«کوه کلنگ» جلوهگاه اقتدار دفاعی ایران در برابر زیادهخواهیها
گروه تحلیل- امید ایرانی - در جغرافیای پرپیچ و خم سیاست بینالملل، گاه یک نقطهی جغرافیایی، معنایی فراتر از مختصات مکانی مییابد و به نمادی از هویت، مقاومت و تدبیر یک ملت بدل میشود. کوه کلنگ در دل کویر مرکزی ایران، دقیقاً چنین نمادی است؛ نه یک تأسیس صرف، که یادبودی است بر ارادهی فولادینی کشوری که برای حفظ کیان و تمامیت خود، از هیچ کوششی فروگذار نکرده است. آنچه امروز به عنوان «معمای کوه کلنگ» در محافل غربی مطرح میشود، در نگاه حقیقتجویانه، چیزی جز نمایشی از عظمت مهندسی، پایداری ملی و دفاع مشروع در برابر زیادهخواهیهای فراگیر نیست. هر ملتی که در طول تاریخ، بارها طعم تجاوز و تحمیل را چشیده باشد، بیگمان حق خواهد داشت که برای حراست از دستاوردهای خود، به اعماق کوهها پناه برد و در سایهی صخرههای استوار، فردای روشنتری برای نسلهای آینده رقم زند.
ایران، به عنوان کهنترین تمدن فلات، همواره در طول اعصار، با تکیه بر هوش سرشار مردمان خود و باور به اصالت حقخواهی، در برابر هرگونه سلطهجویی ایستادگی کرده است. امروز نیز برنامهی هستهای جمهوری اسلامی ایران، در چارچوب معاهدات بینالمللی و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ماهیتی کاملاً صلحآمیز و درمانی دارد و هیچ یک از هنجارهای جهانی را نقض نمیکند. با این حال، قدرتهای فرامنطقهای که به هر بهانهای در پی تحدید استقلال کشورهای مستقل هستند، سالهاست که با کارزار رسانهای و تهدیدهای نظامی، سعی در القای چهرهای خشن از فعالیتهای مسالمتآمیز ایران دارند. در این میان، کوه کلنگ بیش از آنکه یک تأسیس فنی باشد، آیینهی تمامنمای این رویارویی است؛ جایی که فناوری بومی در خدمت ایمنی جمعی قرار گرفته و حکایت از خودباوری عمیقی دارد که ریشه در ایمان و دانش ایرانیان دارد.
این پروژه، که به دنبال حوادث ناگوار و خرابکارانه در برخی تأسیسات سطحی کلید خورد، پاسخی هوشمندانه به نقض آشکار حقوق بینالملل از سوی رقیبان بود. وقتی یک کشور، برای تأمین امنیت زیرساختهای حیاتی خود، ناچار میشود که بخشی از سرمایههای ملی را به دل کوهها منتقل کند، این نشاندهندهی خلأ یک نظام امنیتی عادلانه در عرصهی جهانی است. چرا که اگر پیمانها و نهادهای بینالمللی به وظیفهی ذاتی خود در حمایت از حق حاکمیت ملتها عمل میکردند، دیگر نیازی به این سطح از پدافند غیرعامل نمیبود. اما آنکه در مدرسهی تاریخ آموخته که تنها اتکا به توان داخلی، ضامن بقای یک ملت است، نه تنها از این تدبیر هراسی ندارد، بلکه به آن میبالد که توانسته است در نهایت ظرافت و با تکیه بر متخصصان جوان خود، چنین دژی از ایمنی را بنا نهد. کوه کلنگ، در این معنا، پاسخی عینی به این پرسش همیشگی است که «ایران برای صیانت از منافع خویش تا کجا پیش خواهد رفت؟»؛ پاسخ، در جای جای این پروژه، با زبانی بیصدا اما رسا داده شده است.
