«سرآمد» تحلیل می دهد؛

قشم در انتظار «معجزه‌ حکمرانی» یا تکرار «سراب توسعه»؟

‌تحلیلی بر گفتمان پساتغییرات مدیریتی منطقه آزاد قشم از عینک توسعه دریامحور
​​​​​​​گروه جزایر - مهدی ده دار - زمستان 1404 است؛ در راهبردی ترین گستره آبی خلیج فارس همجوار تنگه هرمز، جایی که مه‌ غلیظ مرز   میان واقعیت و افسانه را در هم می‌آمیزد، جزیره‌ای به شکل یک نهنگ غول آسا خفته است که گویی دهه‌هاست در انتظار دمیده شدن روحی تازه در کالبد سنگی‌اش به سر می‌برد. قشم، این کهن‌زادبوم دریای پارس، صحنه برپایی نمایش جدید از حکمرانی محلی شده که گویا قرار است این بار «اقتصاد» با «رویا» در گستره «آرزومندی» پیوند بخورد؛ نمایشی از توسعه گری که در آن محمدرضا کلائی، مدیری با گفتمان شاعرانه «عشق و خدمت» از خطه خراسان، گویا مامور شده است تا عصای جادویی خود را بر آب‌های باستانی کرانه تنگه هرمز بزند، شاید پلی بسازد از نوامیدی به امیدواری برای رسیدن به ساحل توسعه یافتگی، آنجا که سهراب سپهری بیش از نیم قرن پیش برایمان روایت کرده بود که «پشت دریاها شهری است، قایقی باید ساخت...»
به گزارش اقتصادسرآمد، مهدی ده دار، پژوهشگر پیشرفت دریاپایه در نوشتاری به سرآمد آورده است:
شامگاه یکشنبه بیست و هشتم دی ماه ۱۴۰۴ در تالار وحدت قشم، جایی که خنکای رطوبت زمستانی با عطر تند «وفاق» و وعده‌های بزرگ مدیریتی در هم آمیخته بود، «محمدرضا کلائی» به عنوان مدیرعامل جدید سازمان منطقه آزاد قشم معرفی شد؛ رخدادی دیرهنگام که پس از گذشت یکسال و نیم از استقرار دولت چهاردهم و بلاتکلیفی مدیریتی ناشی از طولانی شدن چانه زنی های سنگین سیاسی و تعاملات پیدا و پنهان میان دولت محلی با دولت مرکزی و نخبگان جامعه محلی، سرانجام طلسم شکنی کرد و به وقوع پیوست؛ مدیرعامل جدید که اواخر دهه ۹۰ خورشیدی در میان غبار پروژه‌های عمرانی مشهد قد کشیده بود [در قامت شهردار یک کلانشهر دارای جمعیت ثابت سه میلیون نفری و خدمات دهی به جمعیت شناور ۲۵ میلیون نفری زائران و گردشگران ایرانی و خارجی]، حالا پا به جزیره‌ای استراتژیک گذاشته است با جمعیت ثابت ۲۰۰ هزار نفری و پذیرش ۳میلیون نفر گردشگر و مسافر در سال؛ هر چند قشم به ظاهر عرصه حکمرانی کوچکتری از مشهد برای یک چهره باتجربه ملی و اقتصاددان تکنوکرات منتسب به جریان سیاسی کارگزاران سازندگی است اما سرزمینی شگفت انگیز است که طبق افسانه های محلی، بر پشت موجود دریایی عظیمی بنا شده؛ نهنگی که دهه‌هاست در خواب عمیق ناکارآمدی مدیریتی و نارضایتی جامعه محلی فرورفته است و پیچیدگی حل مسائل حکمرانی در آن کمتر از چالش رمزگشایی از معماهای جزیره برمودا نیست!
