«کنترل هرمز» کنترل اقتصاد جهانی
اقتصادسرآمد- مرتضی فاخری - تنگه هرمز، این شریان حیاتی از آبراهی که قلب تپنده بازارهای جهانی انرژی محسوب میشود، همواره در کانون توجهات استراتژیک قدرتهای منطقهای و بینالمللی قرار داشته است. موقعیت منحصربهفرد جغرافیایی این گذرگاه آبی، آن را به یکی از حساسترین و در عین حال مهمترین نقاط استراتژیک جهان تبدیل کرده است، به گونهای که هرگونه تغییر در پویایی حاکم بر آن، میتواند موجبات دگرگونیهای عمیق در معادلات اقتصادی و سیاسی جهانی را فراهم آورد. در سالهای اخیر، با تشدید فشارهای بینالمللی و تحریمهای یکجانبه علیه جمهوری اسلامی ایران، ضرورت بازنگری در راهبردها و اتخاذ رویکردهای نوین برای تثبیت جایگاه و تأمین منافع ملی در این منطقه حساس، بیش از پیش احساس شده است. ایران، به عنوان کشوری که بخش قابل توجهی از هویت تاریخی، توانمندیهای اقتصادی و امنیت ملی خود را با این تنگه گره خورده میبیند، نیازمند تدوین و اجرای سیاستهایی است که ضمن حفظ اقتدار و حاکمیت خود، بتواند از ظرفیتهای این آبراه استراتژیک به بهترین شکل ممکن بهرهبرداری نماید. این مهم، مستلزم نگاهی جامع به ابعاد مختلف ژئوپلیتیکی، اقتصادی، حقوقی و امنیتی موضوع است تا بتواند پاسخی درخور به چالشهای پیش رو ارائه دهد و جایگاه خود را در نظم منطقهای و جهانی تثبیت کند.
تحلیل اقتصادی و ژئوپلیتیکی تنگه هرمز
تنگه هرمز، به عنوان یکی از حیاتیترین نقاط ترانزیتی جهان، نقشی بیبدیل در امنیت انرژی و جریان تجارت جهانی ایفا میکند و همواره کانون توجهات ژئوپلیتیکی قدرتهای منطقهای و بینالمللی بوده است. این آبراه استراتژیک، نه تنها گذرگاه اصلی برای بخش عمدهای از نفت و گاز صادراتی منطقه خاورمیانه به بازارهای جهانی است، بلکه به مثابه یک اهرم فشار بالقوه و یک دغدغه امنیتی دائمی، بر معادلات سیاسی و اقتصادی منطقه و فراتر از آن تأثیرگذار بوده است. در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی ایران با چالشهای چندوجهی ناشی از تحریمهای اقتصادی و فشارهای بینالمللی روبروست، درک عمیق و تحلیل همهجانبه پیوند میان تنگه هرمز، جریان تجارت انرژی و سازوکارهای تحریمی، اهمیتی دوچندان یافته است. این تنگه، در بطن خود، گرهگاه منافع اقتصادی، اهداف سیاسی و الزامات امنیتی را در بر دارد و هرگونه دستکاری در پویایی حاکم بر آن، میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی، ثبات منطقهای و به ویژه موقعیت راهبردی ایران به همراه داشته باشد. توانایی ایران در مدیریت این گذرگاه آبی، نه تنها به امنیت انرژی جهانی گره خورده است، بلکه مستقیماً با توانایی آن در مقابله با فشارهای اقتصادی و تأمین منافع ملی خود ارتباط پیدا میکند. از این رو، تحلیل اقتصادی و ژئوپلیتیکی تنگه هرمز، مستلزم بررسی دقیق چگونگی تعامل این سه عنصر کلیدی – تحریمها، تجارت انرژی و امنیت تنگه – و درک این نکته است که چگونه هرگونه تغییر در یکی از این مؤلفهها، بر دیگری تأثیر گذاشته و مسیری نوین را در سیاست خارجی و اقتصادی ایران ترسیم مینماید. بنابراین، باید با تمرکز بر ابعاد اقتصادی و سیاسی، سعی در روشن ساختن این روابط پیچیده و شناسایی ظرفیتهای ایران برای بهرهبرداری مؤثر از موقعیت منحصربهفرد خود در این گذرگاه حیاتی نمود.
