تاریخ انتشار:1405/8/10
حکمرانی خوب در گرو تعامل نوین زیرساخت‌های اجتماعی و توسعه کالبدی است

حکمرانی خوب در گرو تعامل نوین زیرساخت‌های اجتماعی و توسعه کالبدی است

اقتصادسرآمد- فرآیند بازآفرینی شهری برای دستیابی به اهداف پایدار خود، نیازمند گذار از رویکردهای تک‌بعدی کالبدی و حرکت به‌سوی تلفیق شاخص‌های عمرانی با ابعاد اجتماعی و ارتقای کیفیت زیست شهروندان است. سلسله نشست‌های تخصصی «هفت‌شهر» در تازه‌ترین رویداد خود با عنوان «زیرساخت‌های اجتماعی به‌مثابه ظرفیت مغفول بازآفرینی شهری» به بررسی راهکارهای تحقق این توازن پرداخت.

به گزارش اقتصادسرآمد، در این نشست علمی که در محل خانه آفرینش های شهری با حضور صاحب‌نظران جامعه‌شناسی شهری، همکاران سازمان ملی زمین و مسکن و شرکت بازآفرینی شهری ایران، دانشجویان , علاقمندان , پژوهشگران سیاست‌گذاری عمومی و اصحاب رسانه برگزار شد، جایگاه سرمایه اجتماعی در فرآیند نوسازی محلات، ارتقای زیست جمعی در برابر چالش تک‌زیستی ، افق‌های پیش‌روی مدیریت «انبوهه شهری» و سازوکارهای گفتگوی برابر میان شهروندان و سیاست‌گذاران مورد تبیین و ارزیابی قرار گرفت.
 
بازخوانی نسبت بازآفرینی شهری و سرمایه اجتماعی در بستر محلات

 
در آغاز این نشست، ضرورت هم‌راستایی اقدامات عمرانی با اهداف غایی توسعه شهری توسط ایمان جاجرمی پژوهشگر و جامعه شناس شهری مورد مداقه قرار گرفت و این پرسش مطرح شد که آیا با اجرای پروژه‌های کالبدی، فرصت ساکنان برای تعامل سازنده، همیاری و اثرگذاری بیشتر بر کیفیت زیست‌بوم خود نیز توسعه می‌یابد؟ پاسخ به این دغدغه‌ها مستلزم توجه توأمان به «کیفیت مکان» و «کیفیت اجتماع» در کنار اجرای طرح‌های بازآفرینی است.
 
وی خاطر نشان کرد که سرمایه اجتماعی پدیده‌ای دستوری و برآمده از فرآیندهای اداری صرف نیست، بلکه حاصل مستقیم تعاملات انسانی، شبکه‌سازی‌های افقی، پیوندهای همسایگی و بهره‌گیری از منابع بومی حاضر در متن محله‌ها به‌شمار می‌رود.
 
در تشریح ادبیات نظری این مفهوم، به آرا و دستاوردهای پژوهشی جامعه‌شناسان برجسته استناد شد:
 
نظریه ساختارهای اجتماعی جیمز کلمن: کلمن در مطالعات خود نشان داد که استحکام نهاد خانواده و مناسبات درونی آن نقشی تعیین‌کننده در موفقیت‌های آموزشی دانش‌آموزان دارد؛ واقعیتی که در مقیاس شهری نیز بیانگر اولویت سازمان اجتماعی ساکنان و کنش‌های همکارانه بر سخت‌افزارهای کالبدی است.
تحقیقات رابرت پاتنام در کتاب «بولینگ تک‌نفره»: پاتنام با تحلیل رفتار مدنی جوامع نشان داد مناطقی  از شهرها که از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند، الگوهای مشارکتی و مردم‌سالارانه موفق‌تری را به نمایش می‌گذارند؛ درحالی‌که ساختارهای فاقد پیوند مشارکتی (همچون جنوب ایتالیا به‌واسطه نفوذ شبکه‌های انحصاری) با چالش‌های جدی در همبستگی عمومی مواجه بوده‌اند.
همچنین بر تفکیک میان دو گونه سرمایه اجتماعی تأکید شد؛ نخست سرمایه اجتماعی درون‌گروهی (باندینگ) که همبستگی میان اعضای مشابه را تقویت می‌کند، و دوم سرمایه اجتماعی پیوندزننده (بریجینگ) که کارکردی استراتژیک‌تر برای کلان‌شهرها دارد و زمینه‌ساز برقراری ارتباط میان گروه‌ها، اقشار و خرده‌فرهنگ‌های متنوع در فضاهای عمومی شهر است.
 
در بخش دیگری از مباحث، به تغییر سبک‌های زندگی در شهرهای امروزی اشاره شد. افزایش گرایش به تک‌زیستی و شخصی‌شدن تفریحات، به دامنه روابط انسانی لطمه زده و ابعاد اجتماعی زندگی شهری را تحت‌تأثیر قرار داده است.
 
در تحلیل الگوهای سکونتی، ایجاد مجتمع‌های ساختمانی بزرگ در مناطقی نظیر خیابان فرشته که می‌کوشند تمام امکانات خدماتی، تجاری و ورزشی را در درون بنا تأمین کنند، مورد بررسی قرار گرفت. این سبک از ساخت‌وساز هرچند رفاه و آسایش متمرکزی را برای ساکنان خود به ارمغان می‌آورد، اما در سطح کلان شهری نیازمند پیوند بیشتر با فضای بیرونی است تا مانع از فاصله‌گیری گروه‌های اجتماعی از یکدیگر شود؛ چراکه حفظ اعتماد عمومی و سرمایه جمعی، پیش‌شرط تاب‌آوری و امدادرسانی مؤثر در مواقع بحران‌های طبیعی نظیر سیل و زلزله است.
 
در مقابل، تجربه سکونتگاهی شهرک اکباتان با تکیه بر نظریه مشهور «چشمان ناظر خیابان» (چشمان نگهبان) اثر جین جیکوبز تحلیل شد. در این شهرک، وجود فضاهای مکث، جاده سلامت، پارک‌ها و پلازاها شرایطی فراهم کرده که تعاملات همسایگی ارتقا یابد؛ محیطی که در آن شناخت متقابل همسایگان زمینه‌ساز افزایش امنیت کودکان و شهروندان در کنار سازوکارهای انتظامی رسمی می‌شود. همچنین به تجربه تاریخی محله یوسف‌آباد و نقش تشکل‌ها و انجمن‌های محلی آن اشاره شد که اسناد پیگیری‌های آنان در دهه‌های گذشته نشان‌دهنده اثرگذاری مثبت مشارکت محله‌ای در استقرار زیرساخت‌های شهری و بهبود کیفیت سکونت است.
 
بازنگری در ساختار مدیریت «انبوهه شهری» تهران
 
در ادامه، ماهیت دگرگون‌شده ساختار کلان‌شهر تهران تبیین شد. تهران در گذر زمان از یک شهر متمرکز و کلان‌شهر فراتر رفته و امروزه با ادغام کارکردی با شهرهایی چون کرج، دماوند، پردیس و سکونتگاه‌های پیرامونی، به یک «انبوهه شهری» گسترده تبدیل شده است.
 
کارشناسان با تأکید بر اینکه مدیریت چنین پهنه وسیعی نیازمند هماهنگی‌های فرابخشی و نوین است، تصریح کردند که این الگوی سکونتگاهی جدید را نمی‌توان صرفاً با ساختارهای مجزا و کلاسیک اداره کرد؛ بلکه شیوه حکمرانی این منظومه شهری نیازمند بازنگری و یکپارچگی بیشتر است و دانشگاه‌ها و مراکز علمی باید برای تبیین ابعاد این تحولات و ارائه راهکارهای کارشناسی پیش‌قدم شوند.
 
بسته چهارگانه توصیه‌ها برای اقدامات بازآفرینی شهری همراه با زیرساخت اجتماعی
 

در این نشست برای ارتقای بازدهی طرح‌های بازآفرینی شهری و ایجاد تعادل میان مداخله کالبدی و مؤلفه‌های اجتماعی، چند راهبرد اساسی پیشنهاد شد:
 
۱. نیازسنجی مشارکتی پیش از اقدام عمرانی: پیش از اجرای طرح‌ها، انجام مطالعات اجتماعی، استفاده از روش‌های مشارکتی مانند «فوتووُیس» (بازتاب تصویری مسائل محله توسط اهالی) و برقراری پیوندهای نهادی با جامعه محلی الزامی است.
 
۲. تداوم کار اجتماعی همگام با عملیات کالبدی: فرآیند اجتماعی بازآفرینی پس از بهره‌برداری فیزیکی خاتمه نمی‌یابد، بلکه برای ایجاد ظرفیت‌های جمعی و واگذاری تدریجی مدیریت فضا به جوامع محلی، برنامه‌ریزی‌های اجتماعی باید تداوم یابد.
 
۳. سنجش اثربخشی پس از اجرا (ارزیابی کیفی): ارزیابی مستمر پروژه‌ها پس از افتتاح به‌منظور اطمینان از ارتقای کیفیت مکان و کیفیت اجتماع، گامی کلیدی در تحقق اهداف بازآفرینی است.
 
۴. مستندسازی تجارب مدیریتی و اجرایی: چرایی عدم تکرار برخی تجارب موفق سکونتگاهی مانند اکباتان، به کمبود مستندسازی تجارب مهندسان و برنامه‌ریزان بازمی‌گردد؛ درحالی‌که مکتوب‌سازی این درس‌آموخته‌ها بخش مهمی از سرمایه اجتماعی سازمانی به شمار می‌رود.
 
پنل تعاملی: حکمرانی خوب و مکان‌مندسازی زیرساخت‌های اجتماعی
 
در بخش دوم نشست، در گفتگوی سوگل دانایی روزنامه نگار با ایمان جاجرمی جامعه شناس حافظه جمعی و نمونه‌های همبستگی اجتماعی در دوران جنگ تحمیلی سوم مرور شد؛ از جمله تجاربی چون «خانه باشی» در محله امیرآباد و ایجاد آرامش در بحران، یا راه‌اندازی آشپزخانه‌های صحرایی خودجوش توسط ساکنان بلوکهایی در مجموعه اکباتان برای حمایت از سالمندان در دوره موشک‌باران که نمونه‌هایی عینی از نقش مکمل زیرساخت‌های غیررسمی اجتماعی هستند.
 
در ادامه با ارجاع به الگوهای مدیریت عمومی نوین تأکید شد که حکمرانی کارآمد شهری زمانی محقق می‌شود که میان زیرساخت‌های اجتماعی و توسعه کالبدی تعاملی سازنده برقرار گردد. بازنگری در الگوهای صرفاً کالبدمحور در دستگاه‌های اجرایی، توجه به خواست و مشارکت مردم و ایجاد بستر گفتگو در فضایی برابر برای گروه‌های مختلف شهروندی، سرمایه اجتماعی را افزایش خواهد داد. همچنین اشاره شد که توجه به الگوهای رفتاری شهروندان و پرهیز از طراحی‌های کالبدی بیش از حد رسمی و دافعه‌برانگیز در فضاهای عمومی و اداری، پیوند میان جامعه و مدیریت شهری را تقویت می‌کند.
 
در جمع‌بندی مباحث، بر ماهیت مکانی زیرساخت‌های اجتماعی تأکید و اعلام شد: نهادهای همیاری بومی نظیر صندوق‌های قرض‌الحسنه خانوادگی یا ارتباطات محلی ، نشان‌دهنده «نامکان‌مند بودن زیرساخت‌های اجتماعی» است . ازاین‌رو، کارکرد اصلی بازآفرینی شهری پایدار، فراهم ساختن بستر کالبدی مناسب برای تثبیت و پایداری این پیوندهای اجتماعی در متن جغرافیایی محله است.
 

برچسب ها : زیرساخت‌های اجتماعی اقتصادسرآمد نشست‌های تخصصی «هفت‌شهر»

اخبار روز
ضمیمه