تاریخ انتشار:1405/2/29
از بلندای زاگرس تا نگین همیشه فارس

«سرآمد» گزارش می‌دهد؛

از بلندای زاگرس تا نگین همیشه فارس

روایت ماندگاری تمدن ایرانی به بهانه آغاز هفته ملی میراث فرهنگی

اقتصادسرآمد- حمید الماسی - ایران، سرزمینی است که تاریخ در آن نه در کتاب‌ها و سنگ‌نوشته‌ها، بلکه در جان مردمش نفس می‌کشد و از بلندای زاگرس تا سواحل نیلگون خلیج همیشه فارس، از کوه‌های استوار کردستان تا کرانه‌های جنوبی کشور، از دشت‌های غرب تا بندرهای جنوب، هر گوشه این سرزمین روایتی از ایستادگی، فرهنگ، فداکاری و تداوم تمدنی دیرپا را در خود نهفته دارد.
به گزارش اقتصادسرآمد، ایران، تنها یک سرزمین جغرافیایی نیست؛ بلکه حافظه‌ای زنده است که قرن‌ها تجربه، درد، افتخار و امید را در خود نگاه داشته و همچنان در چهره مردمانش بازتاب می‌یابد و تمدن ایرانی در طول هزاران سال، نه ‌فقط با شکوه معماری، هنر، ادب، فلسفه و آیین‌های فرهنگی شناخته شده، بلکه با روح مقاومت و توانایی شگفت‌انگیز در حفظ هویت خویش نیز معنا یافته است که همین ویژگی است که ایران را در برابر تندبادهای تاریخ پابرجا نگه داشته و از دل هجوم‌ها، اشغال‌ها، آشوب‌ها و جنگ‌ها، ملتی ساخته که هر بار از نو برخاسته و معنای تازه‌ای از پایداری آفریده است و از تخت‌جمشید تا موزه‌های امروز، از سنگ‌ نوشته‌های باستانی تا خاطره‌های مقاومت معاصر، همه و همه بخشی از یک روایت واحدند و روایت ملتی که هرگز اجازه نداده تاریخش به فراموشی سپرده شود.

 کردستان نماد استقامت و پایداری
کردستان، در این میان، جایگاهی ویژه و درخشان دارد که این خطه کوهستانی با مردمانی نجیب، شجاع و فرهنگ‌دوست، همواره یکی از ستون‌های مهم هویت ایرانی بوده است، از کوه‌های بلند زاگرس، تنها دیواره‌های طبیعی نیستند؛ آن‌ها نماد استقامت و پایداری‌اند که در دامان همین کوه‌ها، مردمانی زندگی کرده‌اند که سختی را با شرافت، و خطر را با غیرت پاسخ داده‌اند و کردستان، همواره در تاریخ ایران، نه‌فقط به عنوان یک منطقه جغرافیایی، بلکه به عنوان سرزمینی با فرهنگ، نجابت و مقاومت شناخته شده است.
در صفحات تاریخ معاصر این خطه، نام سنجرخان در کردستان همچون نشانی از غیرت و مردانگی می‌درخشد و سنجرخان، در روزگاری که نیروهای روس در بخش‌هایی از کشور حضور داشتند و امنیت و استقلال ایران تهدید می‌شد، در برابر این تجاوز ایستاد و به نماد مقاومت مردم کردستان بدل شد و او تنها یک شخصیت محلی نبود، بلکه نماینده روحی بود که در رگ‌های مردم این سرزمین جریان دارد و روحی که تن به ذلت نمی‌دهد و خاک وطن را بی‌دفاع نمی‌گذارد.
 سنجرخان یادآور این حقیقت است که دفاع از میهن، در فرهنگ ایرانی، نه یک وظیفه زودگذر، بلکه تعهدی تاریخی و اخلاقی است و نام او امروز نیز در حافظه مردم کردستان و ایران به عنوان نشانی از دلاوری، شرف و استقلال‌خواهی زنده است.

خلیج فارس هویت ملی 
همان‌گونه که کردستان در خشکی نماد ایستادگی است، خلیج همیشه فارس نیز دریا پهنه‌ای است که شکوه هویت ایرانی را در خود منعکس می‌کند و این خلیج همیشگی فارس، صرفاً آبراهی جغرافیایی نیست؛ بخشی از تاریخ، اقتصاد، فرهنگ و امنیت ملی ایران است که سواحل جنوب، همواره دروازه‌ای به سوی جهان، اما در عین حال خط مقدم پاسداری از تمامیت ارضی کشور بوده‌اند و از دیرباز تا امروز، مردمان این خطه با دریا زیسته‌اند و با آن هویت یافته‌اند که در این میان، نام دریابان بایندر به عنوان یکی از نمادهای برجسته دفاع از آب‌های ایران در تاریخ معاصر، جایگاهی ماندگار دارد.
دریابان بایندر، با ایستادگی و جان‌فشانی خود، در برابر تجاوز و طمع بیگانگان ایستاد و نشان داد که دفاع از میهن، تنها در مرزهای خاکی تعریف نمی‌شود؛ بلکه مرزهای آبی نیز به همان اندازه مقدس‌اند و او در حافظه تاریخی ملت ایران به عنوان مردی شناخته می‌شود که در روزگار خطر، شرف و مسئولیت را بر آسایش ترجیح داد و با خون خویش، برگ دیگری بر دفتر افتخارات ملی افزود که حماسه او در خلیج فارس، همانند حماسه سنجرخان در کردستان، پیام روشن و مشترکی دارد که «ایران در برابر تجاوز خاموش نمانده و نخواهد ماند.»
از کردستان تا خلیج فارس، از سنجرخان تا دریابان بایندر، از کوه تا دریا، از غرب تا جنوب، یک خط ممتد از هویت ملی ترسیم می‌شود؛ خطی که تمدن ایرانی را نه در طاق‌های سنگی و بناهای موزه‌ای، بلکه در اراده زنده مردمان این سرزمین بازمی‌تاباند و این پیوستگی تاریخی نشان می‌دهد که فرهنگ مقاومت در ایران، امری مقطعی و وابسته به یک دوران خاص نیست؛ بلکه در ژرفای تاریخ این ملت ریشه دارد.

