«سرآمد» بررسی میکند؛
ریسک پنهان عبارت بارنامهای در تجارت
گروه حمل و نقل - پدرام علی زاده - تصور کنید محموله ای کانتینری در جریان حمل آسیب ببیند. فهرست بسته بندی، تعداد اقلام را مشخص کرده است؛ اما در سند حمل نهایی، همه آن اقلام به همان شکل منعکس نشدهاند. هنگام مطالبه خسارت، مسئله فقط ارزش کالای آسیبدیده نیست؛ این پرسش نیز مطرح میشود که محدودیت مسئولیت متصدی حمل بر مبنای چه تعداد بسته یا واحدی باید محاسبه شود. پدرام علی زاده، مشاور حقوق گمرک و لجستیک دریایی و وکیل پایه یک دادگستری در باره بهای یک ابهام در سیستم حمل و نقل به «سرآمد» نوشت: در چنین وضعیتی، یک تفاوت ظاهرا کوچک میان فهرست بسته بندی و سند حمل میتواند به مسئلهای حقوقی و اقتصادی تبدیل شود. اسنادی که در جریان عادی تجارت گاهی مدارکی اداری و تکراری تلقی میشود، در زمان اختلاف ممکن است در تعیین حدود مسئولیت متصدی حمل نقش اساسی داشته باشند. این مسئله در حمل کانتینری اهمیت ویژهای دارد: وقتی صدها قلم کالا در یک کانتینر قرار گرفتهاند، آیا کانتینر یک بسته محسوب میشود یا اقلام داخل آن نیز میتوانند جداگانه مبنای محاسبه قرار گیرند؟
یک کانتینر، دو معیار برای
محاسبه مسئولیت
در چارچوب قواعد لاهه – ویزبی، اگر این قواعد بر قرارداد حمل حاکم باشند، محدودیت مسئولیت متصدی حمل اصولا بر اساس هر بسته یا واحد، 67/6666 حق برداشت مخصوص (SDR) یا بر اساس هر کیلوگرم وزن ناخالص کالای از دست رفته یا آسیب دیده، SRD2 است؛ هر کدام که مبلغ بیشتری به دست دهد. در حمل کانتینری، ماده 4، قاعده (C)5 این قواعد اهمیت پیدا می کند. اگر بسته ها یا واحدهای داخل کانتینر در بارنامه به نحو مورد نیاز شمارش شده باشند، ممکن است همان اقلام مبنای محاسبه قرار گیرند؛ در غیر این صورت، خود کانتینر میتواند یک بسته یا واحد تلقی شود. البته صرف درج تعداد اقلام در شرح کالا، به تنهایی نتیجه حقوقی را تعیین نمیکند. متن سند، ماهیت بستهبندی، شرایط قرارداد و قانون حاکم نیز اهمیت دارند. با این حال، همین موضوع نشان میدهد که کیفیت ثبت اطلاعات محموله، بخشی از مدیریت ریسک تجارت است؛ نه صرفا وظیفه ای اداری.
وقتی یک قلم از سند نهایی حذف می شود
در پرونده Maersk v Kyokuyo که در سال 2017 در دادگاه تجاری لندن و در سال 2018 در دادگاه تجدیدنظر انگلستان بررسی شد، محمولهای از ماهی تن منجمد در سه کانتینر یخچالی از اسپانیا به ژاپن حمل میشد. در یکی از کانتینرها 206 قطعه ماهی تن، بدون هیچ بسته بندی، در کنار 460 کیسه حاوی قطعات دیگر قرار داشت. پیش نویس بارنامه هر دو را در بر میگرفت؛ اما برای جلوگیری از تاخیر تحویل، به جای بارنامه نهایی، سند حمل غیرقابل انتقال (Sea Waybill) صادر شد. این سند فقط قطعات ماهی تن را شمارش کرده بود و از کیسه ها نامی نبرده بود. دادگاه ابتدا بررسی کرد که آیا قواعد لاهه – ویزبی در این وضعیت اعمال میشود. پاسخ مثبت بود: وقتی فرستنده حق مطالبه بارنامه را دارد، قرارداد حمل (( تحت پوشش بارنامه)) است و نوع سندی که عملا صادر شده تفاوتی ایجاد نمیکند. سپس نوبت به شمارش اقلام رسید. قطعات ماهی تن در سند صادر شده شمارش شده بودند و این شمارش با واقعیت محموله سازگار بود؛ بنابراین هر قطعه یک (( واحد )) محسوب شد. کیسه ها اما در سند ذکر نشده بودند و برای آنها، خود کانتینر مبنای محاسبه ماند. اهمیت پرونده در این نیست که هر تعداد درج شده در هر سندی الزاما مبنای محاسبه مسئولیت قرار میگیرد. نکته مهم تر این است که تفاوت میان اطلاعات پیش نویس و اطلاعات سند نهایی می تواند در زمان اختلاف اهمیت پیدا کند.
