بیرانوند، معاون راه آهن ایران به «سرآمد» نوشت:
کریدور چین- اروپا از مسیر افغانستان و ایران
فرصتی تاریخی برای تجارت، ترانزیت و توسعه منطقهای
گروه حمل و نقل - نورله بیرانوند- جهان در حال تجربه یکی از بزرگترین جابهجاییهای اقتصادی تاریخ معاصر است. رشد تجارت میان شرق آسیا و اروپا، تغییر الگوهای زنجیره تأمین جهانی، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی در برخی مسیرهای سنتی حملونقل و تلاش کشورها برای کاهش وابستگی به مسیرهای پرریسک، موجب شده است رقابت برای تصاحب سهم بیشتر از کریدورهای بینالمللی وارد مرحلهای جدید شود.
دکتر نورله بیرانوند، معاون تامین سرمایه واقتصادحمل ونقل راه آهن ایران در نوشتاری به «سرآمد» آورده است: امروزه کریدورها تنها مسیر عبور کالا نیستند؛ بلکه ابزار خلق ثروت، توسعه صنعتی، افزایش نفوذ اقتصادی و ارتقای جایگاه ژئواکونومیک کشورها محسوب میشوند. هر کشوری که بتواند در زنجیره اتصال شرق و غرب جهان نقش مؤثرتری ایفا کند، سهم بیشتری از تجارت جهانی، سرمایهگذاری خارجی و توسعه اقتصادی را به دست خواهد آورد.
در چنین شرایطی، ایران و افغانستان در برابر یک فرصت تاریخی قرار گرفتهاند؛ فرصتی که میتواند نه تنها روابط اقتصادی دو کشور را وارد مرحلهای جدید کند، بلکه نقشه ترانزیت و تجارت منطقه را نیز متحول سازد. این فرصت چیزی نیست جز توسعه کریدور ریلی چین- افغانستان-ایران و تبدیل آن به یکی از مسیرهای اصلی تجارت میان آسیا و اروپا.
رقابت کریدورها و ظهور یک مسیر جدید
در سالهای اخیر سه مسیر اصلی برای حمل ریلی کالا میان چین و اروپا مورد توجه قرار گرفتهاند.
نخست، کریدور ترانسسیبری که از خاک روسیه عبور میکند و طی سالهای گذشته مهمترین مسیر زمینی چین به اروپا محسوب میشد. با این حال، تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، اعمال تحریمهای گسترده علیه روسیه و افزایش ریسکهای سیاسی موجب شده است بسیاری از صاحبان کالا و شرکتهای بینالمللی به دنبال مسیرهای جایگزین باشند.
دوم، کریدور میانی یا ترانسخزر که از چین، قزاقستان، دریای خزر، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه عبور میکند. این مسیر اگرچه از مزیت دوری از مناطق پرریسک برخوردار است، اما به دلیل نیاز به چندین مرحله تخلیه و بارگیری میان شبکههای ریلی و حمل دریایی، با محدودیت ظرفیت، افزایش هزینههای لجستیکی و طولانی شدن زمان حمل مواجه است.
سوم، کریدور موجود چین-قزاقستان-ترکمنستان-ایران-ترکیه است که طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و ایران نیز سرمایهگذاریهای مهمی برای توسعه آن انجام داده است.
با وجود اهمیت این مسیر، واقعیت آن است که تکمیل شبکه ریلی افغانستان و اتصال آن به ایران میتواند یک مزیت رقابتی جدید برای منطقه ایجاد کند؛ مزیتی که هیچیک از کریدورهای رقیب از آن برخوردار نیستند.
کریدور چین-افغانستان-ایران صرفاً یک مسیر جایگزین نیست؛ بلکه مسیری است که علاوه بر ایفای نقش ترانزیتی، امکان دسترسی مستقیم به یکی از غنیترین مناطق معدنی جهان را نیز فراهم میکند. این ویژگی، آن را از یک کریدور حملونقل صرف به یک کریدور توسعه اقتصادی و صنعتی تبدیل میکند.