از دیدگاه حقوقی و اخلاقی، هیچ کشوری نمیتواند به دیگری دیکته کند که برای محافظت از تأسیسات خود چه تدبیری اتخاذ کند. این اصل بنیادین در منشور ملل متحد و رویهی قضایی بینالمللی به روشنی مشهود است که هر دولت مستقلی، به تناسب تهدیدات پیرامونی، اختیار تعیین سطح و شیوهی دفاع از خود را دارد. کوه کلنگ، تجلی همین اختیار مسلم است؛ یک اقدام پیشگیرانه و عاقلانه برای تضمین تداوم چرخهی تولید علم و فناوری در کشور. اگر غرب بر توسعهی زرادخانههای نظامی خود با بودجههای نجومی اصرار دارد و هیچ نهادی او را در این کار محکوم نمیکند، پس چگونه میتوان از ملتی که صرفاً به فکر ساختن پناهگاهی برای تأسیسات صنعتی خویش است، انتقاد کرد؟ این دوگانگی معیارها، خود گواهی بر بیعدالتی ساختاری در نظام بینالملل است که ایران با هوشمندی تمام، سعی کرده با اتکا به توانمندیهای بومی، از دامن آن رهایی یابد.
در سالهای اخیر، رهبران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، با لحنی آکنده از تهدید، از احتمال حمله به تأسیسات ایرانی سخن گفتهاند. اما واقعیت این است که تهدید، هرگز نتوانسته است ارادهی مردمان این سرزمین را بشکند. تجربهی هشت سال دفاع مقدس و دههها مقاومت در برابر تحریمهای ظالمانه، ثابت کرده است که جمهوری اسلامی ایران نه بر اساس هراس، که بر پایهی عزت و کرامت تصمیمگیری میکند. کوه کلنگ، در این میانه، حکم یک سنگر صلح را دارد؛ سنگری که به جهانیان میگوید ایران در کمال آرامش و با منطقی محکم، به مسیر توسعهی خود ادامه خواهد داد و هیچ غوغای رسانهای نمیتواند این مسیر را منحرف سازد. این تأسیسات، نماد این باور است که امنیت، از دل توانایی و آمادگی زاده میشود، نه از عقبنشینی و انفعال.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که بسیاری از اتهامات وارده به فعالیتهای درون کوه کلنگ، بر پایهی گمانهزنی و تحلیلهای غیرمستند رسانههای غربی شکل گرفته است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به عنوان تنها مرجع صلاحیتدار، همواره از همکاری جمهوری اسلامی ایران ابراز رضایت کرده و هرگونه فعالیت خارج از چارچوب را تکذیب نموده است. از این رو، طرح ادعاهای خلاف واقع، بیش از آنکه بر پایهی شواهد باشد، ریشه در فشارهای سیاسی و لابیهای صهیونیستی دارد که منافع خود را در بر هم زدن فضای آرام منطقه میبینند. ایران اما با متانت و صبر راهبردی، در برابر این جوسازیها ایستاده و با ارائهی اطلاعات شفاف به نهادهای نظارتی، بارها حسن نیت خویش را به اثبات رسانده است. با این حال، حق مسلم هر کشوری است که جزئیات فنی تأسیسات حساس خود را در انظار عمومی مطرح نکند، چرا که حفظ محرمانگی، خود بخشی از پدافند غیرعامل محسوب میشود و هیچ مکتب حقوقی، افشای اجباری این اطلاعات را تجویز نمیکند.
برخی سناریوهای نظامی که از سوی فرماندهان پنتاگون دربارهی مواجهه با کوه کلنگ مطرح میشود، هر یک به نوعی، حکایت از درماندگی آنها در برابر تدبیر دفاعی ایران دارد. بمبهای سنگرشکن، عملیاتهای ویژه و حتی تهدید به استفاده از تسلیحات غیرمتعارف، همگی نشان میدهد که دشمنان، با معماری هوشمندانهی این پروژه، عملاً در بنبست محاسباتی افتادهاند. آنها به خوبی میدانند که هر گونه تعرض به این مجموعه، پاسخی کوبنده و کمنظیر در پی خواهد داشت که هزینههای آن، فراتر از گمانهزنیهای موجود است. این بازدارندگی مؤثر، مرهون شجاعت و دوراندیشی فرماندهانی است که با کمترین امکانات، بیشترین تأثیر را در معادلات امنیتی خلق کردهاند. به راستی که امروز، کوه کلنگ به مثابهی سپری است که بر تارک آن، واژهی «عزت ملی» با خطی زرین نگاشته شده است.