تأثیرگذاری تحریمهای اقتصادی بر اقتصاد ملی و بینالمللی، به ویژه در حوزه انرژی، یکی از محورهای اصلی در تحلیل ژئوپلیتیکی تنگه هرمز محسوب میشود. این تحریمها، که غالباً با هدف محدود کردن منابع مالی و تواناییهای عملیاتی کشورها اعمال میشوند، به طور مستقیم بر توانایی ایران در صادرات نفت و گاز و در نتیجه، بر درآمدهای ارزی آن تأثیر میگذارند. در مقابل، تنگه هرمز به عنوان یک نقطه کلیدی در زنجیره تأمین جهانی انرژی، به ایران این امکان را میدهد که از موقعیت استراتژیک خود به عنوان یک اهرم فشار اقتصادی علیه کشورهایی که سیاستهای خصمانه اتخاذ میکنند، استفاده نماید. این اهرم فشار میتواند اشکال مختلفی به خود بگیرد، از جمله محدود کردن یا قطع کامل جریان نفت، افزایش هزینههای حمل و نقل دریایی، یا ایجاد اختلال در مسیرهای تجاری حیاتی. بنابراین، درک چگونگی تعامل میان محدودیتهای ناشی از تحریمها و پتانسیلهای راهبردی تنگه هرمز، برای تدوین سیاستهای مؤثر اقتصادی و امنیتی ایران، امری حیاتی است. این تحلیل، به بررسی عمیق این موضوع میپردازد که چگونه ایران میتواند با اتکا به کنترل خود بر این آبراه، بخشی از فشارهای اقتصادی تحمیلی را خنثی کرده و منافع ملی خود را در بستر چالشهای منطقهای و جهانی حفظ و ارتقا بخشد. همچنین، بررسی خواهد شد که چگونه جریان تجارت نفت و گاز جهانی، که بخش عمده آن از این تنگه عبور میکند، میتواند تحت تأثیر این تنشهای ژئوپلیتیکی قرار گیرد و چه پیامدهایی برای بازارهای جهانی انرژی و اقتصاد کشورهایی که به این منابع وابستهاند، خواهد داشت.
مدلسازی هزینه-فایده راهبردهای ایران در تنگه هرمز
مدیریت راهبردی تنگه هرمز، به ویژه در بستر چالشهای اقتصادی و امنیتی فزاینده، مستلزم اتخاذ رویکردهایی است که ضمن تضمین منافع ملی، کمترین هزینه و بیشترین فایده را برای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان آورد. در این میان، ارزیابی دقیق و کمیِ راهبردهای پیشنهادی، از منظر مدلسازی هزینه-فایده، اهمیتی حیاتی مییابد. این رویکرد تحلیلی، به ما امکان میدهد تا فراتر از ملاحظات سیاسی و نظامی صرف، به سنجش واقعبینانه پیامدهای اقتصادی هر گزینه بپردازیم. از ایدههایی چون دریافت عوارض از شناورهای عبوری، مشروط کردن تردد به لغو تحریمها، تنظیم عبور بر اساس سهم صادرات ایران، یا حتی ایجاد سازوکارهای امنیتی-اقتصادی منطقهای، هر کدام با مجموعهای از هزینهها، منافع و ریسکهای خاص خود همراه هستند. تحلیل هزینه-فایده، چارچوبی جامع برای مقایسه این گزینهها فراهم میآورد؛ هزینههای اجرایی، سرمایهگذاریهای لازم، پیامدهای احتمالی بر جریان تجارت جهانی، و واکنشهای بینالمللی، همگی باید در این مدل لحاظ گردند. به همان میزان، منافع بالقوه ناشی از اجرای هر راهبرد، از جمله افزایش درآمدهای ارزی، تقویت قدرت چانهزنی ایران، تأمین امنیت پایدار منطقهای، و بهبود جایگاه ژئوپلیتیکی کشور، باید به دقت ارزیابی شود. این مدلسازی، با تکیه بر دادههای اقتصادی، آمارهای تجاری، و پیشبینیهای مبتنی بر تحلیلهای اقتصادی، تصویری شفاف از صرفه و صلاح هر راهبرد ارائه میدهد و به سیاستگذاران کمک میکند تا با آگاهی کامل، تصمیمات بهینهتری اتخاذ نمایند. پیچیدگیهای موجود در این حوزه، از نوسانات بازارهای جهانی انرژی گرفته تا تحولات ژئوپلیتیکی غیرقابل پیشبینی، ایجاب میکند که این ارزیابیها با دقت فراوان و با در نظر گرفتن سناریوهای مختلف صورت پذیرد.