در ابتدای این نوشتار، ‌جهت یادآوری مخاطبان روزنامه دریایی «اقتصاد سرآمد» محورهای کلیدی مطرح شده در آیین تکریم و معارفه مدیران قدیم و جدید سازمان منطقه آزاد قشم را به اختصار مرور می کنیم تا برسیم به گفتمان اصلی این رسانه تخصصی اینکه چگونه قشم و دیگر جزایر دریای پارس چگونه می توانند همسنگار [=همسفر] کشتی نجات بخش «ایران دریایی» باشند: 
‌الف) اصلاحات ساختاری و بازطراحی مدل حکمرانی: محمد آشوری، استاندار هرمزگان که در سنت مرسوم سخنرانی های خود همواره از انبان مفاهیم مدیریت استراتژیک و در برخی مواقع واژگان غامض و پیچیده برای گفتمان سازی بهره می گیرد، بر ضرورت اصلاحات جدی در روش‌ها و رفتارهای مدیریتی به ویژه در نظام حکمرانی مناطق آزاد کشور تأکید کرده و دو حرکت اصلی دولت را توزیع عادلانه ثروت و برچیدن تمرکزگرایی یا همان تقویت مشارکت جوامع محلی برشمرد. به گفته او، هدف نهایی دولت محلی در استان این است که توسعه بر مبنای سیاست‌های ابلاغی «توسعه دریامحور» و در چارچوب راهبردهای «برنامه هفتم توسعه» پیش برود.
‌ب) جایگاه استراتژیک قشم و هرمزگان: حسین جوشقانی، مشاور و دستیار وزیر اقتصاد در اظهاراتش تأکید کرد که استان هرمزگان با بهره مندی از ۳منطقه آزاد و ۶ منطقه ویژه، پهنه‌ای راهبردی با کارکردهای ملی و بین‌المللی است. قشم به عنوان بزرگ‌ترین جزیره ایران، ظرفیت میزبانی از پروژه‌های کلان ملی (حداقل ۳ پروژه از ۲۰ مگاپروژه کشور) را دارد و نباید به آن تنها با کارکردی محلی برای حل مسائل اقتصاد ملی ایران نگریست.
‌ج) اولویت‌های اقتصادی و مدیریتی: دستیار وزیر اقتصاد، همچنین اولویت‌های این وزارتخانه در دوره جدید مدیریتی را شفافیت مالی و تسهیل فضای کسب‌وکار، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تبدیل قشم به قطب تولید و صادرات، استفاده از مدیران تراز جهانی برای اجرای پروژه‌های باکیفیت و پایدار و همچنین بازگشت به فلسفه اصلی مناطق آزاد یعنی آزادی اقتصادی برشمرد.
‌د) از عشق و خدمت تا اصلاح فرآیندها: محمدرضا کلائی، مدیرعامل جدید، اولویت‌های کاری خود را بر سه اصل کار عاشقانه، خدمت صادقانه و اصلاح فرآیندها بنا کرده است. او تأکید کرد که هدف اصلی، تسهیل امور برای سرمایه‌گذاران و جامعه محلی و پرهیز از تمرکزگرایی و ادبیات شعاری است. این تغییر سکان مدیریتی نشان‌دهنده تلاشی برای همسو کردن ظرفیت‌های عظیم جزیره قشم با سیاست‌های کلان توسعه دریامحور ایران و تبدیل آن به پلی ارتباطی میان اقتصاد داخلی و بازارهای جهانی است.
ه) ماموریت کلیدی قشم، هاب انرژی و بانکرینگ: اظهارات رضا مسرور، دبیر شورای‌عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور، روایتگر یک چرخش دیدگاه به سمت تخصصی‌سازی و حل چالش‌های دیرینه این جزیره است. به گفته او، برخلاف جزیره کیش که قرار است بر اقتصاد دیجیتال و مباحث مالی تمرکز کند، اولویت قشم تبدیل شدن به «هاب انرژی» کشور است. راه‌اندازی و رونق بخشی به عملیات بانکرینگ (تدارکات دریایی و سوخت‌رسانی به کشتی‌های اقیانوس پیما) یکی از اهداف اصلی است که می‌تواند درآمد ارزی چشمگیری هم برای کشور و هم برای منطقه آزاد قشم ایجاد کند.
یکی دیگر از مهم‌ترین بخش‌های سخنرانی مسرور، تعهد قاطع دولت برای به سرانجام رساندن پروژه پل خلیج فارس است که از 23 اسفندماه 1389 کلنگ آغاز عملیات اجرایی آن به زمین زده شده و بهره برداری از آن بارها در چهار دولت اخیر نه فقط در وعده تکراری که به یک زخم کهنه در افکار عمومی تبدیل شده است. تامین مالی این پروژه بنا به اعلام دبیر شورای‌عالی مناطق آزاد قرار است از طریق روش‌های نوینی مثل «شرکت پروژه»، «صندوق پروژه» یا «فاینانس خارجی» انجام شود تا این اتصال استراتژیک بین جزیره و سرزمین اصلی بالاخره برقرار گردد.
