تاریخ انتشار:1405/2/21
ورزش ایران در پساجنگ صهیونی - امریکایی
اقتصادسرآمد- دکتر رضا جهانفر؛ دکترای جامعه شناسی ورزش - دستاوردهای دفاع ملی ایران در برابر دشمنان مهم است. اما مهمتر از این دستاوردها، ثبت و ضبط درس آموخته ها و مدیریت دانش جنگ تحمیلی دوم و سوم در برابر دشمنان است. در راستای درس آموزی از رخدادها، به مدیریت دانشهای میان رشته ای به ویژه تحلیل جامعه شناسانه از رخدادها نیاز داریم.
اقتصادسرآمد، ورزش کشورمان در جنگ تحمیلی دوم و سوم دچار آسیبهای زیادی شد. از جمله این آسیبها به شهادت رسیدن بیش از ۲۰۰ ورزشکار و تخریب و آسیب جدی به ۲۱۱ مکان و سالم ورزشی است. اما اثرپذیری جنگ بر ورزش بیش از این ها بوده است.
پدیده ها و رخداهای اجتماعی عرصه و موضوع بررسی، تحلیل، و ارائه راه کار توسط جامعه شناسان هستند. نهاد اجتماعی ورزش در کلان روندهای اثرگذار بر سیاست، اقتصاد، اجتماع و حتی بر زندگی شخصی انسانها اثرگذار است. در جامعهشناسی ورزش؛ جنگ و تنش بینالمللی بهعنوان بحران کلانساختاری تحلیل میشود و هر بحران خارجی، نهادهای داخلی را بازتعریف میکند. اینک نیز جنگ تحمیلی دوم و سوم، به عنوان یک کلان ساختار خارجی بر ورزش کشورمان اثرگذار است و کارکردهای آن را مورد بازتعریف قرار داده است. در دوران جنگ، در صورتی که کشوری مورد حمله قرار گرفته باشد، در جامعه مورد حمله قرار گرفته، آسیب های اجتماعی کاهش می یابد –مثل فنری جمع می شود و پس از جنگ رها می شود-، انسجام اجتماعی و در نتیجه سرمایه اجتماعی افزایش می یابد.
ولی در دوران پساجنگ در همان جوامع، افزایش تورم و پیچیدگی بیشتر نظام مسائل -به ویژه اقتصادی-، افزایش آسیبهای اجتماعی مجرمانه و غیرمجرمانه، افزایش ریزش اجتماعی و سیاسی، افزایش شمار منتقدان از عملکرد حاکمیت را شاهد خواهیم بود. مدیریت بر عواقب جنگ در دوران پساجنگ بسیار مهم و تکمیل کننده فداکاری های دوران دفاع ملی است. افزایش سرمایه اجتماعی میتواند به تسهیل حکمرانی در دوران پساجنگ اثرگذار باشد. با توجه به اینکه دستیابی به فناوری و تسلط علمی بر مسائل، در حل نظام مسائل هر سازمان و افزایش رضایت عمومی اثرگذار است، گام برداری در مسیر توسعه علمی و فناورانه کشور و توجه به حفظ و افزایش سرمایه اجتماعی می تواند منجر به افزایش موفقیت در حکمرانی شود. افزایش اعتراضات اجتماعی و حتی احتمال شورش اجتماعی قابل تصور است. در مجموع نظام مسائل ورزش، در پساجنگ، پیچیده تر میشود.
