«ایران» میدان حماسه و خلأ روایت
اقتصادسرآمد- مرتضی فاخری - در میان هیاهوی جهان که هر روز با فریاد تازهای از گوشهای سر برمیآورد، گاه صدای حقیقت آنچنان در نداهای دروغین گم میشود که بازیابیاش کارِ جانکندن از عمق چاهی تاریک است. این روزها، از فراز آسمان ایران، نه باران که آتش میبارد؛ و این واقعه چنان ناگهانی و بیرحمانه بر سر مردمی فرود آمده که هیچگاه خواهان جنگ نبودهاند، اما همواره هزینههای آن را یکه و تنها بر دوش کشیدهاند. جنگِ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جنگی که هر روز شکلی تازه به خود میگیرد و هر بار چهرهای زشتتر از پیش برمیکشد، نه در میدانهای نبرد کلاسیک که در بطن زندگی روزمره ایرانیان جریان دارد. این جنگی است که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و به حریم نفسهای مردم این سرزمین رسوخ کرده است. هر موشکی که از آسمان عبور میکند، تنها یک هدف نظامی نیست؛ قطعهای از رویای کودکی را میرباید، لحظهای از آسایش پیری را میدرد، و شاید شعری ناگفته را در سینه شاعری خاموش میکند.
تاریخ ایران، این سرزمین کهن، همواره شاهد چنین روزگارانی بوده است. از هجوم مغولان تا حملات عثمانی، از تاخت و تاز اعراب تا تجاوز روسیه تزاری، این خاک بارها لگدمال چکمههای متجاوزان شده، اما هر بار از دل خاکستر خویش، سربلندتر از پیش برخاسته است. راز این تداوم شگفتانگیز، در پیوند ناگسستنی مردم با فرهنگ و هویتشان نهفته است. فرهنگ ایرانی، چون رودی جاری، همیشه راه خود را به سوی دریا یافته است. با هر هجوم، نه تنها از میان نرفته که مهاجمان را در خود حل کرده و به آنان نیز فرهنگ و تمدن آموخته است. امروز نیز همین فرهنگ غنی، با تمام مولفههایش، چون سپری نرم اما نفوذناپذیر در برابر توفان ایستاده است. زبان فارسی، شعر حافظ و سعدی، آیینهای باستانی و باورهای دیرینه، همه و همه چون ریشههایی عمیق، این درخت تناور را در برابر تندبادها استوار نگاه داشتهاند.
اما در این میان، آنچه بیش از پیش به چشم میآید، نقش رسانه و روایت است. جهان امروز، جهان تصاویر و کلمات است. جنگی که روایت نشود، گویی هرگز رخ نداده است. این، درس بزرگ جنگهای قرن بیست و یکم است. صهیونیستها و حامیان آمریکاییشان، به خوبی بر این حقیقت واقفاند. آنها نه تنها بر آتش جنگ میدمند، که بر روایت آن نیز تسلط کامل دارند. رسانههای غربی، با تمام توان، تصویری وارونه از واقعیت ارائه میدهند. آنها از تروریسم میگویند، اما چشم بر تروریسم دولتی خود میبندند. از حقوق بشر دم میزنند، اما سکوت مرگبارشان در برابر کشتار مردم بیگناه غزه و لبنان و ایران، همه چیز را آشکار میسازد. این، جنگ روایتهاست؛ و در این جنگ، اگر راویان حقیقت خاموش بمانند، دروغ، جامهی واقعیت به تن خواهد کرد. مردمی که هر شب، اخبار را از شبکههای ماهوارهای دنبال میکنند و هر روز با موجی از شایعات و اخبار جعلی در فضای مجازی بمباران میشوند، اگر روایت درست و دقیقی از آنچه بر آنان میگذرد دریافت نکنند، کمکم دچار سرگشتگی و بیاعتمادی خواهند شد.
و اینجاست که مسئولیت خطیر نویسندگان، شاعران، هنرمندان و تمامی صاحبان قلم و تصویر آشکار میشود. اگر فردوسی بزرگ، حماسه ایرانیان را برای همیشه جاودانه نکرده بود، آیا امروز از آن همه عظمت و ایستادگی، چیزی در خاطره جمعی ما باقی مانده بود؟ اگر شاعران عاشورایی، با مرثیههای سوزناک خود، پیام خونآلود شهدای کربلا را به نسلها منتقل نکرده بودند، آیا امروز عاشورا چنین زنده و پویا در رگهای جامعه جاری بود؟ حماسه، نیازمند راوی است. روایت، به حماسه جان میدهد و آن را از مرزهای زمان و مکان فراتر میبرد. امروز، ایران میدان حماسهای عظیم است. مردمی که در بمبارانها، خانه و کاشانه خود را از دست میدهند اما از آرمانهایشان دست نمیکشند. مادرانی که فرزندان خود را تقدیم میکنند اما اشک خود را پنهان میدارند تا دیگران را نگران نکنند. جوانانی که شب و روز در مرزها و شهرها، بیادعا و بیچشمداشت، از میهن خود محافظت میکنند. پزشکانی که در تاریکترین شبها، در بیمارستانها، بیوقفه به مداوای مجروحان میپردازند. معلمانی که در مناطق محروم و جنگی، چراغ علم را فروزان نگاه داشتهاند. اینها همه، قهرمانان بینشان این روزهایند. قهرمانانی که نامشان در هیچ رسانهای نمیآید و تصویرشان بر هیچ پوستری نقش نمیبندد، اما قامت استوارشان، ستونهای خیمه این سرزمین را برپا نگاه داشته است.
آری، امروز روز آن است که هر ایرانی صاحبقلم، با تمام توان، راوی این حماسه شود. نه با کلیشههای تکراری و شعارهای بیمحتوا، که با نگاهی تازه و زبانی شیوا و گیرا. باید از دل شبهای بمباران، قصههای عشق و امید بیرون کشید. از میان ویرانهها، گلهای زیبایی و ایثار چید. از لابهلای اخبار تلخ شهادت، خبرهای شیرین ایستادگی و پیروزی را روایت کرد. باید آنچنان تصویری از ایران امروز ترسیم کرد که هر وجدان بیداری در جهان، مبهوت عظمت این مردم شود. باید فریاد مظلومیت ایرانیان را به گوش جهانیان رساند، نه با ناله و زاری، که با نمایش اقتدار و صلابت آنها. باید نشان داد که این مردم، با آنکه قربانی تجاوز و خشونتاند، هرگز تسلیم زور و ظلم نمیشوند و قامت خمنکردنیشان، الهامبخش همه آزادگان جهان است.
این، نه یک انتخاب که یک الزام اخلاقی و انسانی است. خاموشی در برابر ظلم، خود نوعی همکاری با ظالم است. سکوت در برابر جنایت، رضایت بر آن محسوب میشود. آنان که امروز قلم خود را از روایت این حماسه بازمیگیرند، فردا باید در برابر تاریخ پاسخگو باشند. تاریخ از آنان خواهد پرسید که وقتی مردمشان در آتش میسوختند، آنان چه میکردند؟ وقتی دشمن، خانه و کاشانهشان را ویران میکرد، آنان به چه میاندیشیدند؟ وقتی حماسهای چنین عظیم در برابر چشمانشان رقم میخورد، آیا قلمشان از حرکت بازایستاد یا تصویرشان از ثبت لحظهها عاجز ماند؟
بدانیم و آگاه باشیم که دشمن، به خوبی قدرت روایت را درک کرده است. آنها از هر فرصتی برای تحریف واقعیت استفاده میکنند. شبکههای متعدد ماهوارهای، صدها پایگاه خبری و هزاران کاربر فعال در فضای مجازی، همه و همه در خدمت پروژه ایرانهراسی و تضعیف روحیه مردم ایران به کار گرفته شدهاند. آنها میکوشند تا تصویری تاریک و ناامیدکننده از ایران ارائه دهند. میخواهند مردم را از آینده ناامید کنند و اراده آنان را برای مقاومت سست نمایند. در چنین شرایطی، وظیفه ما به عنوان اهل قلم و هنر، تولید و انتشار روایتهای امیدبخش و واقعی از ایران است. باید تصویر ایران سربلند، ایران مقاوم، ایران باایمان و ایران زنده را به جهان نشان دهیم. باید ثابت کنیم که این مردم، با تمام مشکلات و سختیها، همچنان به آینده روشن خود امید دارند و برای ساختن آن، از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند.
مظلومیت مردم ایران، نه در ضعف آنها که در اوج عزت و سربلندی آنها معنا مییابد. آنها مظلومانی هستند که هرگز دست به ظلم نیالودهاند، اما در برابر ظلم، چنان میایستند که گویی کوهی استوارند. آنها مظلومانی هستند که با دست خالی، در برابر تمامیتخواهی قدرتهای مسلح جهان ایستادهاند و با سلاح ایمان و عشق، از حریم وطن خود دفاع میکنند. آری، این همان تصویر ناب و حقیقی ایران امروز است؛ تصویری که باید با قلم توانای نویسندگان و هنرمندان این مرز و بوم، برای همیشه در تاریخ ثبت و ضبط شود. تصویری از مردمی که هر چند در ظاهر، زیر بار سنگین جنگ و تحریم و سختی، قامت خم کردهاند، اما در باطن، چنان استوار و پابرجایند که هیچ طوفانی یارای جابجایی آنان را ندارد. این درس بزرگ ایران به جهان است؛ درسی که باید روایت شود تا چراغ راه آیندگان گردد.
برچسب ها : ایران اقتصادسرآمد تحریم
-
بررسی حقوق صاحبان کالا و شرکتهای کشتیرانی
-
هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول
-
انتظار از پاکستان برای جلوگیری از تأثیرگذاری آمریکا بر روابط تهران و اسلامآباد
-
برچیدن یک سازه بندری غیرمجاز و متروکه در بندر امام خمینی (ره)
-
صنایع فولاد از این پس باید در کنار دریا توسعه یابد
-
فراخوان سرمایهگذاری برای احداث نیروگاههای خورشیدی با ظرفیت ۲۰۰ مگاوات
-
ایران؛ پل ریلی آسیای مرکزی به آبهای جنوب
-
گردشگری دریایی؛ زیرمجموعه ای از گردشگری طبیعتمحور
-
اطلس زیستگاههای حساس ساحلی و دریایی در شمال و جنوب کشور تهیه شد
-
روستای ساحلی "درک"، زمینه ساز رونق گردشگری خارجی در مکران
-
تأکید بر مهاجرت معکوس و هوشمندسازی روستاها در برنامه زنده «به خانه برمیگردیم»
-
هزینههای پنهان خسارات جنگ برای صیادان جنوب
-
مسیر قطب شمال در آزمون اقتصاد جهانی
-
آیا تنگه هرمز تنها نقطه شکننده اقتصاد دریامحور جهانی است؟
-
مدیریت تابآور
-
توسعه صنایع فولاد از این پس باید در کنار دریا انجام شود
-
ازسرگیری پروازهای هما در مسیر تهران-کیش -تهران
-
پذیرهنویسی صندوق سرمایهگذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران
-
توسعه همکاریهای مشترک بانک تجارت و صندوق توسعه ملی در پروژههای بزرگ کشور
-
. ادامه حرکت بانک اقتصادنوین، بدون اضافه برداشت از بانک مرکزی
