تاریخ انتشار:1404/10/11
چالش های الگوسازی فرهنگ توسعه دریایی ایران

«سرآمد» تحلیل می‌کند؛

چالش های الگوسازی فرهنگ توسعه دریایی ایران

اقتصادسرآمد- ایرج گلشنی- ارکان مهمی می‌توان برای فرهنگ‌سازی در نظر گرفت و سپس بررسی کرد که آیا در توسعه فرهنگ دریایی در ایران چه مقدار از آن کاربردی شده و چقدر فرهنگ‌سازی دریایی معنا پیدا کرده است. البته قصه مفصل است و نیاز به توضیح گسترده دارد، اما اینجا گذرا نگاهی به ارکان فرهنگ‌ساز و مقایسه آن در بستر توسعه دریایی ایران می‌اندازیم:

به گزارش اقتصاد سرآمد، همواره یک فرهنگ‌سازی صحیح و اصولی با آموزش شروع می‌شود. به بیانی، فرهنگ‌سازی بر «دانایی» استوار است. به‌طور کلی، یک جامعه ناآگاه، با فرهنگ مناسبتی ندارد. حتی فرهنگ‌گریز است. یک جامعه که مبتنی بر «سواد عمومی» نباشد، فرهنگ‌پذیر نمی‌تواند باشد. 

رکن آموزش
آموزش مهم است و مبنای فرهنگ‌سازی است، چه در وجه عمومی و چه در وجه اختصاصی. چه آموزش‌های عمومی برای همه مردم و چه آموزش‌های تخصصی برای گروه خاص. هر دو مهم‌اند و با هم دولبه قیچی را ایجاد می‌کنند که ضدفرهنگ را می‌برد و از میان برمی‌دارد و کولاژی شیک و زیبا از فرهنگ می‌سازد. بدون این قیچی، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند جامه‌ای زیبا برای قامت فرهنگی خود بسازد. 
در نگاه به فرهنگ دریایی کشور، اما به‌راحتی می‌توان متوجه شد که این رکن کارساز و فرهنگ‌پرداز، تقریبا وجود ندارد. نه به معنای مطلق وجود، اما به آن معنا که در سطح وسیع و کارساز، وجود ندارد. آموزش‌های تخصصی که متخصص دریایی می‌سازد، در حداقل است و آموزش‌های عمومی که باید کل جامعه را درنوردد، تقریبا نزدیک به صفر است. با این روش، قیچی فرهنگی قابل‌اعتنایی برای برش‌دادن الگوی فرهنگ دریایی کشور پدید نمی‌آید و نیامده است. چنین قیچی‌ای شبیه همان شیر بی‌یال‌ودمی است که مولانا فرمود. بنابراین، کشور ما در اولین رکن از فرهنگ‌سازی دریا، دچار مشکل شدید است و هرچه دیرتر اقدام شود، ساخت و پرداخت فرهنگ دریایی ایران سخت‌تر می‌شود. 

رکن الگوی فرهنگی
بحث درباره رکن الگوی فرهنگ‌سازی، فوق‌العاده وسیع است و به‌راحتی نمی‌توان شمایی از آن ارائه داد. با این همه، مجبوریم گذری کنیم و بگذریم. الگو‌(اسطوره) وجهی است که «مانند آن‌ شدن» ملاک جوامع است و آحاد یک ملت را در برمی‌گیرد. ترغیب به شدن در یک جامعه با الگوسازی ممکن است و اگر الگو نباشد، «همانندسازی در جامعه دچار مشکل می‌شود.» الگو، یک مسیر عینی و لمسی برای حرکت، تلاش و شدن است. یک مثال است که به مفاهیم عینت واقعی یا حسی می‌بخشد. یک جامعه موفق، یک جامعه بزرگ و ریشه‌دار، جامعه‌ای است که الگو می‌سازد و آن را در مسیر رشد فکری و بدنی نسل‌های خود قرار می‌دهد و چنان مهم است که بدون آن، مسیر گم می‌شود.
این است که یک جامعه پویا و رو به جلو، همواره برای الگوسازی و قهرمان‌سازی و اسطوره‌پردازی حرکت می‌کند. اگر در عمل و در واقعیت، الگو داشته باشد، آن را برجسته می‌کند: «رستم یلی بود در سیستان/ من او را کردم رستم دستان.» و اگر نداشته باشد، با تخیل می‌سازد: «مانند مرد ۶میلیون دلاری، بت‌من، سوپرمن و...».
در هر صورت، اگر جامعه‌ای بخواهد مسیر مشخصی پیش روی نسل‌های خود قرار دهد، ناچار است الگوسازی و قهرمان‌پردازی کند. این است که رومن رولان فرانسوی می‌نویسد: «جامعه‌ای که در خلق یک قهرمان شرکت نکند، جامعه بدبختی است.» یعنی، خوشبختی یک جامعه به‌طور مستقیم به الگوهای آن جامعه برمی‌گردد. 
به اعتقاد نگارنده، یکی از بزرگ‌ترین الگوها را می‌توان در قامت رعنای حسین‌بن‌علی(ع) برای امت شیعه دید. یکی دیگر، مانند علی‌بن‌ابیطالب(ع) و دیگر، مانند فاطمه‌زهرا(س) و دیگر مانند زینب‌کبری(س) و در اوج، شخصیت بی‌نظیری مانند نبی‌اکرم(ص)(اسوه حسنه). حال به این الگوها بیندیشیم و ببینیم که این الگوها با جامعه شیعی چه کردند و چگونه مسیر از شروع تا پایان را چنان نورانی و روشن کرده‌اند که یک باورمند به مسیر تشیع، ذره‌ای به چپ و راست نمی‌گراید و مستقیم به سوی هدف غایی پیش می‌رود. 
در سایر جوامع هم برای خود الگوهایی دارند که به‌طور نسبی، نسبت به میزان باور از آن‌ها الگوبرداری می‌کنند. جذابیت الگوها چنان است که امروزه، در فرهنگ غربی، ملاک مد و پوشش و رفتار و خوراک و... قرار می‌گیرند و حکومت‌ها با استفاده از الگوها، نسل‌ها را به مسیر دلخواه هدایت می‌کنند. 