پرداختن به جزئیات مدلسازی هزینه-فایده راهبردهای مرتبط با تنگه هرمز، نیازمند بررسی دقیق شاخصهای کمی و کیفی است. به عنوان مثال، در مورد ایده دریافت عوارض، باید هزینههای ایجاد زیرساختهای لازم برای پایش و دریافت، هزینههای اداری و اجرایی، و همچنین احتمال کاهش حجم تردد در صورت بالا بودن این عوارض، در مقابل منافع حاصل از افزایش درآمد مستقیم، مورد سنجش قرار گیرد. اگر این عوارض با هدف جبران هزینههای تأمین امنیت تنگه از سوی ایران وضع شوند، باید مکانیزم محاسبه این هزینهها نیز شفاف و قابل دفاع باشد. در سوی دیگر، مشروط کردن عبور به لغو تحریمها، اگرچه از منظر فشار سیاسی قدرتمند است، اما نیازمند تحلیل دقیق ریسکهای اقتصادی ناشی از احتمال بروز تنشهای شدیدتر و تشدید انزوای بینالمللی است. همچنین، باید بررسی شود که آیا این اهرم فشار، به طور مؤثری منجر به لغو تحریمها خواهد شد یا خیر. راهبردهای دیگری چون تنظیم تردد بر اساس سهم صادرات ایران، نیازمند مدلسازی پیچیدهای است که سهم مطلوب ایران از صادرات انرژی منطقه را تعیین کرده و سپس مکانیزم اجرایی آن را مشخص نماید. این رویکرد، با وجود آنکه میتواند منافع اقتصادی ایران را افزایش دهد، اما ریسک ایجاد تنش با سایر کشورهای تولیدکننده نفت و مصرفکنندگان عمده انرژی را به همراه دارد. ایجاد سازوکارهای امنیتی-اقتصادی و منطقهای، اگرچه چشمانداز امیدوارکنندهای برای همکاری و کاهش تنش ارائه میدهد، اما اجرای آن مستلزم توافق گسترده میان بازیگران متعدد منطقه با منافع گاه متضاد است و هزینههای دیپلماتیک و سیاسی قابل توجهی را میطلبد. بنابراین، ارزیابی جامع این راهبردها، با استفاده از روشهای کمی مانند تحلیل حساسیت، تحلیل سناریو، و محاسبه خالص ارزش فعلی (NPV) یا نرخ بازگشت سرمایه (IRR) برای پروژههای مرتبط، میتواند چراغ راه سیاستگذاران برای انتخاب مسیری بهینه و پایدار در مدیریت این گذرگاه حیاتی باشد.