در سطح کلانتر، این پروژهی عظیم، بخشی از یک راهبرد جامع برای تضمین استمرار چرخهی علمی و صنعتی کشور است. ایران با چشمداشت به آیندهای که در آن انرژی پاک و فناوریهای پیشرفته، نقشی تعیینکننده در توسعهی اقتصادی دارند، زیرساختهای خود را چنان طراحی کرده که در برابر هر گونه شوک خارجی، از جمله جنگ ترکیبی و تحریمهای فلجکننده، مقاوم باشد. کوه کلنگ، در این طراحی کلان، جایگاه یک حلقهی اتصال میان نسل فعلی و نسلهای آینده را دارد؛ نسلی که بدون دغدغهی تهدیدات خارجی، میتواند به تحقیق و توسعه بپردازد و نام ایران را در عرصههای علمی بلندآوازه سازد. از این زاویه، هر ایرانی میتواند با دیدن تصاویر این مجموعه، احساس غرور کند؛ چرا که میداند این دستاورد، حاصل همت بلند جوانانی است که در سختترین شرایط، از میهن خود دفاع کردهاند.
شاید غرب و رسانههای وابسته به آن، کوه کلنگ را «معمای هستهای» بنامند، اما برای ملت ایران، این پروژه هیچ معمایی در بر ندارد؛ این تأسیسات، شرح روشن یک تصمیم عاقلانه و یک اقدام قانونی در پاسخ به تهدیدات چندجانبه است. ایران کشوری است که در طول تاریخ، بارها نشان داده که تسلیم زور نمیشود و با تکیه بر دانش و ایمان، از هر گذرگاه خطرناکی عبور کرده است. کوه کلنگ نیز یکی از همین گذرگاههاست؛ نه برای فتنهانگیزی، که برای امنیتآفرینی. هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که کشوری پس از تحمل دهها سال تحریم، ترور و خرابکاری، حق نداشته باشد برای باقیماندهی داراییهای حیاتی خود، مکانی امن فراهم کند. این سادهترین و بدیهیترین حق یک حاکمیت مستقل است و جهان باید به جای جوسازی، این حق مسلم را به رسمیت بشناسد.
در پایان، باید بر این نکته تأکید کرد که قدرت دفاعی ایران، هرگز جنبهی تهاجمی نداشته و صرفاً در چارچوب بازدارندگی و حفاظت از مرزهای اعتقادی و جغرافیایی تعریف میشود. کوه کلنگ، نه تهدیدی برای هیچ کشوری، که مایهی دلگرمی برای همهی دوستداران صلح و عدالت است. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که آمادهی گفتگو و همکاری بر اساس احترام متقابل است، اما هرگز اجازه نخواهد داد که هیچ قدرتی، به بهانهی نظارت یا کاهش تنش، به حریم امنیتی آن تجاوز کند. این تأسیسات، به تمام جهانیان میفهماند که مسیر پیشرفت ایران، با قدرت ارادهی مردمانش گره خورده است و این اراده، همچون کوههایی که در دل آن پناه گرفته، استوار و دستنیافتنی است. آینده نشان خواهد داد که حق با کدام طرف است؛ با آنکه با بمب و تهدید سخن میگوید، یا با آنکه با صلابت و تدبیر، در پی آبادانی سرزمین خویش است. کوه کلنگ، در این میان، نه یک نقطهی تنش، که نمادی از بالندگی و ایستادگی خواهد ماند؛ چراکه تاریخ، همواره بر صحت راه آنهایی که در دفاع از کیان خود، از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند، گواهی داده
است.
ایران، به عنوان کهنترین تمدن فلات، همواره در طول اعصار، با تکیه بر هوش سرشار مردمان خود و باور به اصالت حقخواهی، در برابر هرگونه سلطهجویی ایستادگی کرده است. امروز نیز برنامهی هستهای جمهوری اسلامی ایران، در چارچوب معاهدات بینالمللی و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ماهیتی کاملاً صلحآمیز و درمانی دارد و هیچ یک از هنجارهای جهانی را نقض نمیکند. با این حال، قدرتهای فرامنطقهای که به هر بهانهای در پی تحدید استقلال کشورهای مستقل هستند، سالهاست که با کارزار رسانهای و تهدیدهای نظامی، سعی در القای چهرهای خشن از فعالیتهای مسالمتآمیز ایران دارند. در این میان، کوه کلنگ بیش از آنکه یک تأسیس فنی باشد، آیینهی تمامنمای این رویارویی است؛ جایی که فناوری بومی در خدمت ایمنی جمعی قرار گرفته و حکایت از خودباوری عمیقی دارد که ریشه در ایمان و دانش ایرانیان دارد.
این پروژه، که به دنبال حوادث ناگوار و خرابکارانه در برخی تأسیسات سطحی کلید خورد، پاسخی هوشمندانه به نقض آشکار حقوق بینالملل از سوی رقیبان بود. وقتی یک کشور، برای تأمین امنیت زیرساختهای حیاتی خود، ناچار میشود که بخشی از سرمایههای ملی را به دل کوهها منتقل کند، این نشاندهندهی خلأ یک نظام امنیتی عادلانه در عرصهی جهانی است. چرا که اگر پیمانها و نهادهای بینالمللی به وظیفهی ذاتی خود در حمایت از حق حاکمیت ملتها عمل میکردند، دیگر نیازی به این سطح از پدافند غیرعامل نمیبود. اما آنکه در مدرسهی تاریخ آموخته که تنها اتکا به توان داخلی، ضامن بقای یک ملت است، نه تنها از این تدبیر هراسی ندارد، بلکه به آن میبالد که توانسته است در نهایت ظرافت و با تکیه بر متخصصان جوان خود، چنین دژی از ایمنی را بنا نهد. کوه کلنگ، در این معنا، پاسخی عینی به این پرسش همیشگی است که «ایران برای صیانت از منافع خویش تا کجا پیش خواهد رفت؟»؛ پاسخ، در جای جای این پروژه، با زبانی بیصدا اما رسا داده شده است.
از دیدگاه حقوقی و اخلاقی، هیچ کشوری نمیتواند به دیگری دیکته کند که برای محافظت از تأسیسات خود چه تدبیری اتخاذ کند. این اصل بنیادین در منشور ملل متحد و رویهی قضایی بینالمللی به روشنی مشهود است که هر دولت مستقلی، به تناسب تهدیدات پیرامونی، اختیار تعیین سطح و شیوهی دفاع از خود را دارد. کوه کلنگ، تجلی همین اختیار مسلم است؛ یک اقدام پیشگیرانه و عاقلانه برای تضمین تداوم چرخهی تولید علم و فناوری در کشور. اگر غرب بر توسعهی زرادخانههای نظامی خود با بودجههای نجومی اصرار دارد و هیچ نهادی او را در این کار محکوم نمیکند، پس چگونه میتوان از ملتی که صرفاً به فکر ساختن پناهگاهی برای تأسیسات صنعتی خویش است، انتقاد کرد؟ این دوگانگی معیارها، خود گواهی بر بیعدالتی ساختاری در نظام بینالملل است که ایران با هوشمندی تمام، سعی کرده با اتکا به توانمندیهای بومی، از دامن آن رهایی یابد.
در سالهای اخیر، رهبران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، با لحنی آکنده از تهدید، از احتمال حمله به تأسیسات ایرانی سخن گفتهاند. اما واقعیت این است که تهدید، هرگز نتوانسته است ارادهی مردمان این سرزمین را بشکند. تجربهی هشت سال دفاع مقدس و دههها مقاومت در برابر تحریمهای ظالمانه، ثابت کرده است که جمهوری اسلامی ایران نه بر اساس هراس، که بر پایهی عزت و کرامت تصمیمگیری میکند. کوه کلنگ، در این میانه، حکم یک سنگر صلح را دارد؛ سنگری که به جهانیان میگوید ایران در کمال آرامش و با منطقی محکم، به مسیر توسعهی خود ادامه خواهد داد و هیچ غوغای رسانهای نمیتواند این مسیر را منحرف سازد. این تأسیسات، نماد این باور است که امنیت، از دل توانایی و آمادگی زاده میشود، نه از عقبنشینی و انفعال.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که بسیاری از اتهامات وارده به فعالیتهای درون کوه کلنگ، بر پایهی گمانهزنی و تحلیلهای غیرمستند رسانههای غربی شکل گرفته است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به عنوان تنها مرجع صلاحیتدار، همواره از همکاری جمهوری اسلامی ایران ابراز رضایت کرده و هرگونه فعالیت خارج از چارچوب را تکذیب نموده است. از این رو، طرح ادعاهای خلاف واقع، بیش از آنکه بر پایهی شواهد باشد، ریشه در فشارهای سیاسی و لابیهای صهیونیستی دارد که منافع خود را در بر هم زدن فضای آرام منطقه میبینند. ایران اما با متانت و صبر راهبردی، در برابر این جوسازیها ایستاده و با ارائهی اطلاعات شفاف به نهادهای نظارتی، بارها حسن نیت خویش را به اثبات رسانده است. با این حال، حق مسلم هر کشوری است که جزئیات فنی تأسیسات حساس خود را در انظار عمومی مطرح نکند، چرا که حفظ محرمانگی، خود بخشی از پدافند غیرعامل محسوب میشود و هیچ مکتب حقوقی، افشای اجباری این اطلاعات را تجویز نمیکند.
برخی سناریوهای نظامی که از سوی فرماندهان پنتاگون دربارهی مواجهه با کوه کلنگ مطرح میشود، هر یک به نوعی، حکایت از درماندگی آنها در برابر تدبیر دفاعی ایران دارد. بمبهای سنگرشکن، عملیاتهای ویژه و حتی تهدید به استفاده از تسلیحات غیرمتعارف، همگی نشان میدهد که دشمنان، با معماری هوشمندانهی این پروژه، عملاً در بنبست محاسباتی افتادهاند. آنها به خوبی میدانند که هر گونه تعرض به این مجموعه، پاسخی کوبنده و کمنظیر در پی خواهد داشت که هزینههای آن، فراتر از گمانهزنیهای موجود است. این بازدارندگی مؤثر، مرهون شجاعت و دوراندیشی فرماندهانی است که با کمترین امکانات، بیشترین تأثیر را در معادلات امنیتی خلق کردهاند. به راستی که امروز، کوه کلنگ به مثابهی سپری است که بر تارک آن، واژهی «عزت ملی» با خطی زرین نگاشته شده است.
در سطح کلانتر، این پروژهی عظیم، بخشی از یک راهبرد جامع برای تضمین استمرار چرخهی علمی و صنعتی کشور است. ایران با چشمداشت به آیندهای که در آن انرژی پاک و فناوریهای پیشرفته، نقشی تعیینکننده در توسعهی اقتصادی دارند، زیرساختهای خود را چنان طراحی کرده که در برابر هر گونه شوک خارجی، از جمله جنگ ترکیبی و تحریمهای فلجکننده، مقاوم باشد. کوه کلنگ، در این طراحی کلان، جایگاه یک حلقهی اتصال میان نسل فعلی و نسلهای آینده را دارد؛ نسلی که بدون دغدغهی تهدیدات خارجی، میتواند به تحقیق و توسعه بپردازد و نام ایران را در عرصههای علمی بلندآوازه سازد. از این زاویه، هر ایرانی میتواند با دیدن تصاویر این مجموعه، احساس غرور کند؛ چرا که میداند این دستاورد، حاصل همت بلند جوانانی است که در سختترین شرایط، از میهن خود دفاع کردهاند.