ایرانیان نماد ایثار و مقاومت در برابر تجاوز
ایرانیان در بزنگاه‌های مختلف تاریخی، هر بار با زبان، ابزار و امکانات زمانه خود، از سرزمین خویش دفاع کرده‌اند و هر بار با حفظ کرامت و هویت، صفحه‌ای تازه به دفتر تاریخ افزوده‌اند و در تاریخ معاصر، این روحیه بار دیگر در سال‌های سخت دفاع مقدس  و سپس جنگ‌های تحمیلی۱۲ و ۳۹ روزه جلوه‌گر شد و آنچه در این روزهای نخستین رخ داد، تنها یک رویارویی نظامی نبود بلکه آغاز فصلی بود که در آن ملت ایران با همه توان خود، برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی و عزت ملی به میدان آمد و از همان ابتدای تجاوز، مردم در شهرها و روستاها، در مرزها و پشت جبهه‌ها، با همدلی و هم‌افزایی بی‌نظیر، صحنه‌هایی از ایثار و مقاومت آفریدند که تا امروز در حافظه ملی باقی مانده است 
مردان راهی جبهه‌ها شدند، زنان در پشت صحنه، ستون‌های زندگی و پایداری را برپا نگاه داشتند، نوجوانان و جوانان با شور و ایمان وارد میدان شدند و همه اقشار جامعه، فارغ از تفاوت‌های قومی و منطقه‌ای، در یک صف واحد قرار گرفتند که در این میان، مناطق مرزی و به‌ویژه استان‌های غربی و جنوبی کشور نقش برجسته‌ای در دفاع از میهن ایفا کردند. 
کردستان و خوزستان و دیگر مناطق مرزی، نه‌ فقط خط تماس با دشمن، بلکه جلوه‌گاه همبستگی ملی بودند و مردم این مناطق، با وجود دشواری‌ها، بار اصلی مقاومت را بر دوش کشیدند و نشان دادند که دفاع از وطن، به قوم و زبان و جغرافیا محدود نیست که در حقیقت، جنگ و مقاومت، وحدت ملی ایران را به شکلی تازه و عینی آشکار کرد؛ وحدتی که ریشه در تاریخ و فرهنگ مشترک داشت و در سخت‌ترین شرایط به نیرویی تعیین‌کننده بدل شد.
نقش زنان ایرانی در این مسیر، نقشی بنیادین و درخور ستایش است که زنان این سرزمین، چه در غرب و چه در جنوب، چه در شهرهای مرکزی، تنها ناظر وقایع نبودند؛ آنان بخشی اساسی از مقاومت بودند و مادران شهدا، همسران رزمندگان، پرستاران، آموزگاران، امدادگران و زنان خانه‌داری که با مدیریت زندگی روزمره، پشتیبانی عاطفی و معنوی، و تربیت نسل‌های آینده، ستون‌های پنهان اما استوار این حماسه بزرگ را تشکیل دادند و اگر مردان در خط مقدم می‌جنگیدند، زنان در خط مقدم صبوری، تدبیر و استمرار زندگی ایستاده بودند و این حضور چندلایه و مؤثر، نشان می‌دهد که تمدن ایرانی همواره بر شانه‌های مشترک همه فرزندان خود استوار بوده است.
روز جهانی موزه‌ها و آغاز هفته ملی میراث فرهنگی
۲۸ اردیبهشت، روز ملی موزه‌ها و آغاز هفته میراث فرهنگی، فرصت آن فراهم شده است که بار دیگر به معنای ژرف میراث بیندیشیم که میراث فرهنگی، فقط مجموعه‌ای از اشیاء کهن، بناهای تاریخی، نقوش برجسته، کتیبه‌ها و آثار باستانی نیست و میراث فرهنگی، در معنای عمیق‌تر، حافظه مشترک یک ملت است و آن چیزی که گذشته را به حال و آینده پیوند می‌زند و به جامعه امکان می‌دهد خود را در آینه تاریخ بازشناسد. موزه‌ها در این میان، نه‌فقط محل نگهداری آثار، بلکه خانه‌های حافظه جمعی و مدرسه‌های هویت ملی‌اند و در موزه‌ها، از شکوه تمدن‌های باستانی گرفته تا رنج‌ها، مبارزات و پیروزی‌های ملت در روزگار معاصر سخن می‌گوید.
در ایران، این پیوند میان میراث باستانی و مقاومت معاصر به‌گونه‌ای خاص و برجسته دیده می‌شود که در یک سوی این پیوند، آثار ارزشمند هخامنشی، ساسانی، اسلامی و دوره‌های مختلف تاریخی قرار دارند و در سوی دیگر، یادمان‌های دفاع مقدس، اسناد ایثار، عکس‌های جبهه، وصیت‌نامه شهدا و خاطرات مقاومت مردمی که هر بخش، در واقع فصل هایی از یک کتاب‌اند و کتابی به نام «ایران» نام دارد.
اگر سنگ‌نگاره‌ها از عظمت گذشتگان سخن می‌گویند، خاطرات مقاومت از تداوم همان عظمت در روزگار جدید روایت دارند و این تداوم، همان چیزی است که تمدن ایرانی را از یک میراث خاموش به یک حقیقت زنده تبدیل کرده است.
هفته ملی میراث فرهنگی، به همین دلیل، فرصتی تشریفاتی و نمادین صرف نیست که این هفته یادآور مسئولیتی ملی است و مسئولیت شناخت، حفاظت و بازآفرینی هویت ایرانی است و اگر نسل امروز نداند که از چه گذشته‌ای آمده، چگونه می‌تواند آینده‌ای مطمئن بسازد؟ اگر جامعه‌ای آثار تاریخی خود را نشناسد، چگونه می‌تواند از جان‌مایه فرهنگی‌اش پاسداری کند؟ و اگر حماسه‌های مقاومت خود را به فراموشی بسپارد، چگونه می‌تواند معنای واقعی استقلال و عزت را حفظ کند؟ از این منظر، موزه‌ها و میراث فرهنگی، ابزارهایی برای بازگویی هویت و آموزش تاریخ‌اند؛ نه فقط برای پژوهشگران و متخصصان، بلکه برای همه مردم، به‌ویژه نسل جوان ایجاد شده است و نسل جوان ایران باید بداند که میراث فرهنگی، دارایی‌ای دور و بی‌ارتباط با زندگی امروز نیست و هر بنای تاریخی، هر محوطه باستانی، هر سند ملی و هر روایت مقاومت، قطعه‌ای از پازل هویت اوست و همان نوجوانی که امروز از کنار یک موزه می‌گذرد، اگر بداند که در پس دیوارهای آن، داستان هزاران سال تمدن، هنر، اندیشه و ایثار نهفته است، نگاهش به وطن متفاوت خواهد شد.

ایران روایت همبستگی 
ایران، در این معنا، سرزمینی است که تاریخ را به زندگی روزمره پیوند زده است و در این سرزمین، نام‌های بزرگ نه فقط در کتاب‌ها، بلکه در حافظه جمعی مردم زندگی می‌کنند از سنجرخان در کردستان، دریابان بایندر در جزیره قشم، رزمندگان جنگ تحمیلی، مادران و پدران شهید، هنرمندان، معلمان، باستان‌شناسان، حافظان میراث و همه کسانی که برای نگهداری از این سرزمین تلاش کرده‌اند و هر یک بخشی از این پیکره واحدند که این پیکره، زمانی کامل می‌شود که همه اجزای آن از گذشته دور، هم تاریخ معاصر، هم سنگ و سفال، هم خاطره و فداکاری دیده می شوند.
از بلندای زاگرس تا نگین خلیج همیشه فارس، از غرب تا جنوب، از سنجرخان تا بایندر، از موزه‌ها تا میدان‌های مقاومت، یک پیام واحد شنیده می‌شود که ایران با فرهنگ و مقاومت زنده مانده است و این سرزمین، هر بار که به آزمون کشیده شده، از دل تاریخ و مردمش نیرویی تازه گرفته و دوباره سر بلند کرده است که چنین ملتی، هرگز تنها به گذشته خود افتخار نمی‌کند؛ بلکه از گذشته برای ساختن آینده الهام می‌گیرد و این شاید مهم‌ترین معنای میراث فرهنگی باشد و پیوندی زنده میان آنچه بوده‌ایم و آنچه باید باشیم.
امروز اگر از تمدن ایرانی سخن می‌گوییم، باید آن را در گستره‌ای کامل دید؛ در معماری و ادب و هنر، در موزه و محوطه تاریخی، در مقاومت سنجرخان، در دریانوردی و دفاع دریابان بایندر، در صبوری زنان، در ایستادگی مردان، در همبستگی اقوام، و در حافظه پرغرور ملتی که با وجود همه فراز و نشیب‌ها، هنوز با افتخار از ایران سخن می‌گوید و این روایت، روایت یک گذشته دور نیست؛ روایت ملتی است که هنوز ادامه دارد.

برچسب ها : هفته ملی میراث فرهنگی اقتصادسرامد تمدن ایرانی

اخبار روز
ضمیمه