نقش تنگه هرمز در زنجیره تأمین جهانی انرژی
تنگه هرمز، به عنوان یکی از استراتژیکترین آبراههای جهان، نقشی حیاتی و گریزناپذیر در پیکرهبندی زنجیره تأمین جهانی انرژی ایفا میکند. حجم عظیم نفت خام و گاز طبیعی که روزانه از این تنگه باریک عبور میکند، آن را به یک گلوگاه حیاتی تبدیل کرده است؛ به گونهای که هرگونه اختلال یا وقفه در جریان عبور و مرور شناورها در این منطقه، میتواند بازتابی فوری و عمیق بر بازارهای جهانی انرژی داشته باشد. این وابستگی متقابل، تنگه هرمز را به محملی برای فرصتها و در عین حال، تهدیدهای جدی برای اقتصادهای ملی و منطقهای، به ویژه اقتصاد ایران و بازارهای نوظهور، بدل ساخته است. از یک سو، موقعیت منحصربهفرد ایران در مجاورت این تنگه، پتانسیل قابل توجهی برای اعمال نفوذ و کسب منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی فراهم میآورد. توانایی ایران در مدیریت و کنترل جریان انرژی از طریق این آبراه، میتواند به عنوان یک اهرم فشار استراتژیک در معادلات منطقهای و بینالمللی عمل کند و فرصتهایی برای تقویت جایگاه اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد نماید. از سوی دیگر، همین وابستگی جهانی به این تنگه، آن را به هدفی بالقوه برای تنشها و درگیریها تبدیل کرده و هرگونه بیثباتی در منطقه، میتواند تهدیدی جدی برای ثبات بازارهای جهانی، افزایش ناگهانی قیمت نفت و گاز، و در نهایت، لطمه به رشد اقتصادی کشورهایی باشد که به شدت به واردات انرژی وابسته هستند. این وابستگی، ریسکهای اقتصادی و امنیتی قابل توجهی را متوجه اقتصاد ایران نیز میسازد؛ چرا که هرگونه تنش نظامی یا تشدید تحریمها، میتواند جریان صادرات انرژی ایران را مختل کرده و فرصتهای اقتصادی ناشی از موقعیت تنگه را به تهدیدی ویرانگر بدل سازد. بنابراین، درک این دینامیک پیچیده، نیازمند تحلیلی جامع از نقش تنگه هرمز در زنجیره تأمین انرژی جهانی و شناسایی دقیق فرصتها و تهدیدهایی است که متوجه اقتصاد ایران و سایر بازیگران منطقهای و جهانی میباشد.
بررسی دقیق تأثیرات اختلالات احتمالی در تنگه هرمز بر بازارهای جهانی انرژی، مستلزم نگاهی عمیق به سازوکارهای قیمتگذاری نفت و گاز و میزان وابستگی اقتصادهای بزرگ به جریان پایدار انرژی از این منطقه است. هرگونه حادثه، تنش نظامی، یا اقدام محدودکننده در تنگه هرمز، میتواند به سرعت منجر به افزایش تنش در بازارهای جهانی، واکنشهای هیجانی معاملهگران، و در نتیجه، جهش قابل توجه در قیمت نفت خام و سایر حاملهای انرژی شود. این افزایش قیمتها، نه تنها قدرت خرید مصرفکنندگان در سراسر جهان را کاهش میدهد، بلکه هزینههای تولید و حمل و نقل را برای صنایع مختلف افزایش داده و میتواند به تورم جهانی دامن بزند. برای اقتصاد ایران، این موقعیت دو وجهی است؛ در حالی که اختلال در تنگه میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و به طور بالقوه درآمدهای صادراتی ایران را افزایش دهد، اما همزمان، ریسک تشدید تحریمها، ایجاد موانع جدید بر سر راه صادرات، و یا حتی آسیب به زیرساختهای حیاتی انرژی را به همراه دارد. همچنین، بازارهای نوظهور که غالباً به شدت به واردات انرژی وابستهاند، در صورت بروز اختلال در تنگه هرمز، با چالشهای جدی اقتصادی روبرو خواهند شد؛ از کسری تراز تجاری گرفته تا کندی رشد اقتصادی. از سوی دیگر، این تنگه میتواند فرصتهایی را نیز برای ایران و سایر کشورهای منطقه فراهم آورد. همکاریهای منطقهای برای تضمین امنیت و ثبات تنگه، میتواند منجر به ایجاد سازوکارهای پایدارتر برای تجارت انرژی، کاهش ریسکهای امنیتی، و جذب سرمایهگذاریهای بیشتر در بخش انرژی شود. همچنین، ایران میتواند با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیکی خود، در مذاکرات بینالمللی پیرامون امنیت انرژی نقش پررنگتری ایفا کند و از این طریق، منافع ملی خود را تأمین نماید. تحلیل این فرصتها و تهدیدها، نیازمند بررسی موشکافانه روند جریان انرژی، پیشبینی روندهای آتی تقاضا و عرضه، و ارزیابی دقیق پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات منطقهای است تا بتوان راهبردهایی مؤثر برای مدیریت این گلوگاه حیاتی تدوین نمود.
