تاریخ انتشار:1404/11/11
واکاوی روند شکل گیری تمدن ها در کنار دریاها

«سرآمد» بررسی می کند؛

واکاوی روند شکل گیری تمدن ها در کنار دریاها

اقتصادسرآمد- مرتضی فاخری - در گستره پهناور تاریخ، دریاها نه‌تنها عوارض جغرافیایی که بازیگرانی پرنفوذ در سرنوشت بشریت بوده‌اند. این سطوح ناپایدار آبی، به مثابه شریان‌های حیاتی، تمدن‌های نخستین را پروراندند، مرزهای انزوای جغرافیایی را درنوردیدند و بستر تعاملات پیچیده اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را فراهم آوردند. از کرانه‌های حاصلخیز میان‌رودان تا سواحل پویای مدیترانه، حضور دریا همواره عاملی تعیین‌کننده در الگوی استقرار، شکوفایی یا افول جوامع کهن به شمار می‌رفته است.

به گزارش اقتصادسرآمد، مرتضی فاخری، پژوهشگر ارشد علوم راهبردی در این باره به سرآمد آورده است: این پژوهش در پی واکاوی ژرفای این ارتباط دیرینه است تا از رهگذر آن، نقش چندوجهی دریا را به عنوان محرکی برای نوآوری، پلی برای گفت‌وگو و عرصه‌ای برای رقابت و قدرت‌نمایی تمدن‌ها مورد کاوش قرار دهد.
فراتر از نقش نخستین خود به عنوان چشمه‌ای برای روزی‌رسانی، دریاها به تدریج به زیرساختی بنیادین برای آفرینش تمدن‌ها و چارچوب‌بندی ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بدل گشتند. این دگرگونی شگرف را می‌توان در سرگذشت تمدن‌هایی پی جست که دریانوردی در قلب کامیابی آنان می‌تپید. بازرگانان فنیقی که الفبا را در کرانه‌های مدیترانه پراکندند و دریابانان بی‌باک سده‌های اکتشاف که کرانه‌های ناشناخته گیتی را درنوردیدند، همگی گواهی بر این حقیقت هستند که تأثیر ژرف دریا را می‌توان در همه سطوح زندگی تمدنی ردگیری کرد. کاوش در این سرگذشت، نقش برانگیزاننده دریا را به عنوان نیرویی پیشبرنده در مسیر تاریخ بشری آشکار می‌سازد.

دریا به عنوان گهواره تمدن  (تأمین معیشت و ثبات)
در میان نخستین طلوع‌های تمدن بشری، دریا و آبراهه‌های بزرگ نه صرفاً به عنوان مرز، بلکه چونان گهواره‌هایی زاینده و نگهدارنده عمل کردند. این پهنه‌های آبی با تأمین پایدار منابع غذایی و ایجاد شبکه‌های ارتباطی اولیه، بستر مادی لازم برای گذار از جوامع پراکنده به سکونتگاه‌های متمرکز و پیچیده شهری را فراهم آوردند. در جلگه‌های حاصلخیز بین‌النهرین، خلیج فارس به عنوان دروازه‌ای به سوی جهان گسترده‌تر، علاوه بر تأمین پروتئین از طریق ماهیگیری، شاهراه حیاتی برای مبادله کالاهایی چون چوب، سنگ‌های قیمتی و فلزات با سرزمین‌های دوردست بود. این تجارت نه تنها رونق اقتصادی به ارمغان آورد، بلکه باعث انتقال دانش و فناوری شد. به موازات آن، در مصر باستان، رود نیل که گاه به درستی دریای داخلیِ حیات‌بخش نامیده می‌شود، با سیلاب‌های قابل پیش‌بینی و خاک رسوبی غنی خود، زمینه کشاورزی انبوه و مازاد بر مصرف را ایجاد کرد. این مازاد، سنگ بنای شکل‌گیری دولت‌های متمرکز و ساخت بناهای عظیم شد. همچنین، دسترسی مصریان به دریای سرخ، پنجره‌ای به سوی تجارت با سرزمین افسانه‌ای «پونت» گشود و عاج، چوب‌های نایاب و عطر را به اقتصاد این تمدن تزریق نمود.
در سوی دیگر آسیا، تمدن پیشرفته دره سند (هاراپا) در ساحل اقیانوس هند، موفقیت خود را مرهون تعامل هوشمندانه با دریا بود. بندر مهندسی‌شده «لوتال» با اسکله‌ها و انبارهای آجری منظم خود، گواهی آشکار بر اهمیت محوری تجارت دریایی برای این جامعه است. کشتی‌های هاراپایی از طریق آب‌های اقیانوس هند با بین‌النهرین ارتباط تجاری برقرار کرده و کالاهایی چون پنبه، عاج و مهره‌های منقوش را مبادله می‌کردند. این ارتباط تنها منجر به گردش ثروت نمی‌شد، بلکه ثبات سیاسی و اجتماعی را از طریق ایجاد یک اقتصاد پایدار و متنوع تقویت می‌نمود. در واقع، دسترسی به دریا این تمدن‌ها را از وابستگی صرف به تولید کشاورزی یک ناحیه رهانید و با امکان واردات مواد خام و غذا در زمان‌های خشکسالی یا قحطی، ضریب امنیت و تاب‌آوری آنان را به شدت افزایش داد. بنابراین، دریا با فراهم آوردن تغذیه پایدار، ایجاد شبکه‌های تجاری درآمدزا و امکان جبران کمبودهای داخلی، به عاملی کلیدی در تضمین ثبات بلندمدت تبدیل شد. این ثبات، شرط لازم برای سرمایه‌گذاری در معماری، هنر، ادبیات و نهادهای حکمرانی بود و فضای امنی برای پرورش نخستین شکوفایی‌های تمدنی انسان فراهم آورد.

دریا به عنوان شاهراه تعامل (تجارت و تبادل فرهنگی)
با تثبیت نخستین تمدن‌های ساحلی، دریا به عرصه‌ای پویا و تعیین‌کننده برای برقراری پیوندهای فرامنطقهای بدل شد. در این مرحله، پهنه‌های آبی نه فقط تأمین‌کننده معیشت، که شاهراه‌های حیاتی برای دادوستد کالا، فرهنگ و اندیشه میان ملت‌ها گردیدند. دریانوردان جسور و کاردان فنیقی با مهارتی بی‌نظیر در کشتیرانی، شبکه‌ای تجاری در سراسر مدیترانه بنا نهادند و شهرهای بندری دوردستی چون کارتاژ را بنیان گذاردند. آنان با جابه‌جایی کالاهای ارزشمندی مانند شیشه، ارغوان و سرو لبنان، به‌طور غیرمستقیم یکی از تأثیرگذارترین میراث‌های خود الفبا را نیز پراکندند، ابزاری که بنیان ارتباطات نوشتاری بخش بزرگی از جهان را شکل داد. این الگو تنها محدود به مدیترانه نبود؛ در اقیانوس هند، «راه ابریشم دریایی» یا «راه ادویه»، شرق و غرب کهن را در شبکه‌ای پیچیده از سفرهای دریایی به یکدیگر گره زد. از بنادر چین و هندوچین گرفته تا سواحل هند، عربستان و شرق آفریقا، کشتی‌هایی بارگیر شده از ابریشم، ادویه، عطر و سنگ‌های گرانبها، ثروت افسانه‌ای و شناخت متقابل را جاری ساختند.
در این مسیرهای پر رفت‌وآمد، تبادل تنها به عرصه مادی محدود نمی‌شد، بلکه امواج نامرئی اما عمیق‌تری از فرهنگ و معرفت را نیز با خود حمل می‌کرد. گسترش آیین بودا از شبه‌قاره هند به چین و کشورهای جنوب شرق آسیا، به‌طور چشمگیری از مسیرهای دریایی بهره برد و هنر، معماری و فلسفه را دگرگون ساخت. دانش‌های عملی نیز در این مسیرها سفر کردند: تکنیک‌های پیشرفته نقشه‌برداری، ستاره‌شناسی و جهتیابی که در دل تمدن‌های گوناگون پرورش یافته بود، در بندرگاه‌های پرجنب‌وجوش میان دریانوردان مبادله می‌شد و پیشرفت علم ناوبری را شتابی فزاینده بخشید. نمونه درخشان این کانون‌های تعاملی، بندر سیراف در ساحل شمالی خلیج فارس در سده‌های نخستین اسلامی بود. این بندر نه فقط محل پهلوگرفتن کشتی‌های غول‌پیکری بود که از چین تا ماداگاسکار می‌رفتند، که محفلی برای گردآمدن بازرگانان، دانشمندان و جهان‌گردان از فرهنگ‌های مختلف شد و به کارگاهی زنده برای آمیزش دستاوردهای علمی، پزشکی و فلسفی تمدن‌های اسلامی، هندی و حتی یونانی تبدیل گشت. بدین ترتیب، دریا بستری بی‌بدیل برای گفت‌وگوی تمدن‌ها فراهم آورد و روند تاریخ را از انزوای جغرافیایی به سمت درهم‌تنیدگی فزاینده سوق داد.

دریا به عنوان عرصه رویارویی و قدرت (نظامی گری و امپراتوری ها)
با گسترش منافع تمدن‌های ساحلی، پهنه‌های آبی به تدریج از صحنه تعامل به عرصه‌ای برای رویارویی و اعمال قدرت تبدیل شدند. تسلط بر دریا به عاملی تعیین‌کننده در سرنوشت جنگ‌ها و برتری امپراتوری‌ها بدل گشت، به گونه‌ای که کنترل مسیرهای دریایی مستقیماً با حاکمیت جهانی پیوند خورد. نبرد سرنوشت‌ساز سالامیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، نمونه‌ای اولیه و درخشان از این تحول بود؛ ناوگان متحد یونان‌شهرها با بهره‌گیری از تاکتیک و جغرافیای تنگه، توانست نیروی دریایی عظیم امپراتوری هخامنشی را شکست دهد و نه تنها یونان را از تسخیر نجات بخشد، بلکه مسیر تاریخ غرب را تغییر دهد. این رویداد به وضوح نشان داد که برتری دریایی می‌تواند ضعف‌های نیروی زمینی را جبران و توازن قوا را دگرگون کند. این درس در قلب مدیترانه و در طی جنگ‌های پونی به اوج خود رسید، هنگامی که جمهوری روم برای دستیابی به سلطه مطلق بر این دریای محصور، با قدرت دریایی کارتاژ درگیر شد. پیروزی نهایی روم تنها از طریق تکرار شکست‌ها، ساختن ناوگان‌های جدید و تطبیق با جنگ دریایی حاصل شد و حاکمیت بی‌رقیب آنان بر مدیترانه را برای سده‌ها تضمین نمود. این تسلط، شبکه تجاری امن و یکپارچه‌ای ایجاد کرد که ستون فقرات امپراتوری روم شد و ثابت کرد که قدرت دریا و قدرت زمین دو روی یک سکه حکمرانی هستند.
این پیوند در عصر اکتشافات جغرافیایی به اوج جدیدی رسید و بعدی جهانی به خود گرفت. پیشگامی پرتغال و اسپانیا در کشف مسیرهای دریایی به هند و قاره آمریکا، تنها ماجراجویی نبود، بلکه حرکتی استراتژیک برای دور زدن انحصارهای زمینی و دستیابی مستقیم به منابع ثروت بود. رقابت بعدی قدرت‌های دریایی نوظهور مانند هلند و بریتانیا، بر سر کنترل این مسیرها و مستعمرات بود و جنگ‌های دریایی آنان از کارائیب تا اقیانوس هند گسترده شد. این دوره، شکل‌گیری نخستین شبکه اقتصادی واقعاً جهانی را شاهد بود، شبکه‌ای که توسط کشتی‌های جنگی محافظت و توسط شرکت‌های دارای منشور سلطنتی مانند شرکت هند شرقی اداره می‌شد. در این بافت تاریخی بود که نظریه‌پردازان استراتژی مانند آلفرد تایر ماهان مفهوم «قدرت دریایی» را صورتبندی کردند. ماهان با بررسی تاریخ انگلستان، استدلال کرد که تسلط بر دریاها از طریق ناوگان جنگی قدرتمند، پایگاه‌های دریایی سراسر جهان و کشتیرانی تجاری نیرومند، کلید دستیابی به عظمت ملی و تأثیرگذاری بین‌المللی است. نظریه او که تأثیر شگرفی بر تسلیح دریایی قدرت‌های بزرگ در آستانه سده بیستم گذاشت، به طور قطعی ثابت کرد که دریا دیگر تنها یک مرز یا مسیر تجاری نیست، بلکه قلمروی حاکمیتی است که تسلط بر آن، سرنوشت جهان را رقم می‌زند.

دریا به عنوان محرک نوآوری (فناوری و مدیریت)
چالش‌های بی‌امان و خطرهای پهناور دریا، انسان را ناگزیر به ابداع و نوآوری کرد و این پهنه بی‌ثبات به زایشگاه برخی از پیشرفته‌ترین فناوری‌ها و نهادهای تمدنی بدل شد. نیاز به گشودن راه‌های دورتر و حمل بارهای سنگین‌تر، موتور محرکی برای تحولی خیره‌کننده در هنر کشتی‌سازی بود. این سیر تکاملی، از قایق‌های ساده پارویی و کشتی‌های نیباف مصری آغاز شد و با طیفی از طراحی‌های هوشمندانه ادامه یافت: کشتی‌های تجاری فنیقی با بدنه پهن و بادبان یکتا، کرجی‌های اقیانوس‌پیما و چنددکله پولینزیایی که با کمترین امکانات نجومی بزرگترین اقیانوس جهان را درمینوردیدند، و نهایتاً کشتی‌های چنددکل عظیم اروپایی در عصر اکتشافات که می‌توانستند ماه‌ها در اقیانوس‌ها دوام آورند. هر گام در این مسیر، پاسخ مهندسی‌شده‌ای به مقتضیات جغرافیا، اقلیم و اهداف اقتصادی بود و دانش مواد، هیدرودینامیک و معماری را به پیش راند. این پیشرفت‌ها در دریا تنها به عرصه فیزیکی محدود نماند، بلکه ضرورت جهتیابی در فضای بی‌کران و فاقد نشانه اقیانوس‌ها، دانش ستاره‌شناسی و ریاضیات را به خدمت گرفت. تلاش برای ترسیم موقعیت و مسیر، به تولد نقشه‌نگاری دقیق‌تر و پیدایش ابزارهای پیچیده‌ای مانند اسطرلاب (برای سنجش ارتفاع ستارگان) و سپس قطب‌نما انجامید که انقلابی در ناوبری ایجاد کرد و دریانوردان را از وابستگی به سواحل و نشانه‌های زمینی رها ساخت.
این سفرهای پرمخاطره و سرمایه‌بر، به موازات تحول فنی، نیازمند ایجاد چارچوب‌های نوین اقتصادی و حقوقی نیز بود تا ریسک را مدیریت و همکاری را ممکن سازد. از دل این ضرورت، نهادهای مالی پیشرفته‌ای متولد شدند که بنیان اقتصاد مدرن را شکل دادند. قراردادهای مشارکت یا «قراض» دریایی، سرمایۀ سرمایه‌گذاران و مهارت دریانوردان را برای سفرهای پرسود ترکیب می‌کرد و خطر زیان را میان طرفین توزیع می‌نمود. مفهوم بیمه دریایی نیز برای پوشش خسارت‌های سنگین ناشی از غرق شدگی یا دزدی دریایی پدید آمد و به تدریج به یک صنعت تخصصی تبدیل گشت. افزون بر این، ماهیت بین‌المللی سفرهای دریایی، تدوین قوانین و عرف‌های مشترک برای حل‌وفصل، تعیین حقوق و مسئولیت‌های مالکان، فرماندهان و ملوانان، و اداره امور بندرگاه‌ها را اجتناب‌ناپذیر ساخت. این مجموعه قواعد که به تدریج تحت عنوان «قانون دریاها» یا حقوق دریایی شناخته شد، یکی از قدیمی‌ترین شاخه‌های حقوق بین‌الملل عرفی به شمار می‌رود. بنابراین، دریا نه تنها محرکی برای نوآوری‌های ملموس در فناوری بود، بلکه آزمایشگاهی برای توسعه نظام‌های پیچیده مدیریت ریسک، سرمایه و روابط بین‌الملل فراهم آورد که تأثیر آن تا به امروز در ساختارهای تجاری و حقوقی جهان احساس می‌شود.
همان‌گونه که بررسی سیر تاریخی آشکار می‌سازد، دریا نقشی چندوجهی و تکاملی در شکل‌گیری مسیر تمدن بر عهده داشته است. از گهواره‌ای برای نخستین سکونتگاه‌های ثابت و منبع تأمین ثبات آغازین، به شاهراهی برای تعاملات فرهنگی و اقتصادی بدل شد و سپس به عرصه‌ای تعیین‌کننده برای نزاع بر سر قدرت و حاکمیت جهانی تبدیل گشت. این پهنه‌های آبی در هر مرحله، به‌عنوان محرکی نیرومند، بشر را به سوی نوآوری‌های شگرف در فناوری، ناوبری و حتی نهادهای حقوقی و مالی سوق دادند. مطالعه تاریخ بدون توجه به این نقش محوری، تحلیلی ناتمام و فاقد بینش نسبت به یکی از اصلی‌ترین نیروهای پیش‌برنده تحولات اجتماعی و سیاسی خواهد بود. امروزه نیز، اگرچه ابزارها تغییر کرده‌اند، اما نقش محوری دریا در بستر جهان معاصر تداوم یافته است؛ شبکه‌های جهانی ترابری کالا بر پایه کشتیرانی استوارند، تغییرات اقلیمی از طریق سطح اقیانوس‌ها خود را نشان می‌دهد و رقابت برای منابع انرژی کماکان دریاها را به کانون ژئوپلیتیک بدل کرده است. درک این پیوند ناگسستنی گذشته با حال، کلید فهم بهتر چالش‌ها و فرصت‌های آینده مشترک بشریت در سیاره‌ای آبی است.

برچسب ها : سواحل پویای مدیترانه اقتصادسرآمد تجارت و تبادل فرهنگی

اخبار روز
ضمیمه