چرا در پروندهای دیگر نتیجه متفاوت بود؟
در پرونده Greco EIدر استرالیا، بارنامه محمولهای شامل 200945 قطعه پوستر و چاپ را توصیف میکرد، اما در قسمت تعداد بسته ها، عدد یک درج شده بود. اکثریت دادگاه تجدید نظر فدرال استرالیا در آن شرایط، این توصیف را برای شمارش اقلام به عنوان بستهها یا واحدهای مستقل کافی ندانستند. در نتیجه، محدودیت مسئولیت بر مبنای یک بسته یا وزن ناخالص – هر کدام که سقف بیشتری فراهم میکرد – محاسبه شد.
این تفاوت فقط به تفاوت اسناد بر نمیگردد. در Kyokuyo دادگاه تجدید نظر انگلستان صراحتا رویکرد اکثریت را نپذیرفت. اکثریت دادگاه استرالیایی معتقد بودند برای اینکه شمارش اقلام (( به عنوان محتویات کانتینر )) تلقی شود، باید از متن بارنامه روشن باشد که آن اقلام چگونه بستهبندی شده اند. دادگاه انگلیسی چنین الزامی را در ماده 4 قاعده c5 نیافت؛ همین قدر که تعداد بسته ها یا واحدهای واقعی داخل کانتینر درست ذکر شده باشد را کافی دانست و انتقادهای پژوهشگران به رای اکثریت را نیز وارد شمرد.
به بیان دیگر، دو نظام قضایی یک مقرره مشترک را متفاوت خوانده اند؛ پس نباید از این دو پرونده یک قاعده مطلق برای تمام حمل های دریایی استخراج کرد. با این حال، پیام مشترک آن ها روشن است: وجود اطلاعات در اسناد با ثبت آن اطلاعات به شکلی که برای هدف حقوقی مورد نظر موثر باشد،
یکسان نیست.
خطایی که میان واحدهای سازمان گم میشود
در زنجیره حمل و نقل، اطلاعات کالا میان صاحب کالا، فورواردر، انبار، شرکت حمل و واحد اسناد جا به جا می شود. هر بخش ممکن است وظیفه خود را انجام دهد، اما مسئولیت کنترل نهایی اطلاعات مشخص نباشد. تعداد اقلام ممکن است در فهرست بسته بندی درست ثبت شده باشد، پیش نویس سند نیز کامل باشد، اما بخشی از اطلاعات هنگام صدور نسخه نهایی حذف شود. در چنین شرایطی، نسبت دادن خطا به بی دقتی یک کارمند، مسئله را بیش از حد ساده می کند. گاهی سازمان اطلاعات کافی در اختیار دارد، اما فرآیندهای آن به گونه ای طراحی شده اند که اطلاعات درست به سند نهایی و تصمیم درست تبدیل نمیشوند.
این وضعیت را میتوان با مفهوم (( معماری ناآگاهی)) توضیح داد: ناآگاهی الزاما به معنای نبود اطلاعات نیست؛ گاهی نتیجه ساختاری است که در آن مسئولیتها پراکنده اند، تغییرات ثبت نمی شوند و هیچ واحدی مسئول بررسی تصویر کامل نیست. راهکار، صرفا توصیه به دقت بیشتر نیست. باید مسئولیت تایید نهایی شرح محموله مشخص باشد، تغییرات میان پیش نویس و سند صادر شده ثبت شوند و اطلاعات مربوط به تعداد، نوع بسته ها و وزن با اسناد واقعی بارگیری تطبیق داده شوند. کنترل سند باید بخشی از فرآیند عملیاتی باشد، نه اقدامی که پس از وقوع خسارت به یاد آورده میشود.
هزینهای که در محاسبات تجاری پنهان میماند
شرکتها برای نرخ کرایه مذاکره می کنند، مسیرهای حمل را مقایسه میکنند و زمان ترخیص را می سنجند؛ اما گاهی کیفیت اسنادی را که در زمان بحران باید از حقوق آن ها پشتیبانی کند، کمتر جدی می گیرند. اگر نقص در اسناد بر امکان مطالبه خسارت اثر بگذارد، هزینه نهایی به ارزش کالای آسیب دیده محدود نمی شود. پیگیری حقوقی، تاخیر در تعیین تکلیف محموله، مصرف منابع مدیریتی و تضعیف اعتماد میان طرفهای تجاری نیز ممکن است به هزینه های مستقیم و غیر مستقیم اضافه شوند. از این منظر، کنترل اسناد حمل بخشی از مدیریت ریسک زنجیره تامین و حفاظت از منافع اقتصادی بنگاه است. ارزش این کنترل را نباید فقط با هزینه اجرای آن سنجید؛ باید هزینه خطایی را هم در نظر گرفت که ممکن است در نبود آن رخ دهد.
درس این پرونده ها برای تجارت ایران
برای فعالان بازرگانی و لجستیک ایران، پیام عملی روشن است: پیش از نهایی شدن سند حمل، شرح کالا، تعداد بسته ها و وزن محموله باید با واقعیت بارگیری و اسناد پشتیبان تطبیق داده شوند. از آنجا که دادگاههای مختلف شمارش اقلام را متفاوت تفسیر کردهاند، امن ترین راه آن است که شرح کالا هم تعداد دقیق را بیاورد و هم، تا جایی که ممکن است، نحوه بسته بندی را روشن کند. همچنین باید مشخص باشد چه کسی مسئول کنترل نهایی است و چگونه میتوان صحت اطلاعات ثبت شده را اثبات کند. با این حال، نتیجه حقوقی هر پرونده به قانون حاکم، مفاد قرارداد و متن سند بستگی دارد. فارغ از رژیم حقوقی حاکم بر هر حمل، یک اصل مدیریتی پابرجاست: اطلاعات کالا باید دقیق، قابل ردیابی و سازگار با واقعیت باشد و مسئولیت کنترل آن نیز میان واحدهای مختلف گم نشود.
تحلیل نویسنده
پرونده های Kyokuyo و Greco EI نشان می دهد که یک نقص مستند سازی ممکن است از سطح عملیات فراتر رود و بر مدیریت ریسک و حفاظت از منافع اقتصادی بنگاه اثر بگذارد. اما مسئله اصلی فقط کیفیت یک بارنامه نیست؛ مسئله این است که سازمان چگونه اطلاعات را تولید، منتقل، کنترل و تایید می کند. مفهوم (( معماری ناآگاهی )) به همین شکاف اشاره دارد: ممکن است اطلاعات در سازمان وجود داشته باشد، اما به دلیل پراکندگی مسئولیت ها و نبود کنترل موثر، هنگام تصمیم گیری یا بروز اختلاف در دسترس و قابل اتکا نباشد. در چنین شرایطی، افزودن یک مرحله کنترل، تعیین مسئول مشخص برای تایید نهایی و ثبت تغییرات اسناد، صرفا اصلاح امور اداری نیست؛ بخشی از طراحی نظام مدیریت ریسک سازمان است.
جمع بندی
در تجارت بین المللی، هر خطای اداری الزاما به خسارت حقوقی منجر نمی شود؛ اما برخی خطاها زمانی آشکار می شوند که اصلاح آنها دشوار و هزینه بر شده است. پرونده های Kyokuyo و Greco EI اهمیت ثبت دقیق اطلاعات کالا را نشان می دهند، بی آنکه تضمینی برای افزایش مسئولیت متصدی حمل صرفا با درج تعداد بیشتر فراهم می کنند.
درس نهایی این است که کیفیت مستندسازی باید از یک وظیفه پراکنده به مسئولیتی روشن و قابل کنترل تبدیل شود. گاهی پیشگیری از یک اختلاف پرهزینه، از تصمیمی بزرگ آغاز نمیشود؛ از اطمینان به این آغاز میشود که آنچه در سند ثبت شده، با واقعیت محموله سازگار است و کسی مسئول تایید آن بوده است.
یک کانتینر، دو معیار برای
محاسبه مسئولیت
در چارچوب قواعد لاهه – ویزبی، اگر این قواعد بر قرارداد حمل حاکم باشند، محدودیت مسئولیت متصدی حمل اصولا بر اساس هر بسته یا واحد، 67/6666 حق برداشت مخصوص (SDR) یا بر اساس هر کیلوگرم وزن ناخالص کالای از دست رفته یا آسیب دیده، SRD2 است؛ هر کدام که مبلغ بیشتری به دست دهد. در حمل کانتینری، ماده 4، قاعده (C)5 این قواعد اهمیت پیدا می کند. اگر بسته ها یا واحدهای داخل کانتینر در بارنامه به نحو مورد نیاز شمارش شده باشند، ممکن است همان اقلام مبنای محاسبه قرار گیرند؛ در غیر این صورت، خود کانتینر میتواند یک بسته یا واحد تلقی شود. البته صرف درج تعداد اقلام در شرح کالا، به تنهایی نتیجه حقوقی را تعیین نمیکند. متن سند، ماهیت بستهبندی، شرایط قرارداد و قانون حاکم نیز اهمیت دارند. با این حال، همین موضوع نشان میدهد که کیفیت ثبت اطلاعات محموله، بخشی از مدیریت ریسک تجارت است؛ نه صرفا وظیفه ای اداری.
وقتی یک قلم از سند نهایی حذف می شود
در پرونده Maersk v Kyokuyo که در سال 2017 در دادگاه تجاری لندن و در سال 2018 در دادگاه تجدیدنظر انگلستان بررسی شد، محمولهای از ماهی تن منجمد در سه کانتینر یخچالی از اسپانیا به ژاپن حمل میشد. در یکی از کانتینرها 206 قطعه ماهی تن، بدون هیچ بسته بندی، در کنار 460 کیسه حاوی قطعات دیگر قرار داشت. پیش نویس بارنامه هر دو را در بر میگرفت؛ اما برای جلوگیری از تاخیر تحویل، به جای بارنامه نهایی، سند حمل غیرقابل انتقال (Sea Waybill) صادر شد. این سند فقط قطعات ماهی تن را شمارش کرده بود و از کیسه ها نامی نبرده بود. دادگاه ابتدا بررسی کرد که آیا قواعد لاهه – ویزبی در این وضعیت اعمال میشود. پاسخ مثبت بود: وقتی فرستنده حق مطالبه بارنامه را دارد، قرارداد حمل (( تحت پوشش بارنامه)) است و نوع سندی که عملا صادر شده تفاوتی ایجاد نمیکند. سپس نوبت به شمارش اقلام رسید. قطعات ماهی تن در سند صادر شده شمارش شده بودند و این شمارش با واقعیت محموله سازگار بود؛ بنابراین هر قطعه یک (( واحد )) محسوب شد. کیسه ها اما در سند ذکر نشده بودند و برای آنها، خود کانتینر مبنای محاسبه ماند. اهمیت پرونده در این نیست که هر تعداد درج شده در هر سندی الزاما مبنای محاسبه مسئولیت قرار میگیرد. نکته مهم تر این است که تفاوت میان اطلاعات پیش نویس و اطلاعات سند نهایی می تواند در زمان اختلاف اهمیت پیدا کند.
چرا در پروندهای دیگر نتیجه متفاوت بود؟
در پرونده Greco EIدر استرالیا، بارنامه محمولهای شامل 200945 قطعه پوستر و چاپ را توصیف میکرد، اما در قسمت تعداد بسته ها، عدد یک درج شده بود. اکثریت دادگاه تجدید نظر فدرال استرالیا در آن شرایط، این توصیف را برای شمارش اقلام به عنوان بستهها یا واحدهای مستقل کافی ندانستند. در نتیجه، محدودیت مسئولیت بر مبنای یک بسته یا وزن ناخالص – هر کدام که سقف بیشتری فراهم میکرد – محاسبه شد.
این تفاوت فقط به تفاوت اسناد بر نمیگردد. در Kyokuyo دادگاه تجدید نظر انگلستان صراحتا رویکرد اکثریت را نپذیرفت. اکثریت دادگاه استرالیایی معتقد بودند برای اینکه شمارش اقلام (( به عنوان محتویات کانتینر )) تلقی شود، باید از متن بارنامه روشن باشد که آن اقلام چگونه بستهبندی شده اند. دادگاه انگلیسی چنین الزامی را در ماده 4 قاعده c5 نیافت؛ همین قدر که تعداد بسته ها یا واحدهای واقعی داخل کانتینر درست ذکر شده باشد را کافی دانست و انتقادهای پژوهشگران به رای اکثریت را نیز وارد شمرد.
به بیان دیگر، دو نظام قضایی یک مقرره مشترک را متفاوت خوانده اند؛ پس نباید از این دو پرونده یک قاعده مطلق برای تمام حمل های دریایی استخراج کرد. با این حال، پیام مشترک آن ها روشن است: وجود اطلاعات در اسناد با ثبت آن اطلاعات به شکلی که برای هدف حقوقی مورد نظر موثر باشد،
یکسان نیست.
خطایی که میان واحدهای سازمان گم میشود
در زنجیره حمل و نقل، اطلاعات کالا میان صاحب کالا، فورواردر، انبار، شرکت حمل و واحد اسناد جا به جا می شود. هر بخش ممکن است وظیفه خود را انجام دهد، اما مسئولیت کنترل نهایی اطلاعات مشخص نباشد. تعداد اقلام ممکن است در فهرست بسته بندی درست ثبت شده باشد، پیش نویس سند نیز کامل باشد، اما بخشی از اطلاعات هنگام صدور نسخه نهایی حذف شود. در چنین شرایطی، نسبت دادن خطا به بی دقتی یک کارمند، مسئله را بیش از حد ساده می کند. گاهی سازمان اطلاعات کافی در اختیار دارد، اما فرآیندهای آن به گونه ای طراحی شده اند که اطلاعات درست به سند نهایی و تصمیم درست تبدیل نمیشوند.
این وضعیت را میتوان با مفهوم (( معماری ناآگاهی)) توضیح داد: ناآگاهی الزاما به معنای نبود اطلاعات نیست؛ گاهی نتیجه ساختاری است که در آن مسئولیتها پراکنده اند، تغییرات ثبت نمی شوند و هیچ واحدی مسئول بررسی تصویر کامل نیست. راهکار، صرفا توصیه به دقت بیشتر نیست. باید مسئولیت تایید نهایی شرح محموله مشخص باشد، تغییرات میان پیش نویس و سند صادر شده ثبت شوند و اطلاعات مربوط به تعداد، نوع بسته ها و وزن با اسناد واقعی بارگیری تطبیق داده شوند. کنترل سند باید بخشی از فرآیند عملیاتی باشد، نه اقدامی که پس از وقوع خسارت به یاد آورده میشود.
هزینهای که در محاسبات تجاری پنهان میماند
شرکتها برای نرخ کرایه مذاکره می کنند، مسیرهای حمل را مقایسه میکنند و زمان ترخیص را می سنجند؛ اما گاهی کیفیت اسنادی را که در زمان بحران باید از حقوق آن ها پشتیبانی کند، کمتر جدی می گیرند. اگر نقص در اسناد بر امکان مطالبه خسارت اثر بگذارد، هزینه نهایی به ارزش کالای آسیب دیده محدود نمی شود. پیگیری حقوقی، تاخیر در تعیین تکلیف محموله، مصرف منابع مدیریتی و تضعیف اعتماد میان طرفهای تجاری نیز ممکن است به هزینه های مستقیم و غیر مستقیم اضافه شوند. از این منظر، کنترل اسناد حمل بخشی از مدیریت ریسک زنجیره تامین و حفاظت از منافع اقتصادی بنگاه است. ارزش این کنترل را نباید فقط با هزینه اجرای آن سنجید؛ باید هزینه خطایی را هم در نظر گرفت که ممکن است در نبود آن رخ دهد.
درس این پرونده ها برای تجارت ایران
برای فعالان بازرگانی و لجستیک ایران، پیام عملی روشن است: پیش از نهایی شدن سند حمل، شرح کالا، تعداد بسته ها و وزن محموله باید با واقعیت بارگیری و اسناد پشتیبان تطبیق داده شوند. از آنجا که دادگاههای مختلف شمارش اقلام را متفاوت تفسیر کردهاند، امن ترین راه آن است که شرح کالا هم تعداد دقیق را بیاورد و هم، تا جایی که ممکن است، نحوه بسته بندی را روشن کند. همچنین باید مشخص باشد چه کسی مسئول کنترل نهایی است و چگونه میتوان صحت اطلاعات ثبت شده را اثبات کند. با این حال، نتیجه حقوقی هر پرونده به قانون حاکم، مفاد قرارداد و متن سند بستگی دارد. فارغ از رژیم حقوقی حاکم بر هر حمل، یک اصل مدیریتی پابرجاست: اطلاعات کالا باید دقیق، قابل ردیابی و سازگار با واقعیت باشد و مسئولیت کنترل آن نیز میان واحدهای مختلف گم نشود.
تحلیل نویسنده
پرونده های Kyokuyo و Greco EI نشان می دهد که یک نقص مستند سازی ممکن است از سطح عملیات فراتر رود و بر مدیریت ریسک و حفاظت از منافع اقتصادی بنگاه اثر بگذارد. اما مسئله اصلی فقط کیفیت یک بارنامه نیست؛ مسئله این است که سازمان چگونه اطلاعات را تولید، منتقل، کنترل و تایید می کند. مفهوم (( معماری ناآگاهی )) به همین شکاف اشاره دارد: ممکن است اطلاعات در سازمان وجود داشته باشد، اما به دلیل پراکندگی مسئولیت ها و نبود کنترل موثر، هنگام تصمیم گیری یا بروز اختلاف در دسترس و قابل اتکا نباشد. در چنین شرایطی، افزودن یک مرحله کنترل، تعیین مسئول مشخص برای تایید نهایی و ثبت تغییرات اسناد، صرفا اصلاح امور اداری نیست؛ بخشی از طراحی نظام مدیریت ریسک سازمان است.
جمع بندی
در تجارت بین المللی، هر خطای اداری الزاما به خسارت حقوقی منجر نمی شود؛ اما برخی خطاها زمانی آشکار می شوند که اصلاح آنها دشوار و هزینه بر شده است. پرونده های Kyokuyo و Greco EI اهمیت ثبت دقیق اطلاعات کالا را نشان می دهند، بی آنکه تضمینی برای افزایش مسئولیت متصدی حمل صرفا با درج تعداد بیشتر فراهم می کنند.
درس نهایی این است که کیفیت مستندسازی باید از یک وظیفه پراکنده به مسئولیتی روشن و قابل کنترل تبدیل شود. گاهی پیشگیری از یک اختلاف پرهزینه، از تصمیمی بزرگ آغاز نمیشود؛ از اطمینان به این آغاز میشود که آنچه در سند ثبت شده، با واقعیت محموله سازگار است و کسی مسئول تایید آن بوده است.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
لزوم اصلاح مقررات ورود موقت کانتینردرحوزه حملونقل
-
فیلم ببینید/ مشارکت خارجیها در همایش بین المللی ریلی ایران در شرایط تحریم!
-
رونمایی از زیر سامانه تحویل و تحول اراضی در سامانه سیام
-
هزار هکتار زمین وارد چرخه مسکن استان مرکزی می شود
-
پایش هفتگی احداث محور کنار تخته ـ دالکی تا تکمیل این مسیر بزرگراهی ادامه مییابد
-
اجرای سهمیه سوم بنزین و ابهامهای سوخترسانی در جزیره قشم
-
ضرورت بازتعریف مزیتهای حملونقل بینالمللی ریلی
-
سهم قابلتوجه بنادر شمالی در ساختار تأمین کالا
-
پیام تبریک مدیرعامل سازمان ملی زمین و مسکن به مناسبت هفته پدافند غیرعامل
-
بازرسی اثربخش باید به اصلاح فرآیندها و خلق ارزش افزوده در بانک منجر شود
-
توسعه همکاریهای بانک مسکن و پرداخت نوین در سیستان و بلوچستان تأکید بر بهرهگیری از ظرفیت پذیرندگان POS
-
نقش آفرینی بانک مسکن در عبور پروژه ها از ساخت به بهره داری
-
هیچ پروژهای در دوران جنگ متوقف نشد
-
موزه بزرگ مازندران احداث خواهد شد؛ تمدن کاسپین در ویترین تاریخ و فرهنگ شمال ایران
-
تداوم وضعیت مطلوب گردشگری در نوار ساحلی خزر
-
میراث کاسپین در انتظار ثبت جهانی
-
توسعه زیرساختهای ریلی سرخس راهبرد راهآهن برای افزایش مبادلات بینالمللی
-
تصمیمگیری نهایی درباره رفع مشکلات مدیریت مرز دوغارون تا یک هفته آینده
-
ریسک جنگ و جهش کرایه نفتکشها
-
حضور پنج سازمان خارجی در همایش بینالمللی حملونقل ریلی



