تاریخ انتشار:1404/9/9
هماغوشی کردستان با آب‌های نیلگون خلیج فارس

هماغوشی کردستان با آب‌های نیلگون خلیج فارس

اقتصادسرآمد- امید متین - یکی از رسوم زیبای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نامگذاری ناوهای خود به نام شهرها و استان‌ها و کوه های معروف ایران و نیز نام‌هایی برگرفته از شاهنامه حکیم فردوسی، است؛ مانند سهند، سبلان، البرز، دنا و مواردی مانند جوشن، درفش، سپند و... این رسم همچنان پایدار است و این روزها با نام گذاری یک پایگاه شناوری به نام «کردستان» به یک استان دیگر کشورمان حال و هوایی دریایی بخشیده شد و کردستان هم در شاکله یک شناور دریایی بزرگ به مدافعان حریم دریایی کشور ایران پیوست.

به گزارش اقتصادسرآمد،ارتش جمهوری اسلامی ایران، بعد از انقلاب اسلامی هویت تازه ای یافت. ارتشی که در قبل از انقلاب به شدت وابسته بود و در بسیاری از موارد، بدون دستور و اجازه مستشار خارجی قادر به هیچ اقدامی نبود و بر اساس اسناد تاریخی، حتا اجازه ساخت یک قطعه کوچک در حد یک پیچ و مهره برای تجهیزات ویژه خود- مانند جنگنده‌ها- نبود؛ امروزه از صفر تا صد ساخت انواع سلاح‌های دفاعی و هجومی از فشنگ های کوچک گرفته تا ناوهای چندهزار تنی، جزو قوی‌ترین ارتش‌های جهان به شمار می‌آید. قدرت دفاعی ارتش در جنگ ۱۲ روزه همراه و همگام با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یک جهان را خیره و انگشت به دهان کرد و با دست یابی به دانش بومی تولید تجهیزات و بهره‌مندی از نیروی متخصص داخلی هر روز باید انتظار یک خبر خوش و حیرت آور از این قدرت بزرگ منطقه بود. همواره از خود می‌پرسیم که چه اتفاقی افتاد که ارتش قبل و بعد از انقلاب با هم غیرقابل مقایسه شده‌اند؟ ارتشی که با بهره‌مندی از سربازان و درجه داران و افسران رشید، همیشه می‌توانست حماسه آفرین باشد؛ چرا در قبل از انقلاب توان نمایش قدرت ذاتی خود را نداشت و بعد از انقلاب یک باره به قدرتی بزرگ و قابل احترام تبدیل شده است؟
نگاه به تاریخ ارتش، نشان می‌دهد که همواره دل بسته ایران و ایرانی بوده است. همواره در کنار مردم و برای مردم زندگی کرده است؛ اما در یک دوران، نتوانست ماهیت مردمی و قدرت بزرگ خود را نشان دهد و همواره شاهد کنده شدن گوشت تن کشورمان بودیم و با هر قراردادی بخشی از کشور کنده می شد. آخرین آن به دستور محمدرضاشاه و نخست وزیر آن می‌رسیم که بحرین را از ما جدا کرد. وقتی به امضای هویدا به عنوان نخست وزیر و مامور دستور محمدرضا زیر قرارداد واگذاری بحرین نگاه می‌کنیم، روح و روان به هم می‌ریزد و هزار افسوس در بغض ایران دوستی ما فرو می‌بارد. اما این آخرین بود و بعد از انقلاب، هجوم ارتش بعث به کمک ۴۴ کشور جهان و همزمان تحریم همه جانبه کشورمان، هرگز نتوانست یک وجب از خاک ایران را به یغما ببرد. ارتش و سپاه و بسیج معجزه آفریدند و سلحشورانه قدرت نمایی کردند.
بعد از انقلاب، فرهنگ اسلامی در کنار فرهنگ ایرانی ارتش قرار گرفته و یک باره معجون معجزه آسای قدرت ذاتی را آزاد کرد. یک باره ارتش از یک فرمانبر مستشارزده به یک قدرت بی بدیل تبدیل شد. هم ساخت و هم نواخت. و چنان توان‌مند شد که اکنون هیچ ارتشی توان رویارویی با آن را ندارد.
تاریخ بخوانیم!
چرا رهبر حکیم انقلاب بارها توصیه و تاکید می‌فرمایند که تاریخ بخوانید؟ تاریخ معرفتی می‌بخشد که هیچ جایگزینی ندارد. برای مثال، تاریخ می‌گوید: زمانی که ارتش انگلستان به ایران اولتیوماتوم داد که باید لشکر عشرت آباد را مرخص کنید وگرنه به ایران حمله می‌کنم، سرعت از هم پاشیدن و فرار لشکر رضاخانی که در پادگان عشرت آباد جمع شده بودند چنان بود که به گواه تاریخ، سلاح‌ها و حتا پوتین‌های سربازان در خیابان‌های اطراف پادگان جا ماند! این هشدار انگلستان در حالی بود که اگر همان روز حرکت به سمت تهران را آغاز می‌کرد، چند ماه وقت لازم بود تا به سواحل ایران برسد! چه شد که ارتش آن زمان با یک تشر از هم پاشید و ارتش این زمان با هجوم مستقیم امریکا و اسراییل نه تنها مقاومت کرد، بلکه سیلی سختی به گوش دشمنان نواخت؟
تاریخ در سلحشوری شهید بایُندر می‌نویسد: به رغم فرمان رضاخان مبنی بر عقب‌نشینی، بایُندر عقب نشینی نکرد و در بندرعباس با ارتش مجهز انگلستان جنگید و تا آخرین نفس همراه با یارانش ایستادگی کرد. چه می‌شود که یک بایُندر برخلاف دستور فرمانده ارشد خود، دفاع از کشور را به جان خود ترجیج می‌دهد؟ یک تفاوت در تلفیق غیرت ایرانی با شعور دینی است و تفاوت دیگر در وجود فرماندهی کل قوا. وقتی شرف دینی و غیرت ملی و فرماندهی سلحشورانه کنار هم قرار می‌گیرند، انرژی ذاتی ایرانی آزاد می‌شود و کاری می‌کند کارستان. تمام تاریخ همین را گواهی می‌دهد. چه در لشکریان کوروش، چه در لشکریان داریوش و... و چه این عصر در لشکریان سیدعلی. در یک گوشه از تاریخ، ترکمان‌چای و گلستان و سعدآباد امضا می‌شود به دلیل ضعف ارتش و نیروهای مسلح یک سرزمین و در گوشه دیگر از تاریخ، پرچم ایران در دست مردمان دیگر کشورها به آسمان بلند می‌شود.
در یک گوشه تاریخ، افسری که موفق به ساخت یک قطعه برای یک جنگنده می‌شود، توبیخ می‌شود و در گوشه دیگر از تاریخ، همان افسران جنگنده و موشک و ناو و راهدار و تانک و... می‌سازند و مورد احترام فرمانده کل قوا قرار می‌گیرند و در دل مردم خود می‌نشینند.
این تاریخ چه عجیب است! چه عجایبی در باره ارتش ایران دارد در دوره های مختلف خود. گویا تاریخ دراین دوره، جز خوبی و سلحشوری از ارتش نمی‌تواند بنویسد. این ارتش می‌رود تا دوباره امپراتوری بزرگ ایران را احیاء کند و دردریا، حرف‌ها برای گفتن داشته باشد. حرف‌هایی که ما با آن ها ذوق می‌کنیم. حرفی مانند سخن آن فرمانده ارتشی که خطاب به ناو امریکایی گفت: این جا ایران است. اینجا خلیج فارس است و تو «باید» فارسی حرف بزنی!
کردستان در خلیج فارس
با طراحی و ساخت پایگاه شناوری کردستان که به عنوان یک «بندرشهر»، کردستان می‌رود تا در هماغوشی آب های نیلگون خلیج فارس، چشم به چشم دشمنان این آب و خاک بدوزد و غیرت کُردی را به رخ آن‌ها بکشد. پایگاه شناوری کردستان به احترام مردم باغیرت کُرد و احترام دریادار ایرانی که خود فرزندی از دیار کردستان است، نامگذاری شده است تا دنیا یکی بودن ما را ببیند و بداند که همه هم قطاریم در این بیشه شیران.
کردستان درخلیج فارس قامت مردانه افراشته و منتظر ناوهای دیگر از لرستان و خوزستان و سیستان و... خواهد بود تا همه یلان ایران هم دوش و هم قطار، ایران را دوباره به اوج بی نهایت برسانند. به امید آن روز که چندان هم دور نیست

برچسب ها : کردستان اقتصادسرآمد خلیج فارس

اخبار روز
ضمیمه