با توجه به جایگاه ژئوپارک جهانی قشم در اقتصاد گردشگری و جاذبه‌های بکر آن، توسعه گردشگری طبیعی (اکوتوریسم) به عنوان یک مزیت رقابتی برای این منطقه آزاد در نظر گرفته شده است که مورد تاکید مسرور قرار گرفت. از سوی دیگر، دبیر شورای‌عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور پیشنهاد واگذاری کامل مسئولیت مدیریت آب کل جغرافیای جزیره از وزارت نیرو به سازمان منطقه آزاد مطرح شد که برای حل همیشگی تنش آبی در قشم به ویژه روستاها کارگشا خواهد؛ زیرا روستانشینان این جزیره مهم و راهبردی ایران، به طور میانگین بین 30 تا 60 روز به آب تولیدی آبشیرین کن ها از طریق شبکه لوله کشی  دسترسی ندارند و مجبورند آب مصرفی مورد نیاز خود را از طریق تانکر و با قیمت های هنگفت 700 تا 800 هزار تومان برای هر بار، تامین کنند که با احتساب نیاز یک خانوار چهار تا پنج نفره، ماهانه بیش از 3 تا 4 میلیون تومان هزینه تامین آب برای هر خانواده خواهد شد. از دیگر تاکیدات مسرور، استفاده از نیروهای بومی و بکارگیری سرمایه انسانی درون سازمان با مسیر پیشرفت پله ای، تاکید بر پررنگ تر کردن نقش جامعه محلی در ساختار مدیریتی و بدنه اجرایی منطقه، تسهیل در فضای کسب‌وکار، تدوین بسته حمایتی برای فعالان اقتصادی و سرعت بخشیدن به صدور مجوزها بود.
‌و) تغییر راهبرد در مدیریت کلان جزیره قشم: به نظر می‌رسد رویکرد جدید دولت، عبور از آزمون و خطا و حرکت به سمت «حکمرانی هوشمند» در مناطق آزاد است تا قشم بتواند از پتانسیل مساحتی خود (که از 22 کشور دنیا بزرگتر است ) برای جهش در تولید ناخالص داخلی ایران استفاده کند.
 محمدرضا کلائی، مدیر تکنوکرات و فن سالار 45 ساله که پیش از این سوابقی همچون شهرداری مشهد و مدیریت منطقه ویژه اقتصادی سرخس را در کارنامه دارد، یکماهی می شود که سکان هدایت بزرگ‌ترین جزیره ایران را بر عهده گرفته است. او در مراسم معارفه اش، سخنرانی کوتاهی داشت و اظهاراتش را با ادبیات تمثیلی وام گرفته از کلیدواژه های آیات و روایات و نگرش های عرفانی شاعران ایران زمین پرمغزتر کرد، به ویژه در فراز پایانی سخنانش که غزلی عاشقانه از «سیمین بهبهانی» را با لحنی حماسی بازخوانی کرد که حتی استاندار را نیز به واکنش واداشت و او را «مدیری با طبع لطیف» توصیف کرد؛ هر چند ارتباط این قطعه غزل با گفتمان فکری کلائی، به طور مستقل جای تحلیل جداگانه ای دارد: «مرا هزار امید است و هر هزار تویی/ شروع شادی و پایان انتظار تویی/ بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت/ چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی/ دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند/ در این سرا تو بمان! ای که ماندگار تویی/ شهاب زودگذر لحظه های بوالهوسی است/ ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!/ جهانیان همه گر تشنگان خون منند/ چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی/ دلم صراحی لبریز آرزومندی است/مرا هزار امید است و هر هزار تویی.»
