« سرآمد» بررسی می‌کند؛

  رقابت‌های ژئوپلیتیکی  در قطب شمال

«جاده ابریشم قطبی»  ابزاری راهبردی در مدیریت آینده تجارت جهانی  
​​​​​​​گروه راهبردی- قطب شمال دیگر صرفاً یک پهنه دورافتاده، فراتر از مرز‌های تجارت جهانی نیست. بررسی گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی در طول ماه‌ها و سال‌های گذشته نشان می‌دهد که قطب شمال به عرصه رقابتی تبدیل شده است که در آن، منازعات استراتژیک با توسعه انرژی و نوآوری‌های دریایی گره خورده است. شمالگان، زمانی کم‌ترین نقش را در حمل‌و‌نقل دریایی داشت، اما در حال حاضر علاوه‌بر چین و روسیه که بازیگران اصلی این منطقه محسوب می‌شوند، مورد توجه آمریکا و حتی برخی کشورهای عضو ناتو نیز قرار گرفته است. در واقع رقابتی جهانی در قطب شمال شکل گرفته است. روسیه به دنبال کنترل و تسلط بر قطب شمال است؛ چین در پی گسترش مسیر‌های تجاری و اتصال این منطقه به طرح جاده ابریشم قطبی است و آمریکا و سایر کشورهای غربی به دنبال مقابله با روسیه و چین هستند.
به گزارش اقتصاد سرآمد، با گرم‌شدن کره‌زمین و ذوب یخ‌های قطب شمال، این منطقه که زمانی دورافتاده و غیرقابل دسترس بود، به یکی از کانون‌های اصلی رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. شمالگان نه‌تنها منابع غنی طبیعی مانند نفت و گاز را در خود جای داده، بلکه مسیرهای جدیدی برای تجارت جهانی ارائه می‌دهد. در این گزارش، به بررسی رقابت بین ایالات متحده، چین و روسیه در این منطقه می‌پردازیم و تأثیر راه‌اندازی کریدور تجاری کشتیرانی شمالی بر آینده تجارت جهانی را تحلیل می‌کنیم. این تحولات تا اکتبر‌۲۰۲۵ نشان‌دهنده تشدید تنش‌ها و فرصت‌های اقتصادی است.
برخی گزارش‌ها حاکی از این است که شمالگان به میدان رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده و قدرت‌های جهانی با گسترش حضور نظامی خود، این منطقه را به صحنه تنش‌های استراتژیک کشانده‌اند. اهمیت استراتژیک شمالگان در دوران جنگ سرد برای آمریکا و شوروی به دلیل مسیر کوتاه حمله موشکی بسیار بالا بود. سامانه «هشدار زودهنگام دوردست» که در دهه‌۱۹۸۰ در کانادا ساخته شد، نشان‌دهنده نگرانی آمریکا از حملات هسته‌ای از طریق قطب شمال بود. ژاکوبین گزارش کرده است که با پایان جنگ سرد، بسیاری از این پایگاه‌ها تعطیل شدند، اما رقابت‌های استراتژیک ادامه پیدا کرد. 
زیرساخت‌های دوگانه که هم کاربرد غیرنظامی و هم نظامی دارند، در شمالگان به ‌شدت رایج شده‌اند. کشورهای غربی نگران تأسیسات روسی و چینی در این منطقه هستند، اما خودشان نیز مشغول توسعه چنین زیرساخت‌هایی هستند. ژاکوبین گزارش کرده است که دانمارک از خرید یک پایگاه قدیمی در گرینلند توسط یک شرکت چینی جلوگیری کرد، زیرا این اقدام را تهدیدی امنیتی می‌دانست. افزایش نظامی‌گری در شمالگان نگرانی‌های زیادی ایجاد کرده است. تجربه کمپ سنتری یادآوری می‌کند که جاه‌طلبی‌های نظامی در این منطقه می‌توانند شکست‌خورده و پرهزینه باشند. بااین‌حال، رقابت‌های کنونی نشان می‌دهد که جهان هنوز از این تجربیات درس نگرفته و همچنان به دنبال تسلط بر شمالگان است.

رقابت ژئوپلیتیکی در قطب شمال
شمالگان به‌عنوان یک عرصه جدید برای رقابت قدرت‌های بزرگ ظاهر شده است. 8کشور قطبی –از جمله ایالات متحده و روسیه– به همراه قدرت‌های غیرقطبی مانند چین، در حال رقابت برای کنترل منابع، مسیرهای دریایی و موقعیت‌های نظامی هستند. روسیه با داشتن طولانی‌ترین ساحل قطبی‌(۲۴۱۴۰کیلومتر)، این منطقه را بخشی از هویت ملی و امنیت خود می‌داند و به دنبال بهره‌برداری از منابع گاز طبیعی برای حفظ نفوذ در بازارهای انرژی جهانی است. چین که خود را «کشور نزدیک به قطب» می‌نامد، از سال‌۲۰۱۳ به‌عنوان ناظر در شورای قطب شمال حضور دارد و با انتشار سند سیاست قطبی در ۲۰۱۸، به دنبال ادغام شمالگان در ابتکار «جاده ابریشم قطبی» است. ایالات متحده نیز از طریق آلاسکا به این منطقه دسترسی دارد و در سال‌های اخیر برای مقابله با نفوذ چین و روسیه، بودجه نظامی برای ساخت بندر در آلاسکا اختصاص داده، هرچند پروژه با تأخیرهایی روبه‌رو شده است.
رقابت بین این سه قدرت عمدتاً بر سر منابع طبیعی‌(۳۰درصد گاز کشف‌نشده و ۱۳درصد نفت جهان) و مسیرهای دریایی است. روسیه و چین همکاری تاکتیکی دارند؛ روسیه به سرمایه‌گذاری چین نیاز دارد و چین به حمایت سیاسی روسیه برای دسترسی به مسیرها وابسته است، اما این همکاری شکننده است، زیرا منافع بلندمدت چین ممکن است روسیه را نگران کند. ایالات متحده سیاست ضدچینی خود را بر پایه «پارانویا» می‌بیند و به دنبال تعامل انتخابی با چین برای مهار روسیه است. تا سال‌۲۰۲۵، گسترش حضور روسیه و چین در شمالگان، اروپا را به فکر استراتژی جدیدی برای امنیت اقتصادی و نظامی انداخته است. رقابت در قطب جنوب نیز تشدید شده، جایی که چین و روسیه چالش‌گر منافع غربی هستند.

«شمالگان» محور جدید کریدوری 
برای تجارت جهانی
راه‌اندازی کریدور‌NSR که ساحل شمالی روسیه می‌گذرد، یکی از مهم‌ترین تحولات ناشی از ذوب یخ‌هاست. این مسیر می‌تواند زمان سفر بین اروپا و آسیا را تا ۴۰درصد کاهش دهد و هزینه‌های حمل‌ونقل را پایین بیاورد. چین سرمایه‌گذاری سنگینی در این مسیر کرده؛ برای مثال، کشتی کانتینری «استانبول بریج» در سپتامبر‌۲۰۲۵ از چین به اروپا از طریق‌NSR حرکت و این را به اولین سرویس منظم کانتینری چین-اروپا تبدیل کرد. روسیه با یخ‌شکن‌های هسته‌ای مانند «یاکوتیا» از این مسیر حمایت می‌کند، اما‌NSR هنوز تنها چندماه در سال قابل استفاده است و حدود ۹۰کشتی در سال گذشته از آن عبور کرده‌اند؛ در مقایسه با بیش از ۱۳۰۰۰کشتی در کانال سوئز.
تأثیر NSR بر تجارت جهانی عمیق خواهد بود. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد تا سال‌۲۱۰۰، مسیرهای دریایی قطبی می‌توانند ۲.۲۵درصد ترافیک جهانی را مدیریت کنند که بیشتر از کانال سوئز یا پاناما خواهد بود. این مسیرها می‌توانند آلودگی کربنی را تا ۵۰درصد کاهش دهند، اما بدون استراتژی‌های decarbonization، انتشار کربن جهانی را ۸-۹درصد افزایش می‌دهند، عمدتاً در نیمکره شمالی. NSR به‌عنوان جایگزینی برای نقاط پرخطر مانند دریای سرخ‌(به دلیل حملات حوثی‌ها) یا کانال پاناما‌(به دلیل خشکسالی) عمل می‌کند و می‌تواند تجارت انرژی‌(نفت و گاز) را دگرگون کند، جایی که تانکرها ۶۷درصد ترافیک آینده را تشکیل می‌دهند. بااین‌حال، ریسک‌های زیست‌محیطی و ناوبری، شرکت‌های غربی را از استفاده بازداشته و این مسیر را عمدتاً به روسیه و چین سپرده است.