از سوی دیگر، در صورت طراحی و اجرای این مسیر بر مبنای استاندارد بینالمللی ۱۴۳۵ میلیمتری، امکان ایجاد یک شبکه ریلی پیوسته از چین تا اروپا فراهم خواهد شد که میتواند بخشی از هزینهها، زمان حمل و پیچیدگیهای عملیاتی موجود در برخی مسیرهای رقیب را کاهش دهد.
افغانستان؛ حلقه مفقوده اتصال شرق و غرب
افغانستان در قلب آسیا قرار گرفته است. این کشور از یک سو به آسیای مرکزی و از سوی دیگر به آسیای جنوبی، ایران و چین دسترسی دارد. همین موقعیت جغرافیایی، افغانستان را به یکی از مهمترین حلقههای بالقوه کریدورهای بینالمللی تبدیل کرده است.
با این حال، دههها جنگ و بیثباتی موجب شده است این ظرفیت عظیم تاکنون به فرصت اقتصادی تبدیل نشود.
امروز شرایط در حال تغییر است. دولت افغانستان برنامه توسعه شبکه ریلی ملی مبتنی بر استانداردهای بینالمللی را در دستور کار قرار داده و به دنبال جذب سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهای حملونقل است.
در میان گزینههای مختلف، کریدور شرقی-غربی افغانستان از اهمیت ویژهای برخوردار است. این محور میتواند از مرزهای شرقی افغانستان به سمت چین امتداد یافته و پس از عبور از مزارشریف و هرات به شبکه ریلی ایران متصل شود. در ادامه نیز این مسیر از طریق شبکه ریلی ایران و ترکیه به اروپا خواهد رسید.
چنین مسیری برای نخستین بار افغانستان را از یک کشور محصور در خشکی به یکی از حلقههای اصلی تجارت جهانی تبدیل خواهد کرد.
فراتر از ترانزیت؛ فرصت بزرگ معدنی و صنعتی
یکی از مهمترین مزیتهای این کریدور، پیوند خوردن آن با ظرفیتهای عظیم معدنی افغانستان است.
براساس ارزیابیهای بینالمللی، افغانستان دارای ذخایر ارزشمند سنگآهن، مس، لیتیوم، عناصر نادر خاکی، زغالسنگ و سایر مواد معدنی راهبردی است. ارزش این ذخایر به صدها میلیارد دلار میرسد.
با این حال، نبود زیرساختهای مناسب حملونقل موجب شده است بخش عمده این ظرفیت اقتصادی بلااستفاده باقی بماند.
تجربه جهانی نشان میدهد توسعه معادن بزرگ بدون راهآهن عملاً امکانپذیر نیست. هزینه حمل مواد معدنی توسط جاده بسیار بالا بوده و توان رقابتپذیری پروژههای معدنی را کاهش میدهد.
در نتیجه، راهآهن و معدن در افغانستان دو پروژه مستقل نیستند؛ بلکه دو جزء مکمل یک راهبرد توسعه اقتصادی محسوب میشوند.
هر کیلومتر ریل که در افغانستان احداث میشود، در واقع مسیر دسترسی به ذخایر جدید معدنی را نیز فراهم میسازد. به همین دلیل بسیاری از کشورها و شرکتهای بزرگ معدنی جهان در حال بررسی فرصتهای سرمایهگذاری در این حوزه هستند.
ایران نیز میتواند از این ظرفیت بهرهمند شود. صنایع فولادی، سیمانی، مس، آلومینیوم و سایر صنایع معدنی کشور در سالهای آینده نیاز فزایندهای به مواد اولیه خواهند داشت. مشارکت در توسعه معادن افغانستان میتواند بخشی از نیاز بلندمدت صنایع داخلی را تأمین کند و امنیت زنجیره تأمین مواد اولیه را افزایش دهد.