الگوسازی برای بخش دریایی
در بخش دریایی ایران، چندان خبری از این الگوها نیست. الگوها در وجوه عالی و عمومی و در وجه اختصاصی و قشری عمل می‌کنند. کشور ایران، دوره‌های گوناگونی را پشت‌سر گذاشته است؛ در یک طرف تاریخ ایران، الگوهای ملی بزرگ قرار دارند و در بخشی از تاریخ، خلاء الگوها اتفاق می‌افتد. برای مثال، در دوران حکومت قاجاریه در ایران، تقریبا ایران خالی از الگو بود. در رژیم پهلوی، الگوهای متناقض فراوانی برجسته شد. یک بخش حکومتی بودند که به‌طور اساسی شامل سلبریتی‌های رقاص و آوازخوان و اکتورهای سینما بودند،و در یک بخش، الگوهای مردمی ظهور کردند؛ مانند پهلوان تختی و در وجه دیگر، الگوهای مذهبی رو به اوج نهادند.
نتیجه تضاد این الگوها، اثرگذاری بر حکومت وقت و از هم پاشیدن رژیم بود. در زمان کنونی، تسلط الگوها به سمت الگوهای مذهبی از یک سو و الگوهای بزرگ در دیگر عرصه‌هاست، اما همچنان گاهی تضاد الگوها باعث تنش در جامعه شده و خواهد شد؛ مگر اینکه تربیت و هدایت صحیح برای همراهی الگوها شکل بگیرد. 
در پهنه دریایی، خبر چندانی از الگوها نیست. به بیان بهتر، در عرصه دریایی کشور، الگوهای محدودی هستند که چندان معرفی نشده‌اند. برای مثال، سلحشوری مانند «علامعلی بایندر» دلاورمرد دریایی ایران می‌تواند یکی از آن الگوهای برجسته باشد که چندان که باید و شاید، مورد توجه قرار نگرفته است و می‌توان گفت که حتی یک‌درصد مردم ایران این الگو را نمی‌شناسند. چهره‌های برتر دیگری هم هستند که معرفی نشده و تبدیل به الگو نشده‌اند. 
در جنگ تحمیلی ۸ساله و سپس در جنگ تحمیلی ۱۲روزه، گروه بزرگی از الگوها از دامن پاک ایران‌زمین با معجون فرهنگ ایرانی-اسلامی معرفی شدند. بخشی از این سلحشوران در حوزه دریایی هستند، اما آنچنان که زمینی‌ها و هوایی‌ها معروف و الگو شده‌اند، دریایی‌ها عقب‌مانده‌اند. گرچه درباره سلحشوران زمینی و هوایی هم چندان که شایسته آنان است، اقدامات دلچسبی نشده و حق قهرمانان بزرگ ما کامل ادا نشده است. مثلا عباس دوران که یکی از اعجوبه‌های تاریخ هوایی ایران است را تا چه حد به‌عنوان یک الگوی برتر معرفی کرده‌ایم؟ کسی که باعث افتخار است. دیگران هم همینطور؛ مانند شهید بابایی. شهید شجاعی، شهید کشوری، شهید شیرودی و... با این همه، در بستر دریایی، وضعیت به مراتب از این ضعیف‌تر و نحیف‌تر است و این است که ما رکن دوم فرهنگ‌سازی دریایی، یعنی «الگوسازی» را هم از دست داده‌ایم. 

۳رکن مشارکت عمومی، رسانه و قوانین
ارکان مهم دیگر را با هم به اختصار بررسی می‌کنیم و سریع به سمت نتیجه حرکت می‌کنیم. برای فرهنگ‌سازی در یک جامعه، قوانین بسیار مهم و اثرگذارند، مشروط بر اینکه در زمان مناسب ارائه شوند. زمان مناسب، شروع فرایند فرهنگ‌سازی است نه وسط یا انتهای آن. در صورتی که زمان مناسب رعایت نشود، تضاد بزرگ رخ می‌دهد. برای مثال، یک پدیده مانند «خواجه عطا» در هرمزگان ابتدا با انرژی مردمی شکل می‌گیرد، حرکت می‌کند و سپس به‌دلیل نبود چارچوب‌های قانونی مطابق با قوانین حاکم، دچار تنش و چالش می‌شود و زمانی برای آن قاعده و قانون می‌تراشند که کار از کار گذشته است و یک‌باره، یک حرکت با شوک و چالش مواجه می‌شود.
به‌طور طبیعی قوانین جدید به‌راحتی پذیرفته نمی‌شوند. مثل این است که شما فرزند خود را سال‌ها به کشتی بفرستید و یک‌باره بخواهید قوانین ژیمناستیک را رعایت کند! آیا فرزند شما با شوک شدید مواجه نمی‌شود؟ آیا قانون جدید شما را به‌راحتی درک کرده و اجرا می‌کند؟ آصلا آیا اگر هم بخواهد، می‌تواند اجرا کند؟ این است که قانون از ابتدا باید وجود داشته باشد و این زمانی ممکن است که شما برای فرهنگ‌سازی، هدف معین، راهبرد مشخص و سیاست مشخص داشته باشید. 
در همین رابطه، رسانه‌ها و تبلیغات عمومی ابزار مهم هستند. رسانه نه‌فقط به معنای روزنامه و پایگاه خبری و شبکه‌های تلویزیونی، بلکه به معنای عام و شامل همه ابزارهایی است که یک مفهوم را به ذهن مخاطب مخابره می‌کنند. اگر این ابزارها به‌خوبی مدیریت و به‌کار گرفته نشوند، چیزی به اسم فرهنگ‌سازی مقدور نخواهد بود. و در نهایت، همه این تلاش‌ها برای آن است که «مشارکت عمومی» رخ دهد. شرکت عموم(یا حداکثر مردم) در یک برنامه به معنای فرهنگ‌سازی است. حضور قشری و گروهی و صنفی به معنای تحقق فرهنگ‌سازی نبوده و نیست. 
در جامعه دریایی ایران، در همه این ارکان نیز مشکل جدی داریم. اکثر رسانه‌ها یا صنفی هستند یا به‌طور جزئی به مقوله دریا می‌پردازند. اکثر خبرگزاری‌ها و... همه به‌صورت جزئی و معطوف به خبر درباره دریا کار می‌کنند که کاملا بی‌اثر هستند. برخی دیگر وجه صنفی دارند و متعلق به یک صنف خاص هستند که اثر آن‌ها هم در فرهنگ‌سازی نزدیک به صفر است، زیرا مطالب خاص و بریده محتوای مربوط به صنف یا انجمن خود را بیان می‌کنند و از بیان عمومی معطوف به اکثریت مردم خالی هستند. و نیز اضافه کنید ک اکثر اهل قلم در رسانه‌های ایران، سواد دریایی لازم و کافی ندارند و به‌شدت نیازمند آموزش هستند. 
وضعیت سایر رسانه‌ها از این گروه بدتر است. برای مثال، در زمینه ادبیات داستانی به‌عنوان یک رسانه بسیار قوی و موثر، تقریبا نزدیک به صفر هستیم. درباره ادبیات کودک و نوجوان تقریبا هیچ حرفی در حوزه دریا برای گفتن نداریم. در بستر فیلم، تقریبا هیچ تولید دریایی مناسب نداریم. هرچه هست دفعی و اتفاقی و محدود است که کمکی به فرهنگ‌سازی نمی‌کند. 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
می‌دانیم که «توسعه منهای فرهنگ، یک مجموعه میان تهی است.»  می‌دانیم که «توسعه بدون فرهنگ در هیچ جای دنیا رخ نداده است که در توسعه دریایی ایران رخ بدهد.» و می‌دانیم که «به‌طور کلی ارکان فرهنگ‌سازی برای توسعه فرهنگ دریایی ایران بسیار ضعیف هستند و نیازمند توجه ویژه و برنامه‌ریزی‌شده و مستمر با مشارکت همه دستگاه‌های دریایی و غیردریایی کشور دارد. همچنین می‌دانیم که «زمان زیادی از دست داده‌ایم.» آیا نباید در سطح وسیع و مبتنی بر فکر و برنامه یک حرکت گسترده و هماهنگ در سطح ملی آغاز کنیم؟

برچسب ها : توسعه دریایی ایران اقتصادسرآمد توسعه فرهنگ دریایی

اخبار روز
ضمیمه