تاریخ انتشار:1404/11/12
تشدید رقابت سبز بین واشنگتن و پکن

«سرآمد» بررسی می‌کند؛

تشدید رقابت سبز بین واشنگتن و پکن

اقتصادسرآمد- رضا رضایی - رقابت استراتژیک بین ایالات متحده و چین، که از جنگ‌های تجاری تا رقابت فناوری امتداد دارد، در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر نیز منعکس می‌شود، جایی که ابعاد ایدئولوژیک و اقتصادی این رقابت قابل مشاهده است. اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در سخنرانی خود در مجمع جهانی اقتصاد در داووس در ژانویه ۲۰۲۶، در مورد چین، به وضوح بُعد گفتمانی این رقابت را آشکار می‌کند. ترامپ ادعا کرد که چین با وجود اینکه بزرگترین تولیدکننده توربین‌های بادی در جهان است، از انرژی باد در داخل خاک خود استفاده نمی‌کند و اظهار داشت: «چین تقریباً تمام توربین‌های بادی را تولید می‌کند، اما من نتوانستم یک مزرعه بادی در چین پیدا کنم.» تنش بین گفتمان پوپولیستی-ملی‌گرایانه ترامپ و روایت چین از رهبری جهانی مسئولانه، نه تنها بر سیاست‌های انرژی، بلکه بر آینده رژیم اقلیمی جهانی نیز تأثیر می‌گذارد.

به گزارش اقتصادسرآمد، اظهارات ترامپ در مورد چین در سخنرانی داووس، ادامه‌ی مسیر لفاظی‌های پوپولیستی دیرینه‌ی اوست. ترامپ در چارچوب سیاست «اول آمریکا»، پیوسته چین را به عنوان یک تهدید اقتصادی معرفی کرده و اقدامات تعرفه‌ای اجرا شده بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ را به عنوان ابزاری برای کاهش کسری تجاری مشروعیت بخشیده است. در زمینه‌ی انرژی بادی، تصویر او از صادرات توربین‌های چین به عنوان یک راهبرد «زیرکانه»، چین را به عنوان بازیگری معرفی کرده که از سازوکارهای تجارت آزاد جهانی به نفع خود سوءاستفاده می‌کند. همچنین، او اروپا و کشورهای در حال توسعه را تحقیر می‌کند، در حالی که همزمان خواستار تشکیل یک بلوک «هوشمند» تحت رهبری ایالات متحده است. این گفتمان همچنین منعکس کننده موضع بدبینانه ترامپ نسبت به انرژی‌های تجدیدپذیر است. ترامپ در سخنرانی‌های قبلی خود، توربین‌های بادی را «گران، زشت و ناکارآمد» توصیف و حتی ادعا کرده است که آن‌ها خطراتی برای سلامتی دارند. توصیف او از انرژی باد به عنوان «کلاهبرداری سبز جدید» در سخنرانی داووس ۲۰۲۶، تلاش او برای محافظت از صنعت سوخت فسیلی را بیشتر نشان می‌دهد. این اظهارات نشان دهنده نفوذ لابی‌های زغال سنگ و نفت در سیاست داخلی ایالات متحده است، در حالی که در سطح بین المللی به دنبال تضعیف تسلط چین در فناوری‌های سبز است. ظرفیت انرژی بادی چین که تا نوامبر ۲۰۲۵ از ۶۰۰ گیگاوات فراتر رفته است، مستقیماً با ادعای ترامپ مبنی بر اینکه «نتوانسته یک مزرعه بادی در چین پیدا کند» در تضاد است. این ظرفیت از مجموع ظرفیت سایر نقاط جهان فراتر رفته و نشان‌دهنده رهبری جهانی چین در انرژی بادی در پانزده سال گذشته است. بی‌توجهی ترامپ به این حقایق، عملکرد ایدئولوژیک گفتمان او را آشکار می‌کند و آن کند کردن رشد چین و تأکید مجدد بر استقلال انرژی ایالات متحده از طریق سوخت‌های فسیلی است. 

رویکرد متقابل چین
واکنش چین به ادعاهای ترامپ به سرعت از طریق رسانه‌های وابسته به دولت و رسانه‌های بین‌المللی منتشر شد. این رسانه‌ها با به تصویر کشیدن مزارع بادی عظیم چین که در بیابان‌ها، مناطق ساحلی و مناطق کوهستانی واقع شده‌اند، مستقیماً روایت ترامپ را رد کردند. این روایت متقابل، چین را به عنوان یک بازیگر جهانی مسئول متعهد به «اهداف دوگانه کربن» خود یعنی دستیابی به کربن صفر تا سال ۲۰۶۰ و کاهش انتشار کربن تا سال ۲۰۳۰، قرار می‌دهد و بدین ترتیب تصویر خود را به عنوان رهبر تحول سبز جهانی تقویت می‌کند. گفتمان چین بر مفاهیم «همکاری برد-برد» و «جامعه‌ای با آینده‌ای مشترک برای بشریت» استوار است. چین با تأکید بر اینکه تقریباً ۸۰ درصد از ماژول‌های فتوولتائیک جهان و ۷۰ درصد از تجهیزات انرژی بادی جهان را تولید کرده، استدلال می‌کند که صادرات آن مستقیماً به تلاش‌های جهانی برای کاهش کربن کمک می‌کند. طبق گزارش‌ها، طی پنج سال گذشته، صادرات محصولات سبز چین، انتشار کربن در خارج از کشور را تقریباً ۴.۱ میلیارد تن کاهش داده است. این روایت، همکاری با کشورهای در حال توسعه مانند ازبکستان و قزاقستان را در اولویت قرار می‌دهد. همچنین، روایت چین سنت «همکاری جنوب-جنوب» را به حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر گسترش می‌دهد. این گفتمان با انتقاد از رژیم اقلیمی تحت سلطه غرب و در عین حال مشروعیت بخشیدن به رهبری خود، روایتی ضد هژمونیک می‌سازد که از عدالت اقلیمی جهانی حمایت می‌کند. تعهدات ملموس، مانند هدف فراتر رفتن از ۱۰۰ گیگاوات ظرفیت بادی فراساحلی و تعهد به ۱۲۰ گیگاوات تأسیسات سالانه جدید در پانزدهمین برنامه پنج ساله، پایه‌های مادی این روایت را بیشتر تقویت می‌کند. 

ویژگی عملگرایانه پکن
گفتمان ۲۰۲۶ ترامپ نشان‌دهنده ادامه جنگ تجاری است که در سال ۲۰۱۸ آغاز شد. تعرفه‌های اعمال‌شده در آن دوره به‌طور خاص صادرات پنل‌های خورشیدی و توربین‌های بادی چین را هدف قرار داد. اگرچه در دولت بایدن تا حدودی کاهش تعرفه‌ها وجود داشت، اما در سال ۲۰۲۵ دوباره برقرار و این بار فناوری‌های سبز را نیز شامل شدند. این رقابت ابعاد اقتصادی و ژئواستراتژیکی دارد: تسلط چین بر مواد معدنی حیاتی و زنجیره‌های تأمین با استراتژی ایالات متحده مبنی بر «تأمین از کشورهای دوست» در تضاد است. از منظر دیپلماسی اقلیمی، خروج ترامپ از توافق پاریس در دوره اول ریاست جمهوری‌اش، ادعای ایالات متحده برای رهبری جهانی را تضعیف و فضایی را برای پر کردن آن توسط چین ایجاد کرد. چین با ایفای نقش فعال در کنفرانس تغییرات اقلیمی گلاسکو ۲۰۲۱ و فرآیندهای پس از آن، هویت خود را به عنوان نماینده کشورهای در حال توسعه تثبیت کرد. گفتمان‌های انرژی سبز امتداد این تغییر تاریخی هستند و مبنی براینکه؛ در حالی که ایالات متحده روایتی ملی‌گرایانه-انزواطلبانه را دنبال می‌کند، چین روایتی چندجانبه و مشارکتی را پیش می‌برد. ادعاهای ترامپ با داده‌های تجربی در تضاد است. در سال ۲۰۲۵، چین بیش از ۵۰ گیگاوات ظرفیت بادی جدید اضافه و مجموع ظرفیت خود را به ۵۸۰ گیگاوات نزدیک کرد. هدف آن برای تولید سالانه ۱۲۰ گیگاوات تا سال ۲۰۳۰، تعهد چین به تحول سبز را نمایان می‌کند. این ارقام نشان می‌دهد که گفتمان ترامپ عمدتاً یک ساختار ایدئولوژیک است که با هدف کند کردن رشد چین و تثبیت پایگاهی همسو با سوخت‌های فسیلی در سیاست داخلی ایالات متحده انجام می‌شود. در مقابل چین، همچنان بزرگترین مصرف‌کننده زغال سنگ در جهان است و همچنان به ساخت نیروگاه‌های جدید زغال سنگ ادامه می‌دهد. با این حال، صادرات سبز و گسترش ظرفیت آن سهم ملموسی در کاهش کربن جهانی دارد. این دوگانگی، ویژگی عملگرایانه روایت چین را برجسته می‌کند: «همزمان برآورده کردن نیازهای رشد داخلی و تضمین مشروعیت بین‌المللی.» 

سه سناریو بالقوه برای آینده 
گفتمان داووس ترامپ و واکنش چین، نشان‌دهنده تعمیق رقابت ایالات متحده و چین در زمینه انرژی سبز است. انتظار می‌رود ظرفیت بادی و خورشیدی چین تا سال ۲۰۳۰ به ۱۲۰۰ گیگاوات برسد، در حالی که مشوق‌های ایالات متحده، مانند قانون کاهش تورم، تلاشی برای پاسخ به این چالش است. با این حال، ادامه جنگ‌های تجاری، خطر گسست زنجیره‌های تأمین و کند شدن گذار جهانی به سوی انرژی سبز را به همراه دارد. سه سناریوی بالقوه برای آینده پدیدار می‌شود: (۱) رقابت شدید: سیاست‌های ملی‌گرایانه به سبک ترامپ می‌تواند انتقال فناوری را محدود کند و گذار سبز را در کشورهای در حال توسعه دشوارتر سازد. (۲) همکاری عمل‌گرایانه: همانطور که در فرآیندهای COP مشاهده شد، درک مشترک از تغییرات اقلیمی به عنوان یک تهدید مشترک می‌تواند طرفین را به میز مذاکره بکشاند. (۳) برتری چین: اگر ایالات متحده موضع داخلی خود را که بر سوخت‌های فسیلی متمرکز است حفظ کند، چین می‌تواند موقعیت خود را به عنوان یک رهبر جهانی در زمینه آب و هوا تثبیت کند. در نتیجه، تحلیل گفتمان نشان می‌دهد که انرژی سبز امروزه صرفاً یک مسئله فنی نیست، بلکه عرصه جدیدی برای هویت و مبارزات قدرت بین قدرت‌های بزرگ است. آینده رژیم جهانی آب و هوا به چگونگی مدیریت این تنش گفتمانی بستگی دارد. در حالی که فرصت‌هایی برای همکاری وجود دارد، روایت‌های فعلی گویای مسیر تقابلی است و اهمیت تقویت سازوکارهای دیپلماتیک چندجانبه را برجسته می‌کنند.

برچسب ها : واشنگتن اقتصادسرامد چین

اخبار روز
ضمیمه