مزایای اقتصادی مستقیم برای ایران
برخی تصور میکنند مزیت این پروژه برای ایران صرفاً در افزایش درآمدهای ترانزیتی خلاصه میشود؛ در حالی که واقعیت بسیار فراتر از این است.
نخستین مزیت، گسترش صادرات خدمات فنی و مهندسی ایران است. شرکتهای ایرانی طی دهههای گذشته تجربه ارزشمندی در طراحی، ساخت، بهرهبرداری و نگهداری خطوط ریلی کسب کردهاند. توسعه شبکه ریلی افغانستان میتواند بازار بزرگی برای پیمانکاران، مشاوران، سازندگان تجهیزات و شرکتهای دانشبنیان ایرانی ایجاد کند.
دومین مزیت، افزایش صادرات کالاهای صنعتی ایران به افغانستان است. احداث هزاران کیلومتر خط آهن به حجم عظیمی از فولاد، سیمان، تجهیزات ریلی، ماشینآلات و خدمات مهندسی نیاز خواهد داشت که بخش قابل توجهی از آن میتواند توسط صنایع ایرانی تأمین شود.
سومین مزیت، افزایش رقابتپذیری صنایع صادراتی ایران است. هرچه حجم بار عبوری از شبکه ریلی کشور افزایش یابد، بهرهوری اقتصادی زیرساختها بیشتر شده و هزینه متوسط حملونقل کاهش پیدا میکند. این موضوع به ویژه برای صنایع صادراتمحور ایران در حوزه فولاد، پتروشیمی، مواد معدنی و محصولات صنعتی اهمیت ویژهای دارد.
چهارمین مزیت، تقویت جایگاه ژئواکونومیک ایران در منطقه است. در شرایطی که بسیاری از کشورها در حال سرمایهگذاری برای جذب مسیرهای ترانزیتی هستند، ایران میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای تبدیل شدن به هاب اصلی اتصال شرق و غرب استفاده کند.
یک پروژه شش میلیارد دلاری با ظرفیت جذب سرمایه جهانی
مطالعات اولیه نشان میدهد فاز نخست این طرح شامل احداث خط ریلی هرات-مزارشریف به طول تقریبی ۷۵۰ کیلومتر با سرمایهگذاری حدود ۲ میلیارد دلار است.
فاز دوم نیز شامل احداث خط ریلی مزارشریف تا مرز چین با طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر و سرمایهگذاری اولیه حدود ۴ میلیارد دلار خواهد بود.
در مجموع، پروژهای در مقیاس حدود ۶ میلیارد دلار شکل میگیرد که میتواند یکی از بزرگترین طرحهای زیرساختی آسیا در دهه آینده باشد.
طبیعتاً تأمین مالی چنین پروژهای تنها از طریق منابع دولتی امکانپذیر نیست. موفقیت این طرح نیازمند طراحی مدلهای نوین تأمین مالی، مشارکت بخش خصوصی، سرمایهگذاری مشترک معدنی، استفاده از ظرفیت بانکهای توسعهای، صندوقهای سرمایهگذاری و جذب سرمایهگذاران بینالمللی خواهد بود.
در این میان، چین به عنوان یکی از ذینفعان اصلی پروژه میتواند نقش تعیینکنندهای ایفا کند. اتصال مستقیم شبکه ریلی چین به افغانستان و ایران، نه تنها بخشی از اهداف ابتکار «کمربند و راه» را محقق میکند، بلکه مسیر جدیدی برای دسترسی به بازارهای غرب آسیا و اروپا فراهم میسازد.
زمان تصمیمگیری فرا رسیده است
توسعه کریدور ریلی چین-افغانستان-ایران صرفاً یک پروژه حملونقلی نیست؛ این طرح میتواند به سکوی مشترک توسعه اقتصادی دو کشور تبدیل شود.
برای افغانستان، این کریدور به معنای توسعه معادن، اشتغالزایی، جذب سرمایهگذاری و تبدیل شدن به چهارراه تجارت منطقهای است.
برای ایران، به معنای افزایش سهم از تجارت بینالمللی، توسعه صادرات خدمات فنی و مهندسی، تأمین پایدار مواد اولیه صنایع و تقویت جایگاه ژئواکونومیک کشور خواهد بود.
برای سرمایهگذاران و تأمینکنندگان مالی نیز فرصتی کمنظیر برای مشارکت در یکی از بزرگترین پروژههای زیرساختی و معدنی منطقه فراهم میآورد.
کشورهایی که زودتر برای آینده تصمیم میگیرند، سهم بیشتری از منافع آن را به دست میآورند. کریدور ریلی چین-افغانستان-ایران میتواند به یکی از مهمترین پروژههای ژئواکونومیک آسیا در دهه پیش رو تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه اراده سیاسی، همکاری منطقهای و مشارکت سرمایهگذاران در کنار یکدیگر قرار گیرند.
امروز زمان آن فرا رسیده است که ایران و افغانستان از نگاه صرفاً همسایگی عبور کرده و بر پایه منافع مشترک بلندمدت، ساختن یکی از مهمترین شاهراههای اقتصادی قرن بیست و یکم را آغاز کنند.
گروه حمل و نقل - نورله بیرانوند- جهان در حال تجربه یکی از بزرگترین جابهجاییهای اقتصادی تاریخ معاصر است. رشد تجارت میان شرق آسیا و اروپا، تغییر الگوهای زنجیره تأمین جهانی، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی در برخی مسیرهای سنتی حملونقل و تلاش کشورها برای کاهش وابستگی به مسیرهای پرریسک، موجب شده است رقابت برای تصاحب سهم بیشتر از کریدورهای بینالمللی وارد مرحلهای جدید شود.
دکتر نورله بیرانوند، معاون تامین سرمایه واقتصادحمل ونقل راه آهن ایران در نوشتاری به «سرآمد» آورده است: امروزه کریدورها تنها مسیر عبور کالا نیستند؛ بلکه ابزار خلق ثروت، توسعه صنعتی، افزایش نفوذ اقتصادی و ارتقای جایگاه ژئواکونومیک کشورها محسوب میشوند. هر کشوری که بتواند در زنجیره اتصال شرق و غرب جهان نقش مؤثرتری ایفا کند، سهم بیشتری از تجارت جهانی، سرمایهگذاری خارجی و توسعه اقتصادی را به دست خواهد آورد.
در چنین شرایطی، ایران و افغانستان در برابر یک فرصت تاریخی قرار گرفتهاند؛ فرصتی که میتواند نه تنها روابط اقتصادی دو کشور را وارد مرحلهای جدید کند، بلکه نقشه ترانزیت و تجارت منطقه را نیز متحول سازد. این فرصت چیزی نیست جز توسعه کریدور ریلی چین- افغانستان-ایران و تبدیل آن به یکی از مسیرهای اصلی تجارت میان آسیا و اروپا.
رقابت کریدورها و ظهور یک مسیر جدید
در سالهای اخیر سه مسیر اصلی برای حمل ریلی کالا میان چین و اروپا مورد توجه قرار گرفتهاند.
نخست، کریدور ترانسسیبری که از خاک روسیه عبور میکند و طی سالهای گذشته مهمترین مسیر زمینی چین به اروپا محسوب میشد. با این حال، تحولات ژئوپلیتیکی اخیر، اعمال تحریمهای گسترده علیه روسیه و افزایش ریسکهای سیاسی موجب شده است بسیاری از صاحبان کالا و شرکتهای بینالمللی به دنبال مسیرهای جایگزین باشند.
دوم، کریدور میانی یا ترانسخزر که از چین، قزاقستان، دریای خزر، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه عبور میکند. این مسیر اگرچه از مزیت دوری از مناطق پرریسک برخوردار است، اما به دلیل نیاز به چندین مرحله تخلیه و بارگیری میان شبکههای ریلی و حمل دریایی، با محدودیت ظرفیت، افزایش هزینههای لجستیکی و طولانی شدن زمان حمل مواجه است.
سوم، کریدور موجود چین-قزاقستان-ترکمنستان-ایران-ترکیه است که طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و ایران نیز سرمایهگذاریهای مهمی برای توسعه آن انجام داده است.
با وجود اهمیت این مسیر، واقعیت آن است که تکمیل شبکه ریلی افغانستان و اتصال آن به ایران میتواند یک مزیت رقابتی جدید برای منطقه ایجاد کند؛ مزیتی که هیچیک از کریدورهای رقیب از آن برخوردار نیستند.
کریدور چین-افغانستان-ایران صرفاً یک مسیر جایگزین نیست؛ بلکه مسیری است که علاوه بر ایفای نقش ترانزیتی، امکان دسترسی مستقیم به یکی از غنیترین مناطق معدنی جهان را نیز فراهم میکند. این ویژگی، آن را از یک کریدور حملونقل صرف به یک کریدور توسعه اقتصادی و صنعتی تبدیل میکند.
از سوی دیگر، در صورت طراحی و اجرای این مسیر بر مبنای استاندارد بینالمللی ۱۴۳۵ میلیمتری، امکان ایجاد یک شبکه ریلی پیوسته از چین تا اروپا فراهم خواهد شد که میتواند بخشی از هزینهها، زمان حمل و پیچیدگیهای عملیاتی موجود در برخی مسیرهای رقیب را کاهش دهد.
افغانستان؛ حلقه مفقوده اتصال شرق و غرب
افغانستان در قلب آسیا قرار گرفته است. این کشور از یک سو به آسیای مرکزی و از سوی دیگر به آسیای جنوبی، ایران و چین دسترسی دارد. همین موقعیت جغرافیایی، افغانستان را به یکی از مهمترین حلقههای بالقوه کریدورهای بینالمللی تبدیل کرده است.
با این حال، دههها جنگ و بیثباتی موجب شده است این ظرفیت عظیم تاکنون به فرصت اقتصادی تبدیل نشود.
امروز شرایط در حال تغییر است. دولت افغانستان برنامه توسعه شبکه ریلی ملی مبتنی بر استانداردهای بینالمللی را در دستور کار قرار داده و به دنبال جذب سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهای حملونقل است.
در میان گزینههای مختلف، کریدور شرقی-غربی افغانستان از اهمیت ویژهای برخوردار است. این محور میتواند از مرزهای شرقی افغانستان به سمت چین امتداد یافته و پس از عبور از مزارشریف و هرات به شبکه ریلی ایران متصل شود. در ادامه نیز این مسیر از طریق شبکه ریلی ایران و ترکیه به اروپا خواهد رسید.
چنین مسیری برای نخستین بار افغانستان را از یک کشور محصور در خشکی به یکی از حلقههای اصلی تجارت جهانی تبدیل خواهد کرد.
فراتر از ترانزیت؛ فرصت بزرگ معدنی و صنعتی
یکی از مهمترین مزیتهای این کریدور، پیوند خوردن آن با ظرفیتهای عظیم معدنی افغانستان است.
براساس ارزیابیهای بینالمللی، افغانستان دارای ذخایر ارزشمند سنگآهن، مس، لیتیوم، عناصر نادر خاکی، زغالسنگ و سایر مواد معدنی راهبردی است. ارزش این ذخایر به صدها میلیارد دلار میرسد.
با این حال، نبود زیرساختهای مناسب حملونقل موجب شده است بخش عمده این ظرفیت اقتصادی بلااستفاده باقی بماند.
تجربه جهانی نشان میدهد توسعه معادن بزرگ بدون راهآهن عملاً امکانپذیر نیست. هزینه حمل مواد معدنی توسط جاده بسیار بالا بوده و توان رقابتپذیری پروژههای معدنی را کاهش میدهد.
در نتیجه، راهآهن و معدن در افغانستان دو پروژه مستقل نیستند؛ بلکه دو جزء مکمل یک راهبرد توسعه اقتصادی محسوب میشوند.
هر کیلومتر ریل که در افغانستان احداث میشود، در واقع مسیر دسترسی به ذخایر جدید معدنی را نیز فراهم میسازد. به همین دلیل بسیاری از کشورها و شرکتهای بزرگ معدنی جهان در حال بررسی فرصتهای سرمایهگذاری در این حوزه هستند.
ایران نیز میتواند از این ظرفیت بهرهمند شود. صنایع فولادی، سیمانی، مس، آلومینیوم و سایر صنایع معدنی کشور در سالهای آینده نیاز فزایندهای به مواد اولیه خواهند داشت. مشارکت در توسعه معادن افغانستان میتواند بخشی از نیاز بلندمدت صنایع داخلی را تأمین کند و امنیت زنجیره تأمین مواد اولیه را افزایش دهد.
مزایای اقتصادی مستقیم برای ایران
برخی تصور میکنند مزیت این پروژه برای ایران صرفاً در افزایش درآمدهای ترانزیتی خلاصه میشود؛ در حالی که واقعیت بسیار فراتر از این است.
نخستین مزیت، گسترش صادرات خدمات فنی و مهندسی ایران است. شرکتهای ایرانی طی دهههای گذشته تجربه ارزشمندی در طراحی، ساخت، بهرهبرداری و نگهداری خطوط ریلی کسب کردهاند. توسعه شبکه ریلی افغانستان میتواند بازار بزرگی برای پیمانکاران، مشاوران، سازندگان تجهیزات و شرکتهای دانشبنیان ایرانی ایجاد کند.
دومین مزیت، افزایش صادرات کالاهای صنعتی ایران به افغانستان است. احداث هزاران کیلومتر خط آهن به حجم عظیمی از فولاد، سیمان، تجهیزات ریلی، ماشینآلات و خدمات مهندسی نیاز خواهد داشت که بخش قابل توجهی از آن میتواند توسط صنایع ایرانی تأمین شود.
سومین مزیت، افزایش رقابتپذیری صنایع صادراتی ایران است. هرچه حجم بار عبوری از شبکه ریلی کشور افزایش یابد، بهرهوری اقتصادی زیرساختها بیشتر شده و هزینه متوسط حملونقل کاهش پیدا میکند. این موضوع به ویژه برای صنایع صادراتمحور ایران در حوزه فولاد، پتروشیمی، مواد معدنی و محصولات صنعتی اهمیت ویژهای دارد.
چهارمین مزیت، تقویت جایگاه ژئواکونومیک ایران در منطقه است. در شرایطی که بسیاری از کشورها در حال سرمایهگذاری برای جذب مسیرهای ترانزیتی هستند، ایران میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای تبدیل شدن به هاب اصلی اتصال شرق و غرب استفاده کند.
یک پروژه شش میلیارد دلاری با ظرفیت جذب سرمایه جهانی
مطالعات اولیه نشان میدهد فاز نخست این طرح شامل احداث خط ریلی هرات-مزارشریف به طول تقریبی ۷۵۰ کیلومتر با سرمایهگذاری حدود ۲ میلیارد دلار است.
فاز دوم نیز شامل احداث خط ریلی مزارشریف تا مرز چین با طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر و سرمایهگذاری اولیه حدود ۴ میلیارد دلار خواهد بود.
در مجموع، پروژهای در مقیاس حدود ۶ میلیارد دلار شکل میگیرد که میتواند یکی از بزرگترین طرحهای زیرساختی آسیا در دهه آینده باشد.
طبیعتاً تأمین مالی چنین پروژهای تنها از طریق منابع دولتی امکانپذیر نیست. موفقیت این طرح نیازمند طراحی مدلهای نوین تأمین مالی، مشارکت بخش خصوصی، سرمایهگذاری مشترک معدنی، استفاده از ظرفیت بانکهای توسعهای، صندوقهای سرمایهگذاری و جذب سرمایهگذاران بینالمللی خواهد بود.
در این میان، چین به عنوان یکی از ذینفعان اصلی پروژه میتواند نقش تعیینکنندهای ایفا کند. اتصال مستقیم شبکه ریلی چین به افغانستان و ایران، نه تنها بخشی از اهداف ابتکار «کمربند و راه» را محقق میکند، بلکه مسیر جدیدی برای دسترسی به بازارهای غرب آسیا و اروپا فراهم میسازد.
زمان تصمیمگیری فرا رسیده است
توسعه کریدور ریلی چین-افغانستان-ایران صرفاً یک پروژه حملونقلی نیست؛ این طرح میتواند به سکوی مشترک توسعه اقتصادی دو کشور تبدیل شود.
برای افغانستان، این کریدور به معنای توسعه معادن، اشتغالزایی، جذب سرمایهگذاری و تبدیل شدن به چهارراه تجارت منطقهای است.
برای ایران، به معنای افزایش سهم از تجارت بینالمللی، توسعه صادرات خدمات فنی و مهندسی، تأمین پایدار مواد اولیه صنایع و تقویت جایگاه ژئواکونومیک کشور خواهد بود.
برای سرمایهگذاران و تأمینکنندگان مالی نیز فرصتی کمنظیر برای مشارکت در یکی از بزرگترین پروژههای زیرساختی و معدنی منطقه فراهم میآورد.
کشورهایی که زودتر برای آینده تصمیم میگیرند، سهم بیشتری از منافع آن را به دست میآورند. کریدور ریلی چین-افغانستان-ایران میتواند به یکی از مهمترین پروژههای ژئواکونومیک آسیا در دهه پیش رو تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه اراده سیاسی، همکاری منطقهای و مشارکت سرمایهگذاران در کنار یکدیگر قرار گیرند.
امروز زمان آن فرا رسیده است که ایران و افغانستان از نگاه صرفاً همسایگی عبور کرده و بر پایه منافع مشترک بلندمدت، ساختن یکی از مهمترین شاهراههای اقتصادی قرن بیست و یکم را آغاز کنند.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
تراز آب دریاچه ارومیه به هزار و 271 متر رسید
-
توسعه و تجهیز مراکز امداد و نجات فوک در نوار ساحلی خزر
-
دو عملیات موفقیتآمیز امدادرسانی دریایی در آبهای محدوده جزیره خارگ
-
شناور فلزی ساختهشده همزمان با جنگ رمضان به آباندازی شد
-
تکمیل کریدور شمال–جنوب با آزادراه انار–باغات
-
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند:تدوین اطلس جامع برای حمل و نقل و تجارت ایران ضروری است
-
بنیاد مستضعفان در ایام جنگ حتی یک لحظه از تخلیه و بارگیری کالا در بنادر غفلت نکرد
-
وجود ۶۵ هزار ماشین سنگین فرسوده در کشور
-
پساجنگ و توسعه
-
راهپیمایی غدیر چراغ راه ملت ایران در مسیر عزت و پیشرفت است
-
تربیت انسانِ فرهنگی مهمترین راهبرد برای ساختن آینده ایران است
-
جنگ رمضان، میدان حماسهآفرینی و رشادت راهداران و فعالان حوزه حملونقل جادهای بود
-
استراتژی جدید ترانزیتی «جاده، ریل و دریا»
-
تاثیر مشارکت تهرانی ها در پویش ۲۵ درجه، صرفه جویی معادل پنج برابر تولید نیروگاه برق آبی امیرکبیر است
-
شش فرودگاه کشور میزبان حجاج
-
الهینیا سرپرست مدیریت ایمنی شرکت فرودگاهها شد
-
راهکارهای اجرایی «احیای خورهای بندرعباس»
-
پیروزی «سرآمد» در سنگر رسانه
-
شمارش معکوس برای آغاز اجرای طرح گردشگری جزیره آشوراده
-
«حقوق جوامع ساحلی» گمشده ارزش گذاری اقتصادی بنادر