چشمانداز حقوقی و دیپلماتیک راهبردهای تنگه هرمز
نگاهی عمیق به چشمانداز حقوقی و دیپلماتیک راهبردهای مرتبط با تنگه هرمز، ابعاد پیچیدهای از حقوق بینالملل دریاها، مناسبات ژئوپلیتیکی و ضرورت دیپلماسی فعال منطقهای را آشکار میسازد. موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال تردد در این آبراه حیاتی، بر پایه اصول حقوق بینالملل دریاها، به ویژه مفاد کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS)، استوار است. این کنوانسیون، ضمن شناسایی حقوق دولت ساحلی در آبهای سرزمینی خود، حق عبور بیضرر برای کشتیهای سایر دولتها را نیز به رسمیت میشناسد، اما در عین حال، این حق را مقید به عدم تهدید صلح، نظم عمومی یا امنیت دولت ساحلی میداند. هرگونه راهبرد عملیاتی که ایران در تنگه هرمز اتخاذ کند، از جمله دریافت عوارض، تنظیم تردد، یا اعمال محدودیتهای خاص، باید با دقت از منظر انطباق با این چارچوب حقوقی مورد ارزیابی قرار گیرد تا از پیامدهای حقوقی ناخواسته و احتمال طرح دعاوی بینالمللی اجتناب شود. به ویژه، ایده مشروط کردن تردد به قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، مستلزم بررسی دقیق جایگاه و اختیارات این شورا در قبال آبراههای بینالمللی و همچنین پیامدهای حقوقی و سیاسی اتخاذ چنین رویکردی است. در حالی که شورای امنیت میتواند بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد، اقداماتی را برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی تجویز کند، اما اعمال محدودیتهای یکجانبه و مشروطسازی تردد بر اساس این قطعنامهها، میتواند با چالشهای تفسیری و اجرایی فراوانی روبرو شود و احتمال ایجاد تنشهای حقوقی و دیپلماتیک را افزایش دهد. در این میان، دیپلماسی منطقهای نقشی حیاتی ایفا میکند. ایجاد سازوکارهای امنیتی-اقتصادی و منطقهای، به منظور تضمین امنیت پایدار و منافع مشترک همه کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله ایران، میتواند راهکاری مؤثر برای مدیریت اختلافات و کاهش ریسکهای امنیتی باشد. چنین سازوکارهایی، فراتر از چارچوبهای حقوقی صرف، به ایجاد اعتماد متقابل، همکاریهای عملیاتی و تدوین قواعد رفتاری مشترک در تنگه هرمز کمک کرده و از تبدیل شدن این آبراه به صحنه تنشهای بینالمللی جلوگیری میکند.
تلاش برای ایجاد یک سازوکار امنیتی-اقتصادی منطقهای در تنگه هرمز، با هدف تبدیل این گلوگاه حیاتی از منطقهای بالقوه برای تنش به کانونی برای همکاری پایدار، نیازمند رویکردی چندوجهی و دیپلماتیک است. این رویکرد باید بتواند منافع امنیتی و اقتصادی تمامی کشورهای منطقه، از جمله ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و سایر بازیگران کلیدی را در بر گیرد. موفقیت چنین ابتکاری، مستلزم غلبه بر بیاعتمادیهای تاریخی و ایجاد بستری برای گفتگو و تفاهم مشترک پیرامون مسائلی چون امنیت دریانوردی، حفظ جریان آزاد تجارت انرژی، و مدیریت بحرانهای احتمالی است. از منظر حقوقی، این سازوکار میتواند به تدوین قواعد و پروتکلهای جدیدی منجر شود که مکمل حقوق بینالملل دریاها بوده و به طور خاص، نیازهای امنیتی و اقتصادی منطقه را پوشش دهد. گره زدن تردد شناورها به قطعنامههای شورای امنیت، در حالی که میتواند به عنوان ابزاری برای اعمال فشار یا تضمین اجرای تعهدات بینالمللی تلقی شود، اما در صورت عدم همراهی و اجماع منطقهای، ممکن است به تشدید تنشها و انزوای بیشتر ایران منجر گردد. بنابراین، دیپلماسی فعال و هوشمندانه، با هدف ایجاد اجماع منطقهای و جلب حمایت جامعه بینالمللی، نقشی تعیینکننده در موفقیت هرگونه راهبرد در تنگه هرمز ایفا خواهد کرد. این دیپلماسی باید بتواند منافع پایدار و مشترک را برجسته سازد و نشان دهد که همکاری در این منطقه، نه تنها به نفع ایران، بلکه برای ثبات بازارهای جهانی انرژی و رشد اقتصادی تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس، امری ضروری است. طرح ایدههایی چون ایجاد مناطق امن دریایی، کمیتههای مشترک پایش و هشدار، و یا سازوکارهای حل و فصل اختلافات، میتواند گامهای عملی در جهت تحقق این هدف باشد. بنابراین، موفقیت در این حوزه، در گرو تعادلی ظریف میان اِعمال اقتدار مبتنی بر حقوق بینالملل، بهرهگیری از فرصتهای ژئوپلیتیکی، و تلاش مستمر برای تقویت دیپلماسی و همکاریهای منطقهای خواهد بود.
