌ان‌ای» (DNA) یک جنایت را در خود حمل می‌کنند. 
طبق پروتکل‌های بین‌المللی صیانت از مکان-رویدادهای جنگ، هر حفره‌ ناشی از ترکش بر پیکره‌ این مدرسه، یک «سند جرم» است که مشمول مرور زمان نمی‌شود. تبدیل این فضا به یک «مجموعه فرهنگی و یادمانی» که مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری هرمزگان بر آن تأکید دارد، در واقع ایجاد یک «پایگاه داده‌ی بصری» برای تاریخ‌نگاران و حقوق‌دانان بین‌المللی است تا دریابند چگونه در قلبِ میناب واقع در شمال تنگه استراتژیک هرمز، کنوانسیون‌های چهارگانه‌ی ژنو زیر چرخ‌های جنگ‌طلبی آمریکایی-صهیونی ذبح شدند.

خون سرخ کودکان، جوهر جاودانگی می‌شود
در ساحت خاطره جمعی مردم حماسه آفرین و سلحشور جنوب، «شجره طیبه» دیگر یک ساختمان یا مدرسه ای معمولی نیست؛ یک «شخصیت» و «روایتگر» تاریخ معاصر ایران است. گویی شب‌ها، وقتی ماه کامل بر فراز آسمان نخلستان ها و باغات انبه می‌ایستد، ارواح کوچک دانش‌آموزان مینابی با کیف‌هایی از نور، در حیاط مدرسه صف می‌بندند. 
گچ‌های سفید روی تخته‌سیاه‌های نیم‌سوخته، خودبه‌خود کلمه‌ی «ظلم» را پاک می‌کنند و به جای آن «پیروزی» می‌نویسند. اینجاست که جادوی جغرافیای جنوب با واقعیت سخت میراث فرهنگی گره می‌خورد؛ جایی که خون ریخته‌شده بر زمین مدرسه، به ریشه‌های نخل‌ها نفوذ کرده و امروز، طعم میوه‌های این سرزمین، بوی ایستادگی می‌دهد. 
ثبت ملی این اثر، در واقع به رسمیت شناختنِ این «حضور جاودانه» است؛ حضوری که اجازه نمی‌دهد صدای خنده‌های منقطع‌شده‌ آن قبل از ظهر خونین اسفندماه، در هیاهوی قرن بیست‌ویکم گم شود.

مرثیه‌ای برای معصومیت زیر آوار
تراژدی «شجره طیبه» میناب، داستانی است که با اشک آغاز شد و با آگاهی به اوج می‌رسد. آن روز که بمب‌ها، مشق شب کودکان مینابی را ناتمام گذاشتند، گویی تمام مدادهای جهان شکستند. پیکرهای کوچکی که از زیر آوار آجر و بلوک های سیمانی بیرون کشیده شدند، نه فقط فرزندان هرمزگان، که فرزندان «انسانیت به یغما رفته» بودند.
و در آینده ای نزدیک، با تکمیل پرونده ثبت ملی این مدرسه و تبدیل آن به «سایت‌موزه یادمانی شهدای دانش‌آموز»، همه ما ایرانیان نه برای یک بنا، که برای «حقیقت» یادمان سازی و روایتگری می‌کنیم. 
این مدرسه، از این پس «فانوس دریایی تاریخ» در سواحل شمالی تنگه هرمز خواهد بود تا به هر نفتکش و کشتی گذری در مسیر خلیج فارس به دریای عمان یادآوری کند که در سرزمین جنگ زده ایران، کودکانی بودند که الفبا را با طعم باروت آموختند، اما هرگز تسلیم فراموشی نشدند. 
«شجره طیبه» ثبت حافظه تاریخی خواهد شد تا به جهانیان امروز و آینده بگوید: «ما دانش آموزان بیگناه مینابی را در مدرسه کشتند، اما در حافظه‌ تاریخ، سبزتر از نخل‌هایمان روییدیم.»  

برچسب ها : مرثیه میراث اقتصادسرآمد مدرسه میناب

اخبار روز
ضمیمه