تاریخ انتشار:1405/2/30
پیوند دیرینه بندرهای سیراف و هرمز به دریای چین

پژوهشگر فرهنگ بین‌الملل نوشت:

پیوند دیرینه بندرهای سیراف و هرمز به دریای چین

واکاوی نقش جاده ابریشم در تبادلات فرهنگی میان ایران و چین

اقتصادسرآمد- علی‌محمد سابقی - آثار برجای مانده از دین‌های نسطوری، زرتشتی، و آیین‌های بودایی و مانوی، و از همه مهمتر، دین اسلام، که توسط تجار و بازرگانان و مبلغان دینی ایرانی، بدون توسل به تبلیغ مستقیم در سرزمین چین معرفی و گسترش یافت و میلیون‌ها چینی را جذب این ادیان نمود، گویای این حقیقت است. در طول هزاره‌های گذشته، اثرگذاری و تأثیرپذیری دو تمدن کهن فرهنگی ایران و چین، به دلیل دوستانه و مسالمت‌آمیز بودن این مبادلات و تعامل، بدون برخورد با مانعی، تا یکی دو قرن اخیر به خوبی ادامه داشته است.
به گزارش اقتصاد سرآمد، علی‌محمد سابقی، پژوهشگر فرهنگ بین‌الملل و رایزن فرهنگی پیشین ایران در چین در یادداشتی نوشت:  این روابط که در عهد ساسانیان گسترش یافته بود، پس از ظهور اسلام و اسلام آوردن ایرانیان، توسعه  بیشتری پیدا کرد. اگرچه مناسبات میان دو تمدن بزرگ ایران وچین همه جانبه و گسترده بود، ولی مناسبات فرهنگی آنان در قالب ادیان و مذاهب شکل گرفت و ماندگارترین کالای مبادله شده  میان دو ملت، مبادلات فرهنگی و دینی است.بررسی مورخان نشان می‌دهد که پیشینه روابط سیاسی و فرهنگی ایران و چین به بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ سال می‌رسد و ۲ کشور کهنسال در دوران باستان، با جاده  معروف ابریشم که از مشرق تا مغرب امتداد داشت و خطوط دریایی که از خلیج فارس و بندرهای سیراف و هرمز به دریای چین کشیده می‌شد، با یکدیگر پیوند می‌یافتند.
ورود استعمارگران متجاوز غربی به قاره آسیا در روند ارتباطات و مراودات فرهنگی بین دو کشور وقفه ایجاد کرد و هر دو تمدن باستانی را با تهدیدها و چالش‌های سختی روبه رو ساخت. روند استقلال طلبی و آزادیخواهی ملت‌های ایران و چین و تحولات و دگرگونی‌های بین المللی در طول قرن بیستم، این دو یار دیرین را بار دیگر هم سرنوشت و همراه ساخت تا با اتکا به پیشینه  فرهنگی و تمدن غنی گذشته و همفکری و هم نظری نسبت به آینده، برای احقاق حقوق مسلم خود در کنار هم قرار گیرند و بار دیگر جاده ابریشم روابط فرهنگی خود را برای هموار ساختن راه آتی و سرنوشت ملت‌های دو کشور استوار سازند.

روابط تاریخی میان ایران و چین 
بستر روابط تاریخی ایران و چین را هم چون رابطه  هر ملت دیگر، سه عنصر یعنی موضوع، شرط و زمینه ها، فراهم ساخته است. در این زمینه  خاص، مسلما موضوع ارتباط بین دو کشور، آشکارا خود دو کشور ایران و چین است که به عنوان دو امپراتوری رقیب و همسایه، دو تمدن دیرینه و دو فرهنگ پیشرفته، شناختشان برای دیگری ضروری، وسوسه‌انگیز و اشتیاق‌آور بوده است. شرط این رابطه دو جانبه نیز چیزی جز شناخت، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از یکدیگر نبوده و زمینه‌های آن هم عبارت بوده اند از: سفر، تجارت، روابط سیاسی، فرهنگی، فتوحات نظامی، مهاجرت، تبلیغات دینی، ماجراجویی، تبادل تجربه و همه اشکال روابط قابل پیش بینی یک ملت با ملت دیگر.
مرحوم استاد سید جعفر شهیدی، در سال ۱۹۹۱ در مراسم تأسیس مرکز پژوهش‌های فرهنگ ایران در دانشگاه پکن، در جمع اساتید و پژهشگران ایرانشناس چینی گفته: «دوستان گرامی؛ برشما و سایر دوستانی که از تاریخ چین و ایران اطلاعاتی دارند، معلوم است که دو ملت ما از چند هزار سال پیش یکدیگر را درک کردند، بین دو ملت ما نه تنها روابط تجاری برقرار شد، بلکه در فرهنگ و تمدن یکدیگر نیز تأثیر گذاشتند. اطلاعات این ارتباطات در آثار جهانگردانی که یا از چین عازم ایران شدند یا از ایران راهی چین، برشمرده شده است. آن‌ها مشاهدات خود را در کتاب‌های خود نوشتند، و ملت خود را نسبت به جنبه‌های مختلف زندگی، فرهنگی و اعتقادی دیگری آگاه کردند.» در این خصوص، افزون بر اطلاعات برجای مانده از جهانگردان و مسافران ماجراجوی چینی و ایرانی، می‌توان به آثار مکتوب و اسناد و کتب و دستنوشته‌های فراوان تاریخی اشاره کرد که به میزان نسبتا کمی در ایران و به مقدار خیلی زیادی در کتابخانه‌ها و مراکز آرشیو اسناد تاریخی چین از دوران باستان تاکنون گرد آوری شده است که می‌توان از آن‌ها به عنوان اسناد معتبر و مرجع تاریخی مهم برای بازیابی و بازنویسی تاریخ روابط، به ویژه روابط فرهنگی ایران و چین استفاده کرد.
گنجینه وسیع نوشته‌های چین می‌توانند از اسرار و ناگفته‌های شمار زیادی از حوادث، اطلاعات، عوامل و زمینه‌های فراهم ساز تاریخ روابط فرهنگی بین دوکشور رمزگشایی کرده و ناشناخته‌های این روابط را با یافته‌های نو کشف کنند، که این یافته‌ها برای همه کسانی که به تاریخ روابط دو ملت علاقه مندند، بسیار با ارزش است. 