چند نکته کلیدی و محوری در صحبت‌های کلایی قابل تامل است: نخست تغییر رویکرد مدیریتی و نگاه به توسعه بر مدار «عشق و تعهد» بود؛ کلائی تمایل به خدمت در قشم را برخاسته از علاقه شخصی و عاملی برای ممکن کردن ناممکن‌ها توصیف کرد، در لایه بعدی اظهاراتش، اولویت کاری خود را تحلیل دقیق وضعیت فعلی حکمرانی، شناسایی ظرفیت‌ها، سرمایه‌ها و نیازهای جزیره دانست؛ او همچنین در راستای حل چالش‌های مطرح شده بر لزوم شناسایی سریع عوامل اثرگذار و کلیدی تاکید کرد که موجب نارضایتی و آزار مردم می‌شود و رفع آن‌ها بر اساس یک برنامه زمان‌بندی و اولویت‌بندی مشخص باید صورت گیرد. او همچنین با تاکید بر استفاده حداکثری از خرد جمعی و تصمیم‌گیری‌های گروهی برای آبادانی جزیره از تحقق توسعه پایدار سخن به میان آورد که به نوعی ریل‌گذاری برای رسیدن به وضعیتی است که هم رفاه «قشموندان» را تامین کند و هم اثراتش، پایدار و ماندگار باشد، از سوی دیگر او در خصوص اصلاح فرآیندها از طریق شناسایی و رفع کاستی‌ها و ایرادات عملکردی با همکاری تمام ارکان حکمرانی در جزیره نیز مباحثی را مطرح کرد. 
‌به طور کلی، تحلیل این تفکر و دیدگاه مدیریتی، ما را به درکی فراتر از آمار و ارقام می‌رساند. رییس جمهور پزشکیان، در قامت معمار دولت وفاق، طی دوره یکسال و نیم اخیر با لحنی که بوی تغییرات ساختاری می‌دهد، از ضرورتی سخن می‌گوید که گویی می‌خواهد زنجیرهای تمرکزگرایی را از پای مناطق آزاد به ویژه جزیره قشم بگشاید. او نیک می‌داند که مناطق آزاد ایران سال‌هاست در برزخی میان «دروازه واردات بودن» و «رویای صادرات» سرگردانند.
‌در متن راهبردهای کلان حاکمیت و دولت چهاردهم، سایه بلند «سیاست‌های کلی توسعه دریامحور» سنگینی می‌کند. بندهای نه‌گانه این سیاست‌ها، مانند وردی جادویی، به دنبال آن هستند که سهم دریا از تولید ناخالص داخلی را به شکلی معجزه‌آسا افزایش دهند. وقتی رضا مسرور از ضرورت توسعه صنعت «بانکرینگ» و تبدیل قشم به «هاب انرژی» سخن می‌گوید، در واقع از بند چهارم این سیاست‌ها (توسعه فعالیت‌های اقتصادی دریایی) رمزگشایی می‌کند. او می‌خواهد کشتی‌های غول‌پیکر اقیانوس پیما را که پیش از این همچون ارواح از کنار قشم می‌گذشتند، با جاذبه‌ای اقتصادی به لنگرگاه‌های این جزیره بکشاند.
‌اما جادوی واقعی در «تغییر پارادایم» نهفته است. استاندار هرمزگان از مدل حکمرانی جدیدی سخن می‌گوید که در آن «تمرکزگرایی» همچون دودی به هوا  می رود؛ بر همین اساس، دولت پزشکیان در مقام یک نهاد «تسهیل گر» است نه «مداخله گر». این  همان‌جایی است که جادوی حکمرانی مطلوب با واقع‌گرایی اقتصادی تلاقی می‌کند؛ جایی که قرار است «پل خلیج فارس» نه فقط از سیمان و فولاد، بلکه از اراده‌ای برای تامین مالی نوین (شرکت پروژه، صندوق پروژه و یا فاینانس) طی 30 ماه بنا شود تا قشم دیگر یک «جزیره» نباشد، بلکه بخشی از تپش‌های قلب اقتصاد ملی همپیوند با سرزمین اصلی گردد.