به باور کارشناسان؛ نظم ژئوپلیتیکی شمالگان در حال تغییر است و رقابت آمریکا، چین و روسیه می‌تواند به تنش‌های جهانی منجر شود، به‌ویژه اگر ایالات متحده نتواند برتری دریایی خود را حفظ کند. NSR نه‌تنها تجارت را کارآمدتر می‌کند، بلکه قدرت‌های شرقی را تقویت کرده و ممکن است کشورهای وابسته به مسیرهای سنتی مانند مصر را حاشیه‌ای کند. برای آینده، نیاز به همکاری بین‌المللی برای مدیریت ریسک‌های زیست‌محیطی و ژئوپلیتیکی ضروری است، در غیر این صورت، شمالگان به صحنه‌ای از درگیری‌های جدید تبدیل خواهد شد.
رقابت نامرئی روسیه و چین در شمالگان
روسیه و چین هر دو به دنبال جایگاه غالب در تجارت و انرژی جهانی هستند و همکاری در قطب شمال مزایای اقتصادی و استراتژیک قابل‌توجهی برای آن‌ها دارد. این دوکشور رابطه خود را به‌عنوان یک «مشارکت استراتژیک جامع» توصیف می‌کنند که تا قطب شمال نیز گسترش می‌یابد، اما در ورای زبان دیپلماتیک و تعاملات میدانی، تفاوت‌های قابل‌توجهی در اولویت‌ها و استراتژی‌های آن‌ها وجود دارد. جاه‌طلبی‌های چین در قطب شمال در اوایل دهه‌۲۰۱۰ شکل گرفت که انگیزه اصلی آن اتکای شدید این کشور به حمل‌و‌نقل دریایی و واردات انرژی بود. پکن در سال‌۲۰۱۳، پس از توافق برای احترام به حاکمیت و قوانین ناوبری قطب شمال، جایگاه ناظر را در شورای قطب شمال به دست آورد. در سال‌۲۰۱۸، چین رسماً خود را یک «کشور نزدیک به قطب شمال» اعلام کرد و این منطقه به‌عنوان جاده ابریشم قطبی در طرح کمربند و جاده ادغام شد.
چین رسماً بر تحقیقات علمی، حفاظت از محیط‌زیست و فعالیت‌های تجاری تأکید دارد، در حالی‌که روسیه با قطب شمال به‌عنوان یک قلمرو حاکمیتی رفتار می‌کند. اولویت‌های روسیه بر بهره‌برداری از منابع، حضور نظامی و استفاده از مسیر دریای شمال به‌عنوان یک خط کشتیرانی داخلی متمرکز است. پس از آنکه تحریم‌های غرب، سرمایه‌گذاری در روسیه را از سال‌۲۰۱۴ محدود کرد و در سال‌۲۰۲۲ به‌طور کامل قطع شد، تأمین مالی چین برای پروژه‌های نفت و گاز قطب شمال روسیه حیاتی‌تر شد. در ژوئیه‌۲۰۲۳، دوکشور یک کریدور کشتیرانی منظم را از طریق آب‌های قطب شمال راه‌اندازی کردند و در سال اول، ۸۰سفر دریایی را با موفقیت به پایان رساندند.
تحلیلگران معتقدند که اگرچه رابطه روسیه و چین در قطب شمال یکپارچه نیست، اما همین اصطکاک‌ها می‌تواند با سوق دادن هر دوکشور به سرمایه‌گذاری سنگین در قابلیت‌های موازی، بازار کلی یخ‌شکن‌ها را گسترش دهد. برای سازندگان، تولیدکنندگان قطعات و ارائه‌دهندگان خدمات، بخش یخ‌شکن قطب شمال در دهه آینده یکی از معدود حوزه‌های دریایی خواهد بود که در آن ژئوپلیتیک، تغییرات اقلیمی و استراتژی صنعتی برای حفظ تقاضای با ارزش بالا همسو می‌شوند، اما باید دید که در نهایت رقابت چین و روسیه با کشورهای عضو ناتو در این منطقه استراتژیک و ژئوپلیتیکی به کجا خواهد رسید.

ورود آمریکا به قطب شمال
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در روز نهم اکتبر‌۲۰۲۵ با الکساندر استاب، رئیس‌جمهور فنلاند در کاخ سفید دیدار کرده و تفاهم‌نامه‌ای را در زمینه همکاری برای ساخت ناوگان جدیدی از کشتی‌های یخ‌شکن برای گارد ساحلی ایالات متحده به امضا رساندند. ترامپ در این دیدار اعلام کرد که بسیار مفتخر است این توافق را نهایی می‌کند، زیرا ایالات متحده به دلیل قلمرو وسیع و ضرورت حضور در شمالگان به شدت به این کشتی‌ها نیاز دارد. استاب نیز آن را تصمیم استراتژیک بزرگ از سوی رئیس‌جمهور ایالات متحده توصیف کرد و عنوان کرد که همه ما می‌دانیم که قطب شمال یک منطقه استراتژیک کلیدی برای منافع ایالات متحده است. این توافق‌نامه حدود ۶.۱میلیارد دلار برآورد شده است که آن را به یکی از بزرگ‌ترین قرارداد‌های صادراتی فنلاند و در عین حال بزرگ‌ترین توافق برای ساخت یخ‌شکن‌ها در سال‌های اخیر تبدیل می‌کند.
این تفاهم‌نامه را می‌توان نماد ظهور محور جدید واشنگتن-هلسینکی در شمالگان دانست که فراتر از یک همکاری صنعتی، تثبیت حضور ژئوپلیتیکی ایالات متحده و غرب را در منطقه قطب شمال در نظر دارد. تفاهم‌نامه واشنگتن و هلسینکی نمادی از احیای محور صنعتی میان اروپا و آمریکاست. فنلاند به‌عنوان یکی از کشور‌های پیشرو در فناوری ساخت کشتی‌های یخ‌شکن می‌تواند قابلیت‌های فنی لازم برای نوسازی ناوگان آمریکا را فراهم کند. انتقال فناوری ساخت یخ‌شکن از فنلاند به ایالات متحده بخشی از استراتژی واشنگتن برای بازگرداندن برتری صنعتی غرب و کاهش وابستگی به صنایع دریایی چین محسوب می‌شود. شرکت‌های کشتی‌سازی فنلاندی مانند Aker Arctic و Meyer Turku نقش اصلی را در طراحی و انتقال دانش فنی دارند و همکاری آن‌ها زمینه‌ساز ایجاد زنجیره تأمین جدیدی از تورکو تا سیاتل شده است که نشانگر پیوند صنعتی و فناوری میان دو سوی اقیانوس اطلس خواهد بود. این توافق در واقع پاسخی صنعتی به برتری چین است و آغاز دوره‌ای از ژئواکونومی قطبی به‌شمار می‌رود که در آن رقابت قدرت‌ها از عرصه نظامی فراتر رفته و به حوزه فناوری، تولید و استقلال صنعتی گسترش یافته است.
این تفاهم‌نامه نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم جدیدی در شمالگان است. کشور‌های عضو شورای شمالگان از جمله کانادا، نروژ و دانمارک از این توافق به‌عنوان گامی در جهت تقویت حضور غرب در منطقه استقبال کرده و آن را فرصتی برای ایجاد توازن در برابر نفوذ فزاینده روسیه و چین می‌دانند. اتحادیه اروپا نیز این همکاری را تلاشی هماهنگ برای تثبیت محور غربی در قطب شمال تعبیر کرده است که می‌تواند نقش اروپا را از ناظر علمی به بازیگر فعال ژئوپلیتیکی ارتقا دهد. در این میان روسیه با اتکا بر ناوگان گسترده یخ‌شکن‌های هسته‌ای خود و چین با استراتژی جاده ابریشم قطبی در تلاشند تا نظم موجود را به چالش بکشند. به این ترتیب شمالگان به عرصه‌ای از رقابت سه‌قطبی میان آمریکا، روسیه و چین تبدیل شده است که در آن اروپا با هم‌افزایی با واشنگتن جایگاه خود را بازسازی 
می‌کند.
  رقابت‌های ژئوپلیتیکی  در قطب شمال
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه