«سرآمد» بررسی میکند؛
«بابالمندب» اهرم فشار بر بازار انرژی و کالاها در جهان
پیوند ناگسستنی «تنگه هرمز» با «باب المندب»
گروه انرژی - سیدعمران طباطبایی - تنگه باب المندب، که در زبان عربی به معنای «درگاه اشکها» است، یکی از حیاتیترین و در عین حال پرتنشترین آبراههای جهان است. این تنگه باریک، دریای سرخ را به خلیج عدن و در نهایت به اقیانوس هند متصل میکند و به عنوان دروازه ورود و خروج کشتیها از اقیانوس هند به دریای مدیترانه (از طریق کانال سوئز)، نقشی تعیینکننده در تجارت جهانی ایفا میکند. اهمیت استراتژیک این منطقه به قدری است که هرگونه اختلال در آن، میتواند زنجیره تأمین جهانی را با بحران مواجه کرده و هزینههای حمل و نقل و بیمه کشتیها را به شدت افزایش دهد.
از منظر جغرافیایی، باب المندب یک گلوگاه است. این تنگه در پایینترین نقطه دریای سرخ قرار دارد و عرض آن در باریکترین قسمت تنها حدود ۲۹ کیلومتر است. این ساختار جغرافیایی، آن را به منطقهای تبدیل کرده که کنترلش، به معنای کنترل بر جریان کالا و انرژی میان آسیا و اروپا است. به دلیل این موقعیت، قدرتهای جهانی همواره تلاش کردهاند تا نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهند یا از طریق ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهای اطراف (مانند جیبوتی)، بر امنیت کشتیرانی نظارت داشته باشند.
در سالهای اخیر، باب المندب از یک مسیر تجاری به یک میدان نبرد سیاسی و نظامی تبدیل شده است. ناپایداریهای سیاسی در یمن و درگیریهای منطقهای باعث شده تا این منطقه به جایگاهی برای اعمال فشارهای ژئوپلیتیک تبدیل شود. حملات به کشتیهای تجاری یا تهدید به بستن این تنگه، نه تنها یک پیام نظامی، بلکه یک پیام اقتصادی به جهان است؛ زیرا بخش بزرگی از نفت و گاز خروجی از خلیج فارس و کشورهای تولیدکننده انرژی، برای رسیدن به بازارهای اروپایی باید از این گذرگاه عبور کنند.
علاوه بر ابعاد سیاسی و اقتصادی، باب المندب در ابعادی انسانی نیز پیشینهای تلخ دارد. نام «درگاه اشکها» تنها یک استعاره نیست، بلکه بازتابی از رنجهایی است که در طول تاریخ در این منطقه جاری بوده است. امروزه این تنگه، مسیر مهاجرت بسیاری از پناهجویان است که از شاخ آفریقا میکوشند تا به شبهجزیره عربستان یا اروپا برسند و بسیاری از آنها در این مسیر دشوار و خطرناک، طعمه دزدان دریایی یا حوادث دریایی میشوند.
«باب المندب» نمادی از تضاد میان «جریان» و «سد» است. از یک سو، جریان عظیم تجارت جهانی است که به دنبال عبور سریع و بیدردسر از این تنگه است و از سوی دیگر، سدهایی از جنس درگیریهای سیاسی، تروریسم دریایی و رقابتهای قدرت هستند که سعی میکنند این جریان را مدیریت یا حتی متوقف کنند. این تنگه به ما یادآوری میکند که در دنیای امروز، امنیت اقتصادی جهان به نقاط بسیار کوچک و حساسی وابسته است و هرگونه تکان در این نقاط، میتواند اثرات دومینویی در اقتصاد سراسر جهان ایجاد کند.
در بررسی دقیقتر، میتوان به نقش «رقابت قدرتهای جهانی» در این منطقه اشاره کرد. جیبوتی، کشوری کوچک در کنار این تنگه، به دلیل موقعیت استراتژیکش به یکی از شلوغترین نقاط جهان از نظر حضور نظامی تبدیل شده است. حضور همزمان پایگاههای نظامی آمریکا، چین، فرانسه و ژاپن در این نقطه، نشان میدهد که باب المندب دیگر تنها یک مسیر کشتیرانی نیست، بلکه یک «شطرنج ژئوپلیتیک» است. هر قدرت جهانی میخواهد با حضور در این منطقه، دسترسی به خلیج عدن و دریای سرخ را تضمین کند تا در صورت بروز هرگونه بحران، بتواند جریان تجارت جهانی را مدیریت کرده یا در صورت نیاز، آن را تحت کنترل بگیرد.
از سوی دیگر، «باب المندب» پیوندی ناگسستنی با «تنگه هرمز» دارد. این دو تنگه در واقع دو انتهای یک زنجیره حیاتی هستند. نفت و کالاهایی که از تنگه هرمز خارج میشوند، برای رسیدن به بازارهای غربی باید از باب المندب و سپس کانال سوئز عبور کنند. بنابراین، هرگونه ناامنی در باب المندب، عملاً اثرات تنگه هرمز را خنثی میکند. این وابستگی متقابل باعث شده تا تحلیلگران نظامی و اقتصادی، این دو منطقه را به عنوان «گلوگاههای دوقلو» بشناسند که امنیت یکی، پیششرط امنیت دیگری است.
همچنین، موضوع «دزدی دریایی» در خلیج عدن و اطراف باب المندب، لایهای پیچیده به این بحران اضافه کرده است. سالها پیش، حملات دزدان دریایی سومالیایی باعث شد تا کشورهای مختلف، ناوگانهای نظامی خود را برای اسکورت کشتیها به این منطقه اعزام کنند. اگرچه این اقدامات نظامی تا حدی امنیت را بازگرداند، اما در واقع باعث شد تا نظامیگری در این منطقه «عادی» شود. اکنون، هرگونه تحرک نظامی در باب المندب، چه برای مبارزه با دزدی دریایی باشد و چه برای اهداف سیاسی، با حساسیتهای شدیدی دنبال میشود زیرا مرز بین «حفاظت از کشتیرانی» و «تلاش برای مسلط شدن بر مسیر» بسیار باریک است.
در ابعاد زیستمحیطی، حجم بالای ترافیک کشتیهای عظیم تجاری در این مسیر باریک، خطراتی جدی برای اکوسیستم دریای سرخ ایجاد کرده است. احتمال وقوع حوادثی چون برخورد کشتیها یا نشت نفتی در این منطقه، میتواند فاجعهای زیستمحیطی به بار آورد که به دلیل بسته بودن نسبی دریای سرخ، پاکسازی آن بسیار دشوار خواهد بود. این موضوع نشان میدهد که باب المندب علاوه بر چالشهای سیاسی و اقتصادی، یک چالش محیطزیستی جهانی نیز هست.
آینده باب المندب به میزان «همگرایی یا تقابل» قدرتهای منطقه و جهان وابسته است. اگر این تنگه به عنوان یک «منفعت مشترک بشری» دیده شود، میتواند به یکی از امنتریناتهای تجاری جهان تبدیل شود؛ اما اگر همچنان به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی یا عرصهای برای رقابت نظامی مورد استفاده قرار گیرد، نام «درگاه اشکها» همچنان بر پیشانی این منطقه باقی خواهد ماند. باب المندب در واقع آینهای است که در آن تضاد میان «منافع اقتصادی جهان» و «جاهطلبیهای سیاسی قدرتها» به وضوح دیده میشود.
در سالهای اخیر، نقش حوثیها در معادله باب المندب، این تنگه را از یک گلوگاه تجاری به یک «سلاح استراتژیک» تبدیل کرده است. جنبش انصارالله (حوثیها) با تسلط بر بخشهای وسیعی از سواحل یمن، عملاً کلید یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان را در دست گرفتهاند. آنها متوجه شدند که قدرت آنها تنها در میدانهای جنگ داخلی یمن نیست، بلکه در تواناییشان برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهانی از طریق این تنگه است.
حوثیها با استفاده از پهپادها، موشکهای کروز و قایقهای تندرو، حملاتی را علیه کشتیهای تجاری آغاز کردند که هدف آن در ابتدا فشارهای سیاسی برای توقف جنگ در غزه و حمایت از فلسطین بود. این اقدام، مفهوم «جنگ نامتقارن» را در باب المندب به نمایش گذاشت؛ یعنی یک گروه غیردولتی توانست با ابزارهای نسبتاً ارزانقیمت، نظم کشتیرانی جهانی را به هم بزند و شرکتهای بزرگ حملونقل دریایی را مجبور کند تا مسیر خود را تغییر داده و به جای باب المندب، دور تا دور آفریقا (دور زدن رأس الرجاء الصالح) طی کنند.
تغییر مسیر کشتیها، پیامدهای اقتصادی گستردهای داشت: زمان سفر افزایش یافت، مصرف سوخت بالا رفت و در نتیجه قیمت کالاها در بازارهای جهانی، بهویژه در اروپا، افزایش یافت. این وضعیت نشان داد که حوثیها توانستند «تنگه باب المندب» را به ابزاری برای اعمال فشار بر قدرتهای جهانی و دولتهای حامی اسرائیل تبدیل کنند. در واقع، آنها پیوندی میان «بحرانهای منطقهای» و «امنیت اقتصادی جهانی» ایجاد کردند.
در پاسخ به این اقدامات، ائتلافهای نظامی به رهبری ایالات متحده و بریتانیا، عملیاتهای نظامی گستردهای را برای حفاظت از کشتیرانی آغاز کردند. این امر باعث شد تا باب المندب به یک «منطقه نظامیشده» تبدیل شود. اکنون در این تنگه، تقابل میان تجهیزات پیشرفته نظامی غرب و تاکتیکهای چریکانه حوثیها جریان دارد. این وضعیت باعث شده تا ریسک بیمهای کشتیها به شدت بالا رود و بسیاری از کشتیها ترجیح دهند از این مسیر عبور نکنند، که همین امر عملاً بخشی از ظرفیت این تنگه را از بین برد.
در تحلیل نهایی، ورود حوثیها به معادله باب المندب، این واقعیت را ثابت کرد که در دنیای مدرن، کنترل بر یک نقطه جغرافیایی کوچک اما استراتژیک، میتواند اثری معادل با یک ارتش عظیم داشته باشد. باب المندب حالا به یک «اهرم فشار» تبدیل شده است که در آن، درگیریهای سیاسی در یک نقطه از جهان (مانند غزه)، میتواند مستقیماً بر قیمت بنزین یا کالاهای مصرفی در نقطه دیگری از جهان اثر بگذارد. این وضعیت، باب المندب را به یکی از پیچیدهترین نقاط جهان تبدیل کرده است، جایی که در آن سیاست، جنگ، اقتصاد و جغرافیا در یک نقطه باریک به هم گره خوردهاند.
گروه انرژی - سیدعمران طباطبایی - تنگه باب المندب، که در زبان عربی به معنای «درگاه اشکها» است، یکی از حیاتیترین و در عین حال پرتنشترین آبراههای جهان است. این تنگه باریک، دریای سرخ را به خلیج عدن و در نهایت به اقیانوس هند متصل میکند و به عنوان دروازه ورود و خروج کشتیها از اقیانوس هند به دریای مدیترانه (از طریق کانال سوئز)، نقشی تعیینکننده در تجارت جهانی ایفا میکند. اهمیت استراتژیک این منطقه به قدری است که هرگونه اختلال در آن، میتواند زنجیره تأمین جهانی را با بحران مواجه کرده و هزینههای حمل و نقل و بیمه کشتیها را به شدت افزایش دهد.
از منظر جغرافیایی، باب المندب یک گلوگاه است. این تنگه در پایینترین نقطه دریای سرخ قرار دارد و عرض آن در باریکترین قسمت تنها حدود ۲۹ کیلومتر است. این ساختار جغرافیایی، آن را به منطقهای تبدیل کرده که کنترلش، به معنای کنترل بر جریان کالا و انرژی میان آسیا و اروپا است. به دلیل این موقعیت، قدرتهای جهانی همواره تلاش کردهاند تا نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهند یا از طریق ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهای اطراف (مانند جیبوتی)، بر امنیت کشتیرانی نظارت داشته باشند.
در سالهای اخیر، باب المندب از یک مسیر تجاری به یک میدان نبرد سیاسی و نظامی تبدیل شده است. ناپایداریهای سیاسی در یمن و درگیریهای منطقهای باعث شده تا این منطقه به جایگاهی برای اعمال فشارهای ژئوپلیتیک تبدیل شود. حملات به کشتیهای تجاری یا تهدید به بستن این تنگه، نه تنها یک پیام نظامی، بلکه یک پیام اقتصادی به جهان است؛ زیرا بخش بزرگی از نفت و گاز خروجی از خلیج فارس و کشورهای تولیدکننده انرژی، برای رسیدن به بازارهای اروپایی باید از این گذرگاه عبور کنند.
علاوه بر ابعاد سیاسی و اقتصادی، باب المندب در ابعادی انسانی نیز پیشینهای تلخ دارد. نام «درگاه اشکها» تنها یک استعاره نیست، بلکه بازتابی از رنجهایی است که در طول تاریخ در این منطقه جاری بوده است. امروزه این تنگه، مسیر مهاجرت بسیاری از پناهجویان است که از شاخ آفریقا میکوشند تا به شبهجزیره عربستان یا اروپا برسند و بسیاری از آنها در این مسیر دشوار و خطرناک، طعمه دزدان دریایی یا حوادث دریایی میشوند.
«باب المندب» نمادی از تضاد میان «جریان» و «سد» است. از یک سو، جریان عظیم تجارت جهانی است که به دنبال عبور سریع و بیدردسر از این تنگه است و از سوی دیگر، سدهایی از جنس درگیریهای سیاسی، تروریسم دریایی و رقابتهای قدرت هستند که سعی میکنند این جریان را مدیریت یا حتی متوقف کنند. این تنگه به ما یادآوری میکند که در دنیای امروز، امنیت اقتصادی جهان به نقاط بسیار کوچک و حساسی وابسته است و هرگونه تکان در این نقاط، میتواند اثرات دومینویی در اقتصاد سراسر جهان ایجاد کند.
در بررسی دقیقتر، میتوان به نقش «رقابت قدرتهای جهانی» در این منطقه اشاره کرد. جیبوتی، کشوری کوچک در کنار این تنگه، به دلیل موقعیت استراتژیکش به یکی از شلوغترین نقاط جهان از نظر حضور نظامی تبدیل شده است. حضور همزمان پایگاههای نظامی آمریکا، چین، فرانسه و ژاپن در این نقطه، نشان میدهد که باب المندب دیگر تنها یک مسیر کشتیرانی نیست، بلکه یک «شطرنج ژئوپلیتیک» است. هر قدرت جهانی میخواهد با حضور در این منطقه، دسترسی به خلیج عدن و دریای سرخ را تضمین کند تا در صورت بروز هرگونه بحران، بتواند جریان تجارت جهانی را مدیریت کرده یا در صورت نیاز، آن را تحت کنترل بگیرد.
از سوی دیگر، «باب المندب» پیوندی ناگسستنی با «تنگه هرمز» دارد. این دو تنگه در واقع دو انتهای یک زنجیره حیاتی هستند. نفت و کالاهایی که از تنگه هرمز خارج میشوند، برای رسیدن به بازارهای غربی باید از باب المندب و سپس کانال سوئز عبور کنند. بنابراین، هرگونه ناامنی در باب المندب، عملاً اثرات تنگه هرمز را خنثی میکند. این وابستگی متقابل باعث شده تا تحلیلگران نظامی و اقتصادی، این دو منطقه را به عنوان «گلوگاههای دوقلو» بشناسند که امنیت یکی، پیششرط امنیت دیگری است.
همچنین، موضوع «دزدی دریایی» در خلیج عدن و اطراف باب المندب، لایهای پیچیده به این بحران اضافه کرده است. سالها پیش، حملات دزدان دریایی سومالیایی باعث شد تا کشورهای مختلف، ناوگانهای نظامی خود را برای اسکورت کشتیها به این منطقه اعزام کنند. اگرچه این اقدامات نظامی تا حدی امنیت را بازگرداند، اما در واقع باعث شد تا نظامیگری در این منطقه «عادی» شود. اکنون، هرگونه تحرک نظامی در باب المندب، چه برای مبارزه با دزدی دریایی باشد و چه برای اهداف سیاسی، با حساسیتهای شدیدی دنبال میشود زیرا مرز بین «حفاظت از کشتیرانی» و «تلاش برای مسلط شدن بر مسیر» بسیار باریک است.
در ابعاد زیستمحیطی، حجم بالای ترافیک کشتیهای عظیم تجاری در این مسیر باریک، خطراتی جدی برای اکوسیستم دریای سرخ ایجاد کرده است. احتمال وقوع حوادثی چون برخورد کشتیها یا نشت نفتی در این منطقه، میتواند فاجعهای زیستمحیطی به بار آورد که به دلیل بسته بودن نسبی دریای سرخ، پاکسازی آن بسیار دشوار خواهد بود. این موضوع نشان میدهد که باب المندب علاوه بر چالشهای سیاسی و اقتصادی، یک چالش محیطزیستی جهانی نیز هست.
آینده باب المندب به میزان «همگرایی یا تقابل» قدرتهای منطقه و جهان وابسته است. اگر این تنگه به عنوان یک «منفعت مشترک بشری» دیده شود، میتواند به یکی از امنتریناتهای تجاری جهان تبدیل شود؛ اما اگر همچنان به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی یا عرصهای برای رقابت نظامی مورد استفاده قرار گیرد، نام «درگاه اشکها» همچنان بر پیشانی این منطقه باقی خواهد ماند. باب المندب در واقع آینهای است که در آن تضاد میان «منافع اقتصادی جهان» و «جاهطلبیهای سیاسی قدرتها» به وضوح دیده میشود.
در سالهای اخیر، نقش حوثیها در معادله باب المندب، این تنگه را از یک گلوگاه تجاری به یک «سلاح استراتژیک» تبدیل کرده است. جنبش انصارالله (حوثیها) با تسلط بر بخشهای وسیعی از سواحل یمن، عملاً کلید یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان را در دست گرفتهاند. آنها متوجه شدند که قدرت آنها تنها در میدانهای جنگ داخلی یمن نیست، بلکه در تواناییشان برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهانی از طریق این تنگه است.
حوثیها با استفاده از پهپادها، موشکهای کروز و قایقهای تندرو، حملاتی را علیه کشتیهای تجاری آغاز کردند که هدف آن در ابتدا فشارهای سیاسی برای توقف جنگ در غزه و حمایت از فلسطین بود. این اقدام، مفهوم «جنگ نامتقارن» را در باب المندب به نمایش گذاشت؛ یعنی یک گروه غیردولتی توانست با ابزارهای نسبتاً ارزانقیمت، نظم کشتیرانی جهانی را به هم بزند و شرکتهای بزرگ حملونقل دریایی را مجبور کند تا مسیر خود را تغییر داده و به جای باب المندب، دور تا دور آفریقا (دور زدن رأس الرجاء الصالح) طی کنند.
تغییر مسیر کشتیها، پیامدهای اقتصادی گستردهای داشت: زمان سفر افزایش یافت، مصرف سوخت بالا رفت و در نتیجه قیمت کالاها در بازارهای جهانی، بهویژه در اروپا، افزایش یافت. این وضعیت نشان داد که حوثیها توانستند «تنگه باب المندب» را به ابزاری برای اعمال فشار بر قدرتهای جهانی و دولتهای حامی اسرائیل تبدیل کنند. در واقع، آنها پیوندی میان «بحرانهای منطقهای» و «امنیت اقتصادی جهانی» ایجاد کردند.
در پاسخ به این اقدامات، ائتلافهای نظامی به رهبری ایالات متحده و بریتانیا، عملیاتهای نظامی گستردهای را برای حفاظت از کشتیرانی آغاز کردند. این امر باعث شد تا باب المندب به یک «منطقه نظامیشده» تبدیل شود. اکنون در این تنگه، تقابل میان تجهیزات پیشرفته نظامی غرب و تاکتیکهای چریکانه حوثیها جریان دارد. این وضعیت باعث شده تا ریسک بیمهای کشتیها به شدت بالا رود و بسیاری از کشتیها ترجیح دهند از این مسیر عبور نکنند، که همین امر عملاً بخشی از ظرفیت این تنگه را از بین برد.
در تحلیل نهایی، ورود حوثیها به معادله باب المندب، این واقعیت را ثابت کرد که در دنیای مدرن، کنترل بر یک نقطه جغرافیایی کوچک اما استراتژیک، میتواند اثری معادل با یک ارتش عظیم داشته باشد. باب المندب حالا به یک «اهرم فشار» تبدیل شده است که در آن، درگیریهای سیاسی در یک نقطه از جهان (مانند غزه)، میتواند مستقیماً بر قیمت بنزین یا کالاهای مصرفی در نقطه دیگری از جهان اثر بگذارد. این وضعیت، باب المندب را به یکی از پیچیدهترین نقاط جهان تبدیل کرده است، جایی که در آن سیاست، جنگ، اقتصاد و جغرافیا در یک نقطه باریک به هم گره خوردهاند.
ارسال دیدگاه
عناوین این صفحه
اخبار روز
-
برپایی موکب پایگاه شهدای تکاور خرمشهر در مسیر زائران اربعین
-
خانوادههای شهدا، پرچمداران فرهنگ ایثار و مقاومت هستند
-
تصویب سود نقدی ۵۵ ریالی به ازای هر سهم
-
وزارت راه و شهرسازی در جنگ در خط مقدم خدمت و بازسازی قرار دارد
-
نقشآفرینی زنان در ایران امروز ریشه در نگاه والای امام شهید دارد
-
زنان در جنگ اخیر نظم دشمن را برهم زدند
-
وزارت راه و شهرسازی در مدیریت سفرهای اربعین نقش محوری دارد
-
ضرورت افزایش سهم ارزش افزوده در محصولات شیلاتی
-
موزه "بندر و دریانوردی " در بندر عباس راه اندازی خواهد شد
-
صورتحساب پنهان برای حمل و نقل دریایی
-
ضرورت افزایش سهم بانکرینگ ایران در پساجنگ
-
رانتِ نهفته در ترازنامه بانک ها
-
پیام تازه بغداد برای حفظ روابط اقتصادی و لجستیکی با ایران
-
«کوه کلنگ» جلوهگاه اقتدار دفاعی ایران در برابر زیادهخواهیها
-
ایجاد دو مسیر پروازی جدید میان ایران و عراق برای تسهیل پروازهای اربعین
-
اعلام محدودیتهای ترافیکی در سطح محورهای مواصلاتی کشور در ایام طرح سفرهای اربعین حسینی
-
همه آنچه در مجمع پترول گذشت
-
گزارش تصویری بزرگداشت رهبر شهید و نکوداشت بانوان شهید جنگ های تحمیلی اخیر در وزارت راه و شهر سازی
-
نقشآفرینی ادمیرال در حمایت هدفمند از سالمندان تنها و افراد دارای معلولیت شدید
-
استمرار خدمترسانی در شرایط جنگی حاصل تلاش شبانهروزی کارکنان حوزه حملونقل است



