تاریخ انتشار:1405/1/3
زبان حال یک همسر شهید ناو دنا
اقتصادسرآمد- رضازاده از مرکزآموزش تفنگداران و تکاوران دریایی قمر بنی هاشم (ع) منجیل، با دلنوشته ای تحت عنوان (شرح حال یک درد مبارک) به همسران پاکدامن شهدای ناو دنا تقدیم میکند که زبان حال یک همسر شهید ناو دنا است.
به گزارش اقتصادسرآمد، در این دلنوشته آمده است: بسم رب الشهدا والصدیقین
وقتی درِ باغ شهادت باز می شود،دست چین شده های خدا هم معلوم می شوند.
آخرهفته رسید...هفته ی آخر...روزهای آخر...خداحافظیِ تلخ و سنگین..نمیتوانستم تصورش کنم که برگشتی وجود ندارد یا استقبالت از سفر این گونه باشد..!
حالا،این روزها دست چین شده های خدا در حال تشیع هستند و به خاک می سپاریم.
دور و برمان پرشده از غبطه و حسرت!
غبطه به حال شما که با محاسن خونین به دیدار یار رفتین و با دل پاک و فطرت دست ناخورده به تیر اشقیا مظلومانه شهید شدین.
کاش ماهم قبل از اینکه در میان غبطه ها و حسرت ها بمیریم خودمان مایه ی غبطه می شدیم.
می خواستم برای استقبالت زیباترین تاج گل را بخرم؛ اما اکنون باید از دشت های سرد و یخی لاله بچینم.
نمی دانستم زیباترین گل،گل لاله است.
آه..آه از فراغت..آه از دوری..آه از تنهایی بی پایان..
درد شهادت بی رحمانه ات جانم را به آتش کشید.
اما دشمن بداندکه با این گونه شهادت،عاشق تر شده ایم.
به انتخابمان می بالیم.
در دل سیاه مان تجلی ایجاد کرده
و این گونه است که ما عزت گرفته ایم
و این گونه است که ما قیمت
گرفته ایم!!
تا ابد آواره ی دردِ ناجوانمردانه ات هستم،ا لبته این آوارگی را به هزار عافیت نمی دهم!!
می دانستم با تو بودن هزینه
می خواهد، من برای چنین عظمتی..هر هزینه ای را به جان خریده ام.
تمام عزتم این است که شریک درد تو هستم..
دردعاشقی.
شرح حال یک درد مبارک.
اینکه از غربتت به ما سهمی داده شد.
اینکه در جامعه مشکی پوشیدن برات شریک شدم.
وقتی دستم از لابلای انگشتانت رها شد؛دیگر اثری از شادی در رخسارم نمی ماند.
الحمدالله که چشمان من برای چشم انتظاری انتخاب شد.
الحمدالله که دل من برای خون جگری انتخاب شد.
الحمدالله دست من برای التماس حضورت فراخوان شد.
راستی برایت بگویم از لحظه ایی که سیاهی؛زمین را برایم خلوت کرد.
آمدم کنار ساحل..
دستانِ منتظرم را رو به آسمان بلند کردم فریاد تو را زدم.
نشستم،در لابلای جمعیتی از ماسه های ساحل خلیج فارس
جمعیتی که امتداد نگاهشان به آغوش سرد تو می رسد.
سر بر روی ماسه ها گذاشتم.
آنقدر تو را فریاد زدم که از هوش رفتم.
دلخوش به صدای نفس هایت بلند شدم.
اما تمام ساحل،تمام ماسه ها تا امتداد دریا و تا آسمان گل لاله بود.
به خط پایان رسیدم.
تعارضی عظیم قلبم را گرفتار کرده..
این را بدان که: قلبم برای هضم نداشتنت در انقباضی سخت درگیر شده است.
امروز..آینه خدا..روی زمین..ترک خورده است و دیگر هیچ کس نیست که چهره ی کاملی از تو برایم رونمایی کند.
مرگ تاجرانه ات مبارک
برای ورود ما به باغ شهادت دعا کنین.
وقتی درِ باغ شهادت باز می شود،دست چین شده های خدا هم معلوم می شوند.
آخرهفته رسید...هفته ی آخر...روزهای آخر...خداحافظیِ تلخ و سنگین..نمیتوانستم تصورش کنم که برگشتی وجود ندارد یا استقبالت از سفر این گونه باشد..!
حالا،این روزها دست چین شده های خدا در حال تشیع هستند و به خاک می سپاریم.
دور و برمان پرشده از غبطه و حسرت!
غبطه به حال شما که با محاسن خونین به دیدار یار رفتین و با دل پاک و فطرت دست ناخورده به تیر اشقیا مظلومانه شهید شدین.
کاش ماهم قبل از اینکه در میان غبطه ها و حسرت ها بمیریم خودمان مایه ی غبطه می شدیم.
می خواستم برای استقبالت زیباترین تاج گل را بخرم؛ اما اکنون باید از دشت های سرد و یخی لاله بچینم.
نمی دانستم زیباترین گل،گل لاله است.
آه..آه از فراغت..آه از دوری..آه از تنهایی بی پایان..
درد شهادت بی رحمانه ات جانم را به آتش کشید.
اما دشمن بداندکه با این گونه شهادت،عاشق تر شده ایم.
به انتخابمان می بالیم.
در دل سیاه مان تجلی ایجاد کرده
و این گونه است که ما عزت گرفته ایم
و این گونه است که ما قیمت
گرفته ایم!!
تا ابد آواره ی دردِ ناجوانمردانه ات هستم،ا لبته این آوارگی را به هزار عافیت نمی دهم!!
می دانستم با تو بودن هزینه
می خواهد، من برای چنین عظمتی..هر هزینه ای را به جان خریده ام.
تمام عزتم این است که شریک درد تو هستم..
دردعاشقی.
شرح حال یک درد مبارک.
اینکه از غربتت به ما سهمی داده شد.
اینکه در جامعه مشکی پوشیدن برات شریک شدم.
وقتی دستم از لابلای انگشتانت رها شد؛دیگر اثری از شادی در رخسارم نمی ماند.
الحمدالله که چشمان من برای چشم انتظاری انتخاب شد.
الحمدالله که دل من برای خون جگری انتخاب شد.
الحمدالله دست من برای التماس حضورت فراخوان شد.
راستی برایت بگویم از لحظه ایی که سیاهی؛زمین را برایم خلوت کرد.
آمدم کنار ساحل..
دستانِ منتظرم را رو به آسمان بلند کردم فریاد تو را زدم.
نشستم،در لابلای جمعیتی از ماسه های ساحل خلیج فارس
جمعیتی که امتداد نگاهشان به آغوش سرد تو می رسد.
سر بر روی ماسه ها گذاشتم.
آنقدر تو را فریاد زدم که از هوش رفتم.
دلخوش به صدای نفس هایت بلند شدم.
اما تمام ساحل،تمام ماسه ها تا امتداد دریا و تا آسمان گل لاله بود.
به خط پایان رسیدم.
تعارضی عظیم قلبم را گرفتار کرده..
این را بدان که: قلبم برای هضم نداشتنت در انقباضی سخت درگیر شده است.
امروز..آینه خدا..روی زمین..ترک خورده است و دیگر هیچ کس نیست که چهره ی کاملی از تو برایم رونمایی کند.
مرگ تاجرانه ات مبارک
برای ورود ما به باغ شهادت دعا کنین.
برچسب ها : شهید ناو دنا اقتصادسرامد شهادت
اخبار روز
-
ورود پساب کشاورزی و خانگی؛ معضل اصلی محیط زیست تالاب بین المللی انزلی
-
چرا سرزمین ۱۰۰۰برکه جنوب میزبان «آتوسا مومنی» شد؟
-
ابر بدهکاران صنعت برق صنایع فولادی و آلومینیوم هستند
-
مراسم تکریم مدیرکل پیشین و معارفه سرپرست جدید دفتر مرکزی حراست توانیر برگزار شد
-
تمدید خودکار قراردادهای اجاره با سقف ۲۵ درصد به تصویب سران قوا رسید
-
نقش مهم جامعه محلی در ارتقای جایگاه ژئوپارک جزیره قشم
-
کمبود سرمایه گذاران در ایجاد زیرساختهای توریسم دریایی
-
اعلام مهمترین مأموریتهای معاونت برنامهریزی، توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر
-
انتصاب مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی به عنوان رئیس کمیته حمل و نقل دریایی مدیریت بحران
-
توسعه بازار سرمایه اولویت محوری وزارت اقتصاد است
-
هدفگذاری تولید ۹۵۰ هزار تن آبزی پرورشی در افق برنامه هفتم پیشرفت
-
انجام ۲۶۶ هزار سفر دریایی در مرکز هرمزگان طی جنگ رمضان
-
تداوم خدمت در بنادر شهید باهنر، جاسک، سیریک و تیاب همزمان با مساعدتر شدن شرایط
-
نقشآفرینی راهبردی بندر چابهار در حفظ جریان تجارت دریایی کشور
-
بازدید مدیران ارشد اقتصادی و برنامهریزی مازندران از بندر نوشهر
-
لقمان پارسی نیا سرپرست معاونت برنامهریزی، توسعه مدیریت و منابع سازمان بنادر و دریانوردی شد
-
پیام مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی به مناسبت روز جهانی هیدروگرافی
-
آمادهباش شبکه ریلی برای خدمترسانی به عزاداران
-
عمان به دنبال ایجاد هاب صنعت بانکرینگ سبز
-
«جزایر خلیج فارس» موتور بازسازی اقتصاد ایران در پساجنگ
