تاریخ انتشار:1405/5/6
«عمان»برنده خاموش تنش‌های هرمز

«سرآمد» از تحولات ژئو‌اکونومیک منطقه گزارش می‌دهد؛

«عمان»برنده خاموش تنش‌های هرمز

«بنادر دقم، صحار و صلاله» مثلث قدرت جدید لجستیک خلیج فارس

اقتصادسرآمد- امید اسماعیلی - وقتی از جنگ، بحران و تنش‌های ژئوپلیتیکی سخن گفته می‌شود، نخستین تصویری که در ذهن شکل می‌گیرد، خسارت‌های اقتصادی، اختلال در تجارت، ناامنی سرمایه‌گذاری و کاهش جریان‌های تجاری است. اما تاریخ اقتصاد نشان داده است که هر بحران، در کنار بازندگان آشکار، برندگان خاموشی نیز دارد؛ بازیگرانی که بدون حضور در متن درگیری، از تغییر مسیرهای تجارت، سرمایه و حمل‌ونقل بیشترین بهره را می‌برند.

اگر قرار باشد تحولات یک سال اخیر منطقه از منظر اقتصاد دریا، حمل‌ونقل و لجستیک مورد بررسی قرار گیرد، عمان را باید یکی از مهم‌ترین برندگان خاموش این معادله دانست؛ کشوری که در سایه تحولات امنیتی خلیج فارس و افزایش نگرانی‌ها درباره تردد در تنگه هرمز، توانسته است جایگاه بنادر اقیانوسی و زیرساخت‌های ترانزیتی خود را به سطحی تازه ارتقا دهد.
این تحلیل شاید در نگاه نخست جسورانه به نظر برسد، اما بررسی روندهای حمل‌ونقلی منطقه نشان می‌دهد که عمان طی یک سال گذشته بیش از هر زمان دیگری توانسته از مزیت جغرافیایی خود بهره‌برداری کند؛ مزیتی که شاید برای آن سرمایه‌گذاری آنچنانی صورت نگرفته بود اما اکنون زمانی برای تجهیز و استفاده از آن فرا رسیده است.

«جغرافیا» برگ برنده‌ای که ناگهان ارزشمند شد
سال‌هاست کارشناسان حمل‌ونقل از موقعیت ویژه عمان سخن می‌گویند برخلاف بسیاری از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که دسترسی اصلی آنها به آب‌های آزاد از مسیر تنگه هرمز می‌گذرد، عمان دارای سواحل گسترده‌ای در دریای عمان و اقیانوس هند است.
این ویژگی جغرافیایی شاید در شرایط عادی تنها یک مزیت نسبی محسوب می‌شد، اما در دوره‌ای که نااطمینانی‌های امنیتی پیرامون تنگه هرمز افزایش یافت، به یک مزیت راهبردی تبدیل شد. در چنین شرایطی، بنادر عمان دیگر صرفاً بنادر تجاری نبودند؛ آنها به دروازه‌های جایگزین تجارت منطقه بدل شدند.
دقم، صحار و صلاله ناگهان در کانون توجه شرکت‌های کشتیرانی، صاحبان کالا، سرمایه‌گذاران و فعالان زنجیره تأمین قرار گرفتند. آنچه پیش‌تر یک گزینه بود، به تدریج به یک ضرورت تبدیل شد.

دقم؛ بندری که برای روزهای بحرانی! 
کمتر پروژه‌ای در منطقه به اندازه بندر دقم دارای نگاه بلندمدت بوده است.عمان بیش از یک دهه پیش تصمیم گرفت در میانه سواحل اقیانوسی خود، یک قطب جدید اقتصادی و لجستیکی ایجاد کند؛ پروژه‌ای که در آن زمان برای بسیاری از تحلیلگران بلندپروازانه به نظر می‌رسید. امروز اما مشخص شده است که دقم تنها یک بندر نیست؛ بلکه یک سرمایه‌گذاری راهبردی برای آینده تجارت منطقه بوده است.
قرار گرفتن در خارج از تنگه هرمز، امکان پذیرش کشتی‌های بزرگ اقیانوس‌پیما، وجود منطقه ویژه اقتصادی، دسترسی مستقیم به بازارهای آسیایی و آفریقایی و همچنین اتصال به شبکه حمل‌ونقل زمینی عمان، همگی عواملی هستند که دقم را به یکی از مهم‌ترین نقاط ژئو‌اکونومیک منطقه تبدیل کرده‌اند.
در شرایطی که بسیاری از فعالان بازار به دنبال مسیرهای مطمئن‌تر برای جابه‌جایی کالا بودند، دقم توانست خود را به عنوان یک گزینه قابل اتکا معرفی کند.

