دو راهکار برای کاهش تبعات اقتصادی جنگ
در شرایطی که تنشهای نظامی و ریسکهای ژئوپولیتیک فشار مضاعفی بر اقتصاد کشور وارد کرده، کارشناسان اقتصادی معتقدند بیش از هر چیز، نوع تصمیمگیری دولتهاست که میتواند بحران را مدیریت یا تشدید کند؛ تصمیمهایی که در صورت شتابزدگی یا بیتوجهی به تجربههای جهانی، هزینههای اقتصادی جنگ را چند برابر خواهد کرد و آثار آن مستقیماً در معیشت خانوارها، فعالیت بنگاهها و ثبات بازارها نمایان میشود.
به گزارش خبرنگار اقتصای ایرنا؛ جنگها تنها با سلاح و درگیری نظامی تعریف نمیشوند؛ بخش مهمی از پیامدهای آنها در حوزه اقتصاد، معیشت و تصمیمگیریهای کلان خود را نشان میدهد. در شرایط جنگی، نااطمینانی افزایش مییابد، انتظارات تورمی تشدید میشود و رفتار فعالان اقتصادی از حالت عادی خارج میشود. تجربه جنگهای گذشته در جهان نشان میدهد آنچه یک اقتصاد را زمینگیر میکند، صرفاً تحریم، تخریب زیرساختها یا کاهش تجارت خارجی نیست، بلکه مجموعهای از تصمیمهای عجولانه و سیاستهای ناپایدار است که به بهانه شرایط اضطراری اتخاذ میشود.
در چنین فضایی، حتی سیاستهایی که در شرایط عادی ممکن است قابل دفاع باشند، اگر بدون توجه به محدودیتها و مختصات اقتصاد جنگی اجرا شوند، میتوانند به عامل تشدید بحران تبدیل شوند. به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند مدیریت اقتصاد در شرایط جنگی بیش از آنکه به تصمیمهای فوری نیاز داشته باشد، به پرهیز از خطاهای پرهزینه محتاج است.
مدیریت بازار با روش های علمی نه قیمت گذاری دستوری
یکی از رایجترین واکنشها در شرایط جنگی، کنترل دستوری قیمتهاست. این سیاست معمولاً با هدف حمایت از مصرفکننده و مهار فشارهای معیشتی اجرا میشود، اما کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند که در صورتی که بر اساس روش های درست اجرایی نشود، نتیجهای معکوس به همراه دارد.
قیمتگذاری دستوری، بهویژه زمانی که با محدودیت در واردات، افزایش هزینه تولید و اختلال در زنجیره تأمین همراه باشد، به کاهش عرضه و افت انگیزه تولیدکنندگان منجر میشود.تجربه کشورهایی مانند عراق در دهه ۹۰ میلادی و حتی برخی کشورهای اروپایی در دوران جنگ جهانی دوم نشان میدهد که سرکوب قیمتها بدون تأمین پایدار عرضه، نهتنها مانع افزایش قیمتها نمیشود، بلکه زمینهساز شکلگیری بازار سیاه، توزیع رانتی کالا و افزایش فساد اقتصادی خواهد شد. در نهایت، فشار اصلی این وضعیت بر دوش مصرفکننده باقی میماند و شکاف میان قیمت رسمی و قیمت واقعی بازار، بیاعتمادی عمومی را تشدید میکند.
دشمن پنهان اقتصاد، تصمیمات هیجانی است
مورد دیگر، تصمیمگیریهای سریع و بدون پشتوانه کارشناسی است؛ تصمیمهایی که اغلب در قالب بخشنامههای ناگهانی، ممنوعیتهای دفعی صادرات و واردات یا تغییرات مکرر در سیاستهای ارزی بروز میکند. اینگونه تصمیمها، فضای پیشبینیپذیری را از فعالان اقتصادی سلب کرده و آنها را به سمت احتیاط بیش از حد یا توقف فعالیت سوق میدهد.
در شرایطی که اقتصاد با شوکهای بیرونی مواجه است، ثبات در سیاستگذاری اهمیت دوچندان پیدا میکند. تصمیمات هیجانی، نهتنها هزینه مبادله را افزایش میدهد، بلکه زنجیره تأمین کالا و خدمات را مختل کرده و حتی میتواند به کمبودهای مصنوعی در بازار دامن بزند. بسیاری از تجربههای جهانی نشان میدهد که بیثباتی سیاستی، یکی از اصلیترین کانالهای انتقال بحران جنگ به داخل اقتصاد است. دولت نباید بگذارد چنین بی ثباتی در ارکان های مختلف رخنه کند.