از جمله پیامدهای اقتصادی-اجتماعی جنگ تحمیلی بر ورزش ایران، مسائلی همچون؛ کاهش اسپانسرینگ، کاهش ورود سرمایه خارجی، قطع ارتباطات حرفهای با برخی کشورها، تأخیر یا لغو اردوهای خارجی، رکود صنایع جانبی ورزش است. اگر چه جنگها تحمیلی دوم و سوم، بر هر چهار نوع ورزش تربیتی، قهرمانی، همگانی و حرفهای اثرگذار بوده است ولیکن ورزش ایران در پسا جنگ، از مسیر «ورزش حرفهای» فاصله گرفته و به سمت «ورزش نمادین–ملی» حرکت خواهد کرد. همچنین پیامدهای رواناجتماعی بر ورزشکاران ملی پوش در پسا جنگ تحمیلی عبارتند از: افزایش اضطراب عملکرد ورزشکاران ملی پوش، فشار روانی ناشی از «مسئولیت ملی» بر روی ورزشکاران ملی پوش و مسئولان سازمانهای ورزشی، فرسودگی روانی ورزشکاران ملی پوش و دوگانهسازی خطرناک میان «قهرمانان ملی» و «خائنان نمادین» یا «با نظام » و «بر علیه نظام».
در مورد مهاجرت ورزشکاران به خارج از کشور، در دوران پسا جنگ، مهاجرت ورزشکاران افزایش خواهد یافت. کاهش سرمایه نمادین داخلی و تضعیف نظام قهرمانی قابل پیش بینی است. در مجموع؛ یافتههای جنگ تحمیلی دوم و سوم با رویکرد ورزش و در مقایسه با جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس هشت ساله) نشان دهنده این واقعیت است که؛
۱-در جنگ تحمیلی دوم و سوم؛ دیپلماسی ورزشی بین المللی ایران ضعیفتر از دشمنان بوده است و نیازمند افزایش کارآمدی.
۲-حل نشدن نظام مسائل ورزش ایران منجر به ضعف کارآمدی ورزش ایران در جنگ ترکیبی با دشمنان شده است.
۳-ایران در ایجاد اجماع بین ورزشکاران اثرگذار، نیازمند تقویت روشهای ایجابی است.
۴-اثرگذاری مسئولان ورزشی بر مردم به نسبت اثرگذاری ورزشکاران قابل ارتقاء است.
۵-به رغم اینکه ورزش بر ساختار جنگ ایران و ائتلاف آمریکایی- صهیونیستی اثرگذار است، ولی اثرگذاری سازمانهای ورزشی در ساختار این جنگ کم است.
۶-در پساجنگ و آغاز اعتراضات مردمی، همچنان برخی از ورزشکاران، به عنوان اعضای گروه مرجع، نقش محوری در دو سوی درگیری خواهند داشت.
۷-با توجه به وجود برخی از مسائل نظام مسائل ورزش کشور در سطح سایر اقشار و پیوند ورزشکاران سایر اقشار با یکدیگر در محیط باشگاه ها و...، احتمال سرایت و تشدید مسائل وجود دارد.
۸-در جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس هشت ساله) به رغم انجام اقداماتی نظیر حضور برخی از کارکنان سازمان تربیت بدنی در مناطق عملیاتی، کمکهای مردمی کارکنان سازمان تربیت بدنی، واگذاری برخی از اماکن ورزشی به منظور نگهداری اسرای عراقی، واگذاری برخی از سالن های ورزشی به مناطق پشتیبانی برای تسهیل و حتی نگهداری مهمات، اعزام مربیان برای آموزش ورزشی رزمندگان در مراکز آموزشی نظامی و پادگانها و چند اقدام دیگر، در واقع اراده، برنامهریزی و انسجام لازم از سوی تصمیم سازان و تصمیم گیران حوزه ورزش و جنگ برای بهرهگیری از ظرفیت بالای سازمانهای ورزشی در راستای اهداف جنگ مشاهده نشد. در واقع اقدامات انجام شده و میزان اثرگذاری ورزش در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در برابر ظرفیت بالای نهادهای ورزشی، قابلیت ارتقاء و اثرگذاری بیشتر را داشت.
