«سرآمد» بررسی میکند؛
دود جنگ خلیج فارس در چشم صنایع جهانی
اقتصادسرآمد- مرتضی فاخری- در نیمه نخست سده بیست و یکم، کمتر رویدادی به اندازه مختل شدن شریانهای مواصلاتی در تنگه هرمز توانسته است پیکره اقتصاد جهانی را تا این حد از درون به لرزه درآورد. آنچه از منظر بسیاری از ناظران صرفاً یک تقابل منطقهای در جنوب غربی آسیا تلقی میشد، به سرعت به عاملی برای بازآرایی عمیق زنجیرههای تأمین فراتر از بازارهای سنتی انرژی تبدیل گردید. جنگی که در ظاهر بر محور کنترل منابع نفت و گاز متمرکز بود، در عمل دامنه اثرات مخرب خود را تا قلب صنایع پیشرفته، کشاورزی، بستهبندی، بهداشت و درمان، و حتی تولید روزمرهترین کالاهای مصرفی گستراند. آنچه در ادامه میآید، تصویری است از این زنجیره دومینویی فروپاشی تأمین که از گوگرد و هلیوم آغاز میشود و به اوره و کاشی ختم میگردد.
در همین حال، بازار هلیوم جهانی در معرض فاجعهای قرار گرفت که شدت آن نه از نفت خام بلکه از ماهیت فیزیکی خود هلیوم ناشی میشد. قطر که پیش از آغاز درگیریها نزدیک به یک سوم هلیوم کل جهان را تأمین میکرد، با حمله به تأسیسات حیاتی راس لافان مواجه گردید. برآوردها نشان میدهد که صادرات سالانه هلیوم قطر به میزان چهارده درصد سقوط کرد و در سطح جهانی، حدود سی و پنج درصد از عرضه هلیوم مختل شد. آنچه وضعیت را از بحرانی به فاجعهبار بدل میساخت، این واقعیت بود که هلیوم مایع بر خلاف نفت خام که میتوان آن را برای سالها در مخازن ذخیره کرد، تنها برای چند هفته یا نهایتاً چند ماه قابل نگهداری است. پس از آن، مولکولهای هلیوم به تدریج از هر ظرفی نفوذ کرده و در جو زمین پراکنده میشوند. صنعت نیمههادی که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ تقاضایش برای هلیوم پنج برابر شود، در میانه جنگ با کمبود شدید این ماده برای خنکسازی تجهیزات لیتوگرافی فرابنفش شدید مواجه گردید. خطوط تولید تراشههای پیشرفته که امروز قلب تپنده گوشیهای هوشمند، رایانهها و سامانههای تسلیحاتی به شمار میروند، یکی پس از دیگری از حرکت باز ایستادند. اما تنها صنعت الکترونیک نبود که از کمبود هلیوم لطمه دید: دستگاههای تصویربرداری تشدید مغناطیسی که بیست و پنج درصد مصرف جهانی هلیوم را به خود اختصاص دادهاند، در بیمارستانهای کشورهای پیشرفته و در حال توسعه با تهدید تعطیلی روبرو شدند. جراحیهای مغز و اعصاب، تشخیص تومورها، و پیگیری درمان اماس بدون امآرآی تقریباً غیرممکن میگردد؛ بنابراین کمبود هلیوم به مسئلهای فراتر از صنعت تبدیل شد و مستقیماً جان انسانها را به خطر انداخت.
در کنار گوگرد و هلیوم، فلز آلومینیوم که تصور میشود صنعتی نسبتاً باثبات و غیراستراتژیک دارد، یکباره در کانون اختلالات زنجیره تأمین قرار گرفت. خلیج فارس به تنهایی حدود یک دهم تولید جهانی این فلز سبک اما حیاتی را در اختیار دارد. با بسته شدن تنگه هرمز، نه تنها مواد اولیه مورد نیاز برای احیای آلومینیوم به موقع به کارخانهها نرسید، بلکه خود محصول نهایی نیز راهی بازارهای مصرف نشد. در هند، شرکت کوکاکولا با کمبود قوطیهای آلومینیومی نوشابه پرطرفدار دایت کوک مواجه شد. برخلاف سایر نوشیدنیها که در بطریهای پلاستیکی یا شیشهای نیز عرضه میشوند، دایت کوک تقریباً به طور انحصاری در قوطی آلومینیومی به فروش میرسد. این عامل شرکت را ناچار به تخصیص سهمیهای قوطیها و کاهش تبلیغات کرد. اما این تنها نوک کوه یخ بود. تویوتا که سالها به عنوان بزرگترین خودروساز جهان بر اوج کارایی زنجیره تأمین خود میبالید، از زمان آغاز جنگ تاکنون بیش از سه و نیم میلیارد دلار زیان گزارش کرده است. هر خودروی مدرن حاوی صدها قطعه آلومینیومی است از بلوک موتور گرفته تا چرخها و قطعات شاسی. زمانی که این فلز گران میشود یا به موقع در دسترس نیست، خط مونتاژ میلیونها خودرو متوقف میگردد. در ایالات متحده نیز بخش ساختمان که پیشتر خود را برای رونق پساکرونا آماده میکرد، ناگهان با کمبود سقفهای آلومینیومی، لولهها و قاب پنجرهها مواجه شد. خانههای نیمه کاره در حومه شهرها، یادآور رکود بزرگ سال ۲۰۰۸ بودند، اما این بار علت بحران یک تحریم یا ورشکستگی مالی نبود، بلکه چیزی به سادگی «نرسیدن آلومینیوم از خلیج فارس» بود.
در میان تمامی این آشفتگیها، نفتا را باید گرهگاهی تعیینکننده در به هم ریختگی اقتصاد جهانی دانست. نفتا که مایعی هیدروکربنی حاصل از فرآورش نفت خام است، هرچند نام آشنایی برای عموم ندارد، اما نقش آن در زندگی روزمره مردم جهان غیرقابل انکار است. نفتا ماده اولیه تولید اتیلن و پروپیلن است؛ دو گازی که به نوبه خود ستون صنعت پلاستیک را تشکیل میدهند. پیش از جنگ، تا هفتاد درصد نفتای مصرفی آسیا از تنگه هرمز عبور میکرد. با مسدود شدن این گذرگاه، قیمت نفتا در آسیا تقریباً دو برابر شد و اثر آن مانند آتشی در انبار مهمات، از یک صنعت به صنعت دیگر سرایت کرد. شاید ملموسترین مثال، صنعت دستکش لاتکس مصنوعی باشد. مالزی که نزدیک به نیمی از دستکشهای جهان را تولید میکند، با افزایش شدید قیمت نفتا مواجه شد. نتیجه آنکه قیمت هر جعبه هزار عددی دستکش لاتکس مصنوعی تا چهل درصد جهش یافت. این افزایش نه تنها بودجه بیمارستانها و مراکز درمانی را تحت فشار قرار داد، بلکه صنایع غذایی و نظافتی را نیز دچار مشکل کرد. در ژاپن، شرکت کالبی که چیپس و کراکر میگوی معروفی تولید میکند، با چالشی عجیب روبرو شد: کمبود جوهر چاپ. بله، خود جوهر نیز از فرآوردههای نفتی و تا حدی از نفتا مشتق میشود. اختلال در زنجیره نفتا سبب شد که کالبی برای مدتی بستهبندی محصولات خود را به سیاه و سفید تغییر دهد. این تصویر که یک برند بینالمللی مجبور میشود بستهبندی خوش طرح و رنگی خود را با جعبهای بیروح و تکفام تعویض کند، شاید بهترین تمثیل برای وضعیتی باشد که در آن زنجیرههای تأمین چنان در هم تنیده شدهاند که کمبود یک ماده میانی در خلیج فارس میتواند رنگ قوطی چیپس در توکیو را تغییر دهد.
اما پیچیدهترین و شاید خطرناکترین شاخه از این درخت اختلال، به امنیت غذایی جهان باز میگردد. فرآیند هابر-بوش که بیش از یک سده پیش انقلابی در تولید کود ایجاد کرد، همچنان وابسته به گاز طبیعی است. برای تولید آمونیاک که ماده اولیه اغلب کودهای نیتروژنه به شمار میرود، به گاز طبیعی به عنوان خوراک و منبع هیدروژن نیاز است. نزدیک به هفتاد درصد آمونیاک تولیدی جهان صرف کشاورزی میشود. حال آنکه دو سوم اوره - یکی از پرمصرفترین کودهای جامد کشاورزی - از خلیج فارس تأمین میگردد. با قطع مسیرهای حمل و نقل و متعاقب آن افزایش سرسامآور قیمت گاز طبیعی در بازارهای جهانی، تولید اوره در بسیاری از نقاط جهان کاهش یافت یا متوقف شد. کشاورزان در هند، برزیل، و بخشهایی از آفریقا که به کودهای ارزان وابستهاند، یکباره با قیمتهای نجومی و کمبود شدید اوره مواجه شدند. ارترین کازین، پژوهشگر برجسته در شورای آتلانتیک، در یادداشتی برای فارن پالیسی هشدار داد که «شالوده امنیت غذایی فردا به سرعت در حال فرسایش است.» این هشدار زمانی معنا پیدا میکند که بدانیم کاهش مصرف کود اوره مستقیماً به کاهش عملکرد گندم، برنج و ذرت منجر میشود. بدین ترتیب، آنچه از یک جنگ در خلیج فارس آغاز شد، به تدریج به افزایش قیمت نان در قاهره، کمبود برنج در جاکارتا و اعتراضات گرسنگان در پورتاوپرنس تبدیل خواهد شد.
در نهایت، نباید از تأثیر این اختلالات بر صنایعی به ظاهر محلی و سنتیتر همچون کاشی و سرامیک غافل شد. شهر موری در هند که دومین قطب بزرگ تولید سرامیک در جهان محسوب میشود، نمونهای بارز از آسیبپذیری زنجیرههای تأمین در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی است. حدود یک چهارم محصولات سرامیکی این شهر به خاورمیانه و اروپا صادر میشود. اما کورههای پخت سرامیک برای رسیدن به دمای بیش از هزار درجه سانتیگراد به پروپان و گاز طبیعی وابسته هستند. با افزایش قیمت و کاهش دسترسی به این سوختها در پی جنگ، از بیش از ششصد کارگاه و کارخانه تولید سرامیک در موری، نزدیک به چهارصد و پنجاه واحد به مدت چهل و پنج روز تعطیل شدند. این تعطیلی نه تنها صادرات را متوقف کرد، بلکه هزاران کارگر ماهر و غیرماهر را بیکار نمود. آنچه موری را به مثابه یک هشدار جهانی بدل میکند، این است که حتی صنایعی که تصور میشود ریشه در اقتصاد محلی دارند و کمتر با تحولات جهانی گره خوردهاند، در جهان امروز چنان به مواد اولیه، انرژی و حمل و نقل بینالمللی وابسته شدهاند که قطع یک تنگه در فاصله هزاران کیلومتر میتواند کورههای آنها را خاموش کند.
در یک کلام، دود جنگ خلیج فارس امروز در چشم صنایع جهانی نه تنها دیده میشود، بلکه نفس آنها را نیز گرفته است. از کمبود گوگرد برای استحصال نیکل گرفته تا نایاب شدن هلیوم برای دستگاههای امآرآی و از افزایش قیمت قوطی نوشابه تا تغییر رنگ بستهبندی چیپس در ژاپن، همگی روایت یک حقیقت اند: نظام اقتصاد جهانی که بر پایه «درست به موقع» و «حداقل موجودی انبار» و «بیشینه بهرهوری زنجیره تأمین» ساخته شده بود، به سادگی و در کمتر از چند ماه فروپاشید. شعار «همیشه قطعات میرسند، همیشه سوخت هست، همیشه مواد اولیه در دسترس هستند» اکنون به کابوسی تبدیل شده که طراحان لجستیک و مدیران ارشد شرکتها را از خواب میپراند. این فروپاشی درسی تلخ برای نسل فعلی تصمیمگیرندگان است: در جهانی که یک شریان آن در خلیج فارس بسته شود، هیچ کارخانهای در هیچ نقطه از کره خاکی از آسیب مصون نیست.
برچسب ها : صنایع جهانی اقتصادسرآمد خلیج فارس
-
توسعه صنایع فولاد از این پس باید در کنار دریا انجام شود
-
ازسرگیری پروازهای هما در مسیر تهران-کیش -تهران
-
پذیرهنویسی صندوق سرمایهگذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران
-
توسعه همکاریهای مشترک بانک تجارت و صندوق توسعه ملی در پروژههای بزرگ کشور
-
. ادامه حرکت بانک اقتصادنوین، بدون اضافه برداشت از بانک مرکزی
-
توسعه اتصالات ریلی منطقه، مسیر گسترش ترانزیت ایران را هموار میکند
-
سهم بیش از ۱۹ درصدی از کارتهای تراکنشدار
-
فرایند واگذاری شفا دارو بر مبنای الزامات قانونی و کارشناسی انجام شده است/ بانک ملی و آینده پویا نقشی در ارزش گذاری سهام، معرفی و تایید صلاحیت خریدار ندارند
-
حفاظت از ذخایر ماهیان خاویاری در اولویت سازمان شیلات قرار دارد
-
گردشگری در جزایر جنوبی متوقف است
-
تأکید معاون سابق امور دریایی سازمان بنادر بر ظرفیتهای گردشگری روستاهای ساحلی و حمایت از طرح «هر روستا یک سایت»
-
آغاز فصلی جدید در تفریح و گردشگری شهری تهران
-
ضرورت آموزش فعالان گردشگری دریایی جنوب برای مدیریت ریسک های ناشی از جنگ
-
مرگ خاموش فوکها در خزر
-
بازدید و بررسی پروژههای مسکن و بازآفرینی شهری در اهر و هریس
-
بازسازی پل B۱ مهرماه سال ۱۴۰۶ پایان مییابد
-
سهم صیادان از ثروت دریاپایه خلیج فارس چیست ؟
-
وابستگی گازمحور برق ایران و راهبردهای تنوع بخشی
-
چین به دنبال حفظ تجارت با ایران
-
تدوین نقشه راه همکاریها در کریدورهای پیشنهادی تهران به قزاقستان
