تاریخ انتشار:1405/2/1
واکاوی رویکرد ناتو به تنگه هرمز و تایوان

«سرآمد» بررسی می‌کند؛

واکاوی رویکرد ناتو به تنگه هرمز و تایوان

بررسی تفاوت‌های تنگه هرمز و تایوان

به گزارش اقتصادسرآمد، رضا رضایی - بسته شدن تنگه هرمز پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ به ایران، آغاز بحرانی بود که مستقیماً بر اقتصاد جهانی، بخش‌های انرژی و زنجیره‌های تأمین تأثیر گذاشت. حملات همزمان ایران به پایگاه‌های آمریکایی در خاورمیانه و بستن تنگه هرمز، برای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، غیرمنتظره بود و به اصطلاح، او را غافلگیر کرد. ترامپ در تلاش برای حل این بحران که در سراسر خاورمیانه گسترش یافته بود، در روزهای اولیه درگیری ادعا کرد که امنیت تنگه هرمز را تضمین می‌کند و آن را باز نگه خواهد داشت. با این حال، پس از درک‌عدم امکان این هدف، از متحدان خود به ویژه کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، درخواست کمک کرد. ترامپ که در این زمینه از متحدان ناتو از جمله بریتانیا و فرانسه، حمایتی دریافت نکرد، آن‌ها را به چالش کشید و گفت: «بروید نفت خودتان را تهیه کنید»، و سپس تأکید کرد که آن‌ها صدها میلیارد دلار برای ناتو هزینه کرده‌اند، اما این کشورها هیچ کمکی ارائه نکرده‌اند و در نتیجه، کمک‌های مالی به ناتو بی‌معنی شده است.

اختلاف واشنگتن و لندن
نخست وزیر بریتانیا، کی‌یر استارمر، در اظهارات ۱ آوریل ۲۰۲۶ خود تأکید کرد که جنگ مذکور علیه ایران «جنگ آن‌ها» نیست و بنابراین، بریتانیا نمی‌تواند وارد این درگیری شود. او با این سخنان به وضوح نشان داد که آن‌ها خارج از محدوده جنگ باقی خواهند ماند. بریتانیا در بیانیه‌ای در مورد بحث‌های جاری حول تداوم جنگ، توافقی را در مورد انتقال جزایر چاگوس، محل استقرار پایگاه‌های نظامی مشترک با ایالات متحده، به موریس پیشنهاد داد. در چارچوب این توافق، بریتانیا پیش‌نیازهایی را در موردعدم استفاده از پایگاه‌های این جزیره در جنگ علیه ایران تعیین کرد واز همین روی، دولت ترامپ حمایت خود را از توافق جزایر چاگوس پس گرفت. دولت ترامپ که نتوانست حمایت مورد انتظار بزرگترین شریک راهبردی خود در اروپا، یعنی بریتانیا، را دریافت کند و در این جنگ منزوی ماند، ناگزیر اقدام به حل مسئله تنگه هرمز طور مستقل کرد.
ایالات متحده و بریتانیا، که از سال ۲۰۲۲ تلاش کرده‌اند تا جهت‌گیری ناتو را به سمت آسیا-اقیانوسیه تغییر دهند، هنوز موضع مشترکی در مورد خاورمیانه اتخاذ نکرده‌اند و دچار اختلاف نظر آشکاری شده‌اند. برعکس، از سال‌های ۲۰۲۱-۲۰۲۲ به بعد، دولت حزب محافظه‌کار در بریتانیا با الهام از اوکراین، مصرانه از این موضوع حمایت می‌کرد که ناتو باید برای بحران احتمالی تایوان در آسیا-اقیانوسیه آماده شود و در کنار ایالات متحده تلاش‌ها با تمرکز ناتو بر چین را افزایش دهد. در نتیجه این تلاش‌ها، ناتو چین را در کنار روسیه به عنوان یک «چالش سیستماتیک» در مفهوم راهبردی جدید خود گنجانده است، یعنی یک بحران بالقوه در تنگه تایوان، به عنوان «مسئله تهدیدکننده امنیت جهانی» تلقی شده و قصد تهیه سند چشم‌انداز جهانی برای توانمندسازی ناتو در تعامل با این موضوع داشته است. در نتیجه، تلاش‌های دیپلماتیک به رهبری ایالات متحده و بریتانیا برای گسترش جهانی شدن ناتو و تضمین مشارکت آن در تمام مسائل جهانی، قابل توجه شده است.

تفاوت‌های هرمز و تایوان
تنگه هرمز یکی از آبراه‌های حیاتی است که یک چهارم تجارت انرژی جهان از آن عبور می‌کند و امنیت این گذرگاه، ماهیتی جهانی به خود می‌گیرد. از سوی دیگر، تایوان جایگاه بزرگترین تولیدکننده ریزتراشه (نیمه‌هادی) جهان را داشته و برای بازارهای اقتصادی جهانی اهمیت حیاتی دارد. در حالی که سطح تأثیر جهانی آن‌ها مشابه است، حوزه‌های گسترش و میزان تأثیرپذیری قاره‌ها یا کشورهای مربوطه از بحران‌های فعلی و بالقوه مربوط به هرمز و تایوان، احتمالا متفاوت باشد. علاوه بر این، هویت بازیگران درگیر در این بحران‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. به عنوان مثال، بحران هرمز به طور قابل توجهی کشورهای خاور دور را که مقادیر زیادی انرژی از طریق این تنگه وارد می‌کنند و در نتیجه شدیدا به آن وابسته هستند، تحت تأثیر قرار داده است. به همین ترتیب، بازیگران اصلی این بحران ایران، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا هستند. برعکس، یک بحران بالقوه در تنگه تایوان می‌تواند مستقیماً بر تولید فناوری جهانی که به ریزتراشه‌ها وابسته است، تأثیر بگذارد.
 بازیگران اساسی در این موضوع احتمالاً تایوان، چین و احتمالاً ایالات متحده آمریکا خواهند بود. بر این اساس، رویکردهای کشورهای عضو ناتو نسبت به این مسائل نیز احتمالا متفاوت باشد. در سال‌های اخیر، ناتو تمایل به ارزیابی اقدامات همزمان روسیه و چین نشان داده است. در این زمینه، ناتو هر دو را به عنوان «رقبای سیستمی» طبقه‌بندی کرده است. در نتیجه، رویکردها و روابط اعضای اروپایی ناتو به ویژه نسبت به چین، از اهمیت بالایی برخوردار است.
به طور خلاصه، هر دو تنگه ظرفیت ایجاد تأثیر بالا بر سیستم جهانی را دارند. با این وجود، بحران هرمز تأثیر خود را در درجه نخست از طریق تأمین انرژی جهانی نشان می‌دهد. در حالی که این وضعیت به طور مستقیم بر اقتصادهای آسیایی مانند ژاپن، کره جنوبی و چین تأثیر می‌گذارد، به طور غیرمستقیم بر اقتصادهای اروپایی نیز فشار وارد می‌کند. در این زمینه، تأثیر بحران عمدتاً از طریق شوک‌های تأمین انرژی و نوسانات قیمت انرژی احساس می‌شود. برعکس، یک بحران بالقوه در تنگه تایوان می‌تواند اقتصاد جهانی را به شیوه‌ای ساختاری‌تر و بلندمدت‌تر تحت تأثیر قرار دهد. از آنجایی که نیمه‌هادی‌ها یک نهاده حیاتی در طیف وسیع بخش‌ها از صنعت دفاعی گرفته تا لوازم الکترونیکی مصرفی هستند، اختلال با محوریت تایوان این پتانسیل را دارد که نه تنها مناطق خاص، بلکه کل شبکه‌های تولید جهانی را مختل کند. به همین دلیل، بحران تایوان دارای ویژگی‌هایی است که می‌تواند در مقایسه با بحران‌های انرژی، پیامدهای گسترده‌تر و سیستماتیک‌تری به همراه داشته باشد.
روابط اقتصادی اعضای اروپایی ناتو با چین مستلزم رویکردی محتاطانه‌تر و متعادل‌تر در مورد تایوان است. در نتیجه، بازیگران اروپایی ترجیح می‌دهند که ایالات متحده آمریکا وارد رویارویی آشکار با چین بر سر تایوان نشود و این موضوع به یک بحران یا درگیری جهانی تبدیل نشود. در این فرآیند، ایجاد روابط بسیار سازنده چین با بازیگران اروپایی پیامدهای مثبت قابل توجهی دارد. مشابه رویکرد آن‌ها در قبال هرمز، کشورهای اروپایی به دلیل روابط تجاری عمیق خود با چین، اتخاذ موضع تند در مورد تایوان را پرهزینه خواهند دانست. اقتصادهای بزرگ اروپا، به دلیل زنجیره‌های تأمین و بازارهای صادراتی خود، تمایل دارند از تشدید خطر درگیری مستقیم در تنگه تایوان خودداری کنند.

برچسب ها : تنگه هرمز اقتصادسرآمد ایران

اخبار روز
ضمیمه