سخن آخر آنکه، با توجه به تحلیلهای ارائه شده در خصوص ابعاد اقتصادی، ژئوپلیتیکی، حقوقی و دیپلماتیک راهبردهای ایران در تنگه هرمز، میتوان نتیجه گرفت که دستیابی به منافع پایدار و تضمین امنیت در این آبراه حیاتی، نیازمند اتخاذ رویکردی جامع، چندوجهی و مبتنی بر همکاری است. تلفیق هوشمندانه قدرت بازدارندگی، با بهرهگیری از ظرفیتهای حقوق بینالملل، و مهمتر از همه، تلاش مستمر برای ایجاد اجماع و همکاری منطقهای از طریق دیپلماسی فعال، کلید عبور از چالشهای موجود و تبدیل تنگه هرمز به کانونی برای ثبات و شکوفایی خواهد بود؛ رویکردی که منافع همه بازیگران را در نظر گرفته و از تبدیل شدن این گلوگاه استراتژیک به عرصهای برای تنشهای بیحاصل جلوگیری میکند.
برچسب ها : تنگه هرمز اقتصادسرآمد اقتصاد جهانی
-
ابر بدهکاران صنعت برق صنایع فولادی و آلومینیوم هستند
-
مراسم تکریم مدیرکل پیشین و معارفه سرپرست جدید دفتر مرکزی حراست توانیر برگزار شد
-
تمدید خودکار قراردادهای اجاره با سقف ۲۵ درصد به تصویب سران قوا رسید
-
نقش مهم جامعه محلی در ارتقای جایگاه ژئوپارک جزیره قشم
-
کمبود سرمایه گذاران در ایجاد زیرساختهای توریسم دریایی
-
اعلام مهمترین مأموریتهای معاونت برنامهریزی، توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر
-
انتصاب مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی به عنوان رئیس کمیته حمل و نقل دریایی مدیریت بحران
-
توسعه بازار سرمایه اولویت محوری وزارت اقتصاد است
-
هدفگذاری تولید ۹۵۰ هزار تن آبزی پرورشی در افق برنامه هفتم پیشرفت
-
انجام ۲۶۶ هزار سفر دریایی در مرکز هرمزگان طی جنگ رمضان
-
تداوم خدمت در بنادر شهید باهنر، جاسک، سیریک و تیاب همزمان با مساعدتر شدن شرایط
-
نقشآفرینی راهبردی بندر چابهار در حفظ جریان تجارت دریایی کشور
-
بازدید مدیران ارشد اقتصادی و برنامهریزی مازندران از بندر نوشهر
-
لقمان پارسی نیا سرپرست معاونت برنامهریزی، توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر و دریانوردی شد
-
پیام مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی به مناسبت روز جهانی هیدروگرافی
-
آمادهباش شبکه ریلی برای خدمترسانی به عزاداران
-
عمان به دنبال ایجاد هاب صنعت بانکرینگ سبز
-
«جزایر خلیج فارس» موتور بازسازی اقتصاد ایران در پساجنگ
-
تغییرات در خصوص اصلاح بخشی از ریز ساختارهای معاملاتی در بازار سهام عادی و مرحله معاملات پایانی TAL
-
برای بردن فقط بازیکنان نمیدوند؛ ما هم سهمی داریم
