تاریخ انتشار:1404/11/12
جنگ همه جانبه ترامپ علیه ایران!
اقتصادسرآمد- امید متین - چندی است که ترامپ به طور محسوسی حمله و تهاجم به ایران را آغاز کرده است. این جنگ هر روز ابعاد تازهای پیدا میکند و به نظر میرسد رو به گسترش است زیرا مطامع استعمارگری که این بار در شمایل یک دیکتاتور متوهم به اسم ترامپ خودنمایی میکند، با توجه به شناختی که از روحیه این فرد داریم، میرود که به یک «واقعه سرنوشت ساز» تبدیل شود. واقعهای که امیدداریم به تثبیت کامل و محکم و تاریخ ایران عزیز بینجامد.
به گزارش اقتصادسرآمد، یک بخش از دلایل جنگ امریکا به طور کلی و جنگ ترامپ به طور اختصاصی با ایران، به مسائل و مباحث دولتی و سیاسی بر میگردد که سه ضلع انقلاب اسلامی، توان نظامی و منافع امریکا مهمترین مسائل آن است.
انقلاب اسلامی با ماهیت ضد استکباری پدید آمد و این ماهیت را حفظ کرد. بر خلاف همه انقلابهای بزرگ جهان مانند انقلاب روسیه و فرانسه و... که بعد از مدتی خاتمه یافته اعلام شدند، انقلاب اسلامی هنوز خود را خاتمه یافته نمیداند و با منشی که در استکبارستیزی از یک سو دفاع از مظلوم از دیگر سو دارد، گویا یک مسیر دائمی در پیش دارد. همین نکته باعث درگیری ذهنی، سیاسی و حتا عملیاتی با کشورهایی مانند امریکا و اسراییل و دیگر کشورها با رویکرد استکباری بوده و هست و خواهد بود.
امریکا و امثال امریکا از نشر و اشاعه انقلاب اسلامی به دیگر کشورها و ملتها واهمه دارد و به طور طبیعی باید به جنگ آن برود.
قدرت نظامی ایران
با چنان تفکر انقلابی و چنین قدرت نظامی که در تمام تاریخ ایران بی نظیر است، و با اقداماتی که در جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که به مهمترین و حساسترین اهداف امریکایی – به خصوص اسرائیل- دسترسی آسان دارد و میتواند برای تمامی منافع امریکایی مخرب و خطرناک باشد، طبیعی است که کشورهای استکباری از این توان نظامی خوششان نیاید و برای فلج کردن و ضعیف کردن آن هر کاری بکنند. از تحریم نظامی و اقتصادی تا ثبت نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی! جالب است که جولانی از فهرست خارج میشود تا سپاه تروریستی معرفی شود. ما همه که میدانیم این کارها بدون دلیل و بی پایه است. همه میدانیم که سپاه به عنوان یک نهاد رسمی نظامی در سطح جهان با نام و نشان و آرم و لباس سازمانی شناخته شده است و در چارچوب حقوقی تعریف تروریست نمیگنجد؛ اما این منطق روی کاغذ است و در زمان جنگ، کاغذها پاره میشوند و قراردادها سوزانده می شوند. بنابراین، یک منطق برای جنگ باقی میماند: «هر طرفی که توانست مقاومت کند، برنده است.» در قاموس جنگ، منطق دیگری وجود ندارد. حتا صلح در جنگها نتیجه قدرت نظامی است. در جنگ ۱۲ روزه اگر قدرت ایران نمیچربید، صلحی هم در کار نبود و تا امروز چیزی از ایران باقی نمانده بود. ایران باقی ماند و صلح شد، زیرا هر دو طرف فهمیدند که قدرت های بزرگی دارند و ادامه جنگ هر دو طرف را نابود میکند و نابودی برای یک طرف ممکن نیست. منطق جنگ به همین سادگی است. بنابراین، ترامپ و امثال ترامپ باید طبق منطق جنگ، مانع از افزایش قدرت ایران بشوند. این هیچ منطقی ندارد و نیاز به هیچ منطقی ندارد. نیاز به قاعده جنگ دارد. هر کشوری که دارد قوی میشود در آینده برای امریکا و اسراییل خطر مطلق محسوب میشود بنابراین باید ضعیف یا نابود شود.
