سرآمد بررسی می‌کند؛

اهمیت ثبات ایران  برای مسکو و دهلی

واکاوی ریشه‌های اتحاد هند و روسیه
​​​​​​​گروه بین الملل – امید اسماعیلی - در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، روابط بین روسیه و هند دستخوش آزمون بزرگی شده است، زیرا دهلی به طور فزاینده‌ای توسط واشنگتن تحت فشار قرار گرفته است تا در رقابت روسیه و غرب جانب یکی از طرفین را بگیرد و وابستگی خود را به واردات نفت روسیه کاهش دهد. هدف این امر، تضعیف قدرت نظامی مسکو است که از نظر ایالات متحده، با پول هند تقویت می‌شود. هرچند از نظر تاکتیکی، هند احتمالا در برخی موارد به ایالات متحده امتیاز بدهد، اما در درازمدت، بعید است که فشار واشنگتن بین روسیه و هند شکاف ایجاد کند. در مقابل، انتظار می‌رود که همکاری نزدیک سنتی در حوزه‌های نظامی و همچنین اقتصادی ادامه یابد. به باور کارشناسان، استقلال راهبردی در هسته روابط مسکو و دهلی باقی خواهد ماند و با اعتقاد به لزوم تلاش برای دستیابی به یک نظم جهانی چندقطبی حمایت می‌شود که توسط مسکو و دهلی به عنوان نسخه‌ای عادلانه‌تر از سیستم جهانی در نظر گرفته می‌شود.

ریشه‌های اتحاد هند و روسیه
به گزارش اقتصادسرامد براساس اعلام اندیشکده «ترندز ریسرچ»؛ پیوندی که بین هند و روسیه وجود دارد، ریشه در تاریخ همکاری نزدیک نظامی و اقتصادی آن‌ها در طول جنگ سرد دارد. دیدگاه‌های سیاسی نیز در آن زمان همسو بودند، زیرا هند، شوروی را به عنوان وزنه تعادل در برابر نفوذ غرب می‌دید. از دهه ۱۹۹۰ تاکنون چیز زیادی تغییر نکرده است. روسیه همچنان توسط هند به عنوان یک مؤلفه کلیدی در سیاست خارجی چندوجهی این کشور دیده می‌شود. روسیه نیز هند را به عنوان یک بازیگر کلیدی در نظم جهانی چندقطبی در حال توسعه می‌داند، زیرا دروازه‌ای برای تجارت مسکو جهت تعامل با کشورهای جنوب آسیا و اقیانوس هند وسیع‌تر است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تضعیف قدرت روسیه در دهه ۱۹۹۰، مسکو به هند به عنوان یک شریک طبیعی در دستیابی به جهانی عادلانه و چندقطبی نگاه می‌کرد. 
پس جای تعجب نیست که روسیه فرمت مسکو-پکن-دهلی را در تلاش برای توسعه آن به چیزی بزرگتر و معنادارتر برای مقاومت در برابر تک‌قطبی بودن آمریکا آغاز کرد. بنابراین، هر دو کشور از توسعه سازمان‌های چندجانبه‌ای مانند بریکس پلاس و سازمان همکاری شانگهای حمایت می‌کنند که از نظر آن‌ها، نماینده اکثریت جمعیت و فعالیت‌های اقتصادی جهان هستند. هند مانند روسیه نیز خود را به عنوان یک تمدن متمایز و بنابراین یک قطب ژئوپلیتیکی جداگانه معرفی می‌کند که نیازی به همسویی کامل با هیچ بازیگر اصلی دیگری ندارد. این پیوند تمدنی اهمیت دارد، زیرا دو کشور را در یک لیگ قدرت قرار می‌دهد. همچنین به این معنی است که هر دو کشور به بین‌الملل‌گرایی لیبرال با خصومت نگاه می‌کنند، زیرا ایده حوزه‌های نفوذ را نفی می‌کند. برای دهلی، روابط با روسیه اهداف اقتصادی، نظامی و اغلب ژئوپلیتیکی خاصی را دنبال می‌کند. این رابطه از نظر اقتصادی برای هند سودمند است و کارت روسیه ابزاری قدرتمند در دست سیاست‌گذاران هندی به عنوان مقابله با جاه‌طلبی‌های غرب و گاهی حتی چین است. با این اوصاف، دهلی به دنبال اتحاد کامل با روسیه نیست، زیرا این امر فضای مانور هند را در امور خارجی محدود می‌کند. اتحادها مسئولیت‌های سختی را به همراه دارند و برای بازیگران بزرگتر، اغلب ناخوشایند هستند. به عنوان مثال، در یک درگیری بالقوه بین هند و دشمن اصلی آن پاکستان، روسیه تمایلی به جانبداری از هیچ بازیگری نخواهد داشت. موضع مشابهی در رویکرد هند به روسیه و همسایگانش قابل مشاهده است.

