تاریخ انتشار:1405/2/29
روایتگری موزه، جزیره و «شور زندگی»

روایتگری موزه، جزیره و «شور زندگی»

نوید فلاحت- طراح و توسعه دهنده طرحهای خلاق و نوآورانه

اقتصاد سرآمد- من بیگانه و مستاصل در جزیره قشم قدم می‌زدم. استیصالی که ماحصلِ شیدایی در امواجِ خروشانِ هویت و تاریخی پر از فراز و نشیب بود.

به گزارش اقتصادسرآمد، آدمی در جزیره، آنچنان کژ می شود و مژ می شود که سو‌سوی ساحل معجزه ای رسولانه است. نجات بخش و سحر انگیز، آن معجزه، موزه‌ای زنده و چند وجهی است؛ تلاقی طبیعت و هویت.
در جزیره، وقتی ‌که به ملاقاتِ ساحل و شتر و لاکپشت و مُشتا و راه و جنگل و بادگیر  و غار و قلعه می‌رویم لایه ای پر اهمیت نقشِ عناصر و سوژه ها را پر رنگ تر می‌کند. من به آن می گویم «شورِ زندگی»
شورِ زندگی سکوهایی برای انتقال بارِ دانش محلی، میراث و هویت و انبوهی از تجربه‌های بقا و توسعه است. این سکو نه از شن و سنگ و چوب ساخته می ‌شود و نه از آهن و قیر و بتن. سکوهای میانجی که همواره بین نسل ها چون ستاره ای درخشیده اند؛ آدم هایی از جنسِ اندیشه هستند.
موزه‌های دولتی و سازمانی بار عناصر و آثار را بر دوش می کشند. و موزه های شخصی به ویژه در روستاها، روایتگر شور زندگی هستند و پر از اشیا‌ی سراسر معنا و فلسفه همزیستی با طبیعت.
موزه تنها خوابگاهِ گروهی از گونه های باقی مانده از اسناد و اشیا نیستند. موزه مرزِ بین حال، گذشته و آینده اند. آنچه بوده است، آنچه ما می سازیم و آن چیزی که باقی می ماند برای آینده.
حالا در «جزیره جهانی قشم» سخن از انسانِ خردمند و شور زندگی است. در نبرد بقا انسان و طبیعت نبردی شور انگیز تر و حماسی تر هم وجود دارد؛ «نبردِ» سنگینِ «روایت‌ها». روایتِ یک پهنه و سرزمین روی سکوهای انسانی و اندیشه ورز شکل می‌گیرد. سکوهایی که انسان‌هایی شیدا و پسندیده هستند. ژرف اندیش و در میانه‌ی میدان.
یکی از این «گنجینه های نگومی‌»(سوغات سفر دریایی دریاورزان و صندوق هایی نگین دار که از سرزمین هند و آفریقا کشتی می آوردند) با ارزش که سراسیمه تمام عمرش را برای راهبری درستِ باقی مانده های هویتی جنگیده عالی‌جناب زبیری است.
مردِ ماهیگیرِ آرامی که در میانه‌ی متن های باقی مانده به صیدِ کلمه ها و امثال و حکم پرداخته است. جملات و معنا ها را پژوهیده و شعر را با زبانی معاصر روی آجرهایی کهن بازبنایی کرده است. 
معماریِ موزه شخصی اش را به شیوه ای درست بنا نهاده و ساحتِ نویی از نگاه به میراث را بازتعریف کرده است.
از این زبیری ها، از این جواهرهایی که فقط احترام و تکریم و ایثار و نثارِ از صمیم قلب را بلد هستند، کم داریم.
به پاسداشتِ مقام فرهیخته او هر چند مراسم و مجالسی به نیکی هر از گاهی در جزیره برپاست، اما آنچه او را به سقفِ کرامت و بزرگی نزدیک می کند، ضریب دادن به کنشگری او و جان بخشی به دستاوردهای پر از رمز و راز اوست. 
کاربردپذیر کردنِ این لایه‌ی مهمِ مفهومی که سرمایه ای انسانی و میراثی است از امتحاناتِ هر پژوهشگر و فعالِ فرهنگی است. مدیران و دانشجویان و معلمان، مسافران و همسایه ها مشتریانِ این دُکانِ پرجمال و کمال هستند.
وجود موزه‌هایی زنده، اصیل و شگفت انگیز در منطقه تمدنی خلیج فارس که همچون جهازهای بادبانی خلیج فارس و کشتی های چوبی اقیانوس پیمای بومی، ناخدایان و سکاندارانی همچون استاد زبیری دارند، راه را نشان می‌دهند و سرگردانی آدم ها را کم نموده و بستری برای پهلو گرفتن کناره بندرگاه و با اطمینان، لنگر انداختن در گستره ای بی نظیر سرشار از معنا را فراهم می کنند.
پس به قدرِ وسعت پیشانی و گستردگی چشم اندازمان از این سکوی پرتابِ «شور زندگی» در گذشته و آینده جزایر و سواحل خلیج فارس باید بهره گرفت.

برچسب ها : موزه اقتصادسرآمد جزیره جهانی قشم

اخبار روز
ضمیمه