«سرآمد» بررسی میکند؛
صورتحساب پنهان برای حمل و نقل دریایی
« افزایش هزینه بیمه کشتیها» نرخ تصاعدی تجارت دریایی درمنطقه
گروه تحلیل - امید اسماعیلی - همانطور که میدانید تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی فقط یک آبراه نیست؛ یک مسیر حیاتی در شبکه تجارت دریایی است که هر تغییر در شرایط آن میتواند آثار خود را از بازار انرژی تا قیمت کالاهای مصرفی نشان دهد. در سالهای اخیر، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه بار دیگر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است؛ اینکه امنیت دریایی، بخشی جداییناپذیر از اقتصاد و لجستیک جهانی است.
در نگاه نخست، افزایش تنش در یک منطقه دریایی ممکن است تنها یک موضوع امنیتی به نظر برسد، اما در عمل نخستین واکنش در بازارهای حملونقل، بیمه و تجارت مشاهده میشود. زمانی که سطح ریسک یک مسیر دریایی افزایش پیدا میکند، هزینه حرکت کالا نیز افزایش مییابد؛ از حق بیمه جنگ کشتیها گرفته تا کرایه حمل، زمان انتظار در بنادر و هزینه نگهداری کالا.
بررسی اقتصادسرآمد نشان میدهد که تداوم نااطمینانی در خلیج فارس میتواند فشار مضاعفی بر زنجیرههای تأمین منطقه وارد کند؛ زنجیرهای که بخش مهمی از انرژی، مواد اولیه و کالاهای اساسی جهان به آن وابسته است.
بیمه کشتیها؛ اولین واکنش به افزایش ریسک
بازار بیمه دریایی همواره یکی از حساسترین بخشها در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی بوده است. شرکتهای بیمه با ارزیابی ریسک مسیرهای دریایی، هزینه پوشش بیمهای را تعیین میکنند و هرچه احتمال تهدید برای کشتیها افزایش یابد، هزینه بیمه نیز افزایش پیدا میکند.
در شرایط پرریسک، بیمه جنگ و پوششهای مربوط به مناطق خاص میتواند به یکی از هزینههای مهم عملیاتی کشتیها تبدیل شود. این هزینه در نهایت تنها بر دوش مالک کشتی باقی نمیماند؛ بلکه از طریق افزایش نرخ حمل به صاحبان کالا و مصرفکنندگان منتقل میشود.
موضوع مهم این است که افزایش هزینه بیمه الزاماً نیازمند وقوع حادثه نیست. صرف افزایش احتمال خطر، کافی است تا شرکتهای بیمه شرایط جدیدی برای فعالیت در یک منطقه تعیین کنند.
تجربه بحرانهای دریایی در سالهای گذشته، از جنگ اوکراین تا ناامنی در مسیر دریای سرخ، نشان داده است که بازار حملونقل دریایی به سرعت نسبت به افزایش ریسک واکنش نشان میدهد.
کرایه حمل؛ هزینهای که به زنجیره تأمین
منتقل میشود
افزایش ریسک در مسیرهای دریایی، تأثیر مستقیمی بر نرخ حمل دارد. شرکتهای کشتیرانی در چنین شرایطی با افزایش هزینههای عملیاتی مواجه میشوند؛ از هزینه بیمه و سوخت گرفته تا زمان طولانیتر سفر و نیاز به تدابیر امنیتی بیشتر. در صورت تغییر مسیر کشتیها، هزینهها حتی بیشتر خواهد شد. مسیر طولانیتر به معنای مصرف سوخت بیشتر، کاهش بهرهوری ناوگان و افزایش زمان تحویل کالا است.
برای نمونه، تجربه تغییر مسیر برخی کشتیها در بحران دریای سرخ نشان داد که افزایش مسافت سفر میتواند فشار قابل توجهی بر ظرفیت ناوگان جهانی وارد کند. همین موضوع در نهایت باعث افزایش نرخ حمل و کاهش قابلیت پیشبینی تجارت میشود.
در اقتصاد امروز، تأخیر یک کشتی تنها یک مشکل بندری نیست؛ بلکه میتواند تولید کارخانهها، موجودی انبارها و برنامه صادرات و واردات کشورها را تحت تأثیر قرار دهد.
«بنادر منطقه» رقابت در شرایط عدم قطعیت
افزایش ریسک در خلیج فارس، بنادر منطقه را نیز وارد مرحله جدیدی از رقابت کرده است. امروز موفقیت یک بندر تنها با ظرفیت تخلیه و بارگیری سنجیده نمیشود، بلکه عواملی مانند امنیت، سرعت عملیات، اتصال به شبکه حملونقل و توان مدیریت بحران اهمیت بیشتری پیدا کرده است.بنادر بزرگی مانند جبلعلی، صحار و بندر شهید رجایی، در یک شبکه منطقهای به هم پیوسته فعالیت میکنند. هرگونه افزایش هزینه یا کاهش اطمینان در مسیرهای دریایی میتواند بر تصمیم صاحبان کالا برای انتخاب مسیرهای تجاری اثر بگذارد.
برای ایران، این مسئله اهمیت ویژهای دارد. بندر شهید رجایی به عنوان مهمترین بندر تجاری کشور، نقش مهمی در تجارت خارجی و اتصال ایران به بازارهای جهانی دارد. اما در شرایط جدید، صرف داشتن ظرفیت بندری کافی نیست؛ بلکه باید توان عملیاتی، خدمات لجستیکی و انعطافپذیری آن نیز افزایش یابد.
تنگه هرمز و آزمون تابآوری لجستیکی ایران
تحولات منطقه بار دیگر اهمیت مفهوم «تابآوری لجستیکی» را برجسته کرده است. کشوری که دارای اقتصاد دریایی قدرتمند است، تنها کشوری نیست که ساحل و بندر دارد؛ بلکه کشوری است که بتواند در شرایط بحران، جریان کالا را حفظ کند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از مسیرهای مهم لجستیکی منطقه را دارد. اتصال خلیج فارس و دریای عمان به آسیای مرکزی، قفقاز و شبکههای حملونقل بینالمللی، یک مزیت مهم ژئوپلیتیکی محسوب میشود.
اما استفاده از این مزیت نیازمند تغییر نگاه است. توسعه اقتصاد دریاپایه فقط به ساخت اسکله و افزایش ظرفیت بندری محدود نمیشود؛ بلکه نیازمند توسعه حملونقل ترکیبی، تقویت ناوگان، توسعه خدمات بیمهای، ایجاد زنجیره ارزش دریایی و استفاده از فناوریهای نوین در مدیریت بنادر است.
هزینه پنهان نااطمینانی
یکی از مهمترین آثار افزایش تنشهای دریایی، هزینهای است که از نااطمینانی ایجاد میشود. حتی اگر مسیر دریایی باز باشد، افزایش ریسک باعث میشود فعالان اقتصادی تصمیمهای محافظهکارانهتری اتخاذ کنند.
شرکتها ممکن است ذخایر بیشتری نگهداری کنند، قراردادهای حمل را با هزینه بالاتر منعقد کنند و زمان بیشتری برای جابهجایی کالا در نظر بگیرند. مجموع این عوامل، هزینه تجارت را افزایش میدهد.
در واقع، امنیت دریایی فقط به معنای جلوگیری از حادثه نیست؛ بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که فعال اقتصادی بتواند با اطمینان برنامهریزی کند.
«آینده اقتصاد دریایی» از تهدید تا فرصت
افزایش ریسک در تنگه هرمز یک هشدار جدی برای همه کشورهای منطقه است، اما برای ایران میتواند یک فرصت راهبردی نیز باشد.
در جهانی که اختلال در زنجیره تأمین به یک چالش دائمی تبدیل شده، کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند مسیرهای امن، پایدار و اقتصادی برای تجارت ایجاد کنند.
ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی، ظرفیت بنادر جنوبی و دسترسی به آبهای آزاد، میتواند نقش فعالتری در اقتصاد منطقه ایفا کند؛ مشروط بر آنکه توسعه دریایی از یک پروژه عمرانی به یک راهبرد ملی لجستیکی تبدیل شود.
«اقتصادسرآمد» معتقد است آینده تجارت دریایی منطقه به توان کشورها در مدیریت ریسک، کاهش هزینهها و ساخت زنجیرههای لجستیکی مقاوم وابسته است. تنگه هرمز امروز تنها یک مسیر عبور کشتیها نیست، امروز به آزمونی برای سنجش قدرت اقتصادی و لجستیکی منطقه تبدیل شده است.
گروه تحلیل - امید اسماعیلی - همانطور که میدانید تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی فقط یک آبراه نیست؛ یک مسیر حیاتی در شبکه تجارت دریایی است که هر تغییر در شرایط آن میتواند آثار خود را از بازار انرژی تا قیمت کالاهای مصرفی نشان دهد. در سالهای اخیر، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه بار دیگر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است؛ اینکه امنیت دریایی، بخشی جداییناپذیر از اقتصاد و لجستیک جهانی است.
در نگاه نخست، افزایش تنش در یک منطقه دریایی ممکن است تنها یک موضوع امنیتی به نظر برسد، اما در عمل نخستین واکنش در بازارهای حملونقل، بیمه و تجارت مشاهده میشود. زمانی که سطح ریسک یک مسیر دریایی افزایش پیدا میکند، هزینه حرکت کالا نیز افزایش مییابد؛ از حق بیمه جنگ کشتیها گرفته تا کرایه حمل، زمان انتظار در بنادر و هزینه نگهداری کالا.
بررسی اقتصادسرآمد نشان میدهد که تداوم نااطمینانی در خلیج فارس میتواند فشار مضاعفی بر زنجیرههای تأمین منطقه وارد کند؛ زنجیرهای که بخش مهمی از انرژی، مواد اولیه و کالاهای اساسی جهان به آن وابسته است.
بیمه کشتیها؛ اولین واکنش به افزایش ریسک
بازار بیمه دریایی همواره یکی از حساسترین بخشها در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی بوده است. شرکتهای بیمه با ارزیابی ریسک مسیرهای دریایی، هزینه پوشش بیمهای را تعیین میکنند و هرچه احتمال تهدید برای کشتیها افزایش یابد، هزینه بیمه نیز افزایش پیدا میکند.
در شرایط پرریسک، بیمه جنگ و پوششهای مربوط به مناطق خاص میتواند به یکی از هزینههای مهم عملیاتی کشتیها تبدیل شود. این هزینه در نهایت تنها بر دوش مالک کشتی باقی نمیماند؛ بلکه از طریق افزایش نرخ حمل به صاحبان کالا و مصرفکنندگان منتقل میشود.
موضوع مهم این است که افزایش هزینه بیمه الزاماً نیازمند وقوع حادثه نیست. صرف افزایش احتمال خطر، کافی است تا شرکتهای بیمه شرایط جدیدی برای فعالیت در یک منطقه تعیین کنند.
تجربه بحرانهای دریایی در سالهای گذشته، از جنگ اوکراین تا ناامنی در مسیر دریای سرخ، نشان داده است که بازار حملونقل دریایی به سرعت نسبت به افزایش ریسک واکنش نشان میدهد.
کرایه حمل؛ هزینهای که به زنجیره تأمین
منتقل میشود
افزایش ریسک در مسیرهای دریایی، تأثیر مستقیمی بر نرخ حمل دارد. شرکتهای کشتیرانی در چنین شرایطی با افزایش هزینههای عملیاتی مواجه میشوند؛ از هزینه بیمه و سوخت گرفته تا زمان طولانیتر سفر و نیاز به تدابیر امنیتی بیشتر. در صورت تغییر مسیر کشتیها، هزینهها حتی بیشتر خواهد شد. مسیر طولانیتر به معنای مصرف سوخت بیشتر، کاهش بهرهوری ناوگان و افزایش زمان تحویل کالا است.
برای نمونه، تجربه تغییر مسیر برخی کشتیها در بحران دریای سرخ نشان داد که افزایش مسافت سفر میتواند فشار قابل توجهی بر ظرفیت ناوگان جهانی وارد کند. همین موضوع در نهایت باعث افزایش نرخ حمل و کاهش قابلیت پیشبینی تجارت میشود.
در اقتصاد امروز، تأخیر یک کشتی تنها یک مشکل بندری نیست؛ بلکه میتواند تولید کارخانهها، موجودی انبارها و برنامه صادرات و واردات کشورها را تحت تأثیر قرار دهد.
«بنادر منطقه» رقابت در شرایط عدم قطعیت
افزایش ریسک در خلیج فارس، بنادر منطقه را نیز وارد مرحله جدیدی از رقابت کرده است. امروز موفقیت یک بندر تنها با ظرفیت تخلیه و بارگیری سنجیده نمیشود، بلکه عواملی مانند امنیت، سرعت عملیات، اتصال به شبکه حملونقل و توان مدیریت بحران اهمیت بیشتری پیدا کرده است.بنادر بزرگی مانند جبلعلی، صحار و بندر شهید رجایی، در یک شبکه منطقهای به هم پیوسته فعالیت میکنند. هرگونه افزایش هزینه یا کاهش اطمینان در مسیرهای دریایی میتواند بر تصمیم صاحبان کالا برای انتخاب مسیرهای تجاری اثر بگذارد.
برای ایران، این مسئله اهمیت ویژهای دارد. بندر شهید رجایی به عنوان مهمترین بندر تجاری کشور، نقش مهمی در تجارت خارجی و اتصال ایران به بازارهای جهانی دارد. اما در شرایط جدید، صرف داشتن ظرفیت بندری کافی نیست؛ بلکه باید توان عملیاتی، خدمات لجستیکی و انعطافپذیری آن نیز افزایش یابد.
تنگه هرمز و آزمون تابآوری لجستیکی ایران
تحولات منطقه بار دیگر اهمیت مفهوم «تابآوری لجستیکی» را برجسته کرده است. کشوری که دارای اقتصاد دریایی قدرتمند است، تنها کشوری نیست که ساحل و بندر دارد؛ بلکه کشوری است که بتواند در شرایط بحران، جریان کالا را حفظ کند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از مسیرهای مهم لجستیکی منطقه را دارد. اتصال خلیج فارس و دریای عمان به آسیای مرکزی، قفقاز و شبکههای حملونقل بینالمللی، یک مزیت مهم ژئوپلیتیکی محسوب میشود.
اما استفاده از این مزیت نیازمند تغییر نگاه است. توسعه اقتصاد دریاپایه فقط به ساخت اسکله و افزایش ظرفیت بندری محدود نمیشود؛ بلکه نیازمند توسعه حملونقل ترکیبی، تقویت ناوگان، توسعه خدمات بیمهای، ایجاد زنجیره ارزش دریایی و استفاده از فناوریهای نوین در مدیریت بنادر است.
هزینه پنهان نااطمینانی
یکی از مهمترین آثار افزایش تنشهای دریایی، هزینهای است که از نااطمینانی ایجاد میشود. حتی اگر مسیر دریایی باز باشد، افزایش ریسک باعث میشود فعالان اقتصادی تصمیمهای محافظهکارانهتری اتخاذ کنند.
شرکتها ممکن است ذخایر بیشتری نگهداری کنند، قراردادهای حمل را با هزینه بالاتر منعقد کنند و زمان بیشتری برای جابهجایی کالا در نظر بگیرند. مجموع این عوامل، هزینه تجارت را افزایش میدهد.
در واقع، امنیت دریایی فقط به معنای جلوگیری از حادثه نیست؛ بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که فعال اقتصادی بتواند با اطمینان برنامهریزی کند.
«آینده اقتصاد دریایی» از تهدید تا فرصت
افزایش ریسک در تنگه هرمز یک هشدار جدی برای همه کشورهای منطقه است، اما برای ایران میتواند یک فرصت راهبردی نیز باشد.
در جهانی که اختلال در زنجیره تأمین به یک چالش دائمی تبدیل شده، کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند مسیرهای امن، پایدار و اقتصادی برای تجارت ایجاد کنند.
ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی، ظرفیت بنادر جنوبی و دسترسی به آبهای آزاد، میتواند نقش فعالتری در اقتصاد منطقه ایفا کند؛ مشروط بر آنکه توسعه دریایی از یک پروژه عمرانی به یک راهبرد ملی لجستیکی تبدیل شود.
«اقتصادسرآمد» معتقد است آینده تجارت دریایی منطقه به توان کشورها در مدیریت ریسک، کاهش هزینهها و ساخت زنجیرههای لجستیکی مقاوم وابسته است. تنگه هرمز امروز تنها یک مسیر عبور کشتیها نیست، امروز به آزمونی برای سنجش قدرت اقتصادی و لجستیکی منطقه تبدیل شده است.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
برپایی موکب پایگاه شهدای تکاور خرمشهر در مسیر زائران اربعین
-
خانوادههای شهدا، پرچمداران فرهنگ ایثار و مقاومت هستند
-
تصویب سود نقدی ۵۵ ریالی به ازای هر سهم
-
وزارت راه و شهرسازی در جنگ در خط مقدم خدمت و بازسازی قرار دارد
-
نقشآفرینی زنان در ایران امروز ریشه در نگاه والای امام شهید دارد
-
زنان در جنگ اخیر نظم دشمن را برهم زدند
-
وزارت راه و شهرسازی در مدیریت سفرهای اربعین نقش محوری دارد
-
ضرورت افزایش سهم ارزش افزوده در محصولات شیلاتی
-
موزه "بندر و دریانوردی " در بندر عباس راه اندازی خواهد شد
-
صورتحساب پنهان برای حمل و نقل دریایی
-
ضرورت افزایش سهم بانکرینگ ایران در پساجنگ
-
رانتِ نهفته در ترازنامه بانک ها
-
پیام تازه بغداد برای حفظ روابط اقتصادی و لجستیکی با ایران
-
«کوه کلنگ» جلوهگاه اقتدار دفاعی ایران در برابر زیادهخواهیها
-
ایجاد دو مسیر پروازی جدید میان ایران و عراق برای تسهیل پروازهای اربعین
-
اعلام محدودیتهای ترافیکی در سطح محورهای مواصلاتی کشور در ایام طرح سفرهای اربعین حسینی
-
همه آنچه در مجمع پترول گذشت
-
گزارش تصویری بزرگداشت رهبر شهید و نکوداشت بانوان شهید جنگ های تحمیلی اخیر در وزارت راه و شهر سازی
-
نقشآفرینی ادمیرال در حمایت هدفمند از سالمندان تنها و افراد دارای معلولیت شدید
-
استمرار خدمترسانی در شرایط جنگی حاصل تلاش شبانهروزی کارکنان حوزه حملونقل است