‌کلائی در آیین معارفه خود، با ادبیاتی که ترکیبی از «تحلیل دقیق» شرایط شکننده اجتماعی - سیاسی در «مقطع حساس کنونی» و «عشق صادقانه» به وطن است، ظاهر می‌شود. او از «احصای دردهای مردم» می‌گوید؛ گویی می‌خواهد با گوش دادن به نجوای بادهای ساحلی خلیج فارس، گره از کار «قشموندان» و ایرانیان به عنوان بخشی از شبکه ذینفعان حکمرانی با مدل مناطق آزاد بگشاید. این رویکرد، بازتابی از بند هفتم سیاست‌های کلی (توسعه زیرساخت‌های رفاهی برای جوامع ساحل نشین و جلب مشارکت مردمی) است. در این منظومه فکری، قشم امروز شبیه به تابلویی است که در آن شاخص‌های اقتصادی در حال پروازند. اگر دولت بتواند حکمرانی و دیوان‌سالاری مصلوب شده را به پلتفرمی مبتنی بر فرآیندهای شفاف و دیجیتال تبدیل کند، «معجزه‌ توسعه» رخ خواهد داد. قشم دیگر صرفاً سرزمینی برای گردشگران طبیعگردی نخواهد بود، بلکه با توسعه دادن ایده های «حکمرانی مطلوب» مدنظر استاندار یا دبیر شوریعالی مناطق آزاد، کشوری کوچک خواهد شد که اقتصادش از سرزمین اصلی پیشی می‌گیرد. در این جغرافیای راهبردی، جایی که اقتصاد تنگه هرمز و اقیانوس هند به استقبال بازار انرژی ایران می‌آید، اگر در ابعاد حکمرانی داخلی نیز «عقلانیت»، «وحدت» و «وفاق» برقرار شود، افسانه توسعه دریامحور به واقعیتی ملموس تبدیل خواهد شد؛ واقعیتی که در آن نان مردم از دل امواج و آب شیرین از بطن مدیریت خردمندانه بیرون می‌آید.
رمزگشایی راهبردها؛ راستی آزمایی وعده ها
در ادامه این نوشتار تحلیلی، به بازخوانی راهبردهای اعلام شده در دوران جدید حکمرانی سازمان منطقه منطقه آزاد قشم و تفسیر و رمزگشایی این مفاهیم کلیدی و تحلیل گفتمانی سخنرانی های ارائه شده در آیین تکریم و معارفه مدیران عامل قدیم و جدید این سازمان توسعه گر از پشت عینک توسعه دریامحور می پردازیم:

یک) «بازخوانی معمای مناطق آزاد»، وقتی جغرافیا تقدیر نیست
 از منظر تحلیلگران حوزه توسعه دریامحور، مناطق آزاد ایران همواره با یک تعارض منافع جدی و پارادوکس ساختاری دست‌به‌گریبان بوده‌اند: «قرار بود سکوی پرتاب به بازارهای جهانی باشند، اما تبدیل به حیاط‌خلوت دولت مرکزی شدند.» مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، با تاکید بر «عدالت در توزیع ثروت» و «برچیدن تمرکزگرایی»، در واقع به دنبال جراحی غده‌ای است که دهه‌هاست مانع از تنفس اقتصادی این مناطق شده است؛ او در دهه فجر امسال و طی مراسمی ویدئوکنفرانسی به مناسبت افتتاح پروژه های عمرانی و سرمایه گذاری مناطق آزاد و ویژه اقتصاد کشور تأکید کرد که «نباید مردم قشم و کیش فقیر باشند». این تذکر جدی رییس دولت وفاق به دولتمردان در حالی صورت گرفت  که شوربختانه قشم، به عنوان جزیره‌ای با مساحتی دوبرابر کشور سنگاپور، هنوز در تامین «آب شرب» و «اتصال جاده‌ای به سرزمین اصلی» ناتوان مانده است. رضا مسرور، دبیر شورای‌عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور، با اشاره به اینکه تولید ناخالص داخلی برخی کشورها با مساحتی مشابه قشم از ایران فراتر است، تلویحاً به «هزینه فرصت‌های از دست رفته» اشاره کرد. او از پایان عصر «آزمون و خطا» سخن گفت؛ اما پرسش کلیدی بسیاری از تحلیلگران فراتر از اینهاست: آیا تغییر مهره‌های مدیریتی در قالب اعضای جدید هیات مدیره منطقه آزاد و جابجایی مدیرعامل به عنوان سکاندار کشتی توسعه این جزیره، می‌تواند ماشین زنگ‌زده‌ بروکراسی را به حرکت درآورد؟

دو) زخم کهنه ای به نام پل خلیج فارس!  
