تاریخ انتشار:1405/6/1
«مَکُران» پتانسیل احیای صنعت آلومینیوم

«سرآمد» بررسی می‌کند؛

«مَکُران» پتانسیل احیای صنعت آلومینیوم

اقتصادسرآمد-  میثم زمانی فر -   وضعیت بازار آلومینیوم در جنگ تحمیلی سوم و پس از آن جنگ تحمیلی سوم که با حمله نظامی گسترده آمریکا و متحدانش به تأسیسات هسته‌ای و صنعتی ایران در بهار ۲۰۲۶ آغاز شد، بازار جهانی آلومینیوم را با شدیدترین شوک چند دهه اخیر مواجه کرد. حملات متقابل ایران به تأسیسات بزرگ آلومینیوم در امارات و بحرین در پایان مارس ۲۰۲۶، خسارتی سنگین به زنجیره تأمین جهانی وارد کرد و قیمت شمش آلومینیوم را تا آستانه ۳۴۶۸ دلار در هر تن رساند. مجتمع Al Taweelah امارات که سالانه ۱.۶ میلیون تن شمش و ۲.۴ میلیون تن آلومینا تولید می‌کرد، تعطیل شد و شرکت EGA اعلام کرد که احیای کامل آن تا یک سال به طول خواهد انجامید. کارخانه آلومینیوم بحرین (Alba) با تولید سالانه رکورد ۱.۶۲ میلیون تن، نیز آسیب دید و مجموع خروج حدود ۳.۲ میلیون تن آلومینیوم از زنجیره تأمین، پیش‌بینی می‌شود که بازار را از مازاد ۲۰۰ هزار تنی به کسری ۱.۳ میلیون تنی در سال آینده تبدیل کند. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، بیمه کشتی‌ها را بیش از ۳۰۰ درصد افزایش داد و شرکت آلومینیوم بحرین به دلیل اختلال در حمل‌ونقل، اعلام فورس ماژور کرد. کشورهای حاشیه خلیج فارس که تا ۸۰ درصد تولید خود را صادر می‌کنند، با این اختلال، بازارهای اروپا، آمریکا و آسیا را تحت تأثیر قرار دادند و برای نمونه، آمریکا بیش از یک‌پنجم واردات آلومینیوم خود را از امارات تأمین می‌کرد. پس از کاهش تدریجی تنش‌ها و آغاز مذاکرات آتش‌بس، بازار به‌تدریج به ثبات نسبی بازگشت، اما اعتماد به مسیرهای دریایی خلیج فارس برای ماه‌ها و سال‌ها مخدوش ماند و بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی، قراردادهای بلندمدت خود را به‌سمت تأمین‌کنندگان مناطق امن‌تر نظیر استرالیا، کانادا و کشورهای آفریقایی جابه‌جا کردند.


علت این اتفاقات در بازار
ریشه اصلی این شکنندگی در وابستگی شدید ساختاری صنعت آلومینیوم خلیج فارس به دو عامل بازمی‌گردد. نخست، وابستگی کامل به واردات مواد اولیه است؛ کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با وجود تبدیل شدن به قطب‌های بزرگ تولید شمش، فاقد ذخایر قابل‌توجه بوکسیت در داخل کشورهای خود هستند و امارات بوکسیت خود را عمدتاً از گینه و استرالیا وارد می‌کند و بحرین نیز از استرالیا و عربستان سعودی. حتی پیش از حملات ایران، محموله‌های بوکسیت به دلیل خطرات تردد در تنگه هرمز، مسیر خود را تغییر داده بودند. دوم، وابستگی کامل به تنگه هرمز به‌عنوان شاهرگ حیاتی؛ تقریباً تمام بوکسیت و آلومینای مورد نیاز کارخانه‌های امارات، بحرین و قطر از طریق این آبراه وارد می‌شود و هرگونه اختلال در آن، زنجیره تأمین را از کار می‌اندازد. به بیان تحلیلگران، این بحران، آسیب‌پذیری ساختاری را که سال‌ها در این صنعت نادیده گرفته شده بود، آشکار کرد و نشان داد که تمرکز تولید در منطقه‌ای با چنین شاهرگ پرخطری، یک نقطه شکست مطلق برای بازار جهانی محسوب می‌شود.

 جایگاه صنعت آلومینیوم کشورهای حاشیه خلیج فارس
امروزه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با تولید حدود ۹ درصد از آلومینیوم اولیه جهان، به یکی از قطب‌های اصلی این صنعت تبدیل شده‌اند. با این حال، برخلاف تصور رایج، این کشورها زنجیره ارزش کامل از معدن تا محصول نهایی را در اختیار ندارند؛ آنها عمدتاً در حلقه تولید شمش و آلومینا متمرکز هستند و محصولات خود را به شرکت‌های پایین‌دستی در سراسر جهان صادر می‌کنند که آنها را به ورق، پروفیل و قطعات صنعتی تبدیل می‌کنند. مدل اقتصادی این کشورها بر پایه انرژی ارزان و واردات مواد اولیه استوار است و به دلیل نداشتن معدن بوکسیت داخلی، کاملاً به واردات وابسته‌اند، هرچند عربستان سعودی با شرکت معدنی معادن (Ma’aden) که دارای معدن بوکسیت و پالایشگاه آلومینا است، تا حدی از این قاعده مستثناست. این مدل، علی‌رغم موفقیت‌های تجاری، در برابر بحران‌های ژئوپلیتیکی به‌شدت شکننده است.
‌‌
تاریخچه صنعت آلومینیوم ایران
ایران، بیش از نیم قرن پیش و در سال ۱۳۵۱، نخستین کارخانه تولید آلومینیوم اولیه را به بهره‌برداری رساند و به نخستین تولیدکننده آلومینیوم در خاورمیانه تبدیل شد. این آغازگر مسیری بود که می‌توانست ایران را به یکی از قطب‌های منطقه تبدیل کند. برخلاف کشورهای عربی، ایران دارای ذخایر بوکسیت است و از این جهت از مزیت نسبی برخوردار است، هرچند این ذخایر محدود هستند. با این حال، تحولات سیاسی و اقتصادی دهه‌های اخیر، این صنعت را از مسیر توسعه بازماند.

علت عقب‌ماندگی ایران با وجود قدمت و داشتن معدن
علی‌رغم پیشگامی تاریخی و داشتن منابع بوکسیت، صنعت آلومینیوم ایران به دلایل ساختاری متعددی از رقبای منطقه‌ای عقب مانده است. ناترازی شدید انرژی مهم‌ترین مانع محسوب می‌شود؛ تولید آلومینیوم به‌شدت انرژی‌بر است و محدودیت‌های برق در تابستان و کمبود گاز در زمستان، خطوط احیاء را با توقف و هزینه‌های سنگین مواجه می‌کند، در حالی که رقبای عربی از انرژی پایدار و اختصاصی بهره‌مندند. ضعف صنایع پایین‌دستی نیز به دلیل اختلاف قیمت شمش در بازار داخلی و خارجی و سیاست‌های ارزی، باعث شده واحدهای تولیدکننده محصولات نهایی توان رقابت با نمونه‌های خارجی را نداشته باشند و بخش قابل‌توجهی از شمش تولیدی به‌صورت خام صادر شود. عدم سرمایه‌گذاری در زنجیره ارزش، برخلاف مدل عربستان که به سمت یکپارچه‌سازی حرکت می‌کند، و همچنین بی‌ثباتی سیاست‌های کلان و تحریم‌های بین‌المللی، فضای سرمایه‌گذاری بلندمدت و دسترسی به فناوری را برای این صنعت مخدوش کرده است.

«مَکُران» پتانسیل احیای صنعت آلومینیوم و پیش‌نیازها
تجربه جنگ تحمیلی سوم، درس مهمی برای ایران دارد: کشورهای عربی با وجود سرمایه‌گذاری کلان، به دلیل وابستگی به واردات مواد اولیه و شاهرگ‌های دریایی، شدیداً آسیب‌پذیرند و این نقطه، جایی است که منطقه مکران می‌تواند به یک مزیت راهبردی تبدیل شود. در معماری نوین صنعت آلومینیوم، تنوع‌بخشی به زنجیره تأمین نه یک مزیت رقابتی، که شرط بقاست. موقعیت جغرافیایی مکران در سواحل دریای عمان، این ظرفیت را ایجاد کرده که ایران برای تأمین بوکسیت و آلومینای مورد نیاز خود، به یک سبد متنوع از تأمین‌کنندگان دسترسی داشته باشد و از انحصار تک‌منبعی که زنجیره‌های تأمین رقبا را تهدید می‌کند، رها شود. استرالیا به‌عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان بوکسیت در جهان با مسیری دریایی مستقیم، قزاقستان با ذخایر غنی معدنی و کریدورهای ترانزیتی رو به توسعه، و افغانستان با وجود ذخایر عظیم و بکر مواد معدنی در صورت ایجاد ثبات و اتصال ریلی، این سه‌گانه به ایران امکان می‌دهد تا در مقابل هرگونه اختلال سیاسی یا اقتصادی در یکی از منابع، گزینه‌های جایگزینی داشته باشد و وابستگی حیاتی خود را به حداقل برساند، در حالی که رقبای عربی نظیر امارات و بحرین، عملاً تک‌منبعی و وابسته به مسیرهای پرتنش هستند. نکته حائز اهمیت آنکه احیای صنعت آلومینیوم ایران، لزوماً به معنای متمرکز کردن تمامی حلقه‌های زنجیره در داخل مرزهای کشور نیست و سواحل شمالی عمان و مناطق آزاد آن، می‌توانند به‌عنوان بخشی از یک زیست‌بوم صنعتی مشترک با ایران همکاری کنند. بر اساس آخرین داده‌ها، عمان در حال تبدیل شدن به یک قطب نوظهور در صنعت آلومینیوم است؛ شرکت Sohar Aluminium با ظرفیت سالانه ۳۹۵ هزار تن شمش، یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های غیرنفتی عمان است که ۶۰ درصد تولید خود را به صنایع پایین‌دستی اختصاص می‌دهد. منطقه ویژه اقتصادی دقم نیز میزبان سه پروژه عظیم آلومینیوم سبز با سرمایه‌گذاری بالغ بر ۲.۴ میلیارد ریال عمان (بیش از ۶.۲ میلیارد دلار) و ظرفیت تولید سالانه ۵۳۰ هزار تن شمش و ۶۲۰ هزار تن بیلت و اسلب آلومینیوم است و شرکت Oman Aluminium Rolling Company با ظرفیت تولید ۱۴۰ هزار تن محصولات نورد شده، حلقه دیگری از این زنجیره در حال توسعه را تشکیل می‌دهد. این ظرفیت‌ها نشان می‌دهد که عمان با نگاه به توسعه خوشه‌های صنعتی یکپارچه، خود را برای نقشی فراتر از یک تولیدکننده صرف شمش آماده می‌کند.
با وجود این همسایگی پرتوان، آنچه ایران را به این بازی متصل می‌کند، صرفاً مجاورت جغرافیایی نیست و کشور ما برای بهره‌مندی از این فرصت، به برنامه‌ای مشخص و مشارکتی در حوزه آلومینیوم نیاز دارد. این برنامه باید شامل تعریف پروژه‌های مشترک با عمان، استفاده از زیرساخت‌های بندری و انرژی آن کشور، و ایجاد زنجیره‌های ارزش فرامرزی باشد. در داخل ایران نیز تحقق این چشم‌انداز، مستلزم تأمین گاز و برق پایدار است؛ خوشبختانه خط لوله هفتم سراسری گاز به چابهار رسیده و صنعت آلومینیوم به سهمیه‌ای مشخص از این گاز یا خطوط جدید انتقال نیاز دارد و باید نیروگاه‌های اختصاصی در کنار دریا احداث شوند تا برق مورد نیاز خطوط احیاء به‌صورت شبانه‌روزی تأمین گردد. تکمیل زیرساخت‌های بندری و حمل‌ونقل، ایجاد شهرک‌های صنایع پایین‌دستی برای تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و ارائه سیاست‌های تشویقی با ثبات سرمایه‌گذاری در منطقه آزاد چابهار، از دیگر پیش‌نیازهای اساسی این مسیر هستند.

جمع‌بندی نهایی
جنگ تحمیلی سوم نشان داد که صنعت آلومینیوم کشورهای عربی علی‌رغم عظمت ظاهری، بر پایه شیرازه‌ای شکننده از وابستگی به واردات و یک آبراه مخاطره‌آمیز استوار است. ایران با داشتن مزیت‌هایی مانند ذخایر بوکسیت داخلی، موقعیت امن مکران، دسترسی به چند منبع بین‌المللی (استرالیا، قزاقستان، افغانستان) و همسایگی با عمان به‌عنوان یک قطب نوظهور، می‌تواند از این نقطه ضعف رقبا استفاده کرده و جایگاه از دست‌رفته خود را احیا کند. اما تحقق این چشم‌انداز، منوط به تأمین گاز و برق پایدار، تکمیل زیرساخت‌ها، ایجاد زنجیره ارزش کامل در مکران و انعقاد برنامه‌های مشارکتی با همسایگان است. در غیر این صورت، حتی با وجود مزیت‌های تاریخی و جغرافیایی، ایران همچنان سهم خود را به رقبایی واگذار خواهد کرد که هرچند آسیب‌پذیرتر، اما همواره گام‌های بلندتری در سرمایه‌گذاری و توسعه برداشته‌اند. 

برچسب ها : صنعت آلومینیوم اقتصادسرآمد مکران

اخبار روز
ضمیمه