۹-در جنگ تحمیلی دوم (۱۲ روزه) و به ویژه جنگ تحمیلی سوم (۴۰ روزه)، اثرگذاری ورزش و سازمانهای ورزشی بر جنگ بیش از جنگ تحمیلی اول بوده است. البته تا رسیدن به حد مطلوب، فاصله هنوز پابرجاست.
۱۰- اگرچه ورزش در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اثرگذار بود ولی، سازمانهای ورزشی در آن مقطع نتوانستند به عاملی برای کاهش تنش و درگیری در این جنگ مبدل شوند. همچنین ورزش عاملی برای رونق جنگ و افزایش درگیری نظامی عراق و ایران محسوب نمیشود. البته حضور ورزشکاران ایرانی در جبهه توانست منجر به افزایش انگیزه حضور مردم ایران در جنگ و حمایت اجتماعی از ادامه فرایند جنگ شود.
همچنین نمیتوان این واقعیت را انکار کردکه ورزشکاران به تنهایی نمیتوانند مقدمات صلح یا جنگ را مهیا کنند. بلکه در چهارچوب نقشه راه سیاست مداران، تصمیم سازان و تصمیم گیران نقش محوری خود را در در راستای تبلیغات جذب مشارکت مردم در جنگ به ثمر میرسانند. نباید فراموش کرد که در فرایند شکل گیری نگرش و تصمیم گیری و کنش افراد در جامعه عواملی چند نقش دارند از جمله مهمترین آنها افراد یا گروههای مرجع محسوب میشوند که مبنا و معیار داوری و ارزیابی کار کنشگران اجتماعی قرار میگیرند. گروههای مرجع دو کارکرد عمدهی هنجاری و مقایسهای دارند. البته در مواردی از ظرفیت ورزش، ورزشکاران و نهادهای ورزشی برای از بین بردن موقعیتهای صلحآمیز و تحریک دشمنی استفادهشده است.
در جنگ ایران و عراق با ورزشکارانی مواجهایم که به عنوان رزمنده وارد جنگ ایران و عراق شدند و این اقدام آنها (به عنوان گروه مرجع) منجر به تشویق حضور سایر افراد برای حضور در جبهه شد.
در نهایت اینکه در دوران پسا جنگ؛ افزایش پیچیدگی نظام مسائل حوزه ورزش، نحوه عملکرد وزارت ورزش و جوانان در ایجاد و حفظ انسجام جامعه ورزش، کاهش اعتبارات مالی، تضعیف سامانه قهرمانی، افزایش مهاجرت ورزشی، تاخیر در بازسازی یا نوسازی سالنهای ورزشی تخریب شده یا آسیب دیده در جنگ و احتمال تغییر کاربری برخی از اماکن ورزشی، کاهش حضور بخش خصوصی در ورزش، تعدیل نیرو در مشاغل حوزه ورزش، کاهش تاب آوری سه گانه (سرمایه انسانی، ساختار و تجهیزات)، اعمال سیاستهای انقباظی در حوزه اقتصادی ورزشی، و...، منجر به تغییرات احتمالی در شیوه حکمرانی در حوزه ورزشی خواهد شد. ادغام برخی از ساختارها و سازمانها، نظیر تعدادی از معاونتها و ادارات کل ستادی وزارت ورزش و امور جوانان، ادغام برخی از فدراسیونهای همسو، و حتی احتمال مطرح شدن پیشنهاد انحلال وزارت ورزش و جوانان و تشکیل سازمان ورزش و جوانان در محافل اندیشهای قابل تصور است.
