«سرآمد» بررسی میکند؛
حوزه علم، پژوهش و فناوری در گرو یک تصمیم بزرگ!
از ناکارآمدی رویدادهای علمی و پژوهشی تا کمتوجهی به مدیریت دانش و سرمایه اجتماعی
گروه دانش - رضا جهانفر - کشورها برای افزایش قدرت ملی، حل نظام مسائل و ایجاد برتری در برابر دشمنان به ارتقای جایگاه علم و فناوری نیاز دارند. سه روش اساسی در مسیر ارتقای قدرت ملی کشورها و مکمل سایر روشها در حوزههای دیگر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... عبارتند از خریداری آخرین نسخه از فناوریهای برتری بخش به بهای گزاف از خارج از کشور، تولید محتوای علمی و پژوهشی و طی مسیر تحقیق، نوآوری و توسعه و در نهایت روش سوم که ترکیبی از دو روش پیشین-یعنی هم خرید از خارج و هم افزایش توان تولید بومی علم و فناوری- است. فناوری قابلیت حل عمده مسائل را دارد.
به گزارش اقتصادسرآمد، دکتر رضا جهانفر؛ محقق و پژوهشگر در نوشتاری به «سرآمد» آورده است: در کلان روندهای مورد مواجه حکومتها نیز «علم و فناوری» جایگاه ویژه خود را دارد. «علم و فناوری» زندگی انسانها را از در تمام سطوحِ حاکمیت و در تمام اقشار، تحت تأثیر قرار میدهد. سرمایه گذاری اثربخش در علم و فناوری منجر به افزایش توان اثرگذاری علم و فناوری و در نهایت توسعه کشور میشود. در این میان اگرچه تقویت زیربنای علمی کشور مبتنی بر اجزایی نظیر تعداد دانشگاهها، پژوهشگاهها، مراکز علمی و فناوری، اساتید، دانشمندان، پژوهشگران، دانشجویان، رویدادهای علمی و پژوهشی، میزان تولید محتوای علمی و پژوهشی، میزان اختصاص بودجه و سرمایهگذاری بر روی علم، نوآوری و فناوری و چندین عامل دیگر رقم میخورد و منجر به توسعه خواهد شد، ولی نباید فراموش کرد که نظارت بر نحوه عملکرد هر یک از اجزای یاد شده بالا، منجر به افزایش اثرگذاری علم و فناوری بر فرایند توسعه کشور و گام برداری در مسیر حل نظام مسائل خواهد شد.
مشاهدات نشان دهنده این واقعیت است که برخی از اجزای اثرگذار بر فرایند اثرگذاری علم، نوآوری و فناوری نیازمند بازتنظیم و قرار گرفتن در مسیر صحیح حرکتی و حتی تغییر رویکرد هستند. چند مورد از اقدامات علمی، پژوهشی و فناورانه که در کشورمان نیازمند بازتعریف و بازنگری هستند عبارتند از؛
داستان قطب بندی علمی، پژوهشی و فناوری
از جمله بخشهای پرحاشیه اسناد بالادستی علمی، پژوهشی و فناوری، قطب بندیها به شمار میرود. برخی از نقشههای علمی کشورمان، قطببندیهایی را به ارمغان آوردهاند. در مقابل مدیران عالی موفق در این حوزه، موافق قطب بندی نیستند.
تعدادی از اساتید بر این باورند که در مسیر ارتقاء سطح بلوغ مدیریت دانش سازمانها، قطب بندی ردههای پژوهشی یکی از ملزومات توسعه محسوب میشود. در مقابل عده دیگری به آسیبهای قطب بندی اشاره میکنند. انحصارگرایی و ایجاد مانع برای سایر رده های پژوهشی در مسیر مرجعیت علمی از آفات محتمل قطب بندی علمی و پژوهشی محسوب میشود. ضمن اینکه قطببندی احتمالاً رقابت سالم و متوازن در جذب منابع مختلف از جمله منابع مالی را تحت تأثیر قرار میدهد. موافقان و مخالفان قطب بندی هر کدام دلایلی برای ارجحیت دیدگاه خود دارند.
در میان این نظرهای متفاوت، توسعه متوازن همه قسمتهای دارای توانمندی باید مد نظر باشد. در واقع قطببندی نباید به بهای ناکارآمدی سایر بخشها منجر شود. بلکه همزمان با تقویت قطب اصلی، سایر قسمتهای اصلی نیز باید تقویت شوند. باید توجه داشت که انباشت دانایی و توانایی در قطب علمی و پژوهشی میتواند، آن را آسیبپذیر کند.
هر چقدر که یک رده پژوهشی با انباشت دانایی و توانمندی در هر حوزهای مواجه باشد و عنوان قطبِ موضوع شناخته شود، به همان نسبت از نظر پدافند غیرعامل آسیب پذیر است و میتواند طعمه مناسب و طمع برانگیزی برای جاسوسی علمی و صنعتی باشد. در این راستا، تقویت همزمان «قطب» و «قطبهای جایگزین» میتواند میزان آسیب پذیری را کاهش دهد.
فراموش نکنیم که از دیدگاه مدیران موفقی همچون شهید سرلشکر منصور ستاری، پژوهش و فناوری را انسانها انجام میدهند نه دستگاهها. هر جا که فردی با انگیزه وجود دارد، باید از او حمایت شود و سادهترین راه حمایت این هست که مانع وی نشویم و بعد به میزانی که از خودش لیاقت نشان داد حمایت شود. بر اساس این دیدگاه ایشان با شیوه دستوری قطببندی موضوعات و اینکه یک مرکز قطب باشد و پس بقیه کار نکنند موافق نبودند. از منظر او چه کسی میتواند جلوی یک ذهن خلاق را بگیرد. هر کسی به میزان لیاقتش باید حمایت شود.
کم توجهی همزمان به مدیریت دانش
و سرمایه اجتماعی
در آسیب شناسی انواع حکمرانی در کشورمان از جمله حکمرانی علمی، کم رنگ دیده شدن نقش «مدیریت دانش» و البته فراتر از آن نادیده گرفتن اهمیت «حافظه سازمان» است. این آسیب جدی با هر نوع رویکرد، در مدیریت راهبردی کشور و حتی حکمرانی کشور قابل مشاهده است. عموماً اجزای اصلی حافظه سازمان را در «فرهنگ سازمانی»، «فرایندها»، «اسناد و بایگانیها» و در نهایت «خبرگان و پیشکسوتان سازمانی» میدانند. ضعف در هر یک از این اجزا نشان دهنده نادیده گرفتن یا کمرنگ دیده شدن در اسناد و برنامه های بالادستی است. به عنوان یکی از دلایل مثال نارضایتی بازنشستگان کم توجهی سازمانها پس از بازنشستگی است. این کمتوجهی صرفاً معیشتی نیست، بلکه نادیده گرفته شدن تجربیات آنها نیز یکی از دلایل نارضایتی به شمار میرود. البته جای تعجب نیست. وقتی عمده سازمانها دارای سطح بلوغ مدیریت دانش سه از سطوح بلوغ مدیریت دانش 5 گانه هستند، هنوز باور اهمیت بهرهگیری از تجربیات پیشکسوتان و بازنشستگان در مسیر توسعه سازمانی برای برخی از مدیران عالی نامشخص است.
به ضعف در هر دو ریکرد مدیریت دانش اشاره شد. رویکرد نخست مدیریت دانش مبتنی بر مدیریت بر تجربیات و درس آموختهها و مستندات و رویکرد دوم مدیریت دانش مبتنی بر مدیریت بر دستاوردها و یافتههای علمی، پژوهشی و فناوری بر اساس یک سند بالادستی است. ویژگی مهم در هر دو نوع رویکرد، «سرمایه اجتماعی» است. متغیر سرمایه اجتماعی در هر سازمانی بر سایر متغیرها نظیر «ساختار»، «اعتبار» و گاهی بر متغیر «سرمایه انسانی» نیز اولویت دارد. در واقع اعتماد کارکنان به سازمان، مشارکت و حل بسیاری از مسائل را در پی خواهد داشت. علاوه بر اعتماد افراد به سازمان، اعتماد بین سازمانها و تعامل و هم افزایی در سطح ملی و بینالمللی نیز اثرگذار است. در واقع سرمایه اجتماعی درون سازمانی، بین سازمانی و برون سازمانی، از جمله عوامل اصلی توسعه فردی و سازمانی محسوب میشوند. مدیریت در هر سطحی بدون در نظر قرار دادن سرمایه اجتماعی از پیش شکست خورده محسوب میشود. به ویژه در دوران کنونی که «سرمایه اجتماعی» را «درمان همه مشکلات و دردهای اجتماعی» میدانند.
کاربست نشدن بسیاری از یافتههای پژوهشی و تکرار بیمورد پژوهشها در سازمانهای موازی، ضعیف بودن همگرایی دانشی و ضعف هم افزایی سازمانهای مختلف نتیجه کمرنگ بودن نقش مدیریت دانش و همچنین سرمایه اجتماعی در اسناد بالادستی علمی کشور است.
تغییر و حداقل بهروزرسانی اسناد بالادستی علمی، پژوهشی و فناوری کشور مبتنی بر واقعیتهای موجود، نه تنها برای رشد و توسعه علمی کشور از ضرورت بالایی برخوردار است بلکه برای ادامه حیات سازمانها اهمیت دارد.