بند چهارم و پنجم سیاست‌های کلی توسعه دریامحور بر «توسعه شبکه حمل‌ونقل ترکیبی» و «بهره‌گیری از ظرفیت‌های دریایی» تاکید دارد. در مرکز این هیاهوی ملی، طرح جامع ارتباطی و ترانزیتی جزیره قشم با تاکید بر «پل خلیج فارس» قرار دارد؛ پروژه‌ای که دهه‌هاست همچون یک آرزوی ناتمام، سایه‌اش بر تنگه هرمز سنگینی می‌کند. تعهد جدید برای تامین مالی این پل از طریق «شرکت پروژه»، «صندوق پروژه» یا «فاینانس»، تلاش برای تبدیل یک رویای دست‌نیافتنی به یک دارایی نقدشونده است. اگر این پل ساخته شود، قشم از یک «بن‌بست جغرافیایی» به یک «چهارراه استراتژیک» تبدیل می‌شود. اما منتقدان می‌پرسند: در کشوری که نرخ تشکیل سرمایه ثابت در سال‌های اخیر چالش‌برانگیز بوده، آیا این بار جادوی «فاینانس» کارگر خواهد افتاد یا پل دوباره در فضای مه‌ آلود وعده‌ها و شعارها ناپدید می‌شود؟

سه) «هاب انرژی»، سودای شکار سهم از همسایه
 اعلام رویکرد استراتژی تخصصی‌سازی دو منطقه آزاد کلیدی استان هرمزگان [جزیره کیش برای ایجاد «هاب اقتصاد دیجیتال» و قشم برای «هاب انرژی»] پاسخی دیرهنگام به بند دوم سیاست‌های کلی توسعه دریامحور (توسعه فعالیت‌های اقتصادی دریایی با ارزش افزوده بالا) محسوب می شود. رؤیای تبدیل قشم به قطب «بانکرینگ»، در تئوری، یعنی دستبرد زدن به جیب پرپول بندر فجیره امارات. این رویکرد اگر در میدان به درستی پیاده سازی شود، یعنی دیگر شاهد نخواهیم بود که کشتی‌های غول‌پیکر اقیانوس پیما همچون نهنگ‌های آهنی از کنار ساحل قشم عبور کنند، بی‌آنکه قطره‌ای سوخت از پایانه تدارکات لجستیکی این جزیره بگیرند؛ نفعِ اقیانوس ثروت تردد سالانه ۵۰هزار فروند کشتی در تنگه هرمز، تا پیش از این تنها نصیب همسایگان جنوبی ایران شده است. کلائی در سخنرانی‌اش، با ادبیاتی که میان «عقلانیت سرد اقتصادی» و «شورِ خدمت» نوسان می‌کرد، از اصلاح فرآیندها گفت. اما حقیقتِ عریان اقتصادی این است: تا زمانی که زنجیرهای تحریم و بن‌بست‌های بانکی بین‌المللی باقی باشند، تبدیل شدن به «پلی میان ایران و جهان» بیشتر به فصلی از کتاب افسانه ای «هزار و یک شب» شباهت دارد تا واقعیت ترازنامه‌های مالی. با این حال، رویکرد «حکمرانی مطلوب» که استاندار هرمزگان از آن سحن می گوید، نشان از یک راهبرد حکمرانی دارد: مشکل قشم نه در «فقدان منابع»، بلکه در بحران بازطراحی «مدل مدیریت» است.

چهار) «حکمرانی مطلوب»، جراحی 
بروکراسی زنگ زده
 بند هفتم سیاست‌های دریامحور بر جلب مشارکت جوامع محلی و ارتقای سرمایه اجتماعی تاکید دارد. ایده واگذاری مسئولیت حل مساله آب روستاهای جزیره از وزارت نیرو به سازمان منطقه آزاد قشم، گامی بلند به سوی «حکمرانی یکپارچه» است. این پیشنهاد جسورانه دبیر شورای‌عالی مناطق آزاد که ریشه در توانمندی های داخلی و مطالعات انجام شده بدنه کارشناسی و نخبگان مهندسی سازمان منطقه آزاد قشم دارد، تلاشی است برای پایان دادن به حکومت ملوک‌الطوایفیِ سازمان‌های موازی است؛ همان «زنگارهای دیوان‌سالاری» که دهه‌هاست در شبکه های لوله انتقال آب رسوب کرده و گلوی توسعه زیرساخت ها و یکپارچگی مدیریت آب جزیره را فشرده است.کلائی از «آزار و اذیت مردم توسط فرآیندهای غلط» سخن گفت؛ اعترافی شجاعانه که در سنت سیاسی ایران کمتر شنیده می‌شود. اگر او بتواند قشم را از شرّ «امضاهای طلایی» و «مدیران پروازی» خلاص کند که تنها بوی دریا را از دور استشمام کرده‌اند، شاید آن نهنگ اساطیری خفته زیر جزیره، سرانجام تکانی بخورد.