شاید غرب و رسانههای وابسته به آن، کوه کلنگ را «معمای هستهای» بنامند، اما برای ملت ایران، این پروژه هیچ معمایی در بر ندارد؛ این تأسیسات، شرح روشن یک تصمیم عاقلانه و یک اقدام قانونی در پاسخ به تهدیدات چندجانبه است. ایران کشوری است که در طول تاریخ، بارها نشان داده که تسلیم زور نمیشود و با تکیه بر دانش و ایمان، از هر گذرگاه خطرناکی عبور کرده است. کوه کلنگ نیز یکی از همین گذرگاههاست؛ نه برای فتنهانگیزی، که برای امنیتآفرینی. هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که کشوری پس از تحمل دهها سال تحریم، ترور و خرابکاری، حق نداشته باشد برای باقیماندهی داراییهای حیاتی خود، مکانی امن فراهم کند. این سادهترین و بدیهیترین حق یک حاکمیت مستقل است و جهان باید به جای جوسازی، این حق مسلم را به رسمیت بشناسد.
در پایان، باید بر این نکته تأکید کرد که قدرت دفاعی ایران، هرگز جنبهی تهاجمی نداشته و صرفاً در چارچوب بازدارندگی و حفاظت از مرزهای اعتقادی و جغرافیایی تعریف میشود. کوه کلنگ، نه تهدیدی برای هیچ کشوری، که مایهی دلگرمی برای همهی دوستداران صلح و عدالت است. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که آمادهی گفتگو و همکاری بر اساس احترام متقابل است، اما هرگز اجازه نخواهد داد که هیچ قدرتی، به بهانهی نظارت یا کاهش تنش، به حریم امنیتی آن تجاوز کند. این تأسیسات، به تمام جهانیان میفهماند که مسیر پیشرفت ایران، با قدرت ارادهی مردمانش گره خورده است و این اراده، همچون کوههایی که در دل آن پناه گرفته، استوار و دستنیافتنی است. آینده نشان خواهد داد که حق با کدام طرف است؛ با آنکه با بمب و تهدید سخن میگوید، یا با آنکه با صلابت و تدبیر، در پی آبادانی سرزمین خویش است. کوه کلنگ، در این میان، نه یک نقطهی تنش، که نمادی از بالندگی و ایستادگی خواهد ماند؛ چراکه تاریخ، همواره بر صحت راه آنهایی که در دفاع از کیان خود، از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند، گواهی داده
است.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
برپایی موکب پایگاه شهدای تکاور خرمشهر در مسیر زائران اربعین
-
خانوادههای شهدا، پرچمداران فرهنگ ایثار و مقاومت هستند
-
تصویب سود نقدی ۵۵ ریالی به ازای هر سهم
-
وزارت راه و شهرسازی در جنگ در خط مقدم خدمت و بازسازی قرار دارد
-
نقشآفرینی زنان در ایران امروز ریشه در نگاه والای امام شهید دارد
-
زنان در جنگ اخیر نظم دشمن را برهم زدند
-
وزارت راه و شهرسازی در مدیریت سفرهای اربعین نقش محوری دارد
-
ضرورت افزایش سهم ارزش افزوده در محصولات شیلاتی
-
موزه "بندر و دریانوردی " در بندر عباس راه اندازی خواهد شد
-
صورتحساب پنهان برای حمل و نقل دریایی
-
ضرورت افزایش سهم بانکرینگ ایران در پساجنگ
-
رانتِ نهفته در ترازنامه بانک ها
-
پیام تازه بغداد برای حفظ روابط اقتصادی و لجستیکی با ایران
-
«کوه کلنگ» جلوهگاه اقتدار دفاعی ایران در برابر زیادهخواهیها
-
ایجاد دو مسیر پروازی جدید میان ایران و عراق برای تسهیل پروازهای اربعین
-
اعلام محدودیتهای ترافیکی در سطح محورهای مواصلاتی کشور در ایام طرح سفرهای اربعین حسینی
-
همه آنچه در مجمع پترول گذشت
-
گزارش تصویری بزرگداشت رهبر شهید و نکوداشت بانوان شهید جنگ های تحمیلی اخیر در وزارت راه و شهر سازی
-
نقشآفرینی ادمیرال در حمایت هدفمند از سالمندان تنها و افراد دارای معلولیت شدید
-
استمرار خدمترسانی در شرایط جنگی حاصل تلاش شبانهروزی کارکنان حوزه حملونقل است