سردرگمی سیاستگذاران و اجراکنندگان؛ بالاخره مقاله مهم است یا خیر؟
برخی از ارائه کنندگان اسناد بالادستی از اهمیت حل مسئله به نسبت مقاله سخن میگویند اما مبنای ارزیابی در بسیاری از پایگاه های رتبه بندی جهانی، مقاله به شمار میرود. فراموش نکنیم که مسیر تولید دانش و برتری علمی در جهان، مسیری استاندارد است. خروجی مقاله از یک اثر پژوهشی، اعتبار بخش به آن پژوهش و گام برداری در مسیر کاربست پژوهش است. کاهش تعداد مقالات منتشر شده در نشریات بین المللی معتبر در سطح دانشگاهها و پژوهشگاه های کشور، منجر به افت جایگاه پژوهشی کشور در نظام های رتبه بندی علمی جهان و حتی تنزل جایگاه دانشگاههای ایران و کم رنگ شدن اعتبار دانشگاه در منظر بین الملل و در نتیجه کاهش جذب دانشجوی خارجی خواهد شد. کاهش جذب دانشجوی خارجی نیز منجر به کاهش درآمد دانشگاه ها و به وجود آمدن مسائل جدید و ناتوانی در حل مسائل پیشین و افزایش بروز بحران خواهد شد. در واقع تغییر رویکرد نه تنها مسله ای را حل نکرد بلکه منجر به زایش مسائل جدید شد.
البته با روند موجود و افزایش فعالیت کشورهای همسایه نظیر ترکیه و عربستان، دیگر نمیتوان به راحتی حتی به جایگاه دوم منطقه نیز دست یافت. کسب رتبه پژوهشی و کسب رتبه فناوری با یکدیگر در ارتباط است. افت رتبه پژوهشی هشدار دهنده افت رتبه علمی و فناوری در سالهای بعد است. کشوری که سطح بالای تولید محتوای علمی نداشته باشد، دچار افت تولید مقاله هم میشود. افت در پژوهش، نوآوری و فناوری مکمل یکدیگر در فرایند ناموفق بودن اجرای اسناد علمی بالادستی است. حداقل سودمندی انتشار مقاله، تقویت هویت علمی پژوهشگر است.
تحریم؛ مکمل ناکارآمدی سیاست خارجی
تحریمها هم مزید بر ناکارآمدی داخلی شده است. امکان برقراری ارتباط مناسب علمی با سایر کشورهای توسعه یافته و بهرهمندی از مزایای دیپلماسی علمی بینالمللی برای پژوهشگران ایرانی بسیار محدود شده است. ضعف در سیاست خارجی و برقراری دیپلماسی علمی بینالمللی، با تعداد کم رایزنهای علمی در سفارتخانههای ایران در خارج از کشور در ارتباط است. برنامه وزارت خارجه برای پشتیبانی از دیپلماسی علمی بین المللی نیازمند ارتقاء است.
تغییر زمین بازی تولید محتوای علمی؛ ضعف بخش خصوصی
اگرچه به صورت مرسوم نوآوری و تولید محتوای علمی، پژوهشی، فناوری و صنعتی در سازمانهای حاکمیتی پیش از سایر سازمانها رقم میخورد، اما به نظر میرسد که بخش غیردولتی و خصوصی در برخی از مواقع زودتر از بخش دولتی محتوای علمی، پژوهشی و فناورانه را بارور کردهاند. در این راستا تعامل و ارتباط با دانشگاهها و شرکتها و سازمانهای کنشگر علوم، تحقیقات و فناوری بیش از گذشته اهمیت یافته است.
مدیران موفق مسلط بر تغییر زمین بازی هستند و تغییر مکان تولید محتوای علمی از محیط دولتی را مدیریت کرده و با افزایش تعامل با سرچشمه های دانشی و تولید محتوای علمی، ارتقای علمی سازمانی را تسریع میکنند.
ناکارآمدی رویدادهای علمی و پژوهشی
از جمله اهداف برگزاری رویدادهای علمی نظیر جشنواره، همایش، نشست، گردهمایی و...، تکریم و ایجاد زمینه ارتقای منزلت اجتماعی کنشگران علمی و پژوهشی، ارائه یافتههای نوین علمی و پژوهشی، ایجاد فضای مناسب تعامل بین کنشگران علمی و پژوهشی، تکمیل بانک اطلاعاتی پژوهشگران و ... است. انتظار این است که نتیجه برگزاری رویدادهای علمی افزایش رضایتمندی ذینفعان است. برگزاری هر رویداد در کشورمان، همراه با اختصاص هزینههای فراوان است و اگر به اهداف پیش بینی شده در رویدادها دست مییافتیم، اینک در جایگاه بهتری از توسعه قرار داشتیم. به نظر میرسد که در برخی از موارد تقدیر شدگان در رویدادهای علمی و پژوهشی نظیر همایشها و جشنواره ها، صرفاً بر اساس معیارها و ضوابط فنی و علمی و پژوهشی تعیین و معرفی نمیشوند که همین مسئله هم بر ناکارآمدی این رویدادها اثرگذار است. برگزاری رویدادهای غیرضروری و هزینه کرد بودجههای سازمانی برای ترویج مطالب غیرعلمی و مبتنی برشبه علم نیز از مصیبتهای این عرصه بشمار میرود که در نهایت منجر به ارائه دادهای نادرست، تجزیه و تحلیل نامناسب، خطای شناختی و اشتباهات محاسباتی و در نتیجه ایجاد تاوان ملی برای کشور است.
وضعیت آشفته نشر کتاب و نشریات ادواری
نشر کتاب و نشریات ادواری (همانند فصلنامه، ماهنامه و...)، ابزاری برای ثبت، انتقال، تسهیم و کاربست یافته ها و دستاوردهای علمی و پگژوهشی محسوب میشود. به رغم اهمیت روز افزون نشر در فرایند دستیابی سازمانها به سطح بلوغ بالاتر مدیریت دانش و حتی دانش بنیان شدن، وضعیت نشر در کشورمان، نیازمند بازنگری و ارتقاء است. شرایط نشر کتاب در کشورمان به گونه ای است که گفته میشود از چندین هزار ناشر دارای پروانه نشر در ایران صرفاً بخشی از آنها دارای فعالیت در حوزه نشر کتاب هستند. البته باید گفت که کیفیت متون منتشر شده در کتابها به نسبت گذشته دارای آسیبهایی نظیر کتابسازی، انتحال، سرقت علمی، تحریف و فراموشی و... است. از سوی دیگر کتابهای منتشر شده توسط ناشران دانشگاهی کمتر مورد اقبال مخاطب هستند اما اگر همان کتاب توسط یک ناشر عمومی منتشر شود، استقبال بیشتری از کتاب میشود. در نمایشگاه بین المللی کتاب نیز شاهد بودم که گاهی از اوقات تمایل ناشران دانشگاهی برای حضور در سالن ناشران عمومی بیش از استقرار در سالن ناشران دانشگاهی است. رابطه عجیب افزایش انتشار تعداد عناوین کتاب و کاهش شمارگان هر کتاب، حتمالاً نشان دهنده اشتیاق برای رزومه سازی و کاهش شمار مخاطب است. البته تغییر ذائقه مخاطب و افزایش تمایل به بهرهگیری از کتابهای صوتی و پادکست در کنار عوامل دیگر همچون گرانی کاغذ و در نتیجه کتاب، افزایش قابلیت دسترسی و بهرهگیری از منابع موجود در فضای مجازی و پایگاه های اینترنتی، تغییر اولویت بهرهگیری از کتاب در سبد فرهنگی خانوار به نسبت سایر محصولات علمی و فرهنگی، و چند عامل دیگر به این مسئله دامن زدهاند. که البته هم فرصتها و هم تهدیداتی در این خصوص قابل تصور است.
در خصوص نشریات ادواری هم باید گفت که برخی از نشریاتِ فاقد درجه علمی – به ویژه در حوزه علوم انسانی- در تولید محتوای ناب و نافع، موفقتر از نشریات دارای درجه علمی عمل کردهاند. این در حالی است که برنامهریزی و پیش بینی بر این بود که فصلنامههای دارای درجه علمی موفقتر از سایر نشریات عمل کنند.
و البته به رغم همه موارد بالا هنوز برخی از سازمانها در سردرگی بسر میبرند که ستاد تخصصی کتاب و نشریات در قسمت فرهنگی سازمان است یا در قسمت پژوهشی. با هر رویکردی که به کتاب و نشریات ادواری نگاه شود، فراموش نکنیم که در فرایند مدیریت دانش، نشر یکی از ابزارهای مطمئن برای ثبت، انتقال، تسهیم و کاربست یافتههای علمی و پژوهشی است و ضعف در نشر هم دارای خسارات فرهنگی و هم دارای خسارات علمی و پژوهشی برای سازمانها خواهد بود.
گروه دانش - رضا جهانفر - کشورها برای افزایش قدرت ملی، حل نظام مسائل و ایجاد برتری در برابر دشمنان به ارتقای جایگاه علم و فناوری نیاز دارند. سه روش اساسی در مسیر ارتقای قدرت ملی کشورها و مکمل سایر روشها در حوزههای دیگر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... عبارتند از خریداری آخرین نسخه از فناوریهای برتری بخش به بهای گزاف از خارج از کشور، تولید محتوای علمی و پژوهشی و طی مسیر تحقیق، نوآوری و توسعه و در نهایت روش سوم که ترکیبی از دو روش پیشین-یعنی هم خرید از خارج و هم افزایش توان تولید بومی علم و فناوری- است. فناوری قابلیت حل عمده مسائل را دارد.
به گزارش اقتصادسرآمد، دکتر رضا جهانفر؛ محقق و پژوهشگر در نوشتاری به «سرآمد» آورده است: در کلان روندهای مورد مواجه حکومتها نیز «علم و فناوری» جایگاه ویژه خود را دارد. «علم و فناوری» زندگی انسانها را از در تمام سطوحِ حاکمیت و در تمام اقشار، تحت تأثیر قرار میدهد. سرمایه گذاری اثربخش در علم و فناوری منجر به افزایش توان اثرگذاری علم و فناوری و در نهایت توسعه کشور میشود. در این میان اگرچه تقویت زیربنای علمی کشور مبتنی بر اجزایی نظیر تعداد دانشگاهها، پژوهشگاهها، مراکز علمی و فناوری، اساتید، دانشمندان، پژوهشگران، دانشجویان، رویدادهای علمی و پژوهشی، میزان تولید محتوای علمی و پژوهشی، میزان اختصاص بودجه و سرمایهگذاری بر روی علم، نوآوری و فناوری و چندین عامل دیگر رقم میخورد و منجر به توسعه خواهد شد، ولی نباید فراموش کرد که نظارت بر نحوه عملکرد هر یک از اجزای یاد شده بالا، منجر به افزایش اثرگذاری علم و فناوری بر فرایند توسعه کشور و گام برداری در مسیر حل نظام مسائل خواهد شد.
مشاهدات نشان دهنده این واقعیت است که برخی از اجزای اثرگذار بر فرایند اثرگذاری علم، نوآوری و فناوری نیازمند بازتنظیم و قرار گرفتن در مسیر صحیح حرکتی و حتی تغییر رویکرد هستند. چند مورد از اقدامات علمی، پژوهشی و فناورانه که در کشورمان نیازمند بازتعریف و بازنگری هستند عبارتند از؛
داستان قطب بندی علمی، پژوهشی و فناوری
از جمله بخشهای پرحاشیه اسناد بالادستی علمی، پژوهشی و فناوری، قطب بندیها به شمار میرود. برخی از نقشههای علمی کشورمان، قطببندیهایی را به ارمغان آوردهاند. در مقابل مدیران عالی موفق در این حوزه، موافق قطب بندی نیستند.
تعدادی از اساتید بر این باورند که در مسیر ارتقاء سطح بلوغ مدیریت دانش سازمانها، قطب بندی ردههای پژوهشی یکی از ملزومات توسعه محسوب میشود. در مقابل عده دیگری به آسیبهای قطب بندی اشاره میکنند. انحصارگرایی و ایجاد مانع برای سایر رده های پژوهشی در مسیر مرجعیت علمی از آفات محتمل قطب بندی علمی و پژوهشی محسوب میشود. ضمن اینکه قطببندی احتمالاً رقابت سالم و متوازن در جذب منابع مختلف از جمله منابع مالی را تحت تأثیر قرار میدهد. موافقان و مخالفان قطب بندی هر کدام دلایلی برای ارجحیت دیدگاه خود دارند.
در میان این نظرهای متفاوت، توسعه متوازن همه قسمتهای دارای توانمندی باید مد نظر باشد. در واقع قطببندی نباید به بهای ناکارآمدی سایر بخشها منجر شود. بلکه همزمان با تقویت قطب اصلی، سایر قسمتهای اصلی نیز باید تقویت شوند. باید توجه داشت که انباشت دانایی و توانایی در قطب علمی و پژوهشی میتواند، آن را آسیبپذیر کند.
هر چقدر که یک رده پژوهشی با انباشت دانایی و توانمندی در هر حوزهای مواجه باشد و عنوان قطبِ موضوع شناخته شود، به همان نسبت از نظر پدافند غیرعامل آسیب پذیر است و میتواند طعمه مناسب و طمع برانگیزی برای جاسوسی علمی و صنعتی باشد. در این راستا، تقویت همزمان «قطب» و «قطبهای جایگزین» میتواند میزان آسیب پذیری را کاهش دهد.
فراموش نکنیم که از دیدگاه مدیران موفقی همچون شهید سرلشکر منصور ستاری، پژوهش و فناوری را انسانها انجام میدهند نه دستگاهها. هر جا که فردی با انگیزه وجود دارد، باید از او حمایت شود و سادهترین راه حمایت این هست که مانع وی نشویم و بعد به میزانی که از خودش لیاقت نشان داد حمایت شود. بر اساس این دیدگاه ایشان با شیوه دستوری قطببندی موضوعات و اینکه یک مرکز قطب باشد و پس بقیه کار نکنند موافق نبودند. از منظر او چه کسی میتواند جلوی یک ذهن خلاق را بگیرد. هر کسی به میزان لیاقتش باید حمایت شود.
کم توجهی همزمان به مدیریت دانش
و سرمایه اجتماعی
در آسیب شناسی انواع حکمرانی در کشورمان از جمله حکمرانی علمی، کم رنگ دیده شدن نقش «مدیریت دانش» و البته فراتر از آن نادیده گرفتن اهمیت «حافظه سازمان» است. این آسیب جدی با هر نوع رویکرد، در مدیریت راهبردی کشور و حتی حکمرانی کشور قابل مشاهده است. عموماً اجزای اصلی حافظه سازمان را در «فرهنگ سازمانی»، «فرایندها»، «اسناد و بایگانیها» و در نهایت «خبرگان و پیشکسوتان سازمانی» میدانند. ضعف در هر یک از این اجزا نشان دهنده نادیده گرفتن یا کمرنگ دیده شدن در اسناد و برنامه های بالادستی است. به عنوان یکی از دلایل مثال نارضایتی بازنشستگان کم توجهی سازمانها پس از بازنشستگی است. این کمتوجهی صرفاً معیشتی نیست، بلکه نادیده گرفته شدن تجربیات آنها نیز یکی از دلایل نارضایتی به شمار میرود. البته جای تعجب نیست. وقتی عمده سازمانها دارای سطح بلوغ مدیریت دانش سه از سطوح بلوغ مدیریت دانش 5 گانه هستند، هنوز باور اهمیت بهرهگیری از تجربیات پیشکسوتان و بازنشستگان در مسیر توسعه سازمانی برای برخی از مدیران عالی نامشخص است.
به ضعف در هر دو ریکرد مدیریت دانش اشاره شد. رویکرد نخست مدیریت دانش مبتنی بر مدیریت بر تجربیات و درس آموختهها و مستندات و رویکرد دوم مدیریت دانش مبتنی بر مدیریت بر دستاوردها و یافتههای علمی، پژوهشی و فناوری بر اساس یک سند بالادستی است. ویژگی مهم در هر دو نوع رویکرد، «سرمایه اجتماعی» است. متغیر سرمایه اجتماعی در هر سازمانی بر سایر متغیرها نظیر «ساختار»، «اعتبار» و گاهی بر متغیر «سرمایه انسانی» نیز اولویت دارد. در واقع اعتماد کارکنان به سازمان، مشارکت و حل بسیاری از مسائل را در پی خواهد داشت. علاوه بر اعتماد افراد به سازمان، اعتماد بین سازمانها و تعامل و هم افزایی در سطح ملی و بینالمللی نیز اثرگذار است. در واقع سرمایه اجتماعی درون سازمانی، بین سازمانی و برون سازمانی، از جمله عوامل اصلی توسعه فردی و سازمانی محسوب میشوند. مدیریت در هر سطحی بدون در نظر قرار دادن سرمایه اجتماعی از پیش شکست خورده محسوب میشود. به ویژه در دوران کنونی که «سرمایه اجتماعی» را «درمان همه مشکلات و دردهای اجتماعی» میدانند.
کاربست نشدن بسیاری از یافتههای پژوهشی و تکرار بیمورد پژوهشها در سازمانهای موازی، ضعیف بودن همگرایی دانشی و ضعف هم افزایی سازمانهای مختلف نتیجه کمرنگ بودن نقش مدیریت دانش و همچنین سرمایه اجتماعی در اسناد بالادستی علمی کشور است.
تغییر و حداقل بهروزرسانی اسناد بالادستی علمی، پژوهشی و فناوری کشور مبتنی بر واقعیتهای موجود، نه تنها برای رشد و توسعه علمی کشور از ضرورت بالایی برخوردار است بلکه برای ادامه حیات سازمانها اهمیت دارد.
سردرگمی سیاستگذاران و اجراکنندگان؛ بالاخره مقاله مهم است یا خیر؟
برخی از ارائه کنندگان اسناد بالادستی از اهمیت حل مسئله به نسبت مقاله سخن میگویند اما مبنای ارزیابی در بسیاری از پایگاه های رتبه بندی جهانی، مقاله به شمار میرود. فراموش نکنیم که مسیر تولید دانش و برتری علمی در جهان، مسیری استاندارد است. خروجی مقاله از یک اثر پژوهشی، اعتبار بخش به آن پژوهش و گام برداری در مسیر کاربست پژوهش است. کاهش تعداد مقالات منتشر شده در نشریات بین المللی معتبر در سطح دانشگاهها و پژوهشگاه های کشور، منجر به افت جایگاه پژوهشی کشور در نظام های رتبه بندی علمی جهان و حتی تنزل جایگاه دانشگاههای ایران و کم رنگ شدن اعتبار دانشگاه در منظر بین الملل و در نتیجه کاهش جذب دانشجوی خارجی خواهد شد. کاهش جذب دانشجوی خارجی نیز منجر به کاهش درآمد دانشگاه ها و به وجود آمدن مسائل جدید و ناتوانی در حل مسائل پیشین و افزایش بروز بحران خواهد شد. در واقع تغییر رویکرد نه تنها مسله ای را حل نکرد بلکه منجر به زایش مسائل جدید شد.
البته با روند موجود و افزایش فعالیت کشورهای همسایه نظیر ترکیه و عربستان، دیگر نمیتوان به راحتی حتی به جایگاه دوم منطقه نیز دست یافت. کسب رتبه پژوهشی و کسب رتبه فناوری با یکدیگر در ارتباط است. افت رتبه پژوهشی هشدار دهنده افت رتبه علمی و فناوری در سالهای بعد است. کشوری که سطح بالای تولید محتوای علمی نداشته باشد، دچار افت تولید مقاله هم میشود. افت در پژوهش، نوآوری و فناوری مکمل یکدیگر در فرایند ناموفق بودن اجرای اسناد علمی بالادستی است. حداقل سودمندی انتشار مقاله، تقویت هویت علمی پژوهشگر است.
تحریم؛ مکمل ناکارآمدی سیاست خارجی
تحریمها هم مزید بر ناکارآمدی داخلی شده است. امکان برقراری ارتباط مناسب علمی با سایر کشورهای توسعه یافته و بهرهمندی از مزایای دیپلماسی علمی بینالمللی برای پژوهشگران ایرانی بسیار محدود شده است. ضعف در سیاست خارجی و برقراری دیپلماسی علمی بینالمللی، با تعداد کم رایزنهای علمی در سفارتخانههای ایران در خارج از کشور در ارتباط است. برنامه وزارت خارجه برای پشتیبانی از دیپلماسی علمی بین المللی نیازمند ارتقاء است.
تغییر زمین بازی تولید محتوای علمی؛ ضعف بخش خصوصی
اگرچه به صورت مرسوم نوآوری و تولید محتوای علمی، پژوهشی، فناوری و صنعتی در سازمانهای حاکمیتی پیش از سایر سازمانها رقم میخورد، اما به نظر میرسد که بخش غیردولتی و خصوصی در برخی از مواقع زودتر از بخش دولتی محتوای علمی، پژوهشی و فناورانه را بارور کردهاند. در این راستا تعامل و ارتباط با دانشگاهها و شرکتها و سازمانهای کنشگر علوم، تحقیقات و فناوری بیش از گذشته اهمیت یافته است.
مدیران موفق مسلط بر تغییر زمین بازی هستند و تغییر مکان تولید محتوای علمی از محیط دولتی را مدیریت کرده و با افزایش تعامل با سرچشمه های دانشی و تولید محتوای علمی، ارتقای علمی سازمانی را تسریع میکنند.
ناکارآمدی رویدادهای علمی و پژوهشی
از جمله اهداف برگزاری رویدادهای علمی نظیر جشنواره، همایش، نشست، گردهمایی و...، تکریم و ایجاد زمینه ارتقای منزلت اجتماعی کنشگران علمی و پژوهشی، ارائه یافتههای نوین علمی و پژوهشی، ایجاد فضای مناسب تعامل بین کنشگران علمی و پژوهشی، تکمیل بانک اطلاعاتی پژوهشگران و ... است. انتظار این است که نتیجه برگزاری رویدادهای علمی افزایش رضایتمندی ذینفعان است. برگزاری هر رویداد در کشورمان، همراه با اختصاص هزینههای فراوان است و اگر به اهداف پیش بینی شده در رویدادها دست مییافتیم، اینک در جایگاه بهتری از توسعه قرار داشتیم. به نظر میرسد که در برخی از موارد تقدیر شدگان در رویدادهای علمی و پژوهشی نظیر همایشها و جشنواره ها، صرفاً بر اساس معیارها و ضوابط فنی و علمی و پژوهشی تعیین و معرفی نمیشوند که همین مسئله هم بر ناکارآمدی این رویدادها اثرگذار است. برگزاری رویدادهای غیرضروری و هزینه کرد بودجههای سازمانی برای ترویج مطالب غیرعلمی و مبتنی برشبه علم نیز از مصیبتهای این عرصه بشمار میرود که در نهایت منجر به ارائه دادهای نادرست، تجزیه و تحلیل نامناسب، خطای شناختی و اشتباهات محاسباتی و در نتیجه ایجاد تاوان ملی برای کشور است.
وضعیت آشفته نشر کتاب و نشریات ادواری
نشر کتاب و نشریات ادواری (همانند فصلنامه، ماهنامه و...)، ابزاری برای ثبت، انتقال، تسهیم و کاربست یافته ها و دستاوردهای علمی و پگژوهشی محسوب میشود. به رغم اهمیت روز افزون نشر در فرایند دستیابی سازمانها به سطح بلوغ بالاتر مدیریت دانش و حتی دانش بنیان شدن، وضعیت نشر در کشورمان، نیازمند بازنگری و ارتقاء است. شرایط نشر کتاب در کشورمان به گونه ای است که گفته میشود از چندین هزار ناشر دارای پروانه نشر در ایران صرفاً بخشی از آنها دارای فعالیت در حوزه نشر کتاب هستند. البته باید گفت که کیفیت متون منتشر شده در کتابها به نسبت گذشته دارای آسیبهایی نظیر کتابسازی، انتحال، سرقت علمی، تحریف و فراموشی و... است. از سوی دیگر کتابهای منتشر شده توسط ناشران دانشگاهی کمتر مورد اقبال مخاطب هستند اما اگر همان کتاب توسط یک ناشر عمومی منتشر شود، استقبال بیشتری از کتاب میشود. در نمایشگاه بین المللی کتاب نیز شاهد بودم که گاهی از اوقات تمایل ناشران دانشگاهی برای حضور در سالن ناشران عمومی بیش از استقرار در سالن ناشران دانشگاهی است. رابطه عجیب افزایش انتشار تعداد عناوین کتاب و کاهش شمارگان هر کتاب، حتمالاً نشان دهنده اشتیاق برای رزومه سازی و کاهش شمار مخاطب است. البته تغییر ذائقه مخاطب و افزایش تمایل به بهرهگیری از کتابهای صوتی و پادکست در کنار عوامل دیگر همچون گرانی کاغذ و در نتیجه کتاب، افزایش قابلیت دسترسی و بهرهگیری از منابع موجود در فضای مجازی و پایگاه های اینترنتی، تغییر اولویت بهرهگیری از کتاب در سبد فرهنگی خانوار به نسبت سایر محصولات علمی و فرهنگی، و چند عامل دیگر به این مسئله دامن زدهاند. که البته هم فرصتها و هم تهدیداتی در این خصوص قابل تصور است.
در خصوص نشریات ادواری هم باید گفت که برخی از نشریاتِ فاقد درجه علمی – به ویژه در حوزه علوم انسانی- در تولید محتوای ناب و نافع، موفقتر از نشریات دارای درجه علمی عمل کردهاند. این در حالی است که برنامهریزی و پیش بینی بر این بود که فصلنامههای دارای درجه علمی موفقتر از سایر نشریات عمل کنند.
و البته به رغم همه موارد بالا هنوز برخی از سازمانها در سردرگی بسر میبرند که ستاد تخصصی کتاب و نشریات در قسمت فرهنگی سازمان است یا در قسمت پژوهشی. با هر رویکردی که به کتاب و نشریات ادواری نگاه شود، فراموش نکنیم که در فرایند مدیریت دانش، نشر یکی از ابزارهای مطمئن برای ثبت، انتقال، تسهیم و کاربست یافتههای علمی و پژوهشی است و ضعف در نشر هم دارای خسارات فرهنگی و هم دارای خسارات علمی و پژوهشی برای سازمانها خواهد بود.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
گره ترافیکی مسیر گردشگری حیران برطرف شد
-
پیام مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی به مناسبت روز جهانی اقیانوسها
-
پاکسازی بخشی از سواحل شیدور از آلودگی نفتی ناشی از جنگ
-
آغاز فعالیت رسمی ۷۱ شناور کیلکاگیر در آبهای خزر
-
نام ۱۰۰ شهید سازمان بنادر و دریانوردی در بندر خرمشهر ماندگار شد
-
پیشرفت ۶۲ درصدی تعمیرات اساسی خطوط ریلی بندر امام خمینی(ره)
-
صادرات ۱۶۳ میلیون دلاری صنایع دستی و توسعه بازارهای جهانی
-
صنعت فرودگاهی ایران در مسیر دانشبنیان شدن
-
آسمان ایران به روی پروازها گشوده شد
-
بازگشت تدریجی ایرلاینهای خارجی به فرودگاه امام (ره)
-
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چگونه گردشگری جهان را دگرگون کرد؟
-
«قزاقستان» و لزوم بازتعریف مسیرهای لجستیکی اوراسیای مرکزی
-
انسداد تنگه باب المند روی اسرائیل
-
پیامدهای جنگ بلندمدت در زیرساخت های انرژی خلیج فارس
-
لجستیک دریایی در عصر ریسک، تحریم و بی قطعیتی ساختاری
-
«امارات» فدای طرفداری هژمونی
-
«سرآمد» در خرداد خاطرهها
-
پیام مدیر گروه اقیانوس شناسی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار به مناسبت روز جهانی اقیانوس ها
-
خدمترسانی بنادر بوشهر بدون وقفهدر سختترین شرایط ادامه یافت
-
700 نقطه خطرآفرین شنا در نوار ساحلی مازندران شناسایی شد