درس آموخته های ۳۳ ماه حکمرانی پیغامی 
در بخش پایانی این روایت انتقادی و در سایه مِه غلیظی که هنوز بر اسکله‌ها و بندرگاه های جزیره قشم سنگینی می‌کند، باید از کارنامه کنشگری ۳۳ ماهه سکانداری عادل پیغامی، تئوریسینِ آکادمیک بر مسند ناخدایی کشتی توسعه بزرگترین جزیره خلیج فارس درس های آموختنی استخراج کرد؛ دوره‌ای که برای مدیرعامل جدید، محمدرضا کلائی، نه تنها یک میراث، بلکه یک «نقشه‌ راه از مسیرهای نرفته» است. اگر بخواهیم از پشت عینک توسعه دریامحور به کارنامه مدیرعامل پیشین بنگریم و درس‌های آن را در قالب یک روایت کوتاه برای کلائی بازخوانی کنیم، به سرفصل‌های زیر می‌رسیم:
‌الف) از «ایده‌آلیسم انتزاعی» به «رئالیسم اجرایی»: دوره پیشین مدیریتی سازمان منطقه آزاد قشم، مصداق بارز غلبه «پژواک واژه بر پیشرفت پروژه» بود. پیغامی با کوله‌باری از نظریات اقتصادی قدم به جزیره گذاشت، امیدهای زیادی در دل جامعه محلی کاشت اما در دنیای واقعی قشم، جایی که مردم روستاها با هزینه های گزاف، با تانکر آب می‌خرند و صیادان در انتظار سهمیه سوخت محقق نشده خود، هستند، نظریات آکادمیک گاهی شبیه به اشباحی هستند که نانی بر سفره کسی نمی‌گذارند.
 ب) طلسم «مدیریت گفتاردرمانی»: بزرگترین نقد به دوره گذشته، فاصله میان «ادبیات فاخر توسعه» و «واقعیت خشن زیرساخت» بود. کلائی باید بداند که در قشم، اعتبار یک مدیر نه با تعداد سخنرانی‌ها و مانورهای رسانه ای، بلکه با «لیترهای آب شیرین تولید شده از دریا» با توسعه آبشیرینکن ها و «مترهای پیشرفت فیزیکی پل خلیج فارس» سنجیده می‌شود. منطق حکمرانی کارآمد و واقعیت عملکردی ساختار سازمان منطقه آزاد قشم حکم می‌کند که مدیرعامل جدید، به جای «جادوگری با پژواک واژگان»، به دنبال «معجزه در تامین مالی»، جلب مشارکت های مردمی و اعتمادسازی از طریق تعامل با سرمایه گذاران باشد. 
 ج) گسست میان «تکنوکراسی» و «بدنه اجتماعی»: یکی از پاشنه‌های آشیل دوره مدیریتی گذشته، احساس بیگانگی جوامع محلی و فعالان اقتصادی با تصمیمات مدیران سازمان منطقه آزاد قشم پشت درهای بسته بود. بند هفتم سیاست‌های دریامحور، یک فرمول ساده دارد: «توسعه بدون مشارکت جامعه محلی، تنها یک ماکت زیباست.» درس بزرگ دوره مدیریتی پیغامی برای کلائی این است که قشموندان نباید تماشاگران سیرک توسعه باشند، بلکه باید شریک سود آن شوند. برچیدن تمرکزگرایی که ریس جمهور پزشکیان بر آن تاکید دارد، یعنی قدرت دادن به بازرگانان، سرمایه گذاران و فعالان بخش خصوصی که نبض بازار را بهتر از بخشنامه‌های دولتی می‌شناسند.
