تاریخ انتشار:1404/12/6
ضرورت های بهبود معیشت جوامع ساحلی ایران

«سرآمد» برسی می‌کند؛

ضرورت های بهبود معیشت جوامع ساحلی ایران

اقتصادسرآمد- مرتضی فاخری - در پهنه نیلگون آب‌های جنوب و شمال این سرزمین، جوامعی زندگی می‌کنند که هزاران سال است با ریتم امواج نفس می‌کشند و معیشتشان با نفس دریا گره خورده است. این مردمان که روزگاری به برکت آب‌های سرشار از ماهی و مروارید، زندگی پررونقی را تجربه می‌کردند، امروز در شرایطی متفاوت نفس می‌کشند؛ جایی که کاهش ذخایر آبزیان، تغییرات اقلیمی و نوسانات اقتصادی، چالش‌های تازه‌ای را پیش روی آنان قرار داده است. بنادر کوچک و روستاهای ساحلی که روزگاری قلب تپنده تجارت و صید بودند، اکنون با موجی از بیکاری و مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند و این پرسش اساسی را پیش روی همگان می‌گذارند که آیا می‌توان میان حفظ هویت دریایی و دستیابی به رفاه اقتصادی، پلی استوار ساخت؟ آیا می‌توان نسلی از ساحل‌نشینان را پرورش داد که هم میراث‌دار سنت‌های کهن صیادی باشند و هم کارآفرینانی خلاق در عصر دیجیتال؟

به گزارش اقتصادسرآمد، پاسخ به این پرسش‌ها در گرو نگاهی نوین به مفهوم «توسعه» در مناطق ساحلی است؛ توسعه‌ای که صرفاً به ساخت اسکله و افزایش تناژ صید محدود نمی‌شود، بلکه افق‌های تازه‌ای از فرصت‌های اقتصادی را پیش روی این جوامع می‌گشاید. امروز، دریا دیگر تنها منبعی برای برداشت بی‌پایان نیست، بلکه بستری است برای خلق ارزش افزوده از مسیرهایی که تا دیروز ناشناخته مانده بودند. گردشگری دریایی مسئولانه، آبزی‌پروری نوین، صنایع تبدیلی و بسته‌بندی، انرژی‌های تجدیدپذیر فراساحلی و حتی حفاظت از زیست‌بوم‌های دریایی، همگی می‌توانند به عرصه‌هایی برای کارآفرینی و تولید ثروت تبدیل شوند. آنچه اهمیتی حیاتی دارد، آن است که خود جوامع محلی در کانون این تحول قرار گیرند و با توانمندسازی و آموزش، از حاشیه‌نشینی به بازیگران اصلی اقتصاد دریا تبدیل شوند. در این مسیر، حفظ کرامت انسانی و هویت فرهنگی این مردمان، نه یک شعار، بلکه اصل اساسی برنامه‌ریزی‌هایی است که می‌خواهد آینده‌ای پایدار برای ساحل‌نشینان ترسیم کند.

رونق گردشگری دریایی و تحول در کسب‌وکارهای ساحلی
در روزگاری نه چندان دور، تصویر ذهنی ما از یک جامعه ساحلی به صیادانی ختم می‌شد که تورهایشان را به امید صیدی پربار به آب می‌اندازند و زنانی که در کنار ساحل، ماهی‌ها را برای فروش آماده می‌کنند. اما امروز، این تصویر در حال دگرگونی بنیادینی است که ریشه در خلاقیت، فناوری‌های نوین و نگاهی تازه به داشته‌های بومی دارد. جوامع ساحلی ما به تدریج دریافته‌اند که دریا تنها منبعی برای صید نیست، بلکه بستری است برای خلق تجربه‌هایی بی‌نظیر که می‌تواند گردشگرانی خسته از هیاهوی شهرها را به این سواحل بکشاند. اقامتگاه‌های بوم‌گردی با معماری سنتی و غذاهای محلی، تورهای پرنده‌نگری در تالاب‌های آرام، غواصی در آب‌های شفاف جنوب، قایقرانی در غروب آفتاب و حتی بازدید از مزارع پرورش ماهی و میگو، همگی فرصت‌هایی هستند که می‌توانند سفره‌های رنگین‌تری برای ساحل‌نشینان فراهم آورند. این تحول وقتی شکلی شگفت‌انگیز به خود می‌گیرد که بدانیم امروز یک ماهیگیر ساده می‌تواند با انتشار تصاویری از غروب ساحل یا تورهای رنگارنگش در شبکه‌های اجتماعی، خود به سفیری برای جذب گردشگر تبدیل شود و از این مسیر، درآمدی پایدار و مکمل برای خانواده خود ایجاد کند.
در این میان، آنچه اهمیتی دوچندان دارد، انتقال از نگاه صرفاً معیشتی به نگاه کارآفرینانه و خلاق به داشته‌های بومی است. جوامع ساحلی ما سال‌هاست با کاهش ذخایر آبزیان و محدودیت‌های صیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و این واقعیت تلخ، ضرورت تنوع‌بخشی به منابع درآمدی را بیش از پیش آشکار ساخته است. گردشگری دریایی با همه ابعاد متنوعش، می‌تواند پاسخگوی این نیاز باشد؛ مشروط بر آنکه خود جامعه محلی در کانون آن قرار گیرد و از منافعش بهره‌مند شود. آبزی‌توریسم یا همان بازدید از تأسیسات آبزی‌پروری، نمونه‌ای درخشان از تلفیق تولید با گردشگری است که هم آشنایی شهروندان با فرآیند تولید غذای سالم را ممکن می‌سازد و هم درآمدی اضافی برای پرورش‌دهندگان به ارمغان می‌آورد. همچنین تورهای پرنده‌نگری در تالاب‌های ساحلی که ایران از غنی‌ترین آن‌ها در منطقه برخوردار است، می‌تواند علاقه‌مندان طبیعت را از سراسر جهان به این سواحل بکشاند و فرصت اشتغال برای راهنمایان محلی، رانندگان و پذیرایی‌کنندگان فراهم آورد. آنچه این مسیر را هموار می‌کند، آموزش مهارت‌های دیجیتال و بازاریابی آنلاین به ساکنان محلی است تا بتوانند داشته‌های خود را به جهانیان معرفی کنند و از قاب کوچک تلفن همراهشان، دریچه‌ای رو به تحول معیشت بگشایند.

احیای آبزی‌پروری نوین و صنایع تبدیلی، راهی به سوی خودکفایی
در فراسوی امواج نیلگون خلیج فارس و دریای عمان، گنجینه‌های نهفته‌ای وجود دارد که می‌تواند معادلات اقتصادی مناطق ساحلی را دگرگون سازد؛ گنجینه‌هایی نه از جنس طلا و نقره، بلکه از جنس آبزیان ارزشمندی که پرورش علمی و صنعتی آنها، افق‌های تازه‌ای از خودکفایی و اشتغال پایدار را ترسیم می‌کند. سال‌هاست که صیادان جنوب با قایق‌های کوچک خود به دل دریا می‌زنند و حاصل روزها تلاش، گاه کفاف هزینه‌های زندگیشان را نمی‌دهد، چراکه ذخایر دریایی بی‌آنکه فرصت بازسازی یابند، بی‌امان برداشت شده‌اند. اما راهی روشن‌تر پیش روست؛ گذر از ماهیگیری سنتی و صرفاً استحصالی به آبزی‌پروری نوین، که در آن انسان دیگر صرفاً یک بهره‌بردار نیست، بلکه پرورش‌دهنده و حافظ این ذخایر ارزشمند محسوب می‌شود. پرورش ماهی در قفس‌های دریایی، میگو در مزارع ساحلی و جلبک‌های پربها در استخرهای ساحلی، نمونه‌هایی از این تحول بنیادین است که می‌تواند هم فشار بر ذخایر طبیعی را کاهش دهد و هم اشتغالی مولد و دائمی برای جوانان ساحل‌نشین فراهم آورد.
اما داستان به تولید خام ختم نمی‌شود؛ چه بسیار مناطقی که خود تولیدکنندگان بزرگ محصولات دریایی بوده‌اند، اما سود سرشار آن روانه شهرها و استان‌های دیگر شده است. اینجاست که اهمیت صنایع تبدیلی و بسته‌بندی مدرن خود را نمایان می‌سازد؛ صنایعی که می‌تواند ماهی و میگوی تولیدی را از یک ماده خام ساده به محصولی با ارزش افزوده چندبرابر تبدیل کند. تولید فیله‌های منجمد با بسته‌بندی‌های شکیل و بهداشتی، فرآوری محصولات جانبی چون روغن ماهی و پودر ماهی برای مصارف دارویی و خوراک دام، تولید کنسروهای باکیفیت و حتی غذاهای آماده دریایی، همگی فرصت‌هایی هستند که می‌توانند زنجیره ارزش را در مناطق ساحلی تکمیل کنند. همچنین پرورش جلبک‌های دریایی که امروزه در صنایع آرایشی، بهداشتی و دارویی جهان کاربردهای فراوان یافته، می‌تواند برای جوامع ساحلی جنوب که از آفتاب و آب شور دریا به وفور برخوردارند، منبع درآمدی شگفت‌انگیز باشد. تحقق این چشم‌انداز، نیازمند سرمایه‌گذاری هدفمند، انتقال فناوری‌های نوین و مهم‌تر از همه، توانمندسازی خود جامعه محلی است تا هم در تولید و هم در فرآوری و بازاریابی، نقش اصلی را ایفا کند و سود نهایی به جای آنکه به جیب واسطه‌ها برود، سفره‌های مردم ساحل‌نشین را رنگین سازد.

مقابله با موج گرانی و بیکاری با توسعه اقتصاد آبی
در گوشه‌وکنار بنادر کوچک و روستاهای ساحلی ایران، تحولی خاموش اما امیدبخش در حال وقوع است؛ تحولی که نشان می‌دهد اقتصاد دریا تنها به صید ماهی محدود نمی‌شود و ساحل می‌تواند به کارخانه‌ای برای خلق فرصت‌های بی‌شمار تبدیل شود. مفهوم مدرن «اقتصاد آبی» که این روزها در محافل علمی و اقتصادی جهان بسیار شنیده می‌شود، در این بنادر کوچک معنایی عینی و ملموس یافته است. برای نمونه در یکی از روستاهای ساحلی هرمزگان، جوانی که پیش‌تر صیاد بود، امروز کارگاهی کوچک برای تعمیر موتور قایق‌های تفریحی و صیادی راه انداخته و نه تنها خود از مهاجرت به شهر بزرگ بازمانده، بلکه برای چند نفر دیگر نیز اشتغال ایجاد کرده است. در نقطه‌ای دیگر از سواحل مکران، بانوان روستایی با جمع‌آوری صدف‌های دریایی و ترکیب آن با چوب‌های خشکیده ساحل، صنایع دستی بدیعی می‌آفرینند که در نمایشگاه‌های صنایع دستی استان، مشتاقان بسیاری یافته است. این داستان‌های کوچک اما واقعی، گواهی روشن بر این حقیقت است که اگر نگاه به دریا و ساحل تغییر کند، حتی دورافتاده‌ترین نقاط نیز می‌توانند به کانون‌های کارآفرینی و تولید ثروت تبدیل شوند.
اما شاید جذاب‌ترین روایت از این میان، داستان جوانانی باشد که دست به احیای زیست‌بوم‌های دریایی زده‌اند؛ اقداماتی که هم محیط زیست را نجات می‌دهد و هم منبع درآمدی پایدار ایجاد می‌کند. در یکی از بنادر کوچک استان بوشهر، گروهی از جوانان محلی با یادگیری فنون پرورش مرجان، اقدام به ایجاد مزرعه‌های کوچک مرجانی در آب‌های ساحلی کرده‌اند. این مرجان‌ها نه تنها به احیای زیست‌بوم منطقه و بازگشت آبزیان کمک می‌کند، بلکه خود به جاذبه‌ای منحصر‌به‌فرد برای غواصان و گردشگران طبیعت‌دوست تبدیل شده است. این جوانان با برگزاری تورهای غواصی مسئولانه برای بازدید از مزرعه‌های مرجانی، هم بازدیدکنندگان را با اهمیت حفظ محیط زیست آشنا می‌کنند و هم از این راه درآمدی پایدار کسب می‌نمایند. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که اقتصاد آبی فقط یک شعار نیست، بلکه مجموعه‌ای از فرصت‌های عملی و قابل اجراست که می‌تواند بنادر کوچک را از بن‌بست بیکاری و گرانی نجات دهد؛ مشروط بر آنکه به توانایی‌های جامعه محلی اعتماد کنیم و با آموزش و حمایت، زمینه شکوفایی خلاقیت‌شان را فراهم آوریم. ساحل، دیگر تنها مکانی برای ماهیگیری نیست؛ ساحل، کارخانه‌ای بی‌آلایش و خداداد برای خلق فردایی روشن‌تر است.

توانمندسازی جوامع محلی برای حفاظت از دریا و کسب درآمد همزمان
در طول دهه‌های گذشته، همواره این پرسش ذهن برنامه‌ریزان و جوامع محلی را مشغول کرده بود که آیا می‌توان میان تأمین معیشت روزانه و حفاظت از محیط زیست دریایی آشتی برقرار کرد؟ آیا ساحل‌نشینی که نان آور خانواده خود را از دل دریا به دست می‌آورد، می‌تواند همزمان محافظ و پاسدار این منابع نیز باشد؟ تجربه‌های تلخ گذشته نشان داده است که هرگاه جوامع محلی از منافع حفاظت از محیط زیست بی‌بهره مانده‌اند، نه تنها حفاظتی در کار نبوده، بلکه تخریب شتابنده‌تر نیز شده است. اما امروز، نگاه جدیدی در حال شکل‌گیری است که در آن توانمندسازی جوامع ساحلی، کلید طلایی حل این معادله پیچیده به شمار می‌رود. این رویکرد نوین، ساحل‌نشینان را نه در تضاد با محیط زیست، بلکه در جایگاه مباشران و محافظانی می‌بیند که خود بیش از هرکس به سلامت دریا وابسته‌اند و می‌توانند بهترین نگهبانان آن باشند.
تجربه‌های عملی در نقاط مختلف کشور نشان داده است که اگر اعتماد کنیم و زمینه را فراهم آوریم، همین صیادان و ساحل‌نشینان می‌توانند به کارآفرینانی موفق در عرصه حفاظت از محیط زیست تبدیل شوند. برای نمونه در برخی از تالاب‌های ساحلی شمال کشور، طرحی اجرا شده است که در آن به جوامع محلی برای جمع‌آوری پلاستیک‌ها و زباله‌های ساحلی دستمزد پرداخت می‌شود؛ طرحی که هم محیط زیست پاکیزه‌تری به ارمغان آورده و هم منبع درآمدی برای ساکنان محلی ایجاد کرده است. در جای جای سواحل جنوب نیز می‌توان صیادانی را یافت که امروز با آموزش‌های لازم، به عنوان راهنمای تورهای طبیعت‌گردی و پرنده‌نگری فعالیت می‌کنند و با دانش بومی خود از زیستگاه‌های حساس دریایی، گردشگران را با شگفتی‌های خلقت آشنا می‌سازند. حتی برخی از آنان به عنوان محیط‌بانان افتخاری با نهادهای مسئول همکاری می‌کنند و در برابر صید غیرمجاز و تخریب زیستگاه‌ها می‌ایستند، چراکه این بار دریافته‌اند سلامت دریا با سلامت اقتصاد آن‌ها گره خورده است. این تحول نگرش، همان توانمندسازی حقیقی است که از معضلی به نام تضاد معیشت و محیط زیست، فرصتی طلایی برای حفظ میراث طبیعی و ایجاد اشتغال پایدار می‌سازد و ثابت می‌کند که ساحل‌نشینان می‌توانند هم محافظان دریا باشند و هم کارآفرینانی خلاق برای فردا.

جمعبندی یافته ها
جمع‌بندی آنچه از بررسی بهبود معیشت جوامع ساحلی برمی‌آید، به راهکاری جامع و امیدبخش ختم می‌شود که در آن دریا دیگر تنها منبعی برای برداشت بی‌پایان نیست، بلکه عرصه‌ای چندبعدی برای خلق فرصت‌های اقتصادی پایدار محسوب می‌شود. از ظرفیت‌های گردشگری خلاق و شبکه‌های اجتماعی برای جذب بازدیدکنندگان به اقامتگاه‌های بوم‌گردی و تورهای طبیعت‌گردی گرفته تا گذر از صید سنتی به آبزی‌پروری نوین و صنایع تبدیلی که ارزش افزوده واقعی را نصیب جامعه محلی می‌کند، همگی حاکی از افقی روشن برای تنوع‌بخشی به منابع درآمدی است. همچنین تجربه‌های موفق کارآفرینی در بنادر کوچک و توانمندسازی ساحل‌نشینان برای تبدیل شدن به محافظان دریا و راهنمایان طبیعت‌گردی، نشان می‌دهد که حفاظت از محیط زیست نه تنها در تضاد با معیشت نیست، بلکه می‌تواند خود به منبعی برای اشتغال و سربلندی تبدیل شود. آنچه این مسیر را هموار می‌سازد، نگاه بلندمدت به توسعه پایدار، سرمایه‌گذاری بر دانش بومی و خلاقیت جوانان محلی، و باوری عمیق به این حقیقت است که خود جوامع ساحلی باید در کانون هرگونه برنامه‌ریزی برای آینده‌شان قرار گیرند تا هم دریا برای نسل‌های آینده حفظ شود و هم ساحل‌نشینان از مواهب آن بهره‌مند گردند.

برچسب ها : نیلگون آب‌های جنوب اقتصادسرآمد گردشگری دریایی

اخبار روز
ضمیمه