صحار؛ حلقه اتصال دریا به خشکی
اگر دقم را دروازه اقیانوسی عمان بدانیم، صحار را باید موتور عملیاتی این کشور در حوزه لجستیک منطقه‌ای نامید. صحار طی سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین مراکز صنعتی، بندری و تجاری عمان تبدیل شده است. موقعیت این بندر در نزدیکی مرز امارات متحده عربی، آن را به نقطه‌ای ایده‌آل برای انتقال کالا میان بنادر اقیانوسی عمان و بازارهای منطقه تبدیل کرده است. همین موضوع باعث شده نقش صحار در ماه‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
کالاهایی که از طریق خطوط کشتیرانی وارد بنادر عمان می‌شوند، می‌توانند در زمانی کوتاه از طریق شبکه جاده‌ای به بازارهای کشورهای همسایه منتقل شوند.
در واقع عمان موفق شده میان مزیت دریایی و ظرفیت حمل‌ونقل زمینی خود پیوندی مؤثر ایجاد کند؛ پیوندی که امروز به یکی از مهم‌ترین منابع درآمد و نفوذ اقتصادی این کشور تبدیل شده است.

بزرگراه‌هایی که به اندازه بنادر اهمیت دارند
بسیاری از تحلیل‌ها درباره موفقیت عمان تنها بر بنادر متمرکز می‌شوند، در حالی که راز اصلی موفقیت ای ن کشور را باید در پشت بنادر جست‌وجو کرد.
اگر بندر دقم یا صحار به شبکه‌ای کارآمد از جاده‌ها، مراکز توزیع، انبارهای لجستیکی و پایانه‌های حمل‌ونقل متصل نبودند، بخش بزرگی از مزیت آنها از بین می‌رفت.
دولت عمان طی سال‌های گذشته میلیاردها دلار برای توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل زمینی هزینه کرده است.
امروز شبکه بزرگراهی این کشور امکان انتقال سریع کالا از بنادر اقیانوسی به مرزهای زمینی را فراهم کرده است.
همین زیرساخت‌ها سبب شده‌اند که عمان بتواند نقش یک «پل لجستیکی» را میان اقیانوس هند و بازارهای عربی ایفا کند.
در واقع آنچه امروز مشاهده می‌شود، نتیجه سال‌ها برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساختی است؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که شاید در زمان اجرا کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند اما اکنون ارزش واقعی خود را نشان می‌دهند.

تولد یک کریدور جدید منطقه‌ای
تحولات اخیر تنها جایگاه بنادر عمان را تقویت نکرده است؛ بلکه موجب شکل‌گیری نوعی کریدور ترکیبی دریایی ـ زمینی در جنوب خلیج فارس شده است.
در این الگو، کالاها از طریق مسیرهای اقیانوسی وارد بنادر عمان می‌شوند و سپس با استفاده از شبکه حمل‌ونقل جاده‌ای به بازارهای منطقه منتقل می‌شوند.
این فرایند موجب افزایش اهمیت مراکز لجستیکی عمان شده و فرصت‌های جدیدی را برای شرکت‌های حمل‌ونقل، انبارداری، توزیع کالا و خدمات زنجیره تأمین ایجاد کرده است.به بیان دیگر، عمان تنها از مزیت بندری بهره نبرده؛ بلکه موفق شده یک اکوسیستم کامل لجستیکی پیرامون این مزیت شکل دهد.
سرمایه‌گذاران چه چیزی را دیده‌اند؟
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های موفقیت عمان را می‌توان در رفتار سرمایه‌گذاران مشاهده کرد.
سرمایه‌گذاران بین‌المللی معمولاً پیش از هر چیز به دنبال ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و امنیت هستند.
وقتی یک کشور بتواند در دوره‌های بحران نیز جریان تجارت خود را حفظ کند، جذابیت آن برای سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد.
به همین دلیل طی ماه‌های اخیر توجه شرکت‌های بزرگ لجستیکی، خطوط کشتیرانی و اپراتورهای بندری به عمان افزایش یافته است.
آنها دریافته‌اند که موقعیت جغرافیایی عمان تنها یک مزیت طبیعی نیست؛ بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یک مزیت اقتصادی پایدار است.
برنده‌ای که کسی درباره‌اش صحبت نمی‌کند نکته جالب اینجاست که بخش عمده تحلیل‌های منطقه‌ای هنوز بر تحولات سیاسی و امنیتی متمرکز هستند. کمتر رسانه‌ای به این پرسش پرداخته است که تغییر معادلات امنیتی چه تأثیری بر نقشه حمل‌ونقل و تجارت منطقه گذاشته است. اقتصادسرآمد معتقد است یکی از مهم‌ترین داستان‌های ناگفته یک سال گذشته در کمنطقه دقیقاً همین موضوع است.
در حالی که بسیاری از بازیگران منطقه با هزینه‌های سنگین اقتصادی ناشی از نااطمینانی‌های امنیتی مواجه شدند، عمان توانست بخشی از این شرایط را به فرصتی برای توسعه زیرساخت‌ها، جذب سرمایه و تقویت جایگاه لجستیکی خود تبدیل کند.
شاید به همین دلیل بتوان از عمان به عنوان «برنده خاموش» تحولات اخیر یاد کرد؛ کشوری که بدون حضور در میدان درگیری، توانست جایگاه خود را در زنجیره تأمین منطقه ارتقا دهد.

آینده پس از بحران
مهم‌ترین پرسش اما به آینده مربوط می‌شود. آیا این مزیت با پایان تنش‌ها از بین خواهد رفت؟ پاسخ ما در اقتصادسرآمد منفی است.
زیرساخت‌های بندری، بزرگراه‌ها، مراکز لجستیکی و سرمایه‌گذاری‌های انجام شده، دارایی‌هایی هستند که پس از پایان هر بحران نیز باقی می‌مانند. شرکت‌هایی که امروز مسیرهای تجاری خود را از طریق عمان تعریف کرده‌اند، الزاماً پس از پایان بحران به الگوهای پیشین بازنخواهند گشت.
بخشی از این جریان‌های تجاری به احتمال زیاد تثبیت خواهد شد و همین مسئله می‌تواند جایگاه عمان را در سال‌های آینده بیش از پیش تقویت کند. در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین دستاورد عمان نه افزایش موقت حجم کالا، بلکه تثبیت موقعیت خود به عنوان یکی از مراکز اصلی لجستیک دریایی و زمینی منطقه باشد.

جمع‌بندی
این سه بندر- دقم، صحار و صلاله - در اصل برای دور زدن تنگه هرمز ساخته نشده‌اند، بلکه بیشتر با هدف توسعه تجارت، لجستیک و جذب سرمایه گذاریه ایجاد شده اند.عمان با تمرکز بر بنادر بیرون از هرمز عملاً راهبرد متنوع‌سازی مسیرهای تجاری رو پیش گرفته است
اگر جنگ‌ها و بحران‌های منطقه‌ای را از دریچه اقتصاد حمل‌ونقل نگاه کنیم، تصویری متفاوت از آنچه در عرصه سیاسی مشاهده می‌شود به دست خواهیم آورد. در این تصویر، عمان کشوری است که توانسته از موقعیت جغرافیایی، بنادر اقیانوسی، زیرساخت‌های جاده‌ای و سیاست‌گذاری بلندمدت خود بهره بگیرد و در میان آشفتگی‌های منطقه، به یکی از مهم‌ترین بازیگران جدید لجستیک خلیج فارس تبدیل شود.
شاید هنوز برای قضاوت نهایی زود باشد، اما نشانه‌ها حاکی از آن است که دقم ، صحار و صلاله نماد تغییر تدریجی نقشه تجارت، ترانزیت و حمل‌ونقل در جنوب خلیج فارس هستند و اگر قرار باشد روزی تاریخ اقتصادی این دوره نوشته شود، احتمالاً نام عمان در میان معدود کشورهایی قرار خواهد گرفت که از دل بحران، فرصت ساختند.

برچسب ها : بنادر دقم، صحار و صلاله اقتصادسرامد لجستیک خلیج فارس

اخبار روز
ضمیمه