این است که ناوها از آن سو حرکت میکنند و از این سو رزمایش ها شروع میشود. غرش شیرها و نعرهکشی غولها و رجزخوانی پهلوانها قبل از جنگ یک رسم معروف است. حال هر دو دارند غرش میکنند و باید دید که این غرشها و رجزها به جنگ ختم میشود یا هر دو با منطق جنگ، به توافق میرسند. منطقی که میگوید: ایران دیگر یک لقمه ساده برای بلعیدن نیست. ممه را لولو برد! اکنون «دوران بزن و در رو گذشته است.» زمان برای دوران پهلوی که با تشری تسلیم میشد به پایان رسیده است. اکنون سپاه و ارتشی خلق شده که تسلیم ناپذیرند به هر قیمتی که تصور کنید، آلت دست نمیشوند و این یعنی جنگ با خسارتهای سنگین برای هر دو دوطرف. همین منطق خسارت سنگین است که میتواند مانع جنگ و دست یابی به توافقی برای ادامه نه صلح نه جنگ بین ایران و امریکا باشد.
منافع امریکا
قانون امریکا را به خوبی میدانیم. قانون سادهای دارد: «دیگی که برای من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد!» این مثل معروف ایرانی به راحتی منطق و قانون امریکا را توضیح میدهد.
برای امریکا، یک منفعت در جهان یا مال او هست یا نیست. اگر هست که همه چیز امن و امان است و اگر نباشد، برایش چنگ و دندان نشان میدهد. این روزها ، ونزوئلا، گریلند، کوبا و ایران چهار نشانه مهم از این منطق است. منافع امریکا در ایران به صفر رسیده است. حال، مانند دزدهای گردنه، نعره میکشد که یا سهم مرا بدهید یا روستا را به آتش میکشم.
امریکا معتقد است به دلیل داشتن قدرت نظامی بالا باید منافعش تامین شود. این نیز یک چیز تازه نیست. در تمام تاریخ همین بوده است. دزدانی که قدرت داشتند همواره از روستاهای ضعیف باج و خراج میگرفتند. الان هم همین است. این منطق مربوط به ایران نیست و همه کشورهای جهان را هدف قرار میدهد. طبق این منطق امریکایی کشورها یا باید مانند عربستان گاو شیرده باشند و امریکا آنها را بدوشد یا باید بجنگند! هیچ راهی هم برای هیچ کس باقی نیست و باید بین گاو جنگ یکی را انتخاب کنند.
در این رابطه، آنان که روح ترسو و زبونی دارند، سریع تبدیل به گاو شیرده میشوند و تمام. ولی آنان که قصد تسلیم و بردگی نداشتند باشند، چارهای ندارند جز مبارزه با این غول بی شاخ و دم.
جنگ خصوصی
جنگ همه جانبه ترامپ، فقط به حوزه دولت ختم نمیشود. دلایل را میتوان همان دلایل دولتی – سیاسی دانست. اما جنگ او به دولت و مقابله با توان نظامی و جنگ با ارتش و سپاه ختم نمیشود. تحریم مردم ایران از هر سو و به هر بهانه نمونه این جنگ نابرابر و همه جانبه است. یا تسلیم شوید یا نابود شوید. این تفکری است که در منطق امریکاییها وجود داشته و دارد.
اخیرا، بخشی از داراییهای بابک زنجانی را بلوکه کرد. امریکایی ها حدود ۱۰۴.۲۸۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان از دارایی های زنجانی را مسدود و مصادره کرد تا از آن مسیر هم به ایران ضربه بزند.
نبرد سرنوشت
همه این نشان ها ثابت میکنند که در مقطعی خاص از تاریخ ایران قرار گرفتهایم. مقطعی سرنوشتساز. آن چه مسلم و قطعی است این است که «ما قصد تسلیم شدن و تبدیل شدن به نوکر امریکا را نداریم. که اگر داشتیم دلیلی برای انقلاب وجود نداشت.»
این منش ما را در مهمترین نقطه تاریخ قرار میدهد که اگر از این نقطه به سلامت و با قدرت عبور کنیم، ایران مقتدر و قدرتمند را برای همیشه تاریخ اثبات و تثبیت کردهایم.
آن چه در شرایط کنونی بین ایران و امریکا میگذرد، یک واقعه سرنوشتساز است که میتواند به نفع ما تمام شود و هویت و شخصیت ابرقدرت جدیدی به نام ایران را تثبیت کند. این است که همه با هم باید آماده و محکم باشیم تا از این پیچ تند تاریخ بگذریم و به امن و صلابت تاریخی و باستانی خود بازگردیم.
انقلاب اسلامی با ماهیت ضد استکباری پدید آمد و این ماهیت را حفظ کرد. بر خلاف همه انقلابهای بزرگ جهان مانند انقلاب روسیه و فرانسه و... که بعد از مدتی خاتمه یافته اعلام شدند، انقلاب اسلامی هنوز خود را خاتمه یافته نمیداند و با منشی که در استکبارستیزی از یک سو دفاع از مظلوم از دیگر سو دارد، گویا یک مسیر دائمی در پیش دارد. همین نکته باعث درگیری ذهنی، سیاسی و حتا عملیاتی با کشورهایی مانند امریکا و اسراییل و دیگر کشورها با رویکرد استکباری بوده و هست و خواهد بود.
امریکا و امثال امریکا از نشر و اشاعه انقلاب اسلامی به دیگر کشورها و ملتها واهمه دارد و به طور طبیعی باید به جنگ آن برود.
قدرت نظامی ایران
با چنان تفکر انقلابی و چنین قدرت نظامی که در تمام تاریخ ایران بی نظیر است، و با اقداماتی که در جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که به مهمترین و حساسترین اهداف امریکایی – به خصوص اسرائیل- دسترسی آسان دارد و میتواند برای تمامی منافع امریکایی مخرب و خطرناک باشد، طبیعی است که کشورهای استکباری از این توان نظامی خوششان نیاید و برای فلج کردن و ضعیف کردن آن هر کاری بکنند. از تحریم نظامی و اقتصادی تا ثبت نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی! جالب است که جولانی از فهرست خارج میشود تا سپاه تروریستی معرفی شود. ما همه که میدانیم این کارها بدون دلیل و بی پایه است. همه میدانیم که سپاه به عنوان یک نهاد رسمی نظامی در سطح جهان با نام و نشان و آرم و لباس سازمانی شناخته شده است و در چارچوب حقوقی تعریف تروریست نمیگنجد؛ اما این منطق روی کاغذ است و در زمان جنگ، کاغذها پاره میشوند و قراردادها سوزانده می شوند. بنابراین، یک منطق برای جنگ باقی میماند: «هر طرفی که توانست مقاومت کند، برنده است.» در قاموس جنگ، منطق دیگری وجود ندارد. حتا صلح در جنگها نتیجه قدرت نظامی است. در جنگ ۱۲ روزه اگر قدرت ایران نمیچربید، صلحی هم در کار نبود و تا امروز چیزی از ایران باقی نمانده بود. ایران باقی ماند و صلح شد، زیرا هر دو طرف فهمیدند که قدرت های بزرگی دارند و ادامه جنگ هر دو طرف را نابود میکند و نابودی برای یک طرف ممکن نیست. منطق جنگ به همین سادگی است. بنابراین، ترامپ و امثال ترامپ باید طبق منطق جنگ، مانع از افزایش قدرت ایران بشوند. این هیچ منطقی ندارد و نیاز به هیچ منطقی ندارد. نیاز به قاعده جنگ دارد. هر کشوری که دارد قوی میشود در آینده برای امریکا و اسراییل خطر مطلق محسوب میشود بنابراین باید ضعیف یا نابود شود.
این است که ناوها از آن سو حرکت میکنند و از این سو رزمایش ها شروع میشود. غرش شیرها و نعرهکشی غولها و رجزخوانی پهلوانها قبل از جنگ یک رسم معروف است. حال هر دو دارند غرش میکنند و باید دید که این غرشها و رجزها به جنگ ختم میشود یا هر دو با منطق جنگ، به توافق میرسند. منطقی که میگوید: ایران دیگر یک لقمه ساده برای بلعیدن نیست. ممه را لولو برد! اکنون «دوران بزن و در رو گذشته است.» زمان برای دوران پهلوی که با تشری تسلیم میشد به پایان رسیده است. اکنون سپاه و ارتشی خلق شده که تسلیم ناپذیرند به هر قیمتی که تصور کنید، آلت دست نمیشوند و این یعنی جنگ با خسارتهای سنگین برای هر دو دوطرف. همین منطق خسارت سنگین است که میتواند مانع جنگ و دست یابی به توافقی برای ادامه نه صلح نه جنگ بین ایران و امریکا باشد.
منافع امریکا
قانون امریکا را به خوبی میدانیم. قانون سادهای دارد: «دیگی که برای من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد!» این مثل معروف ایرانی به راحتی منطق و قانون امریکا را توضیح میدهد.
برای امریکا، یک منفعت در جهان یا مال او هست یا نیست. اگر هست که همه چیز امن و امان است و اگر نباشد، برایش چنگ و دندان نشان میدهد. این روزها ، ونزوئلا، گریلند، کوبا و ایران چهار نشانه مهم از این منطق است. منافع امریکا در ایران به صفر رسیده است. حال، مانند دزدهای گردنه، نعره میکشد که یا سهم مرا بدهید یا روستا را به آتش میکشم.
امریکا معتقد است به دلیل داشتن قدرت نظامی بالا باید منافعش تامین شود. این نیز یک چیز تازه نیست. در تمام تاریخ همین بوده است. دزدانی که قدرت داشتند همواره از روستاهای ضعیف باج و خراج میگرفتند. الان هم همین است. این منطق مربوط به ایران نیست و همه کشورهای جهان را هدف قرار میدهد. طبق این منطق امریکایی کشورها یا باید مانند عربستان گاو شیرده باشند و امریکا آنها را بدوشد یا باید بجنگند! هیچ راهی هم برای هیچ کس باقی نیست و باید بین گاو جنگ یکی را انتخاب کنند.
در این رابطه، آنان که روح ترسو و زبونی دارند، سریع تبدیل به گاو شیرده میشوند و تمام. ولی آنان که قصد تسلیم و بردگی نداشتند باشند، چارهای ندارند جز مبارزه با این غول بی شاخ و دم.
جنگ خصوصی
جنگ همه جانبه ترامپ، فقط به حوزه دولت ختم نمیشود. دلایل را میتوان همان دلایل دولتی – سیاسی دانست. اما جنگ او به دولت و مقابله با توان نظامی و جنگ با ارتش و سپاه ختم نمیشود. تحریم مردم ایران از هر سو و به هر بهانه نمونه این جنگ نابرابر و همه جانبه است. یا تسلیم شوید یا نابود شوید. این تفکری است که در منطق امریکاییها وجود داشته و دارد.
اخیرا، بخشی از داراییهای بابک زنجانی را بلوکه کرد. امریکایی ها حدود ۱۰۴.۲۸۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان از دارایی های زنجانی را مسدود و مصادره کرد تا از آن مسیر هم به ایران ضربه بزند.
نبرد سرنوشت
همه این نشان ها ثابت میکنند که در مقطعی خاص از تاریخ ایران قرار گرفتهایم. مقطعی سرنوشتساز. آن چه مسلم و قطعی است این است که «ما قصد تسلیم شدن و تبدیل شدن به نوکر امریکا را نداریم. که اگر داشتیم دلیلی برای انقلاب وجود نداشت.»
این منش ما را در مهمترین نقطه تاریخ قرار میدهد که اگر از این نقطه به سلامت و با قدرت عبور کنیم، ایران مقتدر و قدرتمند را برای همیشه تاریخ اثبات و تثبیت کردهایم.
آن چه در شرایط کنونی بین ایران و امریکا میگذرد، یک واقعه سرنوشتساز است که میتواند به نفع ما تمام شود و هویت و شخصیت ابرقدرت جدیدی به نام ایران را تثبیت کند. این است که همه با هم باید آماده و محکم باشیم تا از این پیچ تند تاریخ بگذریم و به امن و صلابت تاریخی و باستانی خود بازگردیم.
برچسب ها : قدرت نظامی ایران اقتصادسرآمد منافع آمریکا
اخبار روز
-
زنگ انقلاب با حضور وزیر راه و شهرسازی در بیت تاریخی امام راحل نواخته شد
-
ثبت رکورد ماهانه تخلیه انواع کالاهای اساسی در بندر امام خمینی(ره)
-
جزییات ۱۴ پروژه زیرساختی و تجهیزاتی بندر چابهار به ارزش ۹.۸ همت
-
ضرورت تلاش مضاعف برای پاسخگویی به مطالبات و شنیدن صدای مردم
-
لایحه ساماندهی بافتهای فرسوده و حاشیهای به مجلس ارسال شد
-
امنیت غذایی مهمترین مؤلفه امنیت ملی کشور
-
استمرار حرکت جهادی در اجرای ماموریت های اداره کل شیلات گیلان
-
رقابت آمریکا، چین و روسیه بر سر قطب شمال
-
«منطقه آزاد بوشهر» بدیل توسعه متوازن
-
تشدید رقابت سبز بین واشنگتن و پکن
-
سیاستهای ارزی بیشترین فشار اقتصادی را به مردم وارد کرد
-
سکان انجمن مهندسی دریایی به سوی فرهنگ دریایی
-
آیا کشتیهای خودران جهان دریانوردی را دگرگون میکنند؟
-
جنگ همه جانبه ترامپ علیه ایران!
-
سد کهیر؛ از مهار سیلاب تا تأمین پایدار آب شرب در سیستان و بلوچستان
-
ایمان، امید و اقتدار دریایی سه ضلع قدرت ملی ایران هستند
-
بازدید مقامات محیط زیست از طرح بومی جمعآوری آب باران در بندرلنگه
-
ایثار، یک کنش تاریخی زنده است نه خاطرهای متعلق به گذشته
-
نفتکش غولپیکر ۱۰۰ هزارتنی با رکورد ۱۴ روزه تعمیرات، به آب اندازی شد
-
کارخانه تن ماهی بندرعباس الگویی موفق برای رقابتپذیری در مسیر بازارهای منطقهای و جهانی