بررسی تجربه کشورهایی که جنگ یا بحرانهای امنیتی را پشت سر گذاشتهاند، نشان میدهد دولتهایی موفقتر بودهاند که در کنار مدیریت نظامی، به اصول پایه اقتصاد پایبند ماندهاند. ثبات در سیاستگذاری، شفافیت در اطلاعرسانی و پرهیز از مداخلات گسترده و کوتاهمدت در بازار، سه محور مشترک در تجربههای موفق جهانی به شمار میرود.حتی در شرایط جنگی، کشورهایی مانند کرهجنوبی در دهه ۵۰ میلادی یا آلمان پس از جنگ جهانی دوم، تلاش کردند قواعد پایه اقتصاد، نقش بازار و جایگاه بخش خصوصی را قربانی شرایط اضطراری نکنند. این کشورها نشان دادند که حفظ اعتماد فعالان اقتصادی و جامعه، یکی از مهمترین سرمایهها در دوران بحران است.
برخی از کارشناسان تأکید میکنند در شرایط کنونی، برخی تصمیمها باید بهطور جدی از دستور کار خارج شود؛ از جمله سرکوب قیمتها بدون تأمین منابع و کالا، تغییرات ناگهانی در سیاستهای ارزی و تجاری، ارسال پیامهای متناقض به بازار، بیاعتمادی به بخش خصوصی و حذف یا تضعیف نقش آن در زنجیره تأمین. این تصمیمها اگرچه ممکن است در کوتاهمدت آرامش ظاهری ایجاد کند، اما در میانمدت هزینههای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی به همراه خواهد داشت.
تجربههای جهانی نشان میدهد اقتصادها بیش از آنکه از خود جنگ آسیب ببینند، از تصمیمهای اشتباه در دوران جنگ ضربه میخورند. مدیریت اقتصادی در این شرایط نیازمند خویشتنداری سیاستگذار، تکیه بر عقلانیت اقتصادی و اعتماد به سازوکارهای آزمودهشده است؛ مسیری که میتواند هزینههای جنگ را کنترل کرده و تابآوری اقتصاد را حفظ کند.
به گزارش خبرنگار اقتصای ایرنا؛ جنگها تنها با سلاح و درگیری نظامی تعریف نمیشوند؛ بخش مهمی از پیامدهای آنها در حوزه اقتصاد، معیشت و تصمیمگیریهای کلان خود را نشان میدهد. در شرایط جنگی، نااطمینانی افزایش مییابد، انتظارات تورمی تشدید میشود و رفتار فعالان اقتصادی از حالت عادی خارج میشود. تجربه جنگهای گذشته در جهان نشان میدهد آنچه یک اقتصاد را زمینگیر میکند، صرفاً تحریم، تخریب زیرساختها یا کاهش تجارت خارجی نیست، بلکه مجموعهای از تصمیمهای عجولانه و سیاستهای ناپایدار است که به بهانه شرایط اضطراری اتخاذ میشود.
در چنین فضایی، حتی سیاستهایی که در شرایط عادی ممکن است قابل دفاع باشند، اگر بدون توجه به محدودیتها و مختصات اقتصاد جنگی اجرا شوند، میتوانند به عامل تشدید بحران تبدیل شوند. به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند مدیریت اقتصاد در شرایط جنگی بیش از آنکه به تصمیمهای فوری نیاز داشته باشد، به پرهیز از خطاهای پرهزینه محتاج است.
مدیریت بازار با روش های علمی نه قیمت گذاری دستوری
یکی از رایجترین واکنشها در شرایط جنگی، کنترل دستوری قیمتهاست. این سیاست معمولاً با هدف حمایت از مصرفکننده و مهار فشارهای معیشتی اجرا میشود، اما کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند که در صورتی که بر اساس روش های درست اجرایی نشود، نتیجهای معکوس به همراه دارد.
قیمتگذاری دستوری، بهویژه زمانی که با محدودیت در واردات، افزایش هزینه تولید و اختلال در زنجیره تأمین همراه باشد، به کاهش عرضه و افت انگیزه تولیدکنندگان منجر میشود.تجربه کشورهایی مانند عراق در دهه ۹۰ میلادی و حتی برخی کشورهای اروپایی در دوران جنگ جهانی دوم نشان میدهد که سرکوب قیمتها بدون تأمین پایدار عرضه، نهتنها مانع افزایش قیمتها نمیشود، بلکه زمینهساز شکلگیری بازار سیاه، توزیع رانتی کالا و افزایش فساد اقتصادی خواهد شد. در نهایت، فشار اصلی این وضعیت بر دوش مصرفکننده باقی میماند و شکاف میان قیمت رسمی و قیمت واقعی بازار، بیاعتمادی عمومی را تشدید میکند.
دشمن پنهان اقتصاد، تصمیمات هیجانی است
مورد دیگر، تصمیمگیریهای سریع و بدون پشتوانه کارشناسی است؛ تصمیمهایی که اغلب در قالب بخشنامههای ناگهانی، ممنوعیتهای دفعی صادرات و واردات یا تغییرات مکرر در سیاستهای ارزی بروز میکند. اینگونه تصمیمها، فضای پیشبینیپذیری را از فعالان اقتصادی سلب کرده و آنها را به سمت احتیاط بیش از حد یا توقف فعالیت سوق میدهد.
در شرایطی که اقتصاد با شوکهای بیرونی مواجه است، ثبات در سیاستگذاری اهمیت دوچندان پیدا میکند. تصمیمات هیجانی، نهتنها هزینه مبادله را افزایش میدهد، بلکه زنجیره تأمین کالا و خدمات را مختل کرده و حتی میتواند به کمبودهای مصنوعی در بازار دامن بزند. بسیاری از تجربههای جهانی نشان میدهد که بیثباتی سیاستی، یکی از اصلیترین کانالهای انتقال بحران جنگ به داخل اقتصاد است. دولت نباید بگذارد چنین بی ثباتی در ارکان های مختلف رخنه کند.
بررسی تجربه کشورهایی که جنگ یا بحرانهای امنیتی را پشت سر گذاشتهاند، نشان میدهد دولتهایی موفقتر بودهاند که در کنار مدیریت نظامی، به اصول پایه اقتصاد پایبند ماندهاند. ثبات در سیاستگذاری، شفافیت در اطلاعرسانی و پرهیز از مداخلات گسترده و کوتاهمدت در بازار، سه محور مشترک در تجربههای موفق جهانی به شمار میرود.حتی در شرایط جنگی، کشورهایی مانند کرهجنوبی در دهه ۵۰ میلادی یا آلمان پس از جنگ جهانی دوم، تلاش کردند قواعد پایه اقتصاد، نقش بازار و جایگاه بخش خصوصی را قربانی شرایط اضطراری نکنند. این کشورها نشان دادند که حفظ اعتماد فعالان اقتصادی و جامعه، یکی از مهمترین سرمایهها در دوران بحران است.
برخی از کارشناسان تأکید میکنند در شرایط کنونی، برخی تصمیمها باید بهطور جدی از دستور کار خارج شود؛ از جمله سرکوب قیمتها بدون تأمین منابع و کالا، تغییرات ناگهانی در سیاستهای ارزی و تجاری، ارسال پیامهای متناقض به بازار، بیاعتمادی به بخش خصوصی و حذف یا تضعیف نقش آن در زنجیره تأمین. این تصمیمها اگرچه ممکن است در کوتاهمدت آرامش ظاهری ایجاد کند، اما در میانمدت هزینههای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی به همراه خواهد داشت.
تجربههای جهانی نشان میدهد اقتصادها بیش از آنکه از خود جنگ آسیب ببینند، از تصمیمهای اشتباه در دوران جنگ ضربه میخورند. مدیریت اقتصادی در این شرایط نیازمند خویشتنداری سیاستگذار، تکیه بر عقلانیت اقتصادی و اعتماد به سازوکارهای آزمودهشده است؛ مسیری که میتواند هزینههای جنگ را کنترل کرده و تابآوری اقتصاد را حفظ کند.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
کریدور انرژی سبز «خزر- دریای سیاه» به دنبال چیست
-
ضرورت راهبردی باز تعریف پدافندغیرعامل در جزایر هرمزگان
-
رقابت شدید چین و هند در آبهای مالدیو
-
محدودیتهای جغرافیایی در توسعه دریایی کشورها
-
سفرههای کوچکتر با نان گرانتر
-
آیا آینده اقتصاد ایران از کریدورها میگذرد؟
-
آبگیری 90 درصدی تالاب بین المللی شادگان
-
امسال؛ آغاز به کار نخستین کشتی کروز کشور در دریای خزر
-
به دنبال بهسازی بندر ماهیگیری بریس در سواحل شرقی چابهار هستیم
-
توافق تهران و آتن بر تدوین بسته همکاری مشترک
-
فصل جدید روابط ایران و چین باید در صنعت گردشگری متجلی شود
-
بیانیه خط مشی شورای عالی ایمنی شرکت فرودگاهها رونمایی شد
-
پروژه راه آهن آستارا سالانه ۲ میلیون تن کالا را جابه جا می کند
-
جنایت جنگی آمریکا در مخازن آب «سیریک»
-
واکاوی زخم کهنهی سرمایهداری رفاقتی
-
ضاحیه و محاصره دریایی
-
بازگشت واحد شماره 2 نیروگاه بعثت به مدار تولید در کمتر از 48 ساعت
-
ترکیب تجربه، نوآوری و تخصص؛ مزیت رقابتی «وفیروزه» در بورس تهران
-
توسعه بنادر خوزستان در گرو تسهیل مقررات و حمایتهای قضایی است
-
بوشهر، پایلوت اجرای پروژه ملی هوشمندسازی بنادر کشور



