تاریخ انتشار:1405/6/2
«سرآمد» بررسی کرد؛
«شوک بیمه ریسک جنگ» به کشتیرانی جهان
اقتصادسرآمد- سعید قلیچی - تبعات اقتصادی جنگ تحمیلی از سوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و افزایش تنشهای نظامی در آبراه راهبردی تنگه هرمز، حالا بعد از چندماه به مرور در بازارهای مختلف خود را نشان میدهد. طی ماههای گذشته بازارهای جهانی به واسطه انسداد تنگه هرمز به عنوان مسیری که ۲۰درصد انرژی جهان از این مسیر به بازارها میرسید، شاهد افزایش قیمت نفت بوده است. از طرف دیگر با اعمال محدودیت برای تردد کشتیها در این آبراه استراتژیک موجب شده تا برخی از تحلیلگران درباره احتمال ایجاد اشکال در چرخه تامین جهانی صحبت کنند.
به گزارش اقتصادسرآمد، روی دیگر انسداد تنگه هرمز و ایجاد تنش در تنگه بابالمندب بهعنوان دو آبراه راهبردی در بازارهای انرژی و چرخه تامین جهانی، افزایش هزینههای مربوط به تردد کشتیهاست. همچنین افزایش تنشهای نظامی در این مسیرهای آبی موجب شده تا ریسک جنگ افزایش پیدا کرده و در نتیجه آن هزینه مربوط به بیمه کشتیرانی در جهان افزایش قیمت زیادی را تجربه کند. برخی گزارشها حاکی از این است که در حال حاضر نرخ بیمه کشتیهای عبوری از تنگه هرمز از ۰.۲۵ درصد ارزش محموله به ۱۲.۵ درصد رسیده است. این افزایش ۵۰ برابری، هزینه انتقال نفت و کالا از یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان را بهشدت بالا برده است.
بازارهای بیمه دریایی در پی افزایش تنشها و ناامنی در تنگه هرمز و بابالمندب، وارد مرحله جدیدی شدهاند. این روند منجر به جهش نرخهای بیمهای «ریسک جنگ» شده، صرفه اقتصادی ترانزیت از این دو تنگه راهبردی را با چالش مواجه کرده و سایه تورم را بر سر زنجیره تامین جهانی گسترش داده است. این در حالی است که بررسیها خبرنگار «اقتصاد سرآمد» از آخرین گزارشهای منتشر شده توسط شرکت رهگیری «Kpler» حاکی از این است که دادههای ردیابی کشتیها در حال حاضر تصویری از بازاری محتاط و کمتردد را نشان میدهد.
سایه بیمه جنگ بر تجارت جهان
بررسی گزارشهای منتشر شده از سوی رویترز، بلومبرگ و سایر منابع خبری بینالمللی نشان میدهد که نرخ بیمه کشتیهای عبوری از تنگه هرمز از ۰.۲۵ درصد ارزش محموله به ۱۲.۵ درصد رسیده است. این افزایش ۵۰ برابری، هزینه انتقال نفت و کالا از یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان را بهشدت بالا برده است. این نرخ، اضافهبیمه «ریسک جنگ» نام دارد و شرکتهای بیمه آن را برای پوشش خسارتهای احتمالی ناشی از حوادث دریایی دریافت میکنند. هرچه احتمال آسیب به کشتی بیشتر شود، این نرخ نیز بالاتر میرود؛ رقم فعلی نشان میدهد بیمهگران ریسک عبور از هرمز را در بالاترین سطح چند سال اخیر ارزیابی میکنند. تحلیلگران جهش به ۱۲.۵ درصد را بیسابقه میدانند. آنها میگویند تداوم این روند به میزان کاهش یا افزایش حوادث دریایی در ماههای پیش رو بستگی دارد.
در روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، بازار بیمه دریایی تقریباً بلافاصله واکنش نشان داد. خبرگزاری رویترز در ۶ مارس گزارش داد که نرخ بیمه ریسک جنگ برای کشتیها به حدود ۳ درصد ارزش بدنه رسیده بود؛ در حالی که پیش از آغاز درگیری حدود ۰.۲۵ درصد بود. برای یک نفتکش با ارزش ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار، همین افزایش به معنای پرداخت حدود ۷.۵ میلیون دلار حق بیمه جنگ برای یک سفر پرریسک بود؛ در حالی که رقم پیش از جنگ حدود ۶۲۵ هزار دلار محاسبه میشد. این روند در ماههای بعد متوقف نشد. گزارش S&P Global در ۲۲ ژوئیه نشان داد که حق بیمه اضافی ریسک جنگ برای عبور از هرمز به ۷.۵ تا ۱۰ درصد ارزش بدنه کشتی رسیده است؛ در حالی که چند هفته پیش از آن این نرخ حدود یک تا سه درصد بود.
برای یک کشتی ۱۳۰ میلیون دلاری، نرخ ۷.۵ درصد یعنی حدود ۹.۷۵ میلیون دلار هزینه بیمه اضافی و نرخ ۱۰ درصد یعنی حدود ۱۳ میلیون دلار. به همین دلیل، Lloyd’s List نیز گزارش داده است که برای برخی نفتکشها، قیمت بیمه یک سفر پرریسک هرمز میتواند از ۱۰ میلیون دلار فراتر برود. کارشناسان معتقدند که این اعداد پیام روشنی برای بازار دارند؛ به این معنا که در برخی موارد، هزینه بیمه یک سفر از هزینه اقتصادی خودِ حمل بار فاصله گرفته و به یکی از تعیینکنندهترین مؤلفههای تصمیم برای عبور یا عدم عبور تبدیل شده است.
در بازار بیمه دریایی اصطلاح Additional War Risk Premium یا حق بیمه اضافی ریسک جنگ اهمیت ویژهای پیدا کرده است. این هزینه جدا از بیمه عادی بدنه و ماشینآلات کشتی محاسبه میشود و مستقیماً به سطح ریسک منطقه وابسته است. موسسه S&P Global در گزارشی درباره بازار بیمه هرمز اعلام کرده است که این نرخ در دوره پیش از جنگ حدود ۰.۱ تا ۰.۱۵ درصد ارزش کشتی بود، اما در مقاطع بحران به چندین برابر این سطح رسید. حتی در مقطعی که نرخها در اواخر مارس کاهش پیدا کرده بود، بیمهگران اعلام کردند نرخ حدود یک درصد همچنان تا هشت برابر سطح پیش از جنگ است. با این حساب میتوان گفت مسئله فقط «گران شدن بیمه» نیست؛ بلکه ریسک جنگ به یک هزینه دائمی برای هر سفر تبدیل شده است.
تبعات پرریسک شدن همزمان دو تنگه راهبردی
اهمیت اقتصادی این تحول در آن است که هرمز و بابالمندب دو گلوگاه مکمل در شبکه تجارت جهانی هستند. تنگه هرمز، خروجی اصلی انرژی خلیج فارس به سمت اقیانوس هند است و بابالمندب، حلقه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و مسیر دریایی میان آسیا و اروپا محسوب میشود. هرگاه یکی از این دو مسیر دچار اختلال شود، امکان تغییر مسیر وجود دارد؛ اما وقتی ریسک در هر دو نقطه افزایش مییابد، گزینههای جایگزین نیز پرهزینهتر میشوند. خبرگزاری رویترز در ژوئیه گزارش داد که کشتیهایی که از بابالمندب دوری میکنند، ناچار به حرکت در اطراف دماغه امید نیک میشوند؛ مسیری که زمان و هزینه سفر را افزایش میدهد.
براساس گزارشهای موجود کشتی برای عبور از منطقه جنگی باید بیمه بیشتری بپردازد؛ و اگر تصمیم به عبور نگیرد، باید هزینه سوخت، زمان و مسافت بیشتر را بپذیرد. به باور کارشناسان و تحلیلگران یکی از اشتباهات رایج در تحلیل اقتصادی بحرانهای دریایی این است که افزایش حق بیمه را هزینهای محدود به مالک کشتی تصور کنیم. این در حالی است که در واقع، این هزینه در زنجیره تأمین حرکت میکند. مالک کشتی هزینه بیمه را در کرایه حمل لحاظ میکند. شرکت واردکننده، کرایه بالاتر را در قیمت تمامشده کالا محاسبه میکند. پالایشگاه نیز هزینه حمل نفت را در قیمت فرآورده وارد میکند. در نهایت بخشی از این هزینه میتواند به مصرفکننده منتقل شود.
تلاش بیحاصل از سوی آمریکا
بیمهگران دریایی در موقعیت دشواری قرار گرفتهاند. از یک سو، اگر پوشش بیمهای ارائه نکنند، تجارت در منطقه عملاً متوقف میشود. از سوی دیگر، پذیرش ریسکهای بسیار بزرگ میتواند توان مالی شرکتهای بیمه و بازار اتکایی را تحت فشار قرار دهد. اقدامات انجام شده طی ماههای گذشته نشان میدهد که بحران بیمه دریایی دیگر صرفاً مسئلهای میان مالک کشتی و شرکت بیمه نیست؛ بلکه به مسئلهای در سطح امنیت انرژی و سیاست اقتصادی دولتها تبدیل شده است. از طرف دیگر واکنش شرکتهای کشتیرانی به بحران نیز بهتدریج در حال تغییر شکل تجارت جهانی است.
فایننشال تایمز در گزارشی مدعی شده است که دولت ایالات متحده آمریکا تلاش کرده تا شکاف قیمتی ایجاد شده در نتیجه افزایش ریسک جنگ و رشد قیمت بیمهها را از طریق برنامه بیمه ۴۰ میلیارد دلاری و توسط شرکت تازه تاسیس توسعه مالی ایالات متحده کاهش دهد. هدف این امر، بازگرداندن جریان کشتیرانی به تنگه هرمز و در نتیجه، اعمال فشار نزولی بر قیمت جهانی نفت بود. اما این برنامه نیز عملا نتیجهبخش نبود و این بودجه ۴۰ میلیارد دلاری هرگز مورد استفاده قرار نگرفته است.
در چنین شرایطی باید توجه داشت که بخش عمدهای از بیمه دریایی جهان هنوز از طریق لویدز لندن انجام و سندیکاهای آن در قیمتگذاری و محاسبه ریسکهای خاص تخصص دارند. به باور برخی از کارشناسان، ابتکارات پیشگفته ایالات متحده تا حدودی، در راستای تضعیف تسلط بریتانیا بر این بخش هم بوده که البته آن نیز تاکنون با شکست مواجه شده است.
سنجش انسداد یا بازگشایی تنگه با نرخ بیمه
کارشناسان معتقدند که تنگه هرمز علاوه بر جایگاه راهبردی جغرافیایی در حال حاضر و با افزایش تنشهای نظامی در منطقه تبدیل به گلوگاه بیمهای هم شده است. در همین ارتباط جهانی، کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرنگار «اقتصاد سرآمد» میگوید: «کشتی برای عبور از هرمز به پوشش بیمهای نیاز دارد و بیمهگر برای صدور پوشش مذکور با ریسکی مواجه است که میتواند در چند دقیقه سرمایه قابل توجهی را به خسارت تبدیل کند و مالک کشتی نیز ممکن است ترجیح دهد کلاً وارد مسیر نشود».
گزارشها حاکی از این است که برخی شرکت های دیگر در حال بازبینی شرایط بیمهنامههای خود بودند که واکنش پساحمله به سه نفتکش بود و نرخ بیمه ریسک جنگ در خلیج فارس از حدود ۲ درصد ارزش کشتی به نزدیک ۳ درصد رسید و احتمال افزایش آن تا ۵ درصد نیز مطرح شد. در چنین شرایطی رفتار بیمهگران از نظر فنی قابل درک است. بیمهگر در برابر ریسکی قرار دارد که فراوانی آن ممکن است قابل برآورد باشد لکن شدت خسارت بالقوه آن کلان خواهدبود. جهانی در این رابطه میگوید: «قیمتگذاری بیمه براساس الگوی گذشته نگر دیگر پاسخگو نبوده و نرخ دهی به ارزیابی لحظهای تهدید، مسیر، نوع کشتی، ارزش محموله و وضعیت امنیتی وابسته میشود».
برای بازگشت واقعی کشتیرانی به هرمز، اعلام باز بودن تنگه که این روزها از سوی مقامهای دولت آمریکا و در برخی از رسانهها مطرح میشود، تا حدود زیادی با واقعیتهای قابل مشاهده تفاوت دارد. جهانی با اشاره به اینکه نرخ بیمه و ریسک جنگ یکی از مهمترین پارامترهایی است که با رصد آن میتوان وضعیت بازگشایی یا انسداد تنگه هرمز را مورد بررسی قرار داد، میگوید: «آنچه از زاویه فنی بیمهگری قابل بررسی است، وضعیت تردد منظم کشتیها و تاثیر آن بر نرخ بیمه ریسک جنگ است. اگر این عوامل بررسی شوند، وضعیت امروز از انسداد یا بازگشایی واقعی هرمز قابل ارزیابی خواهد بود. در واقع، بازگشایی واقعی هرمز را میتوان از روی نرخ بیمه سنجید».
بازارهای بیمه دریایی در پی افزایش تنشها و ناامنی در تنگه هرمز و بابالمندب، وارد مرحله جدیدی شدهاند. این روند منجر به جهش نرخهای بیمهای «ریسک جنگ» شده، صرفه اقتصادی ترانزیت از این دو تنگه راهبردی را با چالش مواجه کرده و سایه تورم را بر سر زنجیره تامین جهانی گسترش داده است. این در حالی است که بررسیها خبرنگار «اقتصاد سرآمد» از آخرین گزارشهای منتشر شده توسط شرکت رهگیری «Kpler» حاکی از این است که دادههای ردیابی کشتیها در حال حاضر تصویری از بازاری محتاط و کمتردد را نشان میدهد.
سایه بیمه جنگ بر تجارت جهان
بررسی گزارشهای منتشر شده از سوی رویترز، بلومبرگ و سایر منابع خبری بینالمللی نشان میدهد که نرخ بیمه کشتیهای عبوری از تنگه هرمز از ۰.۲۵ درصد ارزش محموله به ۱۲.۵ درصد رسیده است. این افزایش ۵۰ برابری، هزینه انتقال نفت و کالا از یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان را بهشدت بالا برده است. این نرخ، اضافهبیمه «ریسک جنگ» نام دارد و شرکتهای بیمه آن را برای پوشش خسارتهای احتمالی ناشی از حوادث دریایی دریافت میکنند. هرچه احتمال آسیب به کشتی بیشتر شود، این نرخ نیز بالاتر میرود؛ رقم فعلی نشان میدهد بیمهگران ریسک عبور از هرمز را در بالاترین سطح چند سال اخیر ارزیابی میکنند. تحلیلگران جهش به ۱۲.۵ درصد را بیسابقه میدانند. آنها میگویند تداوم این روند به میزان کاهش یا افزایش حوادث دریایی در ماههای پیش رو بستگی دارد.
در روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، بازار بیمه دریایی تقریباً بلافاصله واکنش نشان داد. خبرگزاری رویترز در ۶ مارس گزارش داد که نرخ بیمه ریسک جنگ برای کشتیها به حدود ۳ درصد ارزش بدنه رسیده بود؛ در حالی که پیش از آغاز درگیری حدود ۰.۲۵ درصد بود. برای یک نفتکش با ارزش ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار، همین افزایش به معنای پرداخت حدود ۷.۵ میلیون دلار حق بیمه جنگ برای یک سفر پرریسک بود؛ در حالی که رقم پیش از جنگ حدود ۶۲۵ هزار دلار محاسبه میشد. این روند در ماههای بعد متوقف نشد. گزارش S&P Global در ۲۲ ژوئیه نشان داد که حق بیمه اضافی ریسک جنگ برای عبور از هرمز به ۷.۵ تا ۱۰ درصد ارزش بدنه کشتی رسیده است؛ در حالی که چند هفته پیش از آن این نرخ حدود یک تا سه درصد بود.
برای یک کشتی ۱۳۰ میلیون دلاری، نرخ ۷.۵ درصد یعنی حدود ۹.۷۵ میلیون دلار هزینه بیمه اضافی و نرخ ۱۰ درصد یعنی حدود ۱۳ میلیون دلار. به همین دلیل، Lloyd’s List نیز گزارش داده است که برای برخی نفتکشها، قیمت بیمه یک سفر پرریسک هرمز میتواند از ۱۰ میلیون دلار فراتر برود. کارشناسان معتقدند که این اعداد پیام روشنی برای بازار دارند؛ به این معنا که در برخی موارد، هزینه بیمه یک سفر از هزینه اقتصادی خودِ حمل بار فاصله گرفته و به یکی از تعیینکنندهترین مؤلفههای تصمیم برای عبور یا عدم عبور تبدیل شده است.
در بازار بیمه دریایی اصطلاح Additional War Risk Premium یا حق بیمه اضافی ریسک جنگ اهمیت ویژهای پیدا کرده است. این هزینه جدا از بیمه عادی بدنه و ماشینآلات کشتی محاسبه میشود و مستقیماً به سطح ریسک منطقه وابسته است. موسسه S&P Global در گزارشی درباره بازار بیمه هرمز اعلام کرده است که این نرخ در دوره پیش از جنگ حدود ۰.۱ تا ۰.۱۵ درصد ارزش کشتی بود، اما در مقاطع بحران به چندین برابر این سطح رسید. حتی در مقطعی که نرخها در اواخر مارس کاهش پیدا کرده بود، بیمهگران اعلام کردند نرخ حدود یک درصد همچنان تا هشت برابر سطح پیش از جنگ است. با این حساب میتوان گفت مسئله فقط «گران شدن بیمه» نیست؛ بلکه ریسک جنگ به یک هزینه دائمی برای هر سفر تبدیل شده است.
تبعات پرریسک شدن همزمان دو تنگه راهبردی
اهمیت اقتصادی این تحول در آن است که هرمز و بابالمندب دو گلوگاه مکمل در شبکه تجارت جهانی هستند. تنگه هرمز، خروجی اصلی انرژی خلیج فارس به سمت اقیانوس هند است و بابالمندب، حلقه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و مسیر دریایی میان آسیا و اروپا محسوب میشود. هرگاه یکی از این دو مسیر دچار اختلال شود، امکان تغییر مسیر وجود دارد؛ اما وقتی ریسک در هر دو نقطه افزایش مییابد، گزینههای جایگزین نیز پرهزینهتر میشوند. خبرگزاری رویترز در ژوئیه گزارش داد که کشتیهایی که از بابالمندب دوری میکنند، ناچار به حرکت در اطراف دماغه امید نیک میشوند؛ مسیری که زمان و هزینه سفر را افزایش میدهد.
براساس گزارشهای موجود کشتی برای عبور از منطقه جنگی باید بیمه بیشتری بپردازد؛ و اگر تصمیم به عبور نگیرد، باید هزینه سوخت، زمان و مسافت بیشتر را بپذیرد. به باور کارشناسان و تحلیلگران یکی از اشتباهات رایج در تحلیل اقتصادی بحرانهای دریایی این است که افزایش حق بیمه را هزینهای محدود به مالک کشتی تصور کنیم. این در حالی است که در واقع، این هزینه در زنجیره تأمین حرکت میکند. مالک کشتی هزینه بیمه را در کرایه حمل لحاظ میکند. شرکت واردکننده، کرایه بالاتر را در قیمت تمامشده کالا محاسبه میکند. پالایشگاه نیز هزینه حمل نفت را در قیمت فرآورده وارد میکند. در نهایت بخشی از این هزینه میتواند به مصرفکننده منتقل شود.
تلاش بیحاصل از سوی آمریکا
بیمهگران دریایی در موقعیت دشواری قرار گرفتهاند. از یک سو، اگر پوشش بیمهای ارائه نکنند، تجارت در منطقه عملاً متوقف میشود. از سوی دیگر، پذیرش ریسکهای بسیار بزرگ میتواند توان مالی شرکتهای بیمه و بازار اتکایی را تحت فشار قرار دهد. اقدامات انجام شده طی ماههای گذشته نشان میدهد که بحران بیمه دریایی دیگر صرفاً مسئلهای میان مالک کشتی و شرکت بیمه نیست؛ بلکه به مسئلهای در سطح امنیت انرژی و سیاست اقتصادی دولتها تبدیل شده است. از طرف دیگر واکنش شرکتهای کشتیرانی به بحران نیز بهتدریج در حال تغییر شکل تجارت جهانی است.
فایننشال تایمز در گزارشی مدعی شده است که دولت ایالات متحده آمریکا تلاش کرده تا شکاف قیمتی ایجاد شده در نتیجه افزایش ریسک جنگ و رشد قیمت بیمهها را از طریق برنامه بیمه ۴۰ میلیارد دلاری و توسط شرکت تازه تاسیس توسعه مالی ایالات متحده کاهش دهد. هدف این امر، بازگرداندن جریان کشتیرانی به تنگه هرمز و در نتیجه، اعمال فشار نزولی بر قیمت جهانی نفت بود. اما این برنامه نیز عملا نتیجهبخش نبود و این بودجه ۴۰ میلیارد دلاری هرگز مورد استفاده قرار نگرفته است.
در چنین شرایطی باید توجه داشت که بخش عمدهای از بیمه دریایی جهان هنوز از طریق لویدز لندن انجام و سندیکاهای آن در قیمتگذاری و محاسبه ریسکهای خاص تخصص دارند. به باور برخی از کارشناسان، ابتکارات پیشگفته ایالات متحده تا حدودی، در راستای تضعیف تسلط بریتانیا بر این بخش هم بوده که البته آن نیز تاکنون با شکست مواجه شده است.
سنجش انسداد یا بازگشایی تنگه با نرخ بیمه
کارشناسان معتقدند که تنگه هرمز علاوه بر جایگاه راهبردی جغرافیایی در حال حاضر و با افزایش تنشهای نظامی در منطقه تبدیل به گلوگاه بیمهای هم شده است. در همین ارتباط جهانی، کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرنگار «اقتصاد سرآمد» میگوید: «کشتی برای عبور از هرمز به پوشش بیمهای نیاز دارد و بیمهگر برای صدور پوشش مذکور با ریسکی مواجه است که میتواند در چند دقیقه سرمایه قابل توجهی را به خسارت تبدیل کند و مالک کشتی نیز ممکن است ترجیح دهد کلاً وارد مسیر نشود».
گزارشها حاکی از این است که برخی شرکت های دیگر در حال بازبینی شرایط بیمهنامههای خود بودند که واکنش پساحمله به سه نفتکش بود و نرخ بیمه ریسک جنگ در خلیج فارس از حدود ۲ درصد ارزش کشتی به نزدیک ۳ درصد رسید و احتمال افزایش آن تا ۵ درصد نیز مطرح شد. در چنین شرایطی رفتار بیمهگران از نظر فنی قابل درک است. بیمهگر در برابر ریسکی قرار دارد که فراوانی آن ممکن است قابل برآورد باشد لکن شدت خسارت بالقوه آن کلان خواهدبود. جهانی در این رابطه میگوید: «قیمتگذاری بیمه براساس الگوی گذشته نگر دیگر پاسخگو نبوده و نرخ دهی به ارزیابی لحظهای تهدید، مسیر، نوع کشتی، ارزش محموله و وضعیت امنیتی وابسته میشود».
برای بازگشت واقعی کشتیرانی به هرمز، اعلام باز بودن تنگه که این روزها از سوی مقامهای دولت آمریکا و در برخی از رسانهها مطرح میشود، تا حدود زیادی با واقعیتهای قابل مشاهده تفاوت دارد. جهانی با اشاره به اینکه نرخ بیمه و ریسک جنگ یکی از مهمترین پارامترهایی است که با رصد آن میتوان وضعیت بازگشایی یا انسداد تنگه هرمز را مورد بررسی قرار داد، میگوید: «آنچه از زاویه فنی بیمهگری قابل بررسی است، وضعیت تردد منظم کشتیها و تاثیر آن بر نرخ بیمه ریسک جنگ است. اگر این عوامل بررسی شوند، وضعیت امروز از انسداد یا بازگشایی واقعی هرمز قابل ارزیابی خواهد بود. در واقع، بازگشایی واقعی هرمز را میتوان از روی نرخ بیمه سنجید».
برچسب ها : کشتیرانی جهان اقتصادسرآمد شوک بیمه ریسک جنگ
اخبار روز
-
کاهش ۲۹ درصدی صید کیلکای گیلان؛ کاهش صید در هر شب دریایی با وجود ثبات فعالیت ناوگان
-
کشورهای منطقه نظامهای حملونقل انعطافپذیرتری را ایجاد کنند
-
دیدار معاون هماهنگکننده نیروی دریایی ارتش با خانواده شهدای جنگ رمضان
-
افتتاح بخش دیگری از محور اردبیل-سرچم؛ تسهیل ارتباط اردبیل و مرکز کشور
-
بررسی علمی سواحل کاسپین در دستور کار است
-
پیشنهاد اختصاص عوارض برای مدیریت پسماند در شمال کشور
-
معبر لجستیکی S۱۵ ماکو با اعتبار ۹۵۷ میلیارد ریال افتتاح شد
-
نشست تخصصی مدیریت بحران در بندر چابهار
-
لزوم تغییر پارادایم در مدیریت پروژههای زیرساختی در شرایط تحریم، بحران و محاصره
-
از تزریق ۳۶۶ مگاوات توان جدید به شبکه تا تدابیر ویژه برای ارتقای تابآوری زمستانی برق استان مازندران
-
شمارش معکوس بهره برداری راهآهن چابهار- زاهدان
-
رکورد مازاد تجاری چین با اتحادیه اروپا
-
نقش محوری امنیت انرژی جهانی در ثبات اقتصادی جهانی
-
ضرورت تقویت توان رقابتی کامیونهای ایرانی در بازارهای بینالمللی
-
پایان معطلیهای طو لانی در مرزها
-
سوءتفاهم شرقگرایی
-
حضور وزیر راه و شهرسازی درمراسم افتتاحیه هشتمین همایش تجاری حمل و نقل بین المللی راه ابریشم جدید در قزاقستان
-
فیلم | تاب آوری صنعت کشتی سازی ایران در شرایط جنگی کشور
-
اکبری: چابکسازی و بهرهوری، اولویت بانک ملی ایران است
-
ذینفعان روندهای فاسد مانع خروج بانکها از بنگاهداری میشوند