د) دام «پروژه‌های ویترینی»: در دوره گذشته، تمرکز بیش از حد انرژی و سرمایه سازمانی بر حوزه‌های خاص فرهنگی- گردشگری همچون ساحل فروشی برای ساخت پلاژ یا رویدادهای نمایشی و میلیاردی پرحاشیه ای همچون جشنواره «عودنوازی» یا فستیوال موسیقی «کاوان» و طرح های عمرانی منحصرمانده در اقتصاد ساحلی، گاهی باعث غفلت از پیشران‌های اصلی در اقتصاد دریا (مانند بانکرینگ و صنایع فراساحلی) شد. کلائی باید از وسوسه‌ شروع پروژه‌های جدید و کوچک بپرهیزد و بر اتمام پروژه های نیمه تمام و درمان «زخم‌های باز» جزیره تمرکز کند. اگر او نتواند مشکل تاریخی آب، مسکن، جاده، آموزش و پرورش، بهداشت و یا توقف طولانی‌مدت پروژه پل خلیج فارس را حل کند، به سرنوشت اسلاف خود ( از جمله عادل پیغامی) دچار خواهد شد که با ره توشه ای از شکست های بسیار، در غبار تاریخ جزیره محو شدند.
ه) عنصر کلیدی «زمان» و ماه عسل کلائی: اغلب تحلیلگران و ناظران توسعه در ایران با توجه به بالا گرفتن تهدیدهای بین المللی علیه کشور به دلیل ماجراجویی های ترامپ در خاورمیانه و سرعت گرفتن روند رقابت های منطقه ای، بارها هشدار داده اند: «زمان، کمیاب‌ترین منبع در توسعه است.» مدیرعامل جدید سازمان منطقه آزاد  قشم باید بداند که «ماه عسل» او در بزرگترین جزیره خلیج فارس کوتاه خواهد بود. او که از مشهد، شهرِ گنبدها و سازه‌ها می‌آید، حالا در قشم با هندسه ای پیچیده مبتنی بر «آسمان»، «باد» و «آب» روبروست؛ عناصری که هیچ فرآیند کاغذی و بوروکراسی اداری را بر نمی‌تابند.

عقلانیت توسعه گرا؛ «موتور محرکِ ایرانِ دریایی»
بخش نتیجه گیری و جمع بندی گزارش حاضر به یک جمله ختم می‌شود: «جزیره قشم، در تلاقی میان سیاست‌های نه‌گانه ابلاغی توسعه دریامحور و واقعیت‌های سخت میدانی، به آزمایشگاه بزرگ راستی آزمایی وعده های دولت وفاق تبدیل شده است.» اگر کلائی بتواند «عقلانیت توسعه‌گرا» را با «سرعت اجرا» ترکیب کند و پروژه‌هایی چون پل خلیج فارس را از پیشرفت در حرف و شعار به مرحله عملیاتی شدن درآورد، قشم از یک منطقه آزاد کلاسیک و سنتی به «موتور محرک ایران دریایی» تبدیل خواهد شد. در غیر این صورت، مراسم معارفه او در تالار وحدت قشم در تاریخ بیست و هشتم دی ماه 1404، نیز تنها فصلی دیگر از کتاب تاریخِ شفاهی جزیره خواهد بود؛ جایی که در آن، فردا همواره در پس مه پنهان می‌ماند و نهنگ جزیره، همچنان به خواب عمیق خود ادامه می‌دهد.

یک پیشنهاد و توصیه دلسوزانه!
توسعه دریامحور، یک «انشا» نیست که زیبا نوشته شود؛ یک «عملیات» است که باید با دقت یک عمل جراحی، اجرا شود. کلائی باید پیوند میان «دانشگاه» (میراث پیغامی) و «کارگاه» (تجربه خودش) را برقرار کند. او باید ثابت کند که می‌تواند «نهنگ خفته» را نه با لالایی نظریات آکادمیک، بلکه با شوک اصلاحات فرآیندی و جذب سرمایه‌هایی که از ترس بروکراسی به بنادر رقیب در کشورهای جنوبی خلیج فارس گریخته‌اند، را بیدار کند.در غیر این صورت، جزیره قشم همچنان در همان فضای مه آلود گذشته و هیاهوی شعارهای رنگارنگ «تالار وحدت» باقی خواهد ماند؛ جایی که رویدادها و مراسم‌ها می‌آیند و می‌روند، اما آب دریا بر کام جزیرتی ها، کماکان شور خواهد ماند و پل خلیج فارس، همچنان در دوردست‌ها، مانند کشتی خیالی و افسانه ای «غراب شیطان»، روی آب سرگردان خواهد ماند.
قشم در انتظار «معجزه‌ حکمرانی» یا تکرار «سراب توسعه»؟
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه