تاریخ انتشار:1405/2/30
راز ناگشودۀ رستم و سهراب

راز ناگشودۀ رستم و سهراب

اقتصادسرآمد- محمدجعفر محمدزاده- داستان رستم و سهراب از پرکشش‌ترین و زیباترین داستان‌های شاهنامه است که هم در بافتِ رویی و هم در ژرف‌ساخت و فرامتنِ خود، پیچیدگی‌ها و لایه‌های معنایی فراوان دارد.

به گزارش اقتصادسرآمد، در این‌که فردوسی این داستان را، همچون دیگر داستان‌های ملی ایران، از منبعی منثور به نظم درآورده است، کمتر تردیدی وجود دارد:
یکی نامه بود از گهِ باستان
فراوان بدو اندرون داستان
که این نامه را دست پیش آورم
به پیوندِ گفتارِ خویش آورم
روشن است که منبع منثور و مکتوب فردوسی برای سرایش شاهنامه، شاهنامه ابومنصوری بوده است؛ اثری که حدود سال ۳۴۶ هجری، به فرمان ابومنصور عبدالرزاق طوسی و با کوشش ابومنصور معمری تدوین شد. گرچه این شاهنامه امروز در دسترس نیست، اما از شواهد چنین برمی‌آید که سرمشق فردوسی و نیز برخی سیرالملوک‌ها همین منبع مکتوب بوده است.
«غررثعالبی» از جمله آثاری است که در نیمه دوم سده چهارم هجری و تقریباً هم‌زمان با شاهنامه فردوسی تألیف شده و گمان قوی بر آن است که منبع هر دو اثر، همان شاهنامه منثور ابومنصوری بوده است.
با وجود احتمالِ قویِ اشتراک منبع میان شاهنامه فردوسی و اثر ثعالبی، داستان رستم و سهراب در کتاب ثعالبی نیامده است. از همین‌رو این احتمال مطرح شده که نسخه‌ای که در اختیار فردوسی بوده، با نسخه مورد استفاده ثعالبی تفاوت داشته است.
برخی نیز گفته‌اند که داستان رستم و سهراب زاییده ذهن فردوسی است یا او آن را از روایت‌های شفاهی شنیده است و دلیل ایشان نیز نبودِ این داستان در دیگر منابع مکتوب است؛ حال آن‌که فردوسی خود در آغاز داستان با آوردن واژۀ «بپیوندم» به معنی به نظم درآوردن این گمان را رد می‌کند:
ز گفتارِ دهقان یکی داستان
بپیوندم از گفته باستان
افزون بر این، فردوسی در بخش‌هایی از شاهنامه از جمله در آغاز داستان کاموس کشانی  تصریح می‌کند که چیزی بر روایت‌های اصلی داستان‌های ملی نیفزوده است:
سرآمد کنون رزمِ کاموس نیز
دراز است و نَفْتاد ازو یک پشیز
و...
گر از داستان یک سخن کم‌شدی
روانِ مرا جایِ ماتم بدی
زن در داستان رستم و سهراب حضوری پررنگ و اثرگذار دارد. تهمینه، دختر شاه سمنگان و مادر سهراب، نقطه آغاز این روایت است و گردآفرید نیز با نبردِ شجاعانه و تدبیر حماسی خود، یکی از درخشان‌ترین چهره‌های زن در شاهنامه را پدید آورده است.
رازِ فرزندکشی در این نبردِ جان‌سوز، پس از سده‌های پیاپی، همچنان ناگشوده مانده است؛ آن‌جا که حتی فردوسی نیز لب به اعتراض می‌گشاید:
همی بچه را بازداند ستور
چه ماهی به دریا، چه در دشت گور
نداند همی مردم از رنج و آز
یکی دشمنی را ز فرزند باز؟
افزون بر این، چراییِ رفتنِ رستم به مرز بیگانه، خواب ماندن او، گم شدن رخش، تحلیل رفتار کیکاووس، نقش افراسیاب ـ دشمن دیرین ایران ـ در شکل‌گیری این فاجعه، و بسیاری نکته‌های دیگر، از جمله رازهای ابهام‌آلود این داستان است؛ رازهایی که فردوسی با زبان سترگ و حماسی خود، آن‌ را در شمارِ جان‌گدازترین داستان‌های حماسیِ ادبیات جهان قرار داده است.
صاحب این قلم سال‌ها پیش، در یادداشتی با عنوان «*پهلوان در کمند مکافات*»، کوشیده بود تأویلی دیگر از این داستان به دست دهد؛ شاید برای یافتن پاسخی به این پرسش که رستم، ابرپهلوان ایران، به کدامین گناه به مکافاتِ فرزندکشی گرفتار آمد؟
داستان رستم و سهراب، با گذشت هزار سال از روزگار فردوسی، همچنان دریچه‌های پرسش، تأویل و تفسیر را به روی خواننده نبسته است و همین، از رازهای ماندگاری و شیرینیِ این ابرداستانِ تلخِ ایرانی است.

برچسب ها : رستم و سهراب اقتصادسرآمد داستان‌های شاهنامه

اخبار روز
ضمیمه