تبادلات فرهنگی میان ایران و چین
اگر جاده ابریشم را نماد تاریخی روابط تجاری و اقتصادی میان ایران و چین فرض کنیم، مسلما نماد تعامل فرهنگی بین دو کشور را می‌توان مبادلات دینی و مذهبی به شمار آورد که از این طریق سایر مظاهر فرهنگی و هنری هم چون نقاشی، معماری، ادبیات، زبان، آداب و رسوم، ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی، علوم و صنایع ایرانی و چینی نیز به کشور مقابل راه یافته است.
همه مورخان چینی، ایرانی و محققان و پژوهشگران خارجیِ روابط فرهنگی میان ایران و چین، بر این موضوع اتفاق نظر دارند که ادیان و آیین‌های بودایی، نسطوری، زرتشتی، مانوی، و اسلام، از ایران و یا از طریق ایران و توسط مبلغان و اندیشمندان و تجار ایرانی به سرزمین چین معرفی شده و در آن سر زمین گسترش یافته است. برای اثبات این ادعا، به حدی اسناد و مدارک در کتب تاریخی دو کشور و هم چنین آثار نویسندگان خارجی یافت می‌شود که نیازی به بازگویی همه  آن‌ها نیست.
  
نقش جاده  ابریشم در مبادلات فرهنگی
در تمدن چین، دو اثر باستانی بیش از سایر آثار تاریخی این کشور در دنیا مشهور بوده و نقش مهمی در روابط چین با جهان خارج داشته اند؛ یکی دیوار بزرگ چین با حدود ۷۰۰۰کیلومتر طول که بیشتر جنبه  دفاعی داشته و سرزمین چین را از هجوم قبایل بدوی شمالی محافظت می‌کرده، و دیگری جاده ابریشم است که زمینه روابط گسترده چین با جهان خارج را تسهیل می‌کرده است.
بر اساس اسناد تاریخی، امپراتور وو دی، ۱۵۶ پیش از میلاد تا سال ۸۷ پس از میلاد)، برای توسعه روابط با مناطق و کشورهای واقع در غرب چین، جانگ چیان (Zhang Qian) را به عنوان سفیر و نماینده خود به سرزمین‌های غرب چین از جمله ایران اعزام نمود. این سفر زمینه را برای آغاز جاده‌ای تجاری که بعدها به جاده  ابریشم مشهور شد، فراهم ساخت. از آن زمان به بعد، در این جاده هیچگاه صدای زنگ کاروان شتران و رفت و آمد بازرگانان و مبلغان دینی از شرق به غرب و غرب به شرق قطع نشد.
در حقیقت می‌توان جاده ابریشم را نخستین جاده جهانی‌سازی اندیشه ها، فرهنگ ها، و تمدن-ها، و حتی اقتصاد و بازرگانی نامید. اگرچه کالای ابریشمین یکی از کالاهایی بوده که در این مسیر مبادله می‌شده و به همین سبب نام این کالا برای این جاده انتخاب شده است، ولی آنچه بیش از ابریشم ارزشمند بوده و امروزه هم در شرق و غرب عالم آثار آن هم چنان برجای مانده است، تبادل فکر و اندیشه و دستاوردهای غیر مادی بشری بوده است.
این جاده در واقع شبکه گسترده‌ای برای مبادله انواع کالاهای مادی و معنوی بوده که در آن مسافران، مهاجران، روحانیون و مبلغان مذهبی، هنرمندان، تجار و بازرگانان، مقامات سیاسی و لشگری و کشوری، جنگجویان، ماجراجویان، جهانگردان، عیاران و طراران، ادیان بزرگ جهان، ابداعات و اختراعات اقوام و ملل جهان، طولانی‌ترین کاروان‌ها و ارزشمندترین کالاهای تولید شده در غرب و شرق، نایاب‌ترین و کمیاب‌ترین پرندگان و حیوانات، انواع داروهای گیاهی، انواع علوم از جمله علم نجوم و ستاره شناسی، و... مبادله شده و در حقیقت کانالی برای جابه جایی دستاورد تمدن ها، فرهنگ ها، ادیان و ملت‌های شرق و غرب بوده است.
از آن‌جا که سرزمین ایران به عنوان واسط بین شرق و غرب عمل کرده و برای قرن‌ها تجارت در این مسیر در انحصار ایرانیان بوده، لذا طبیعی است که روابط فرهنگی بین ایران و چین نیز از ابتدا و آغاز فعالیت این جاده، و از طریق آن آغاز و گسترش یافته است. پس از برقراری این روابط و در طول هزاران سال مراوده  میان دوملت ایران و چین، هزاران تاجر و مبلغ دینی ایرانی به سرزمین چین مهاجرت و در مناطق مختلفی از این کشور اقامت گزیده و با ازدواج با زنان چینی، گروه‌های قومی مختلفی هم چون قوم «هویی»، «سالار»، و... را در این سرزمین شکل داده و یا با مخلوط شدن با اقوام دیگر چینی، جوامع گوناگونی را تشکیل داده اند. این مهاجرت‌ها و اقامت‌ها و کوچ‌های درون سرزمینی نیز بر مبادلات و استحکام روابط فرهنگی میان دو کشور افزوده و در برخی از موارد آن را به روابط خونی و سببی تبدیل کرده است.  
برآورده شدن آرزوهای مردم چین با نمایش آثار تاریخی و فرهنگی «شکوه ایران باستان» در جامع‌ترین مجموعه موزه‌ای جهان «شهر ممنوعه»، گام بلندی در توسعه روابط فرهنگی و مردمی بین دو ملت بزرگ ایران و چین است که در شرایط کنونی به درستی تسخیص داده شده و برداشته شده است. در این ارتباط خاطره‌ای به یادم آمد که در سال ۱۳۸۲ رؤسای موزه‌های ملی چین، تایوان و هنگ کنگ طی نامه‌ای درخواست داشتند که مجموعه از آثار فرهنگی و تاریخی موزه‌های ایران برای مدت شش ماه در این سه کشور و منطقه با پرداخت کلیه هزینه‌ها از سوی میزبانان به نمایش گذاشته شود. در آن تاریخ به دلایل مختلف به نتیجه نرسید ولی خوشبختانه به تازگی شاهد برآورده شدن این آرزوی علاقه مندان به تاریخ و تمدن ایران در این منطقه از جهان بودیم. 
در این نمایشگاه مجموعه‌ای (۲۱۱ قلم شیء) از آثار فاخر و نفیس و تاریخی موزه‌های ایرانی که دارای قدمت بیش از ۳ هزارساله بودند، در قالب نمایشگاه «شکوه ایران باستان» به مدت ۳ ماه در پایتخت چین به نمایش گذاشته شد که این کار سترگ فرهنگی، افزون بر آشنا ساختن مردم علاقمند چین با شکوه تمدنی ایران، قطعا زمینه ساز حضور انبوهی از گردشگران فرهنگ دوست چینی را نه تنها صرفا از چین، بلکه از مناطقی همچون تایوان، هنگ کنگ، ماکائو و سایر مناطق حوزه فرهنگی چین، به ایران را فراهم ساخت.  
صنعت گردشگری در دنیای امروز یکی از صنایع در حال توسعه و ارزآور و همچنین گسترش دهنده ژئو کالچر و جغرافیای فرهنگی در فراسوی مرزهای به شمار می‌رود. به همین سبب، بیشتر کشورهای دارای فرهنگ و تاریخ کهن و یا جاذبه‌های گردشگری و طبیعی، از این صنعت برای توسعه اقتصادی و معرفی تاریخ و تمدن و فرهنگ خود استفاده می‌کنند. خوشبختانه، جمهوری اسلامی ایران در این زمینه حرف برای گفتن زیاد دارد و جزء ده کشور برتر جهان هست. 

برچسب ها : بندرهای سیراف و هرمز اقتصادسرآمد دریای چین

اخبار روز
ضمیمه