اهمیت ثبات ایران
اما از زمان آغاز جنگ اوکراین، محاسبات سنتی هند شروع به تغییر کرد. سیاست خارجی روسیه شدیدا به سمت چین متمایل شد، در حالی که روابط بین دهلی و پکن همچنان پرتنش بود. ناگهان، رویکرد سنتی هند که ریشه در حفظ استقلال راهبردی خود داشت، تحت فشار زیادی قرار گرفت. با افزایش همسویی مسکو و پکن، به نظر می‌رسید دهل باید تغییر اساسی در سیاست خارجی خود به نفع غرب ایجاد کند. برای رهایی از این وضعیت دشوار ژئوپلیتیکی، به انرژی و چابکی زیادی از سوی نهاد سیاسی هند نیاز بود. در نهایت، دهلی تصمیم گرفت به همان مسیر سیاست خارجی پایبند باشد و آن ایجاد تعادل مداوم، حتی با وجود گرایش روسیه به چین، با این امید که جنگ در اوکراین به زودی پایان یابد. برای هند، حفظ بی‌طرفی در جنگ اوکراین از نظر اخلاقی نسبتاً آسان بود، زیرا دهلی این درگیری را از نظر جغرافیایی دوردست و از نظر تأثیر ژئوپلیتیکی مهم می‌داند. علاوه بر این، دهلی همچنین به دلیل محاسبات صرفاً ژئوپلیتیکی، همدلی کمتری با اوکراین دارد، زیرا کیف مدت‌هاست که روابط نظامی و سیاسی نزدیکی با اسلام‌آباد داشته و به عبارت ساده اقتصادی، روسیه بسیار مهم‌تر است. نکته دیگر؛ به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که هر دو کشور در همکاری برای اتصال فرا اوراسیا، به ویژه گسترش کریدور حمل و نقل بین‌المللی شمال-جنوب (INSTC) که روسیه را به بنادر جنوبی ایران متصل و تا هند امتداد می‌یابد، سرمایه‌گذاری کرده‌اند. از سال ۲۰۲۲، INSTC به یک مسیر حیاتی برای تأمین نیازهای صنایع نظامی روسیه و سایر بخش‌های اقتصادی آن تبدیل شده است. این کریدور که از دو طرف آب‌های خزر و خود دریا می‌گذرد، همواره در طول قرن‌ها محبوب بوده و استپ‌های اوراسیا را با خاورمیانه و آسیای جنوبی پیوند می‌دهد. در واقع، از طریق این کریدور جغرافیایی بود که روسیه و ایران از قرن شانزدهم به بعد، تجارت می‌کردند و بازرگانان هندی شبکه تجاری با اندازه‌های مختلف را در شهرهای روسیه و ایران ایجاد کردند تا یک اتصال شمال-جنوب ایجاد کنند. در همین راستا، هند و روسیه هر دو به یک ایران باثبات علاقه‌مند هستند و به ویژه نگران فشار نظامی مستقیم ایالات متحده و اسرائیل بر جمهوری اسلامی ایران هستند. 
زیرا تضعیف جمهوری اسلامی، روسیه و هند را از یک ارتباط زمینی حیاتی محروم خواهد کرد. منافع دهلی نو و مسکو همچنین در برخی از مسائل مهم دیگر در خاورمیانه با هم تلاقی دارد. هر دو به طور منفی به جایگاه مسلط ایالات متحده در منطقه نگاه می‌کنند و می‌ترسند که بی‌ثباتی در آنجا بتواند تأثیر فزاینده‌ای بر تهدید تروریسم داشته باشد. باید توجه داشت که منافع مسکو و هند در مورد حفظ امنیت زنجیره‌های تأمین انرژی موجود نیز همسو است. به عنوان مثال، هدف دهلی گسترش روابط با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است که به عنوان تأمین‌کنندگان اصلی نفت و گاز هند عمل می‌کنند. بنابراین، دهلی مشتاق است جریان بی‌وقفه گاز و نفت ادامه داشته باشد و اینجاست که منافع آن تا حد زیادی با منافع روسیه که از جمله بزرگترین صادرکنندگان انرژی جهان است و علاقه‌مند به حفظ ثبات قیمت انرژی است، منطبق می‌شود.
اهمیت ثبات ایران  برای مسکو و دهلی
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه