تاریخ انتشار:1405/1/31
از پراکندگی ساختاری دریایی ایران تا درک فرهنگ دریا

«سرآمد» تحلیل می‌دهد؛

از پراکندگی ساختاری دریایی ایران تا درک فرهنگ دریا

توسعه فرهنگ دریایی ایران نیازمند اقدام ملی و گسترده

اقتصادسرآمد- ایرج گلشنی - اهمیت کار فرهنگسازی دریاپایه در کشور تحریریه سرآمد را بر آن داشته که متن پیش رو را مجدد باز کند. باشد که تلنگری مثبت بر پیکره نحیف و مهجور این حوزه وارد گردد.  بیش از سه سال از فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر «نهادینه شدن فرهنگ دریایی در فرهنگ عمومی کشور» می گذرد و تا کنون کمترین حرکتی از سوی هیچ نهاد و دستگاهی برای یک اقدام ملی و گسترده مشاهده نشده است تا مظلومیت و غربت فرهنگ دریایی کشور همچنان در مسیر مورد نظر استکبار مبنی بر دورماندن ایرانیان از دریا ادامه یابد. برای هر اهل اندیشه و فرهنگی این سوال بزرگ و آزاردهنده وجود دارد که چرا میل به راهبرد، سیاست و برنامه های کلان برای بازگشت به فرهنگ دریایی در ایران وجود ندارد؟
به گزارش اقتصادسرآمد، استکبار برای استعمار و استثمار، طی چند سده تلاش هدفمند و معینی انجام داده است تا کشورهایی که به دریا راه دارند از دریا دور و دورتر شوند. این سیاست شامل حال ایرانیان هم شد و نفوذ تبلیغی تا جایی است که امروزه ایرانیان هنوز خود را محصور در کشوری خشک می‌دانند. 
برخی کشورها، از زییر نفوذ استکباری گذر کردند و با توجه به دریا به اقتصاد شکوفایی رسیدند. یک نمونه بارز، کره جنوبی است که بعد از سال‌ها که مستعمره ژاپن بود و ژاپن این کشور را به معنای واقعی کلمه، عقب نگاه داشت به نحوی که شهرهای بزرگ کره جنوبی بیشتر شبیه روستاهای بزرگ بود. 
کره بعد از استقلال، با انبوهی از مشکلات و گرفتاری‌ها مواجه بود و توان برنامه‌ریزی نداشت. نسبت به ایران، بسیار عقب مانده‌تر بود. اولین برنامه توسعه کره، ۵ سال بعد از ایران آغاز شد؛ اما با تکیه و تاکید بر دریا، امروزه از نظر توسعه و مدرنیته، سال‌ها از ایران جلو افتاده است تا جایی که در مواردی مانند کشتی‌سازی، جزو کشورهای برتر دنیا شده است. 
استکبار، فقط علیه کشور ما عمل نکرد. بدون استثنا تمام کشورهایی که به استقلال دست یافتند و پیش از آن تحت سلطه بودند، همین وضعیت را داشتند و استکبار آن‌ها را از هرگونه فعالیت مفید منع می‌کرد. برای مثال، در همین امریکا که امروزه خود یک استکبار جهانی است، در زمان استقلال از بریتانیای کبیر آن زمان، با مشکلات عدیده مواجه بود، زیرا کشور مسلط، در دوران تسلط حتا اجازه «تولید کلاه» هم به امریکایی ها نداد! این نکته ای است که در تاریخ ثبت است. 
در مورد ایران، وضعیت چنین بود که در گام اول، مردمان این کشور باید رو به کویر و خشکی می نهادند و مسیر پرآب و با صفای زاگرس و سپس سواحل طولانی کشور خالی از سکنه باشد. انبوه جمعیت در استان های کویری مانند یزد و اصفهان و کرمان باشد، اما ۵۸۰۰ کیلومتر ساحل، با کمترین جمعیت و در بسیاری موارد بدون جمعیت رها شوند. 
این است که پشت کم کاری و بی اعتنایی مسئولان امروزی کشور به «توسعه فرهنگ دریایی» تبلیغات و فشار استکبار بوده که همچان موثر افتاده است و تفکر خشکی گرای مسئولان همچنان در ریلی حرکت می کند که استکبار آن را بنانهاده است. 
کشوری مانند کره جنوبی که دیرتر از ایران شروع کرد در حالی که بیغوله ای به تمام معنا بود، اما بر امواج دریا سوار شد و شتاب گرفت و رسید و گذشت. آیا اکنون زمان آن فرا نرسیده که ما از نعمت دریا در همه ابعاد آن استفاده کنیم؟ آیا همچنان تصور بر این باید باشد که دریا یعنی یک بندر و یک اسکله و جابجایی بار؟

سیاست های ابلاغی توسعه دریاپایه
نکته دیگری که باعث شد توسعه دریایی ایران، روند ناخوشایندی داشته باشد و بعد از حدود ۵۰ سال در دوران جمهوری اسلامی هم به جایی نرسد، نبود سیاست های کلانی بود که تمام کشور را در مسیر تحقق این توسعه قرار دهد. پراکندگی آزاردهنده سازمان ها و نهادها و فعالان دریایی، ریزشدن بودجه های کلان و... همه باعث شده بود حرکت شتابنده ای در توسعه دریایی رخ ندهد و اساسا توسعه دریایی ایران به رسمیت شناخته نشود. 
بعد از ابلاغ سیاست های توسعه دریاپایه، انتظار می رفت که فضا کاملا عوض شود؛ اما بعد از گذشت دو سال از ابلاغ، همچنان تحرک معناداری مشاهده نمی شود. 
مورد دیگری که گریبان گیر توسعه دریایی ایران است، انبوهی از سازمان های پراکنده اند که به دلیل نبود وحدت مدیریت در حوزه دریایی کشور، حرکت را کند کرده اند. در وضعیت دریایی ایران، این بار چند پادشاه در یک اقلیم گنجیده اند که هر کدام سر سودای خود دارد. این پراکندگی باعث شده است که به جای وحدت رویه، بزکشی افغانی در مدیریت دریایی ایران وجود داشته باشد. 
در همین راستا، همه سازوکارهای رسمی و غیر رسمی دریایی، نگاه فیزیکی به توسعه دریایی دارند و از نگاه فرهنگی و اجتماعی غافل اند. اصولا، نگاه فرهنگی ندارند و درک معناداری از فرهنگ در بساط آن ها پیدا نمی شود. عموما روابط عمومی های تبلیغی دارند تا فرهنگی. اساس کار روابط عمومی ها چیزی جز برگزاری چند جلسه و نشست خبری و همایش نیست و شوربختانه این اقدامات سطحی را به جای تفکر و فعالیت های بنیادین فرهنگ می دانند. 
از یک سو نگاه فیزیکی به توسعه و تصور این که ساخت و ساز فیزیکی می تواند به توسعه همه جانبه ختم شود و از طرف دیگر نبود تفکر فرهنگی و اندیشمندان فرهنگی در بطن این سازمان ها باعث شده است که مرغ توسعه دریایی همواره یک بال بماند و قادر به چند متر پرواز هم نباشد؛ این در حالی است که توسعه دریایی دیگر کشورها عقاب صف حرکت می کند. 
کار فرهنگی، یک فلسفه سهل المتنع دارد. آسان به نظر می رسد و گاهی با فعالیت های سطحی مانند نشست و همایش و ساخت سرودهای گاه و بی گاه برای مراسم و... تفسیر می شود. درک اصل موضوع بسیار سخت و پیچیده است و کار هر کسی نیست. اغلب مسئولان در بخش فرهنگی در حوزه دریایی، کارکنان معمولی هستند که تفکر و تخصص لازم را ندارند. انتصاب های فرمایشی از یک سو و بی توجهی به ذات و ماهیت روابط عمومی ها از سوی دیگر مشکل مهمی هستند. روابط عمومی ها بیشتر در وصف شاه سخن می گویند و کاری به بادنجان ندارند، حتا اگر آن بادنجان مهم تر خود شاه باشد. دنباله رو یک فرد هستند و هر چه بلدند قصیده در وصف رییس می گویند و کاری به فرهنگ عامه ندارند. 
با این اوضاع، چگونه می توان گفت که فرهنگ مهم است؟ به کی می توان فهماند که بدون بستر فرهنگی، توسعه غیرممکن است؟ چگونه می شود تفکر بلندبالای فرهنگ را به قامت یک تفکر کوتاه قد اندازه کرد؟ فرهنگ شناسان در بخش های دیگر فعال هستند و در حوزه دریایی کشور به شدت فقر نفر فرهنگی وجود دارند. اندک فعالان فرهنگی که سال ها در این رابطه خون جگر خورده اند، دیده نمی شوند و در نهایت، درب به همان پاشنه ای می چرخد که استکبار خواسته است. 
به یمن وجود تلاش اهالی فرهنگ دریایی، و با عنایت به فرموده رهبر انقلاب اسلامی، به تازگی زمزمه  های فرهنگی شنیده می شود و برخی مسئولان در باب فرهنگ، نکاتی گفته اند که البته هنوز این گفته ها از لب و دهان به مغز و دست نرسیده است. گمان می رود در اغلب موارد، به کار فرهنگی باور ندارند و چندان برای آن اهمیت قائل نیستند. از سوی دیگر، این مسئولان هر کدام در یک سازمان مشخص کار می کنند که هیچ کدام بعد ملی ندارند و هر کدام بخشی از مسئولیت دریایی را به عهده دارند و از این رو از بیخ و بن، تفکر ملی نداشته و ندارند و قادر به خلق این نوع از تفکر نیستند. 
در این میان، زمزمه هایی از دبیرخانه شورای عالی دریایی شنیده می شود که با توجه به عالی بودن و حاکمیت رییس جمهور بر آن شورا، امیدی هست که جرقه ای زده شود و آتش فرهنگ دریایی هم بعد از چند صد سال، کشف شود. انسان و جامعه با این امیدها زنده اند! باید منتظر شد و دید که آیا حرکتی از جنس توسعه فرهنگ دریایی ایران شنیده یا مشاهده می شود یا همچنان باید روی ریل استکبار حرکت کنیم تا زمانی که یک مرد میدان، یک سلحشور فرهنگی، یک اتفاق ویژه یا یک معجزه رخ دهد تا معبر فرهنگ دریایی ایران هم باز شود. به امید آن روز. 

برچسب ها : توسعه دریاپایه اقتصادسرآمد فرهنگ دریا

اخبار روز
ضمیمه