رقابت و تنشِ در آینده «آبراه‌ها» 


مهرداد سوری- وقوع جنگ تحمیلی رمضان، روایت تازه‌ای از اهمیت و شکوه تنگه هرمز را باز تعریف نمود، سال‌ها از مدیریت مصلحانه ایران بر تنگه هرمز می‌گذشت، لیکن جهان از جریان جاری و رونق تردد آن ناگاه بود تا اینکه به یکباره هجمه غرب و شروع مقاومت ایرانی در جنگی نامتوازن، بیش از هر زمان دیگری، نام این تنگه را در صدر لیست اخبار قرار داد. انگار که «هرمز» اسم رمزی بود تا بازارهای جهانی دست‌خوش تغییر شوند و قیمت نفت و هزینه‌های حمل و تعرفه شرکت‌های بیمه ای به صورت فزاینده افزایش یابند. 
کلید واژه‌ی ترانسفر دریامحور که تا پیش از این در این سطح و ساختار عمومیت و اهمیت نداشتند در مدت کوتاهی بحث و گفتمان کلان دولت‌ها شد که همینک برای هرچه ایمن‌تر شدن‌ آن در کل دنیا  برنامه‌ریزی می‌شود.
امروز دو مولفه‌ی اقتصاد و دریا علت و‌ معلول یکدیگرند که نزدیک به ۹۰ درصد تجارت جهانی را در سیطره‌ی خود دارند.  تنگه‌های بین‌المللی به مثابه گلوگاه‌های راهبردی اقتصاد جهانی را مدیریت می‌کنند.  این آبراه های باریک،  که در روایت نقشه‌ها بسیار کوچک و کم اهمیت جلوه‌ می‌نمایند، علاوه بر این‌که مسیر عبور و مرور کشتی‌ها را شکل می‌دهند، به عنوان شاهرگ‌های حیاتی انتقال انرژی، کالا، سرمایه و حتی نفوذ سیاسی نیز به شمار می‌آیند.
هرگونه ناامنی یا اختلال در تردد کشتی‌ها، به‌سرعت و به‌صورت مستقیم  بر بازارهای جهانی انرژی، نرخنامه‌های حمل و‌نقل، زنجیره تأمین کالا و در نهایت بر معیشت میلیون‌ها انسان در سراسر جهان اثر می‌گذارد.
 واقعیت امروز دنیا موید آن که امنیت تنگه‌ها، از یک مسئله صرفاً منطقه ای فراتر رفته و در بخش کلان  امنیت اقتصادی جهان تعریف می شود.
تنگه‌هایی مانند هرمز، باب‌المندب، مالاکا، بسفر، داردانل و جبل‌الطارق، هر کدام نقشی تعیین‌کننده و متفاوت در در توازن اقتصاد و سیاست بین‌الملل ایفا می‌کنند. این گذرگاه‌ها در فراز و فرودهای تاریخ، همواره محل تلاقی منافع قدرت‌های بزرگ بوده‌ و همچنان در شکل‌دهی به معادلات ژئوپلیتیکی جهان نقشی بی‌‌همتا را ایفا می‌نمایند.
می‌توان اذعان نمود که علاوه بر برخورداری از این جایگاه سیاسی، تنگه‌ها منشأ خلق ثروت نیز هستند توسعه بنادر، صنایع لجستیکی، خدمات کشتیرانی، مناطق آزاد تجاری، صنایع وابسته به دریا و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی، همگی از مزیت‌های مهم‌ اقتصادی در  این گذرگاه‌ها محسوب شده و تجربه نشان داده که مدیریت هوشمندانه کشورهای ساحلی در حوزه این ظرفیت‌ها، می‌تواند موقعیت جغرافیایی را به سرمایه‌ای پایدار برای توسعه ملی تبدیل کند.
 برای جمهوری اسلامی ایران ، تنگه هرمز هم یک مزیت طبیعی و هم سرمایه‌ای ژئواقتصادی و ژئوپلیتیکی است. بهره‌گیری مؤثر از این ظرفیت، مستلزم تقویت اقتصاد دریامحور، توسعه و‌ارتقا  زیرساخت‌های بندری، گسترش دیپلماسی دریایی، جذب سرمایه‌گذاری و افزایش سهم کشور از زنجیره ارزش تجارت جهانی‌است. 
در چنین نگاهی، امنیت، توسعه و اقتصاد، اضلاع یک راهبرد‌ منطقی و‌مدقن محسوب می‌شوند.
یقینا در آینده شاهد افزایش رقابت و تنشِ میان کشوری و میان منطقه‌ای در عرصه دریاها و آبراهها خواهیم بود. تنگه‌ها شاهراه‌های ثروت، قدرت و تعاملات بین‌المللی‌اند و هر کشوری که بتواند با رویکردی آینده‌نگر،این ظرفیت را مدیریت کند، جایگاه مؤثرتری در نظم اقتصادی و سیاسی جهان خواهد داشت.
رقابت و تنشِ در آینده «آبراه‌ها» 
ارسال دیدگاه
اخبار روز
ضمیمه