پدیده ها و رخداهای اجتماعی عرصه و موضوع بررسی، تحلیل، و ارائه راه کار توسط جامعه شناسان هستند. نهاد اجتماعی ورزش در کلان روندهای اثرگذار بر سیاست، اقتصاد، اجتماع و حتی بر زندگی شخصی انسانها اثرگذار است. در جامعهشناسی ورزش؛ جنگ و تنش بینالمللی بهعنوان بحران کلانساختاری تحلیل میشود و هر بحران خارجی، نهادهای داخلی را بازتعریف میکند. اینک نیز جنگ تحمیلی دوم و سوم، به عنوان یک کلان ساختار خارجی بر ورزش کشورمان اثرگذار است و کارکردهای آن را مورد بازتعریف قرار داده است. در دوران جنگ، در صورتی که کشوری مورد حمله قرار گرفته باشد، در جامعه مورد حمله قرار گرفته، آسیب های اجتماعی کاهش می یابد –مثل فنری جمع می شود و پس از جنگ رها می شود-، انسجام اجتماعی و در نتیجه سرمایه اجتماعی افزایش می یابد.
ولی در دوران پساجنگ در همان جوامع، افزایش تورم و پیچیدگی بیشتر نظام مسائل -به ویژه اقتصادی-، افزایش آسیبهای اجتماعی مجرمانه و غیرمجرمانه، افزایش ریزش اجتماعی و سیاسی، افزایش شمار منتقدان از عملکرد حاکمیت را شاهد خواهیم بود. مدیریت بر عواقب جنگ در دوران پساجنگ بسیار مهم و تکمیل کننده فداکاری های دوران دفاع ملی است. افزایش سرمایه اجتماعی میتواند به تسهیل حکمرانی در دوران پساجنگ اثرگذار باشد. با توجه به اینکه دستیابی به فناوری و تسلط علمی بر مسائل، در حل نظام مسائل هر سازمان و افزایش رضایت عمومی اثرگذار است، گام برداری در مسیر توسعه علمی و فناورانه کشور و توجه به حفظ و افزایش سرمایه اجتماعی می تواند منجر به افزایش موفقیت در حکمرانی شود. افزایش اعتراضات اجتماعی و حتی احتمال شورش اجتماعی قابل تصور است. در مجموع نظام مسائل ورزش، در پساجنگ، پیچیده تر میشود.
از جمله پیامدهای اقتصادی-اجتماعی جنگ تحمیلی بر ورزش ایران، مسائلی همچون؛ کاهش اسپانسرینگ، کاهش ورود سرمایه خارجی، قطع ارتباطات حرفهای با برخی کشورها، تأخیر یا لغو اردوهای خارجی، رکود صنایع جانبی ورزش است. اگر چه جنگها تحمیلی دوم و سوم، بر هر چهار نوع ورزش تربیتی، قهرمانی، همگانی و حرفهای اثرگذار بوده است ولیکن ورزش ایران در پسا جنگ، از مسیر «ورزش حرفهای» فاصله گرفته و به سمت «ورزش نمادین–ملی» حرکت خواهد کرد. همچنین پیامدهای رواناجتماعی بر ورزشکاران ملی پوش در پسا جنگ تحمیلی عبارتند از: افزایش اضطراب عملکرد ورزشکاران ملی پوش، فشار روانی ناشی از «مسئولیت ملی» بر روی ورزشکاران ملی پوش و مسئولان سازمانهای ورزشی، فرسودگی روانی ورزشکاران ملی پوش و دوگانهسازی خطرناک میان «قهرمانان ملی» و «خائنان نمادین» یا «با نظام » و «بر علیه نظام».
در مورد مهاجرت ورزشکاران به خارج از کشور، در دوران پسا جنگ، مهاجرت ورزشکاران افزایش خواهد یافت. کاهش سرمایه نمادین داخلی و تضعیف نظام قهرمانی قابل پیش بینی است. در مجموع؛ یافتههای جنگ تحمیلی دوم و سوم با رویکرد ورزش و در مقایسه با جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس هشت ساله) نشان دهنده این واقعیت است که؛
۱-در جنگ تحمیلی دوم و سوم؛ دیپلماسی ورزشی بین المللی ایران ضعیفتر از دشمنان بوده است و نیازمند افزایش کارآمدی.
۲-حل نشدن نظام مسائل ورزش ایران منجر به ضعف کارآمدی ورزش ایران در جنگ ترکیبی با دشمنان شده است.
۳-ایران در ایجاد اجماع بین ورزشکاران اثرگذار، نیازمند تقویت روشهای ایجابی است.
۴-اثرگذاری مسئولان ورزشی بر مردم به نسبت اثرگذاری ورزشکاران قابل ارتقاء است.
۵-به رغم اینکه ورزش بر ساختار جنگ ایران و ائتلاف آمریکایی- صهیونیستی اثرگذار است، ولی اثرگذاری سازمانهای ورزشی در ساختار این جنگ کم است.
۶-در پساجنگ و آغاز اعتراضات مردمی، همچنان برخی از ورزشکاران، به عنوان اعضای گروه مرجع، نقش محوری در دو سوی درگیری خواهند داشت.
۷-با توجه به وجود برخی از مسائل نظام مسائل ورزش کشور در سطح سایر اقشار و پیوند ورزشکاران سایر اقشار با یکدیگر در محیط باشگاه ها و...، احتمال سرایت و تشدید مسائل وجود دارد.
۸-در جنگ تحمیلی اول (دفاع مقدس هشت ساله) به رغم انجام اقداماتی نظیر حضور برخی از کارکنان سازمان تربیت بدنی در مناطق عملیاتی، کمکهای مردمی کارکنان سازمان تربیت بدنی، واگذاری برخی از اماکن ورزشی به منظور نگهداری اسرای عراقی، واگذاری برخی از سالن های ورزشی به مناطق پشتیبانی برای تسهیل و حتی نگهداری مهمات، اعزام مربیان برای آموزش ورزشی رزمندگان در مراکز آموزشی نظامی و پادگانها و چند اقدام دیگر، در واقع اراده، برنامهریزی و انسجام لازم از سوی تصمیم سازان و تصمیم گیران حوزه ورزش و جنگ برای بهرهگیری از ظرفیت بالای سازمانهای ورزشی در راستای اهداف جنگ مشاهده نشد. در واقع اقدامات انجام شده و میزان اثرگذاری ورزش در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در برابر ظرفیت بالای نهادهای ورزشی، قابلیت ارتقاء و اثرگذاری بیشتر را داشت.
۹-در جنگ تحمیلی دوم (۱۲ روزه) و به ویژه جنگ تحمیلی سوم (۴۰ روزه)، اثرگذاری ورزش و سازمانهای ورزشی بر جنگ بیش از جنگ تحمیلی اول بوده است. البته تا رسیدن به حد مطلوب، فاصله هنوز پابرجاست.
۱۰- اگرچه ورزش در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اثرگذار بود ولی، سازمانهای ورزشی در آن مقطع نتوانستند به عاملی برای کاهش تنش و درگیری در این جنگ مبدل شوند. همچنین ورزش عاملی برای رونق جنگ و افزایش درگیری نظامی عراق و ایران محسوب نمیشود. البته حضور ورزشکاران ایرانی در جبهه توانست منجر به افزایش انگیزه حضور مردم ایران در جنگ و حمایت اجتماعی از ادامه فرایند جنگ شود.
همچنین نمیتوان این واقعیت را انکار کردکه ورزشکاران به تنهایی نمیتوانند مقدمات صلح یا جنگ را مهیا کنند. بلکه در چهارچوب نقشه راه سیاست مداران، تصمیم سازان و تصمیم گیران نقش محوری خود را در در راستای تبلیغات جذب مشارکت مردم در جنگ به ثمر میرسانند. نباید فراموش کرد که در فرایند شکل گیری نگرش و تصمیم گیری و کنش افراد در جامعه عواملی چند نقش دارند از جمله مهمترین آنها افراد یا گروههای مرجع محسوب میشوند که مبنا و معیار داوری و ارزیابی کار کنشگران اجتماعی قرار میگیرند. گروههای مرجع دو کارکرد عمدهی هنجاری و مقایسهای دارند. البته در مواردی از ظرفیت ورزش، ورزشکاران و نهادهای ورزشی برای از بین بردن موقعیتهای صلحآمیز و تحریک دشمنی استفادهشده است.
در جنگ ایران و عراق با ورزشکارانی مواجهایم که به عنوان رزمنده وارد جنگ ایران و عراق شدند و این اقدام آنها (به عنوان گروه مرجع) منجر به تشویق حضور سایر افراد برای حضور در جبهه شد.
در نهایت اینکه در دوران پسا جنگ؛ افزایش پیچیدگی نظام مسائل حوزه ورزش، نحوه عملکرد وزارت ورزش و جوانان در ایجاد و حفظ انسجام جامعه ورزش، کاهش اعتبارات مالی، تضعیف سامانه قهرمانی، افزایش مهاجرت ورزشی، تاخیر در بازسازی یا نوسازی سالنهای ورزشی تخریب شده یا آسیب دیده در جنگ و احتمال تغییر کاربری برخی از اماکن ورزشی، کاهش حضور بخش خصوصی در ورزش، تعدیل نیرو در مشاغل حوزه ورزش، کاهش تاب آوری سه گانه (سرمایه انسانی، ساختار و تجهیزات)، اعمال سیاستهای انقباظی در حوزه اقتصادی ورزشی، و...، منجر به تغییرات احتمالی در شیوه حکمرانی در حوزه ورزشی خواهد شد. ادغام برخی از ساختارها و سازمانها، نظیر تعدادی از معاونتها و ادارات کل ستادی وزارت ورزش و امور جوانان، ادغام برخی از فدراسیونهای همسو، و حتی احتمال مطرح شدن پیشنهاد انحلال وزارت ورزش و جوانان و تشکیل سازمان ورزش و جوانان در محافل اندیشهای قابل تصور است.
برچسب ها : ورزش ایران اقتصادسرآمد جنگ علیه ایران
اخبار روز
-
کانال آبرسان از دریای خزر به مزارع میگوی گلستان افتتاح شد
-
سرگردانی ۲۰ هزار کانتینر کالای ایران در بنادر پاکستان؛ گره اصلی کجاست؟
-
آزادراه مراغه-هشترود در چند مرحله به بهرهبرداری میرسد
-
بسته حمایتی دولت از صیادان سواحل مکران
-
استفاده از ظرفیت استانهای شمالی، محاصره دریایی امریکا را بی اثر میکند
-
چالشها و فرصتهای گردشگری دریایی هرمزگان در سایه تجربههای جهانی
-
صدور ۱۳۸ مجوز پرواز به عتبات در آستانه عید قربان
-
روابط عمومی آزمایشگاه فنی و مکانیک خاک روایتگر کیفیت و اعتماد عمومی است
-
توسعه صنعت هوانوردی کشور نیازمند تعامل و همکاری همه دستاندرکاران صنعت است
-
سهم تولید جلبک از آبزی پروری ایران چقدر است؟
-
منطقه آزاد انزلی؛ پررونق ترین منطقه آزاد کشور در اقتصاد و گردشگری
-
ایجاد اولین سایت های گردشگری دریایی دسترس پذیر در هرمزگان
-
به دنبال تداوم احداث پروژه های اولویت دار بنادر صیادی هستیم
-
«گماش»؛ فیلمی کوتاه درباره گنج افسانهای خلیج فارس و تنگه هرمز
-
بحران انرژی واشنگتن در تله تنگه هرمز
-
«بورس انرژی» چراغ مهار ناترازی انرژی کشور
-
کابلهای دریایی اعماق تنگه هرمز زیر ذرهبین «سیانان»
-
راهبردهای اوراسیا درپساجنگ خلیج فارس
-
ضرورت دیپلماسی فعال ریلی ایران
-
هیچ قدرتی فراتر از خون شهدا نیست
