تاریخ انتشار:1405/8/14
واکاوی سناریوی استفاده امریکا از سلاح هستهای تاکتیکی علیه تاسیسات ایران
از تفاوت نابودی یک تاسیسات تا نابودی یک توانایی نظامی
اقتصادسرآمد- زینب یوسف وند کارشناس منطقه - یکی از سناریوهایی که در ماههای اخیر در خصوص جنگ ایران و آمریکا مطرح شده است، حمله به تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ با هدف نابودی زیرساختهای هستهای یا موشکی ایران است. طرحکنندگان این سناریو معتقدند که آمریکا به دلیل دشواری انهدام این تاسیسات با تسلیحات متعارف، ممکن است برای ازبینبردن آنها به استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی روی بیاورد. این تحلیل بر یک فرض اساسی استوار است: اگر یک تاسیسات زیرزمینی با تسلیحات متعارف قابل انهدام نباشد، استفاده از سلاح هستهای تنها گزینه باقیمانده خواهد بود. با این حال، چنین نتیجهای از نظر نظامی قابل دفاع نیست.
به گزارش اقتصادسرآمد، در عملیات علیه اهداف زیرزمینی، مسئله صرفاً قدرت انفجار نیست، بلکه میزان خسارت مورد انتظار، ماهیت هدف، نتیجه عملیاتی حمله و تاثیر آن بر توانایی نظامی طرف مقابل اهمیت دارد. حتی استفاده از یک سلاح با قدرت تخریب بسیار بالا نیز تضمین نمیکند که تمام اهداف موردنظر محقق شوند. در این نگارش به این موضوع خواهیم پرداخت که چرا دشواری انهدام تاسیسات زیرزمینی ایران، بهتنهایی دلیل کافی برای افزایش احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای تاکتیکی نیست.
۱. دشواری انهدام با ناممکنبودن آن تفاوت دارد
مهمترین استدلال مطرحشده درباره احتمال حمله هستهای به تاسیسات زیرزمینی ایران، مقاومت این تاسیسات در برابر تسلیحات متعارف است. ساخت سازههای نظامی در عمق زمین و استفاده از پوشش سنگی میتواند آسیبپذیری آنها را در برابر برخی حملات کاهش دهد. با این حال، میزان حفاظت به ویژگیهای واقعی هر تاسیسات وابسته است و نمیتوان تمام مجموعههای زیرزمینی را از نظر میزان مقاومت یکسان در نظر گرفت. نکته مهم این است که دشواری انهدام یک هدف، الزاماً به معنای ضرورت استفاده از قویترین سلاح موجود نیست. در ارزیابی نظامی باید میان نابودی کامل یک سازه، واردکردن خسارت به تجهیزات، کاهش ظرفیت عملیاتی و مختلکردن عملکرد یک مجموعه تفاوت قائل شد.
۲. سلاح هستهای تضمینکننده نابودی کامل نیست
یکی دیگر از مشکلات تحلیلهایی که استفاده از سلاح هستهای را راهحل قطعی انهدام تاسیسات زیرزمینی میدانند، نادیدهگرفتن محدودیتهای فیزیکی این سلاح است. قدرت انفجار هستهای بسیار زیاد است، اما میزان خسارت واردشده به یک هدف زیرزمینی به عوامل متعددی وابسته است. ویژگیهای زمینشناسی، عمق هدف، ساختار سازه و شرایط انفجار میتوانند بر نتیجه حمله تاثیر بگذارند. بدون اطلاعات معتبر درباره این عوامل، نمیتوان نتیجه گرفت که یک حمله هستهای الزاماً تمام بخشهای یک تاسیسات را نابود خواهد کرد. در نتیجه، استفاده از سلاح هستهای باید بر اساس نتیجه واقعی مورد انتظار ارزیابی شود، نه صرفاً قدرت تخریب اسمی آن. اگر هدف، ازکارانداختن یک تاسیسات مشخص باشد، افزایش قدرت تخریب لزوماً به معنای افزایش متناسب در احتمال دستیابی به نتیجه نهایی نیست.
۳. نابودی یک تاسیسات با نابودی یک توانایی نظامی تفاوت دارد
یکی از مهمترین مسائل در تحلیل نظامی حمله به تاسیسات زیرزمینی ایران، تفاوت میان انهدام یک هدف فیزیکی و نابودی ظرفیت نظامی مرتبط با آن است.اگر هدف آمریکا مهار توانایی موشکی ایران باشد، تخریب یک تاسیسات بهتنهایی لزوماً این هدف را محقق نخواهد کرد. توانایی موشکی به مجموعهای از عوامل وابسته است و نمیتوان آن را تنها به یک ساختمان یا یک نقطه جغرافیایی تقلیل داد.
همین موضوع درباره زیرساختهای هستهای نیز اهمیت دارد. تخریب یک تاسیسات با نابودی دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و تمام ظرفیتهای مرتبط با یک برنامه یکسان نیست. حتی اگر یک حمله خسارت سنگینی به زیرساخت فیزیکی وارد کند، نتیجه بلندمدت آن به عوامل دیگری نیز وابسته خواهد بود.
۴. مسئله مهمتر، نتیجه عملیاتی حمله است
در یک جنگ، ارزش یک سلاح صرفاً بر اساس قدرت تخریب آن تعیین نمیشود. مهمتر از قدرت تخریب، نتیجهای است که استفاده از آن در میدان نبرد ایجاد میکند.
اگر هدف آمریکا کاهش توانایی موشکی ایران باشد، باید میان واردکردن خسارت به یک مجموعه مشخص و کاهش پایدار ظرفیت تهاجمی ایران تفاوت قائل شد. این دو هدف ممکن است با یکدیگر ارتباط داشته باشند، اما الزاماً یکسان نیستند.یک حمله ممکن است به تاسیساتی آسیب وارد کند، بدون آنکه بتواند تمام ظرفیتهای مرتبط با آن را از بین ببرد. همچنین ممکن است تخریب یک هدف، بهتنهایی تغییر تعیینکنندهای در روند جنگ ایجاد نکند.
۵. خطر تشدید جنگ و ازبینرفتن کنترل عملیاتی
استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی ممکن است در محاسبات اولیه بهعنوان حملهای محدود علیه یک هدف مشخص در نظر گرفته شود. با این حال، واکنش طرف مقابل میتواند دامنه درگیری را از چارچوب اولیه خارج کند.در چنین شرایطی، حمله هستهای ممکن است نهتنها ظرفیت نظامی هدف را تحت تاثیر قرار دهد، بلکه محاسبات بازدارندگی و تصمیمگیری طرف مقابل را نیز تغییر دهد. طرف هدف ممکن است استفاده از سلاح هستهای را نشانهای از افزایش خطر حملات بعدی تلقی کند و برای جلوگیری از تکرار آن، به ادامه یا تشدید جنگ روی بیاورد.
این وضعیت برای آمریکا اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هدف از عملیات نظامی معمولاً دستیابی به نتیجهای سیاسی با هزینه قابل کنترل است. اگر یک حمله موجب گسترش جنگ و افزایش هزینههای نظامی شود، ممکن است نتیجه نهایی با هدف اولیه تفاوت پیدا کند.
۶. گزینههای متعارف همچنان اهمیت دارند
این تصور که آمریکا تنها دو انتخاب، یعنی انهدام کامل تاسیسات زیرزمینی یا استفاده از سلاح هستهای، در اختیار دارد، ماهیت عملیات نظامی را بیش از اندازه ساده میکند.
در ارزیابی عمومی عملیات نظامی، میان اهداف مختلف، میزان موفقیت احتمالی و هزینههای هر گزینه تفاوت وجود دارد. هدف یک عملیات ممکن است نابودی کامل یک سازه باشد، اما ممکن است هدف محدودتر، کاهش ظرفیت عملیاتی یا جلوگیری از تحقق یک ماموریت نظامی مشخص باشد.از سوی دیگر، ناکامی یک حمله در دستیابی به نتیجه کامل، الزاماً به معنای پایان گزینههای متعارف نیست. فرماندهی نظامی ممکن است نتیجه عملیات را ارزیابی کند و درباره ادامه، توقف یا تغییر اهداف تصمیم بگیرد.
سناریوی استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی علیه تاسیسات زیرزمینی ایران، از نظر فنی قابل تصور است، اما دشواری انهدام این تاسیسات بهتنهایی نمیتواند احتمال بالای اجرای آن را ثابت کند. نخست اینکه قدرت تخریب بیشتر، تضمینکننده نابودی کامل یک مجموعه زیرزمینی نیست. نکته دوم اینکه تخریب یک تاسیسات با نابودی توانایی نظامی مرتبط با آن تفاوت دارد. سوم اینکه موفقیت فیزیکی یک حمله لزوماً به معنای دستیابی به هدف راهبردی جنگ نیست. و در آخر اینکه استفاده از سلاح هستهای میتواند خطر تشدید جنگ و افزایش هزینههای عملیاتی را به همراه داشته باشد.
در نهایت، باید میان توانایی فنی آمریکا برای استفاده از سلاح هستهای و ضرورت نظامی چنین اقدامی تفاوت قائل شد. آمریکا ممکن است برای حمله به اهداف زیرزمینی با محدودیتهایی مواجه باشد، اما این محدودیتها بهخودیخود به معنای اجتنابناپذیربودن استفاده از سلاح هستهای نیستند. تا زمانی که شواهد معتبری درباره ضرورت نظامی چنین اقدامی وجود نداشته باشد، منطقیتر است که حمله هستهای تاکتیکی را یک سناریوی پرهزینه و کماحتمالتر در نظر بگیریم، نه نتیجهای قطعی از دشواری انهدام تاسیسات زیرزمینی ایران.
به گزارش اقتصادسرآمد، در عملیات علیه اهداف زیرزمینی، مسئله صرفاً قدرت انفجار نیست، بلکه میزان خسارت مورد انتظار، ماهیت هدف، نتیجه عملیاتی حمله و تاثیر آن بر توانایی نظامی طرف مقابل اهمیت دارد. حتی استفاده از یک سلاح با قدرت تخریب بسیار بالا نیز تضمین نمیکند که تمام اهداف موردنظر محقق شوند. در این نگارش به این موضوع خواهیم پرداخت که چرا دشواری انهدام تاسیسات زیرزمینی ایران، بهتنهایی دلیل کافی برای افزایش احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای تاکتیکی نیست.
۱. دشواری انهدام با ناممکنبودن آن تفاوت دارد
مهمترین استدلال مطرحشده درباره احتمال حمله هستهای به تاسیسات زیرزمینی ایران، مقاومت این تاسیسات در برابر تسلیحات متعارف است. ساخت سازههای نظامی در عمق زمین و استفاده از پوشش سنگی میتواند آسیبپذیری آنها را در برابر برخی حملات کاهش دهد. با این حال، میزان حفاظت به ویژگیهای واقعی هر تاسیسات وابسته است و نمیتوان تمام مجموعههای زیرزمینی را از نظر میزان مقاومت یکسان در نظر گرفت. نکته مهم این است که دشواری انهدام یک هدف، الزاماً به معنای ضرورت استفاده از قویترین سلاح موجود نیست. در ارزیابی نظامی باید میان نابودی کامل یک سازه، واردکردن خسارت به تجهیزات، کاهش ظرفیت عملیاتی و مختلکردن عملکرد یک مجموعه تفاوت قائل شد.
۲. سلاح هستهای تضمینکننده نابودی کامل نیست
یکی دیگر از مشکلات تحلیلهایی که استفاده از سلاح هستهای را راهحل قطعی انهدام تاسیسات زیرزمینی میدانند، نادیدهگرفتن محدودیتهای فیزیکی این سلاح است. قدرت انفجار هستهای بسیار زیاد است، اما میزان خسارت واردشده به یک هدف زیرزمینی به عوامل متعددی وابسته است. ویژگیهای زمینشناسی، عمق هدف، ساختار سازه و شرایط انفجار میتوانند بر نتیجه حمله تاثیر بگذارند. بدون اطلاعات معتبر درباره این عوامل، نمیتوان نتیجه گرفت که یک حمله هستهای الزاماً تمام بخشهای یک تاسیسات را نابود خواهد کرد. در نتیجه، استفاده از سلاح هستهای باید بر اساس نتیجه واقعی مورد انتظار ارزیابی شود، نه صرفاً قدرت تخریب اسمی آن. اگر هدف، ازکارانداختن یک تاسیسات مشخص باشد، افزایش قدرت تخریب لزوماً به معنای افزایش متناسب در احتمال دستیابی به نتیجه نهایی نیست.
۳. نابودی یک تاسیسات با نابودی یک توانایی نظامی تفاوت دارد
یکی از مهمترین مسائل در تحلیل نظامی حمله به تاسیسات زیرزمینی ایران، تفاوت میان انهدام یک هدف فیزیکی و نابودی ظرفیت نظامی مرتبط با آن است.اگر هدف آمریکا مهار توانایی موشکی ایران باشد، تخریب یک تاسیسات بهتنهایی لزوماً این هدف را محقق نخواهد کرد. توانایی موشکی به مجموعهای از عوامل وابسته است و نمیتوان آن را تنها به یک ساختمان یا یک نقطه جغرافیایی تقلیل داد.
همین موضوع درباره زیرساختهای هستهای نیز اهمیت دارد. تخریب یک تاسیسات با نابودی دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و تمام ظرفیتهای مرتبط با یک برنامه یکسان نیست. حتی اگر یک حمله خسارت سنگینی به زیرساخت فیزیکی وارد کند، نتیجه بلندمدت آن به عوامل دیگری نیز وابسته خواهد بود.
۴. مسئله مهمتر، نتیجه عملیاتی حمله است
در یک جنگ، ارزش یک سلاح صرفاً بر اساس قدرت تخریب آن تعیین نمیشود. مهمتر از قدرت تخریب، نتیجهای است که استفاده از آن در میدان نبرد ایجاد میکند.
اگر هدف آمریکا کاهش توانایی موشکی ایران باشد، باید میان واردکردن خسارت به یک مجموعه مشخص و کاهش پایدار ظرفیت تهاجمی ایران تفاوت قائل شد. این دو هدف ممکن است با یکدیگر ارتباط داشته باشند، اما الزاماً یکسان نیستند.یک حمله ممکن است به تاسیساتی آسیب وارد کند، بدون آنکه بتواند تمام ظرفیتهای مرتبط با آن را از بین ببرد. همچنین ممکن است تخریب یک هدف، بهتنهایی تغییر تعیینکنندهای در روند جنگ ایجاد نکند.
۵. خطر تشدید جنگ و ازبینرفتن کنترل عملیاتی
استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی ممکن است در محاسبات اولیه بهعنوان حملهای محدود علیه یک هدف مشخص در نظر گرفته شود. با این حال، واکنش طرف مقابل میتواند دامنه درگیری را از چارچوب اولیه خارج کند.در چنین شرایطی، حمله هستهای ممکن است نهتنها ظرفیت نظامی هدف را تحت تاثیر قرار دهد، بلکه محاسبات بازدارندگی و تصمیمگیری طرف مقابل را نیز تغییر دهد. طرف هدف ممکن است استفاده از سلاح هستهای را نشانهای از افزایش خطر حملات بعدی تلقی کند و برای جلوگیری از تکرار آن، به ادامه یا تشدید جنگ روی بیاورد.
این وضعیت برای آمریکا اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هدف از عملیات نظامی معمولاً دستیابی به نتیجهای سیاسی با هزینه قابل کنترل است. اگر یک حمله موجب گسترش جنگ و افزایش هزینههای نظامی شود، ممکن است نتیجه نهایی با هدف اولیه تفاوت پیدا کند.
۶. گزینههای متعارف همچنان اهمیت دارند
این تصور که آمریکا تنها دو انتخاب، یعنی انهدام کامل تاسیسات زیرزمینی یا استفاده از سلاح هستهای، در اختیار دارد، ماهیت عملیات نظامی را بیش از اندازه ساده میکند.
در ارزیابی عمومی عملیات نظامی، میان اهداف مختلف، میزان موفقیت احتمالی و هزینههای هر گزینه تفاوت وجود دارد. هدف یک عملیات ممکن است نابودی کامل یک سازه باشد، اما ممکن است هدف محدودتر، کاهش ظرفیت عملیاتی یا جلوگیری از تحقق یک ماموریت نظامی مشخص باشد.از سوی دیگر، ناکامی یک حمله در دستیابی به نتیجه کامل، الزاماً به معنای پایان گزینههای متعارف نیست. فرماندهی نظامی ممکن است نتیجه عملیات را ارزیابی کند و درباره ادامه، توقف یا تغییر اهداف تصمیم بگیرد.
سناریوی استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی علیه تاسیسات زیرزمینی ایران، از نظر فنی قابل تصور است، اما دشواری انهدام این تاسیسات بهتنهایی نمیتواند احتمال بالای اجرای آن را ثابت کند. نخست اینکه قدرت تخریب بیشتر، تضمینکننده نابودی کامل یک مجموعه زیرزمینی نیست. نکته دوم اینکه تخریب یک تاسیسات با نابودی توانایی نظامی مرتبط با آن تفاوت دارد. سوم اینکه موفقیت فیزیکی یک حمله لزوماً به معنای دستیابی به هدف راهبردی جنگ نیست. و در آخر اینکه استفاده از سلاح هستهای میتواند خطر تشدید جنگ و افزایش هزینههای عملیاتی را به همراه داشته باشد.
در نهایت، باید میان توانایی فنی آمریکا برای استفاده از سلاح هستهای و ضرورت نظامی چنین اقدامی تفاوت قائل شد. آمریکا ممکن است برای حمله به اهداف زیرزمینی با محدودیتهایی مواجه باشد، اما این محدودیتها بهخودیخود به معنای اجتنابناپذیربودن استفاده از سلاح هستهای نیستند. تا زمانی که شواهد معتبری درباره ضرورت نظامی چنین اقدامی وجود نداشته باشد، منطقیتر است که حمله هستهای تاکتیکی را یک سناریوی پرهزینه و کماحتمالتر در نظر بگیریم، نه نتیجهای قطعی از دشواری انهدام تاسیسات زیرزمینی ایران.
برچسب ها : تاسیسات ایران اقتصادسرآمد سلاح هسته ای
اخبار روز
-
حبس ۲۵ هزار کانتینر ایرانی در پاکستان و عمان
-
واکاوی سناریوی استفاده امریکا از سلاح هستهای تاکتیکی علیه تاسیسات ایران
-
مَکُران در مسیر توسعه کشاورزی دریایی
-
انجام تبادلات تجاری با وجود محدودیتهای دریایی
-
«هونان» حلقه پنهان زنجیره تأمین صنعتی چین
-
عضو هیئت مدیره و مدیرعامل صندوق سرمایهگذاری طرح حرمهای مطهر منصوب شد
-
گزارش تصویری از نشست تخصصی بررسی تجربه کشور کره جنوبی در «مدولارسازی»
-
رشد ۷۸ درصدی تخلیه کالاهای اساسی در بنادر شمالی
-
پکن به دنبال دهه طلایی دوم در همکاریهای جنوب شرق آسیا
-
رایزنی وزرای خارجه ایران و عمان درباره آخرین تحولات منطقهای
-
دیدار نماینده خاش، میرجاوه و تفتان با معاون وزیر راه و شهرسازی و دستور احداث یک مدرسه شش کلاسه
-
پیام وزیر راه و شهرسازی به مناسبت ۱۳ آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و روز دانشآموز
-
مسائل بیمهای وزارت راه و شهرسازی و سازمانهای تابعه بررسی شد
-
سازمان شیلات در اجرای مصوبه لنجداران کوتاهی کرده است
-
تحویل کل مسیر پروژه ریلی رشت - آستارا امروز به روسها
-
آمریکا نتوانسته ایمنی عبور کشتیها از هرمز را تضمین کند
-
ابراهیم مولاییجم، سکاندار معاونت حقوقی و وصول مطالبات بانک مسکن شد
-
پستبانک ایران؛ پیشران حمایت از معیشت مردم و توسعه پایدار شهری و روستایی
-
تداوم جذب منابع باکیفیت در بانک صادرات ایران
-
تاکید بر نقشآفرینی بانک تجارت در تأمین مالی پروژههای عمرانی
